نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
736 subscribers
225 photos
9.97K videos
1 file
6.87K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
تو را باید کمی بیشتر دوست داشت
کمی بیشتر از یک همراه
کمی بیشتر از یک همسفر
کمی بیشتر از یک آشنای ناشناس!
تو را باید...
اندازه تمام دلشوره هایت
اندازه اعتماد کردن ات
تو را باید با تمام حرف هایی که در چشمانت موج می‌زند
با تمام رازهایی که در سینه داری دوست داشت
تو را باید همانند یک هوای ابری
یک شب بارانی
یک آهنگ قدیمی
یک شعر تمام نشدنی
همانند یک ملو درامِ کلاسیکِ عاشقانه ی فرانسوی
همانند یک آواره ی عاشق دوست داشت!
تو را باید هنگامی که موهایت را تاب می‌دهی
هنگامی که پشت پنجره ی اتاقِ خاطرات ات...
چشم میدوزی به برگ هایِ روانِ پاییز
هنگامی که دیوار شب را با سکوت ات میشکنی
هنگامی که آغوشی میخواهی از جنس آرامش
تو را باید فراتر از لمسِ تَن ات دوست داشت
فراتر از اختلالات هورمونی!
برای دوست داشتنت باید غرور را رها کرد!


دخترانِ ماه سرزمینم
روزتان مبارک❤️

#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
Forwarded from اتچ بات
پنجشنبه ها
هوای عشق رساناتر است!
هر کجا که هستی;
کمی
"دوستت دارم"
خیراتم کن...

دلم برای
زندگی تنگ شده است!!!


#راحله_جمالیان

@Dekogram🎙
Forwarded from اتچ بات
جمعه...
تنهایی نمیچسبد،
جمعه یار میخواهد،
باران میخواهد،
دلبر و دلدار میخواهد،
جمعه کسی را میخواد
که همراه تمام عاشقانه هایت شود
اگر دلت گرفت کسی را میخواهد که روزت را شیرین کند..
جمعه هیچ وقت تنهایی نمیچسبد..


#صبور_پورزارع

@Dekogram
Forwarded from اتچ بات
با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن
با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من

با تواَم لعنتیِ خالي از احساس بفهم
بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم

لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن
پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن

لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن

باورم كن كه به چشمان تو معتاد منم
پادشاهی كه به جنگ آمد و افتاد منم

قافیه باختم و شعر سرودم یعنی
به هر آن كس كه تو را دید، حسودم یعنی...

نفسم بندِ تو و درد مرا می خواند
بعدِ تو حسرت دنیا به دلم می ماند...

‌#پویاجمشیدی

@Dekogram🎙
Forwarded from اتچ بات
هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدم
خودم را زدم به فراموشی
اما کجای این فراموشی به فراموشی می ماند؟ وقتی هر شب به وقت تنهایی ام سراغی از خاطراتت می گیرم
لب پنجره می ایستم
خیره به نقطه ای نامعلوم
میبینمت که می خندیدی که می رقصیدی که در آغوشم آرام می شدی
فرق زیادی ست جانم
فرق زیادی ست بین کسی که فراموش می کند با کسی که خودش را به فراموشی می زند...!

#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
انگار من پشت میزِ کافه‌ای

در حال خواندن شعری بوده‌ام

و تو در آن سوی میز،

سر بر دستانت گذاشته گوش می‌کرده‌ای...

شِکر کدام شعر عاشقانه را به فنجانت بریزم،

که جور دربیاید با چای چشم های تو؟

معنای پنهان شده در گات‌های زرتشت

که زاینده‌رود از شانه‌ات می‌گذرد!

تنها تو می‌توانی بزرگترین آرزوی مرا

در عکسی به کوچکیِ یک قوطی کبریت

خلاصه کنی!


وقتی گونه‌ات را بر ساعدت تکیه می‌دهی

باران از راست به چپ می‌بارد،

خورشید از چپ به راست طلوع می‌کند

و خطِ فارسی از پایین به بالا نوشته می‌شود...

و من گم می‌کنم دستِ چپ و راستم را

وقتی تو -در عکسی حتا -

کهرباهای دوگانه‌ی چشمانت را به من می‌دوزی!


می‌توانم به احترامِ نگاهت

نظمِ جهان را به هم بزنم!

بنویسم!


بالا

به

پایین

از

را

فارسی

می‌توانم



می‌توانم باران را وادار کنم افقی ببارد

و به خورشید فرمان دهم از چپ به راست طلوع کند

تا تو دوباره همه چیز را عادی ببینی!

همه چیز را به جز من

که دیوانه‌وار

در حال زیر و رو کردن جهانم برای تو

و هرگز به چشمت نمی‌آیم!



#یغما_گلرویی

@Dekogram🎙
‌تمامِ فانوس هایِ جهان را هم که
روشن کنی ،
شب- شب است !
مرا ببوووس ...
آدم دلش که روشن باشد ، تمام شب هایِ تاریخ را هم طاقت می آورد...

#معصومه_صابر

@Dekogram🎙
Forwarded from اتچ بات
سرکلاس بودم که پیامش روی صفحه ی گوشی نقش بست!
نیشم تا بناگوش باز شد
به رسم عادت اسمم را صدا زده بود!
پاسخم یک دقیقه به تاخیر می‌افتاد پشت هم بیست پیام می‌داد که کجایی و چرا جواب نمی‌دهی وُ گریه وُ قهر وُ فحش وُ از این قبیل!
نه اینکه شک داشته باشد، نه!
فقط این سبکی دل بردن را بلد بود، شیرین لوس می‌شد، اداهایش نمک داشت، خلاصه ملس بود ناکس!
چند لحظه گوشی را خاموش کردم که عصبانی شود و منت بکشم!
اما هیچ خبری نبود!
زدم بیرون و شماره اش را گرفتم...یک بوق دو بوق سه وُ چهار وُ پنج...که جواب داد
این جانم گفتن یعنی اکراه داشتم جوابت را بدهم
اما با همین جانم گفتن‌اش از خر هم خرتر شدم و بی سلام و الو گفتم قربانت بشوم یا فدا فدا ؟!
اصلا نگفت خدا نکند اصلا دلش هم نریخت
گفت تلفنی نمی‌توانم، پیام می‌دهم!
نگران بودم و منتظر خبری ناگوار!
یا نمی‌توانست حرف بزند یا خجالت می‌کشید نفس به نفس بگوید یا...یاخدا یعنی چه شده بود ؟!
داشتم ناخون می‌جویدم که پیام داد
خیلی بی مقدمه گفت تمام...دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم.
خیلی حرف ها را بی مقدمه گفت، داشت بی مقدمه دفنم می‌کرد.
دلیل نخواستم و گفتم تمام. خدا حافظ.
گفتم خداحافظ که یک ساعتِ دیگر زنگ بزند و بخندد و بگوید خوب شوکی بهت وارد کردم و این ها...!
هر روز سر ساعت 7، قرارِ تماس داشتیم اما خبری نشد
تنها که شدم صورتم تب کرد...نمی‌خواستم یادم بیاید که چند وقتی ست رفتارش عوض شده...نمی‌خواستم قبول کنم!
یعنی چه که تمام شد؟
دلیل خواستم و هی حرف زد و ابله فرضم کرد.
نه...انگار جدی بود.
هر چه می‌گفتم...هر چه منطق می‌آوردم حرفِ لامنطق خودش را می‌زد.
بی دلیل قصد رفتن داشت اما نباید کم می‌آوردم، باید می‌جنگیدم باید نگه اش می‌داشتم...خب با رفتنش فقط نمی‌رفت که، جان می‌برد! دل می‌برد! نگاه می‌برد و از همه بدتر خاطره می‌گذاشت
نباید تسلیم می‌شدم، گفتم باید برای آخرین بار ببینمت...سر همان اولین قرار!
گفتم ببینم اش تا شاید حرف و شعر و بوسه یادش بیافتد و دلش دوباره برایم بلرزد.
آمد، از همیشه زیباتر آمد.
اما نه! بی تفاوت بود...دلش که نلرزید هیچ، دست و تن من را هم با سردیِ نگاهش لرزاند!
می‌لرزیدم و حتی گرفتن دستانش هم آرامم نمی‌کرد!
خنده دار بود
هی از من فاصله می‌گرفت!
من تا مرگ یک قدم فاصله داشتم و او میگفت دیرم شده!
کودک که بودم به هنگام ترس، آقای معلم را به خدا و امام و قرآن قسم می‌دادم خطکشم نزند!
ترسیده بودم و به خدا و امام و قرآن قسمش دادم که با رفتنش کتک که چه! اعدامم نکند.
اما نمی‌شنید
رفت
ادای ماندن را در آوردم
و برای همیشه
در آخرین قرار جا ماندم...

#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
باز هم شب شد
و باز هم خودم را به هر راهی می‌زنم
ختم می‌شود به تو
مشخصاً به چشمانت...

#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
.
جمعه ها
انگار دلم مستقل میشود، خود مختار میشود
می رود و می آید و خودش را به در و دیوار میکوبد
به یاد می آورد، خاطره هم می زند،
معجونی می سازد که سر دلمان بماند!
جمعه ها عصر دلم در دلش رخت می شوید،
دلش هم در من!
جمعه ها عصر دلم یواشکی هایش را هوار میزند!

ولی خب...
ما که تحویل نمی گیریم ذلیل مرده را!
ما که از این دنیا زیاد کشیدیم عزیز
این یکی هم..


#حامد_نیازی

@Dekogram🎙
نه
نگران نباش !
از کنارت که رد میشوم
طور عجیبی ادای غریبگی در می آورم
که خودم هم شک میکنم
این تپیدن های نا منظم قلب و
این آشوب دلم
به خاطر توست !!

نگران نباش
از کنارت که رد میشوم
طوری دندانهایم را روی هم میفشارم
که دهانم غلط کند
به اعتراف دوست داشتنت
باز شود
و دستانم را طوری
درون جیبهام حبس میکنم
که به شوق گرفتن دستهات
از تنم جدا نشوند !!

نگران نباش
هیچ کس نخواهد فهمید
این آبادیه از درون ویران
تمام حجم درونش را
وقف داشتنت کرده است

نه
لطفاً
نگران من هم نباش

خوب بودن را
خوب بلد شده ام بازی کنم ...

#هستی_دارایی

@Dekogram🎙
‍ .

دلم بی قرار بود
و همرنگ شب سیاه و سرد
تا تو همان فرشتهٔ بی بال و پر
آمدیُ ماه شبهای تاریک من شدی
آغوشت را با دوستت دارم های بی منت، پُر کردی
حال هر شب از دشت پر زه لاله ات
که با بوی بهار نارنج مخلوط شده است
و بین دو لبان توست
غنچه ای را می چینم
با بویش مست می شوم
گاهی هم که آشوب هستم
با شیرینی اش چای قند پهلویم را می نوشم
و گوشهٔ کوچهٔ آغوشت آرام می گیرم
آرام در گوشت میگویم عشقم
تو هم می گوی جانم
این کلمه معجزه می کند
به رویا میروم، کاش می شد ماندهٔ عمرم را در آغوشت اسیر بمانم
چون تو تنها پناهگاه امن من هستی
می خواهم زیر آوار مهربانیت
کنار چشمهایت برایت جان بدم
مرا ببخش که ارتش دست و پا شکستهٔ کلماتم
نمی توانند حق آغوش بهشتی ات را با شعرهایم ادا کنند

#محمدامین_تیمورزاده

@Dekogram🎙
‌.

عاشقانه هایم کجا
به پای صبح بخیرهایت میرسد
تو لب باز کنی...
تمام غزل های دنیا
از صبح بخیر هایت میریزد...


#لیلا_صابری_منش

#صبح_بخیر_دلبر_جان

☺️❤️

@Dekogram
.

همیشه غایبِ من، همیشه حاضری ..
مثل بغض
بر سینه‌ام نشسته‌ای ..
مثل ابر در آسمانم، مثل وهم در جانم،
زمان را شکسته‌ای ..
همیشه غایبِ من ،همیشه حاضری،
تا پلک می‌زنم
سرازیر می‌شوی ...


#عباس_معروفی

@Dekogram🎙
_
خورشید را بگو
که نتابد ز پشت ابر
چون صبح من
به خنده‌ات آغاز میشود...


#فاطمه_دشتی
#دلبر_جان
😊🌞

@Dekogram🎙
جمعه هایی که
"بی تو "
میگذرند
بیهوده ترین لحظه هات زندگی من هستند...
کاش این جمعه
اخرین جمعه
"بی تو"
باشد...

#الناز_حاجیوندی
#تو

@Dekogram🎙
.

لطفا بنشین روی بال خیالم
برویم خاطره گردی
انقدر حواسم پرت چشم هایت خواهد شد
که به جای اولین دیدار
میروم به آخرین بوسه...
این بار قول میدهم آنقدر کشش دهم
که چشمهایت را باز کنی و با من بمان را از چشمهایم بخوانی!
برویم؟

#حامد_نیازی

@Dekogram🎙
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ می‌کردی
ﺑﺎﺩ ﻭﺯﯾﺪﻥ می‌گرفت !
ﺍﯾﻦ خشک سالی
ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﺟﺰ ﻣﻦ هیچ‌کس
ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭﺍ نمی‌داند !
ﺑﺎﺩ ﺩﻝ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺗﻮ
ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ کرده‌ای

#نزار_قبانی

@Dekogram🎙
راستش من دلم ميخواست تو با بقيه فرق كني!
دوست داشتم اگه همه صبح به صبح يه بار زنگ ميزدن و حالمو ميپرسيدن، تو روزي سه بار زنگ ميزدي تا جوياي حالم شي!
دوست داشتم وقتي مريض ميشم اگه همه بايه پيام بهم توصيه ميكردن كه زودتر برم دكتر، تو سريع خودتو ميرسوندي جلو در خونه و زنگ ميزدي ميگفتي "بيا پايين، با خودم ميريم دكتر"
راستش دلم ميخواست وقتي همه هفته اي يه بار از سر دلتنگي بهم سر ميزدن، تو هفته اي هفت بار دلتنگم ميشدي و به ديدنم ميومدي!
دلم ميخواست
وقتي تولدم ميشد
به جاي اينكه مثل همه ي آدما يه پيغام تبريك بفرستي براي رفع تكليف
به ديدنم ميومدي و از روزا قبل به اين فكر ميكردي كه چجوري ميتوني خوشحالم كني!
خب من دلم ميخواست تو با همه ي آدماي اطرافم فرق كني!
اگر قرار بود مثل "همه" باشي
خب همه بودن!
من دوست داشتم تو "خاص" باشي
نه كسي شبيه به همه!
يه خاصِ تكرار نشدني!
نه كسي كه حرفاش، وجودش، نگاهش
به اندازه همه ي آدما باشه!
تو بايد بيشتر بودي!
بيشتر از همه ي آدما!
اما نبودي!

#نیلوفر_رضایي

@Dekogram🎙