نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
736 subscribers
225 photos
9.97K videos
1 file
6.87K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
من فقط مي دانم
دليل زنده ماندن درخت ها
اين صبح هاي فصول
و کودکان کيف هاي تهي از روز
تو هستي
من گياه ندارم
تا از تو با او
گفتگو کنم
اگر در بهار به خانه ي ما آمدي
نام گياهان خانه ات را
با درخت کوچه ي ما بگو.

#احمدرضا_احمدی

@Dekogram🎙
.

پنجشنبه ات بخیر
کُجایی؟!
چِه میکنی؟!

اینجا شلوغ کرده خیالَت،
درونِ من...



شهناز امیرمجاهدی



@Dekogram🎙
شبیه بُغضی که
از یک مسیر طولانی به گلو رسیده باشد،
پنج‌شنبه از راه رسید تا
به جبر تقویم
وعدهٔ دلگیریِ جمعه‌ای را دهد که
غروب غم‌زده‌اش
راه شکستن را
پیش پای بغض‌های مقیم گلو می‌گذارد

#حمیدرضا_هندی
@Dekogram🎙
تا کجا
تا کی به ندیدن باید عادت کرد
هنوز به خود نیامده ام و از دوریت
سوگوارم..
من با تو به آرامش میرسم و تو...
تو نیستی و من خوابِ دریا را نمیبینم
بی تو
تمامِ واژه ها را میسوزانم
لحظه ها را اشک میریزم
و شب هارا بیدار میمانم
فریادهایم از حنجره سر در نمی آرند
سکوتِ جانسوزم
تورا فریاد میزند
نمیدانم چه بنویسم
اما نوشتن تنها راهِ ممکن است
من با تو به آرامش میرسم و
تو
نیستی...

#شیواصداقتنیا

@Dekogram🎙
دعوت کن من و شب را
به خانه ات...
به یک میهمانی سه نفره
در غباری از سکوت
قصه دوست نداشتنم را تعریف کن
به شب تکیه می دهم
و دستهایم را ستون چانه ام می کنم
زل می زنم به چشمهایی که نمی بیند مرا
آرام آرام
به اوج میرسم از طنین صدایت
حتی با شنیدن این قصه تلخ....


#سوده_آریا

@Dekogram🎙
وقتی به تو فکر می کنم
تازه می فهمم چقدر بسیارم من
به این همه اندک!

هرکجا کلمه کم می آورم
تورا بلند به نام کوچکت آواز می دهم
بی برو برگرد
هفت شب و هفت روز تمام
می بینی دارد از آسمان واژه می بارد.

تو محشری دختر...!
من خسته نمی شوم
من همچنان تا آخر دنیا
با تو خواهم آمد.
من همان پیاده پیشگویی هستم
که از ادامه آرام عشق
هرگز توبه نخواهم کرد.

#سید_علی_صالحی

@Dekogram🎙
دلبستگی اعتياد مياره.
اينو از همون لحظه‌ای كه حس می‌كنی کسی بايد باشه و نيست می‌شه فهميد، فقط بديش اينه كه خودت وقتی متوجه می‌شی كه كار از كار گذشته.
يه روزی كه خيلی ديره، می‌فهمی اعتياد به دوست داشتن، نه می‌كُشتت كه راحت بشی، نه كمپ داره تا ترك كنی. فقط مثل شمع می‌سوزونتت كه آب بشی.
يه روزی كه خيلی ديره، سرت رو می‌گيری توی دوتا دستت و به اين فكر می‌كنی كه چطور بعضيا آفريده می‌شن كه شبانه روز دوست داشته بشن، به اين فكر می‌كنی كه چرا به دنيا اومدی كه ديده نشی؟

به كی بگی؟ يه روزی كه نمی‌دونی كـِي بود، با پای خودت رفتی تا توی دنيای يكي ديگه گم بشی. تلخه كه بفهمی هيچ‌كدوم از اين راهها برای رسيدن نبودن. تلخه كه بفهمی، وقتی برگردی بايد حرفات رو به خودت بزنی.

گاهی يه حرفايی رو نمی‌شه زد.
يه اشكايی رو نمی‌شه ريخت.
يه چشمايی رو نمی‌شه شست.
بايد دلبسته باشی تا بفهمی؛
يه دردايی رو تا آخر عمر بايد كشيد.

دلبستگی، اعتياد مياره.

👤 پویا جمشیدی

@Dekogram🎙
.

داشتنت ...
مثل نم نم باران جاده ی شمال ...
مثل مستی بعد از اولین پیک های شراب ...
مثل خواب بعد از ظهر ...
مثل بوسه های تند و یواشکی ...
مثل آهنگهای قدیمی کریسدی برگ ،
مثل دیالوگهای فیلم شب یلدا،
مثل آن بغلی که عاشقت است ، جدا نمی شود ، تنهایت نمی گذارد ...
و مثل برگشتن آدمی که سال ها منتظرش بودی ...
آی می چسبد ،
آی می چسـبــــد!!


منیره یاری پور


@Dekogram🎙
‍ ...
من مسافرم ..

هر صبح
بر بال ِ شعرهایم می نشینم
آسمانها پرواز می کنم
دریاها می نَوَردم
سپیدها می سرایم تا ..
پیدایت کنم ..
راستی
روزه ی مسافر ِ عاشقی که
قصد کرده یک عمر با تو باشد ، چه حکمی دارد ؟

#مریم_رضایی_حامی

@Dekogram🎙
اگر آمدی
خبرم کن
در خانه بمانم
که از اندوه نمیرند
شمعدانی‌های منتظر و ماهی‌های حوض
و لبخندی که بشوق بر لبانم می‌بندد
که تو بیایی ُ کسی خانه نباشد

#سید_علی_صالحی

@Dekogram🎙
در برابر این همه ستاره‌ی عریان
این همه باران بى سوال،
یا چند آسمان بلند وُ
چند ترانه از خواب کودکى،
تو حاضرى باز آوازى از همان پسینِ پُر بوسه بخوانى!؟
 
من دلم گرفته، خوابم خراب
گهواره ام شکسته است،
حالا چه وقت گفتن از پرنده، از قفس،
از قفس هاى در بسته است!؟
 
پس بیا به خاطر یک گل سرخ،
یک لحظه‌ی درست،
یک یادِ ساده از همان سالِ بوسه ها،
برویم بالاى بالاى آسمان،
پشت پیراهنِ بى الفباى نور،
دست بر پرده خاطراتى از ماه دلنشین بپرسیم:
تو حاضرى باز آوازى از همان شب پر گریه بخوانى!؟
 
ماه هم دلش گرفته، خوابش خراب،
گهواره اش شکسته است.
دیگر چه وقت گفتن از رودِ گریه وُ
آن راز سر بسته است؟!
 
#سید_علی_صالحى.         @Dekogram🎙
.
فرقی ندارد کجایی،اما...
دلت که هوایم را کرد
گل های حیاط را صدا کن حوالی ات نفس بکشند
این هوا
هوای خرداد است
حتی اگر میانه ی زمستان باشی!
دلت که هوایم را کرد
پلکهایت را ببند
کمی به من فکر کن و بعد...
از چشم های قهوه ای ات دو فنجان برایمان بریز!!
دلت که هوایم را کرد
موهایت را بباف
آسمان را سر کن!
رنگین کمان هم روی صورتت میهمان کن و خورشید را بپوش!
دلت که هوایم را کرد صدایم بزن
پنجره را باز کن و چند قدم عقب تر بایست!
من هنوز برای رسیدن به آغوشت کودکانه می دوم!
خلاصه دلت که هوایم را کرد
هوایی ام کن!
حالا این تو،این دلت و این دلم!
بسم الله...

#حامد_نیازی

@Dekogram🎙
دلم بی قرار بود
و همرنگ شب سیاه و سرد
تا تو همان فرشتهٔ بی بال و پر
آمدیُ ماه شبهای تاریک من شدی
آغوشت را با دوستت دارم های بی منت، پُر کردی
حال هر شب از دشت پر زه لاله ات
که با بوی بهار نارنج مخلوط شده است
و بین دو لبان توست
غنچه ای را می چینم
با بویش مست می شوم
گاهی هم که آشوب هستم
با شیرینی اش چای قند پهلویم را می نوشم
و گوشهٔ کوچهٔ آغوشت آرام می گیرم
آرام در گوشت میگویم عشقم
تو هم می گوی جانم
این کلمه معجزه می کند
به رویا میروم، کاش می شد ماندهٔ عمرم را در آغوشت اسیر بمانم
چون تو تنها پناهگاه امن من هستی
می خواهم زیر آوار مهربانیت
کنار چشمهایت برایت جان بدم
مرا ببخش که ارتش دست و پا شکستهٔ کلماتم
نمی توانند حق آغوش بهشتی ات را با شعرهایم ادا کنند

#محمدامین_تیمورزاده

@Dekogram🎙
...
امید ِ وصل ِ تو دارم
به صد نیاز امشب ..

تویی که قدر ِ تو قدر ِ
هزار شب ِ قدر است !..

#مریم_رضایی_حامی


▪️@Dekogram🎙
یک زمان هایی هست که برای بهتر شدنِ حالت ، زمان می خواهی
دلت میخواهد بی هیچ توضیحی گوشه ای بنشینی و بدون دخالت آدم ها باخودت خلوت کنی ، دستی به قفسه ی خاک گرفته ی افکارت بکشی ، تا شاید بتوانی با خودت کنار بیایی و آرامش را به روزهایت برگردانی .
دقیقا نمی دانی چرا ،اما حالت خوب نیست و اگر تمامِ دنیا هم جمع شوند ، نمی توانند برایِ تو کاری کنند
که هر کاری کنند تو خوب نمی شوی ...
گاهی همه چیز دست به دست هم می دهد تا تو به این نتیجه برسی ؛
که یک حرف هایی را نمی توان زد
و یک بغض هایی را نمی توان شکست
گاهی جایی از زندگی قرار می گیری که بعد از آن به تمام آدم های کلافه ای که می خواهند تنها باشند حق می دهی .
همان جایی که خودت هم دقیقا نمی دانی مشکلت با خودت و با دنیا چیست
فقط کمی زمان می خواهی و سکوت ، همین !

#نرگس_صرافیان_طوفان

@Dekogram🎙
🍂🍁🍂


باز هم پنجشنبه است!
خودت بگو
دست در دست دلتنگی هایم
در کدامین خیابان بگردم تا قلم و کاغذ
جای خالیت را بهانه نکنند...
همه جای شهر نشان از تو دارد و
شعرهایم، هوای تو...



شفیقه_طهماسبی

☔️🌻
@Dekogram🎙
#داستانک

«ای کاش دوستت نداشتم»

همیشه به همه میگفت عاشق معشوقه‌تون نشید، همیشه حرفشو میزد، همیشه میگفت «عاشقش که بشی رفتن شروع میشه» همیشه لفظشو میومد که جدایی اجتناب ناپذیره و اتفاق میُفته ... انقدر گفت و گفت و گفت که رفت توو دلمون حرفاش، انقدر گفت که باور کردیم .. بعد که نوبت خودش شد، همه‌چی یادش رفت، دل داد، عاشق شد، دل برد، مغلوب شد، دل باخت، دیوونه شد، تموم زندگیش شد یه آدم، تموم دنیاش شد یکی که میگفت محاله از هم دور بشن.. اما حرفای قبلا رو یادش رفته بود، میگن عاشق که میشی کور میشی، راست میگن اما کم گفتن، مراعات کردن، وگرنه که هم کور میشی هم کر میشی هم زبون نفهم میشی، هم بی عقل، هم بی‌منطق و....
همه‌ی اینا شده بود، داشت با خودش کلنجار میرفت، یه روز اومد گفت کاش دوسش نداشتم، اونجوری عذاب جفتمون کمتر بود، بهش گفتم یادت رفته حرفاتو؟! فکر میکردی برای خودت قانونات جواب نمیده؟!... واقعیت همونایی بود که توو زمانی که فارغ بودی گفتی، توو عاشقیا همه خوب بلدن حرف بزنن. بارون بود و گونه‌هاش شده بودن یه دشت حاصلخیز،
آروم که گرفت رفت... من موندم و یادآوری تموم اون مدتی که بهت اصرار میکردم شروعش نکنیم، که اشتباهه هر چیزی بیشتر از اینی که الان هستیم و داشتن و بودن برای ما که از دوتا سیاره‌ی دوریم تعریف نشده... یادم میفته اون روزا رو یادم میفته شروع‌مونو و پیش خودِ الانم هزار بار تکرار میکنم و میگم که «ای کاش دوستت نداشتم»... اما دلم یه نگاه به عقلم میندازه و میگه: «خفه‌شو موجودِ پر سلولِ عاقلِ بی‌احساس» 🙃......

#علی_سید_صالحی

@Dekogram🎙
ماجرا خیلی ساده بود
من فقط رفتم تا عطر بخرم
آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت و شیشه ی عطری آورد
هنوز سلام هم نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت:
ce parfum est cos pour vous
یعنی این عطر خیلی به شما می آید!
بو کردم و دیدم بله همان قبلی ست
گفتم نه اشتباه میکنید این عطر اصلا به من نمی آید! لطفا عوضش کنید.
شیرین باشد و خنک!
با تعجب رفت و عطر دیگری آورد و بدون اینکه بو کنم گفتم همین خوب است
هنگام رفتن گفت ببخشید:
اما سلیقه ی همراهتون بهتر بود، عطر قبلی رو میگم.
خندیدم و زدم بیرون
درست میگفت بنده ی خدا...
اما آن عطر قبلی به من نه! به تو می آمد
به تو می آمد وقتی سرت را روی سینه ام ول میکردی و....
اصلا ولش کن
من فقط آمده بودم این عطر را عوض کنم
مثل چند روز قبل که مدل موهایم را عوض کردم!
یا هفته ی پیش که نحوه ی خندیدنم را!
یا ماه قبل که طرز نگاه کردنم را!
من همه ی چیزهایی که دلت را میبرد، همه ی آن چیزهایی که به تو می آمد را عوض کردم
شاید فردا نوبت خانه و پس فردا شهرم...
نمیدانم
اما بگو ببینم تو قرار است تا کی همراهم باشی؟!
کم کم دارم خودم را هم عوض میکنم...
تو چرا نمیروی از من!؟
هیچ فکر کردی که میتوانستم بروم از یک عطر فروشی دیگر عطر بخرم؟!
اصلا چرا رفتم اینجا هر چند میدانستم من را میشناسد و امکان دارد این حرف ها را بزند
هر چند میدانستم اما رفتم
میدانی....
خودزنی فقط این نیست که
چاقو برداری و بیفتی به جانت
یا خودت را به در و دیوار بزنی
یا چه میدانم
با سر بروی توی شیشه!
گاهی گوش دادنِ یک آهنگ
پیاده روی در یک خیابان
یا همین ماجرای ساده ی خریدن عطر

از خودزنی هم خود زنی تر است....
تو چرا نمیروی از من؟!

#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
حالا که از من دوری
مراقب خودت باش.
مراقب اشک هایت که بی من نریزند.
مراقب دلت که بی من نگیرد.
مراقب خنده هایت که بی من کسی نبیند.
مراقب دست هایت باش.
چشم هایت حتی
این ها همه اش امانت است
پیش تو
حالا که دستم از دست هایت کوتاست
آغوشم از آغوشت دور
مراقب بی قراری هایت باش.
مبادا بی من کسی
آرام جانت شود.
مبادا.....

#عادل_دانتیسم

@Dekogram🎙
وقتی صدای تو را دیدم
از برگ‌های دفترِ شعرش
بر روی زخمِ کهنه‌ی این سینه
مَرهَم نهادم‌‌ و آرام‌ گِریستم!

وقتی صدای تو را دیدم
از حادثه نهَراسیدم
عُصیانِ لحظه‌‌های سکوتم بود
که‌آرام بوسیدی
آرام بوسیدم

رنگِ صدای تو آبی بود
همرنگِ بغضِ چکاوک‌ها
آبی‌تر از نوایِ خوشِ دریا
یا چون سکوت،پس از رویا

رویای هجرتِ بَرگی خشک
در اِنزوای درختی پیر
رنگ صدای تو آبی بود
آبی‌ترین رنگ،رنگِ بی‌ تکثیر

آری صدای تو را دیدم
آن دم دِگر هیچ نپُرسیدم
ساکن شدم چو موج به این ساحل
بَس مومنانه...
تو را پرَستیدَم!

من با صدای تو آرامَم
آبی‌ترین غزلی که عاشقم با آن
من از صدای تو دل‌کوکم
نامِ شماست...
حضرتِ باران!

#حامد_نیازی

@Dekogram🎙
می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که توو هر آدمی یک جور بروز میکنه. یکی بدبین میشه، یکی مهربون میشه، یکی غمگین میشه، یه سری هم از ترس واگیردار بودن رها می کنن میرن!
من تنها حسی که دارم دلتنگیه، ولی یه سوال مثل خوره افتاده توو سرم، اگه دیگه دلتنگ کسی نشم چی؟

#روزبه_معین
😕

@Dekogram🎙