تو در تمام اتفاقهای جهان دست داری
آخرین سرباز،
آخرین گلولهی خشاب را میبوسد وُ
آرزوی تو را...
ملوانی بر بیکران ِدریا،
چشم به انتهای آبی میدوزد وُ
چشمان ِتو را...
عابری خسته،
شالگردنش را از هراس ِباد،
محکمتر گره میزند وُ
موهای تو را...
باران،
تن ِخیابان را میپوشاند وُ
اشکهای تو را...
خورشید،
آسمان را پرواز میکند وُ
خیال ِتو را...
فصلها،
تقویم را خط میزنند وُ
رفتن تو را...
شکوفهای،
بر بلندای هیمالیا میشکفد وُ
لبخند تو را...
آینه،
موهای سپیدش را میشمارد وُ
خاطرات تو را...
ناتمام ِبرفآلود ِبیابان،
گرگ ِتنها را خسته میکند وُ
نبودن تو را...
دو نفر،
طولانیترین خیابان دنیا را قدم میزنند وُ
حسرت تو را...
نیستی وُ
اتفاقها میاُفتند؛
ولی تو در همهشان حضور داری...
وَ در بینشانترین کنج ِخلوت ِدنیا،
ساعتها، ثانیهها، لحظهها میایستند
تا شاعری،
قهوهاَش را یخ کند وُ
دستهای تو را...
تو
در تمام ِاتفاقهای جهان
دست داری.
#رحمان_نقي_زاده
@Dekogram🎙
آخرین سرباز،
آخرین گلولهی خشاب را میبوسد وُ
آرزوی تو را...
ملوانی بر بیکران ِدریا،
چشم به انتهای آبی میدوزد وُ
چشمان ِتو را...
عابری خسته،
شالگردنش را از هراس ِباد،
محکمتر گره میزند وُ
موهای تو را...
باران،
تن ِخیابان را میپوشاند وُ
اشکهای تو را...
خورشید،
آسمان را پرواز میکند وُ
خیال ِتو را...
فصلها،
تقویم را خط میزنند وُ
رفتن تو را...
شکوفهای،
بر بلندای هیمالیا میشکفد وُ
لبخند تو را...
آینه،
موهای سپیدش را میشمارد وُ
خاطرات تو را...
ناتمام ِبرفآلود ِبیابان،
گرگ ِتنها را خسته میکند وُ
نبودن تو را...
دو نفر،
طولانیترین خیابان دنیا را قدم میزنند وُ
حسرت تو را...
نیستی وُ
اتفاقها میاُفتند؛
ولی تو در همهشان حضور داری...
وَ در بینشانترین کنج ِخلوت ِدنیا،
ساعتها، ثانیهها، لحظهها میایستند
تا شاعری،
قهوهاَش را یخ کند وُ
دستهای تو را...
تو
در تمام ِاتفاقهای جهان
دست داری.
#رحمان_نقي_زاده
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
میشه نری...؟
حداقل حالا نرو، حالا که هوا سرده بذار یه کم بعد
پا که میذارم زمین یخه
به هر چی دست میزنم یخه
رو تخت که دراز می کشم یخه
بذار فکر کنم هستی، فکرم بره سمتِ تو، یخ نبنده
نرو، خب...؟ حالا نرو
یه وقتی برو که دلِ آدم بغل نخواد، لرزِ ش نگیره
یه جوری برو که جات سوز نیاد، آدم نَچاد، عطسش نگیره
بابام میگفت پیر اگه زمستونو رد کنه زنده می مونه
بذار دلِ منم این زمستونو با تو رد کنه، دردش نگیره
نرو، خب...؟ توو این سرما نرو
توو این سوزِ لعنتی که میزنه به استخونا نرو !
▫️پریسا_زابلی_پور
@Dekogram🎙
حداقل حالا نرو، حالا که هوا سرده بذار یه کم بعد
پا که میذارم زمین یخه
به هر چی دست میزنم یخه
رو تخت که دراز می کشم یخه
بذار فکر کنم هستی، فکرم بره سمتِ تو، یخ نبنده
نرو، خب...؟ حالا نرو
یه وقتی برو که دلِ آدم بغل نخواد، لرزِ ش نگیره
یه جوری برو که جات سوز نیاد، آدم نَچاد، عطسش نگیره
بابام میگفت پیر اگه زمستونو رد کنه زنده می مونه
بذار دلِ منم این زمستونو با تو رد کنه، دردش نگیره
نرو، خب...؟ توو این سرما نرو
توو این سوزِ لعنتی که میزنه به استخونا نرو !
▫️پریسا_زابلی_پور
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد
ی بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟
ی بار طرز کار لباسشویی و میپرسید ؟
ی بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو ؟
بهش گفتم چی شده؟
کته پختن و مامانتم بلده ،لباسشویی دفترچه داره ،از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون ،
به جای این بهوونه ها دلیل اصلیتو بگو ...
گفت :نمیخوام فراموشم کنی ،گفت دوس دارم وقتی بهت زنگ میزنم جوابمو بدی چون میدونی گیر کردم ،
گفت بلدم کته بپزم ،اما حس میکنم اگه تو بدونی دارم کته میخورم بهت نزدیک ترم ،گفت میتونم لباسشویی راه بندازم ،اما دلگرم میشم وقتی میفهمی ٧کیلو لباس کثیف دارم ،
گفت فقط دوس دارم حالا ک رفتی باز تو زندگیم باشی ،
دوس دارم هر جا گیر کردم ،مطمئن باشم ک تو جوابمو میدی ...
من بعد اونروز دیگه جوابشو ندادم ،اون باید میفهمید دیگه منی وجود ندارم،آدم ی بار ناامید بشه،بهتره از اینکه هر روز امیدوار به چیز نامعلوم(:
#پویا_رفیعی
@Dekogram🎙
ی بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟
ی بار طرز کار لباسشویی و میپرسید ؟
ی بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو ؟
بهش گفتم چی شده؟
کته پختن و مامانتم بلده ،لباسشویی دفترچه داره ،از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون ،
به جای این بهوونه ها دلیل اصلیتو بگو ...
گفت :نمیخوام فراموشم کنی ،گفت دوس دارم وقتی بهت زنگ میزنم جوابمو بدی چون میدونی گیر کردم ،
گفت بلدم کته بپزم ،اما حس میکنم اگه تو بدونی دارم کته میخورم بهت نزدیک ترم ،گفت میتونم لباسشویی راه بندازم ،اما دلگرم میشم وقتی میفهمی ٧کیلو لباس کثیف دارم ،
گفت فقط دوس دارم حالا ک رفتی باز تو زندگیم باشی ،
دوس دارم هر جا گیر کردم ،مطمئن باشم ک تو جوابمو میدی ...
من بعد اونروز دیگه جوابشو ندادم ،اون باید میفهمید دیگه منی وجود ندارم،آدم ی بار ناامید بشه،بهتره از اینکه هر روز امیدوار به چیز نامعلوم(:
#پویا_رفیعی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
بیخوابیهایِ مُمتدْ
توهمِ داشتنَت
و بارانی که یکتا شاهدِ تنهاییِ مَدفونم بود
قدمهایِ ناموزونْ
پشتِ ایستگاههای تکراری
نگاهِ پژمرده که چقدر بویِ مرگ میدهد
وانمود میکنم که هستی،وانمود میکنم که هستم
وانمود کردن آسان است
این رگها بویِ خون نمیدهند
و این بیخوابی مرا آزرده میکند
تکرارِ یک موسیقی که مُهر شده به ناممان
میتوانستیم تا اَبد زیرِ باران برقصیم
اما تنم خشک است،نگاهم ثابت به رویِ دری که هیچگاه باز نمیشود
سرد است
میگویند رفتهای
میگویند بعد از تو مُردهام،با یک سقوطِ آزاد...
ولی من فقط بیخوابم...
#مهدیس_دانافر
@Dekogram🎙
توهمِ داشتنَت
و بارانی که یکتا شاهدِ تنهاییِ مَدفونم بود
قدمهایِ ناموزونْ
پشتِ ایستگاههای تکراری
نگاهِ پژمرده که چقدر بویِ مرگ میدهد
وانمود میکنم که هستی،وانمود میکنم که هستم
وانمود کردن آسان است
این رگها بویِ خون نمیدهند
و این بیخوابی مرا آزرده میکند
تکرارِ یک موسیقی که مُهر شده به ناممان
میتوانستیم تا اَبد زیرِ باران برقصیم
اما تنم خشک است،نگاهم ثابت به رویِ دری که هیچگاه باز نمیشود
سرد است
میگویند رفتهای
میگویند بعد از تو مُردهام،با یک سقوطِ آزاد...
ولی من فقط بیخوابم...
#مهدیس_دانافر
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
🍂🍁🍂
بعضی ها هستند که یک جوره خاصی هستند،جمله های عاشقانه ی زیادی توی دست و بالشان نیست و شاید برای اینکه اولین دوستت دارم را از زبانشان بشنوی باید ماه ها صبر کنی...!
بارها به دلت شک می افتد که آیا دوستم دارد یا نه؟!
آدم هایی که مثل فیلم های هندی نمیتوانند کارهای عجیب و غریب برایت بکنند اما چیزی توی چشمهایشان است که دلت را قرص می کند. بودن در کنارشان بیشتر از عشق بوی امنیت می دهد. آنقدر خوب هستند که رفته رفته می شوند قلب زندگی مان، اگر نباشند دق می کنیم. حرف اول اسمشان برای ساختن دنیایمان کافیست...آنقدر مهربان هستند که دیوانه وار و با چشمهای بسته عاشقشان می شویم...
با اینکه شاعر نیستند و تا بحال کسی شعری از زبانشان نچیده اما آنقدر دوستمان دارند که روزی شاعر خواهند شد. چشم هایشان کلمه های گنگ را شعر خواهد کرد.
صبح ها برایمان چای شعر دم خواهند کرد و شب ها کنار ماه و ستاره مخاطب خاص شعرهایشان خواهیم شد
برای این بعضی ها باید چشم بسته جان دهی،،، ❤️
#صفا_سلدوزی
@Dekogram🎙
بعضی ها هستند که یک جوره خاصی هستند،جمله های عاشقانه ی زیادی توی دست و بالشان نیست و شاید برای اینکه اولین دوستت دارم را از زبانشان بشنوی باید ماه ها صبر کنی...!
بارها به دلت شک می افتد که آیا دوستم دارد یا نه؟!
آدم هایی که مثل فیلم های هندی نمیتوانند کارهای عجیب و غریب برایت بکنند اما چیزی توی چشمهایشان است که دلت را قرص می کند. بودن در کنارشان بیشتر از عشق بوی امنیت می دهد. آنقدر خوب هستند که رفته رفته می شوند قلب زندگی مان، اگر نباشند دق می کنیم. حرف اول اسمشان برای ساختن دنیایمان کافیست...آنقدر مهربان هستند که دیوانه وار و با چشمهای بسته عاشقشان می شویم...
با اینکه شاعر نیستند و تا بحال کسی شعری از زبانشان نچیده اما آنقدر دوستمان دارند که روزی شاعر خواهند شد. چشم هایشان کلمه های گنگ را شعر خواهد کرد.
صبح ها برایمان چای شعر دم خواهند کرد و شب ها کنار ماه و ستاره مخاطب خاص شعرهایشان خواهیم شد
برای این بعضی ها باید چشم بسته جان دهی،،، ❤️
#صفا_سلدوزی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
حرفِ کهنه ای ست
حرفِ ماقبل است
ماقبل دیدن ات
حرف زمانی که
زندگی روی آرامی داشت
زمانی که با ذره ذره ی قلم ام
حسابِ نگاهت را پس نمیدادم
و از بند بندِ وجودم
فریادِ دوست داشتنت بلند نمیشد
من با این همه اِهِنُ و تُلُپ
مقابل چند ثانیه دلبری ات
قاعده را باختم
و تو
به راحتیِ هر چه تمام تر
کلاهِ عقلم را برداشتی
و با چشمانت گاوبندی کردی
تا روزگارم را دلتنگ کنی
حالا مدتی ست
با من به سینما می آیی
و نمیگذاری از فیلم چیزی بفهمم!
پشت چراغ قرمز زل میزنی به چشمانم
تا راننده ی خودروی عقبی فریاد بزند
هی فلان فلان شده چراغ سبز شد!
شبها رویِ سینه ام لم میدهی
تا گیسویِ بافته شده ات را
مو به مو باز کنم
تا دل از دل ببری!
بودنت را انکار نکن...
کمی غیر قابل پیش بینی بود اما
همانند شبنمی آرمیده رویِ گلبرگی زمخت
بر دل نشسته ای
و این اتفاقِ سبزی ست
که در دنیای کویری ام رخ داده است!
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
حرفِ ماقبل است
ماقبل دیدن ات
حرف زمانی که
زندگی روی آرامی داشت
زمانی که با ذره ذره ی قلم ام
حسابِ نگاهت را پس نمیدادم
و از بند بندِ وجودم
فریادِ دوست داشتنت بلند نمیشد
من با این همه اِهِنُ و تُلُپ
مقابل چند ثانیه دلبری ات
قاعده را باختم
و تو
به راحتیِ هر چه تمام تر
کلاهِ عقلم را برداشتی
و با چشمانت گاوبندی کردی
تا روزگارم را دلتنگ کنی
حالا مدتی ست
با من به سینما می آیی
و نمیگذاری از فیلم چیزی بفهمم!
پشت چراغ قرمز زل میزنی به چشمانم
تا راننده ی خودروی عقبی فریاد بزند
هی فلان فلان شده چراغ سبز شد!
شبها رویِ سینه ام لم میدهی
تا گیسویِ بافته شده ات را
مو به مو باز کنم
تا دل از دل ببری!
بودنت را انکار نکن...
کمی غیر قابل پیش بینی بود اما
همانند شبنمی آرمیده رویِ گلبرگی زمخت
بر دل نشسته ای
و این اتفاقِ سبزی ست
که در دنیای کویری ام رخ داده است!
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
✨
میگویم شب بخیر
بخوان:
یک روز دیگر هم سر شد با دوست داشتنت،
بخوان آرزوی امشبم هم تو بودی،
بخوان این شبها برای بخیر شدن به یکی مثلِ تو نیاز دارد...
من میگویم شب بخیر،
تو بگو من هم دوستت دارم ...
✍️#فاطمه_جوادی
🎙#محسن_میرزائی
☘🌻
@Dekogram
میگویم شب بخیر
بخوان:
یک روز دیگر هم سر شد با دوست داشتنت،
بخوان آرزوی امشبم هم تو بودی،
بخوان این شبها برای بخیر شدن به یکی مثلِ تو نیاز دارد...
من میگویم شب بخیر،
تو بگو من هم دوستت دارم ...
✍️#فاطمه_جوادی
🎙#محسن_میرزائی
☘🌻
@Dekogram
Telegram
attach 📎
...
صبحها
فقط
"گنجشکها شلوغش میکنند" وگرنه
صبحانه ، ناهار، شامْ ندارد ،،
سفره ی دوست داشتنت، همیشه پهن است !...
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
صبحها
فقط
"گنجشکها شلوغش میکنند" وگرنه
صبحانه ، ناهار، شامْ ندارد ،،
سفره ی دوست داشتنت، همیشه پهن است !...
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
بهشت ﯾﻌﻨﯽ :
ﯾﮏ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ملایم ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ !
ﺳﺮﺕ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯾﻢ ...
ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﻢ ﻻﯼ ﻣﻮﻫﺎیت ...
ﻭ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺷﻌﺮ ...
ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ !
ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﭗ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...!
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻢ !
ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ ...!
عباس معروفى
@Dekogram🎙
ﯾﮏ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ملایم ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ !
ﺳﺮﺕ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯾﻢ ...
ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﻢ ﻻﯼ ﻣﻮﻫﺎیت ...
ﻭ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺷﻌﺮ ...
ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ !
ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﭗ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...!
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻢ !
ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ ...!
عباس معروفى
@Dekogram🎙
Telegram
با تو ام ای لنگر تسکین!
ای تکانهای دل! ای آرامش ساحل!
با تو ام ای نور! ای منشور!
ای تمام طیفهای آفتابی!
ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفش آبی!
با تو ام ای شور، ای دلشورهی شیرین!
با تو ام ای شادی غمگین!
با تو ام ای غم! غم مبهم!
ای نمیدانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش...
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!
#قیصر_امین_پور
@Dekogram🎙
ای تکانهای دل! ای آرامش ساحل!
با تو ام ای نور! ای منشور!
ای تمام طیفهای آفتابی!
ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفش آبی!
با تو ام ای شور، ای دلشورهی شیرین!
با تو ام ای شادی غمگین!
با تو ام ای غم! غم مبهم!
ای نمیدانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش...
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!
#قیصر_امین_پور
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
✨
من نمیخواهم
کسی بیاید که عقلم را
سر جایش بیاورد
و منطقم را بالا ببرد ..
یا بگوید چگونه بخند
و بپوش و ببین ..
چگونه باش و نباش ..
من فقط دلم میخواهد،
کسی بیاید
که با او
دیوانه ی بهتری باشم ..
همین ...
#مریم_قهرمانلو
☘🌻
@Dekogram🎙
من نمیخواهم
کسی بیاید که عقلم را
سر جایش بیاورد
و منطقم را بالا ببرد ..
یا بگوید چگونه بخند
و بپوش و ببین ..
چگونه باش و نباش ..
من فقط دلم میخواهد،
کسی بیاید
که با او
دیوانه ی بهتری باشم ..
همین ...
#مریم_قهرمانلو
☘🌻
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
.🍂🍁🍂
هر صبح
زندگی برای ادامه پیدا کردن
به دنبال بهانه می گردد
و چه بهانه ای زیباتر از چشمانت...
#سید_علی_صالحى
☔️🌻
@Dekogram🎙
هر صبح
زندگی برای ادامه پیدا کردن
به دنبال بهانه می گردد
و چه بهانه ای زیباتر از چشمانت...
#سید_علی_صالحى
☔️🌻
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
به کی قسم بخورم
که باورت بشه،
من ديگه تا طعمِ آب و مزهی ماه و
صحبتِ سادهی همين کوچهگردا ... باقيه
نامرده که گريه کنه!
نامرده که بره کُنج خونه،
نامرده که اصلا غصه بخوره!
اصلا معنی نداره آدم
اين دو سه روزه رو ... هی مثلِ بعضيا
بیمزهی ماه بميره
بیطعم آب،
بیصحبتِ همسايه،
عشق، بارون، بوسه، يه جوری ديگه ...!
تلخ، زهر مار ...
اين که انگور،
بر آب اومده از نوشِ خلاص،
بنوش به گردنِ من، به عهدهی من، با مسئوليتِ هرچی بهِش بَستن!
هرچی پيش اومد، بنوش!
من ميگم پس اين حديثای عجيب چيه ديگه،
ما که تو رسالهی حضرت حافظ نخونديم که کی انگور میرسه!
منم اسم کاملم، همونه که بعله!
به وَاللهِ ... از قيد و بَندِ اين همه هرچه مُفت
هم خودت خسته شدی
هم ما، خُب بسه ديگه ... آقا!
وِل کن بذار اين يه دو صباح بگيم:
گُل که میدونه اذونِ نور از اينوَره!
باشه، بَدياش مال من!
ما نخورده از آن طهورا
همينطوری خاکی خاکی خرابيم به خدا!
#سیدعلی_صالحی
آخرین عاشقانه های ریرا
@Dekogram🎙
که باورت بشه،
من ديگه تا طعمِ آب و مزهی ماه و
صحبتِ سادهی همين کوچهگردا ... باقيه
نامرده که گريه کنه!
نامرده که بره کُنج خونه،
نامرده که اصلا غصه بخوره!
اصلا معنی نداره آدم
اين دو سه روزه رو ... هی مثلِ بعضيا
بیمزهی ماه بميره
بیطعم آب،
بیصحبتِ همسايه،
عشق، بارون، بوسه، يه جوری ديگه ...!
تلخ، زهر مار ...
اين که انگور،
بر آب اومده از نوشِ خلاص،
بنوش به گردنِ من، به عهدهی من، با مسئوليتِ هرچی بهِش بَستن!
هرچی پيش اومد، بنوش!
من ميگم پس اين حديثای عجيب چيه ديگه،
ما که تو رسالهی حضرت حافظ نخونديم که کی انگور میرسه!
منم اسم کاملم، همونه که بعله!
به وَاللهِ ... از قيد و بَندِ اين همه هرچه مُفت
هم خودت خسته شدی
هم ما، خُب بسه ديگه ... آقا!
وِل کن بذار اين يه دو صباح بگيم:
گُل که میدونه اذونِ نور از اينوَره!
باشه، بَدياش مال من!
ما نخورده از آن طهورا
همينطوری خاکی خاکی خرابيم به خدا!
#سیدعلی_صالحی
آخرین عاشقانه های ریرا
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
ساعت های بی قراریت
را برایم بنویس ،تا قرارِ جانت شوم ...
دست به قلم ببرم ،برایت ترانه ای از جنسِ آرامش بنویسم...
بنویسم قرارِ جانم،
بگذارمرحمِ بی قراری هایت شوم...
بگذار شانه ای برای
هقِ هق های
شبانه ات شوم ...
بگذار تا اشک هایت مرحمِ
کویرِ تشنه ی شانه هایم شوند ...
بگویم ای تمامِ آرامشم ، بگذار بر بالینِ غم هایت یکه تازِ بی سر و سامان شادی هایت شوم ...
بگذار شمعِ فروزانِ شب های تارت شوم ، تا به صبح بر بالینت گریه کنم ،آب شوم ، سَر و قامت را به هوای عشقت خم کنم .
همچون پروانه پر و بال به آتشِ عشقت دهم ...
به من بگو آرامِ جانم ساعتِ
بی قراری هایت را ...
#اهورا_مرداب
@Dekogram🎙
را برایم بنویس ،تا قرارِ جانت شوم ...
دست به قلم ببرم ،برایت ترانه ای از جنسِ آرامش بنویسم...
بنویسم قرارِ جانم،
بگذارمرحمِ بی قراری هایت شوم...
بگذار شانه ای برای
هقِ هق های
شبانه ات شوم ...
بگذار تا اشک هایت مرحمِ
کویرِ تشنه ی شانه هایم شوند ...
بگویم ای تمامِ آرامشم ، بگذار بر بالینِ غم هایت یکه تازِ بی سر و سامان شادی هایت شوم ...
بگذار شمعِ فروزانِ شب های تارت شوم ، تا به صبح بر بالینت گریه کنم ،آب شوم ، سَر و قامت را به هوای عشقت خم کنم .
همچون پروانه پر و بال به آتشِ عشقت دهم ...
به من بگو آرامِ جانم ساعتِ
بی قراری هایت را ...
#اهورا_مرداب
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...نگاهم باز حیران تو خواهد ماند،
سراپا چشم خواهم شد.
تو را در بازوان خویش خواهم دید!
سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد.
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت.
برایت شعر خواهم خواند،
برایم شعر خواهی خواند،
تبسمهای شیرین تو را با بوسه خواهم چید!
وگر بختم کند یاری،
در آغوش تو ...
... ای افسوس!
#فریدون_مشیری
@Dekogram🎙
سراپا چشم خواهم شد.
تو را در بازوان خویش خواهم دید!
سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد.
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت.
برایت شعر خواهم خواند،
برایم شعر خواهی خواند،
تبسمهای شیرین تو را با بوسه خواهم چید!
وگر بختم کند یاری،
در آغوش تو ...
... ای افسوس!
#فریدون_مشیری
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
بعضی وقتا
به اونی که دوسش داری هزار بار فرصت میدی
که حرفشو بگه ..
حرفی که جفتتون میدونید چیه
اما گفتنش با نگفتنش تومنی صَنّار توفیر داره !
یه بهـونه پیدا میکنی که زنگ بزنی
که پیام بدی
که بگی چرا درِ گنجه بازه ؟
چرا دمِ ...
اما نه .. نمیشه
نمیگه که نمیگه ...
دوست داشتنتون دیگه از دهن میفته ..
حالا بعدا ، هر چقدم مستقیم بهت بگه
هــر چقـــد داد بزنه دوست داشتنشو .. نمیشه
اون آدم توو حس و حالِ اون موقع ات جا موند ..
میفهمی چی میگم رفیـق .. ؟
نذا از دهن بیفته ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
به اونی که دوسش داری هزار بار فرصت میدی
که حرفشو بگه ..
حرفی که جفتتون میدونید چیه
اما گفتنش با نگفتنش تومنی صَنّار توفیر داره !
یه بهـونه پیدا میکنی که زنگ بزنی
که پیام بدی
که بگی چرا درِ گنجه بازه ؟
چرا دمِ ...
اما نه .. نمیشه
نمیگه که نمیگه ...
دوست داشتنتون دیگه از دهن میفته ..
حالا بعدا ، هر چقدم مستقیم بهت بگه
هــر چقـــد داد بزنه دوست داشتنشو .. نمیشه
اون آدم توو حس و حالِ اون موقع ات جا موند ..
میفهمی چی میگم رفیـق .. ؟
نذا از دهن بیفته ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
من،
روی نيمکتِ بارانخوردهای اينجا،
رو به آوازِ يکی دو ديوانه از نسلِ گريه نشستهام.
میشنوم که از بادهای خزانی میگويند،
از دير آمدن میگويند،
از دير آمدن کسی،
چيزی،
اتفاقی شايد!
هی بختِ بيدار من،
عصا میخواهی چه کنی؟
تو سرت شکسته است!
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
روی نيمکتِ بارانخوردهای اينجا،
رو به آوازِ يکی دو ديوانه از نسلِ گريه نشستهام.
میشنوم که از بادهای خزانی میگويند،
از دير آمدن میگويند،
از دير آمدن کسی،
چيزی،
اتفاقی شايد!
هی بختِ بيدار من،
عصا میخواهی چه کنی؟
تو سرت شکسته است!
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
به قطاری که تو را می برد
گفتم برگردد؟؟؟
گفتم نرود؟؟؟
گفتم...؟؟؟؟
چیزی نگفتم
به قطاری که تو را می برد،
گلایه ای نیست
خودت سوار شدی!
حالا هم شب از نیمه گذشته است
تا ایستگاه بعدی چند سال راه است
برف بر بیابان یکدست است
و هم کوپه هایت
چیزی از تو نمی فهمند!
خستگی
همیشه به کوه کندن نیست
خستگی گاهی همین حسی ست
که بعد از هزار بار یک حرف را به کسی زدن، داری
وقتی نشنیده است
وقتی سوار شده است.
#مهدیه_لطیفی
@Dekogram🎙
گفتم برگردد؟؟؟
گفتم نرود؟؟؟
گفتم...؟؟؟؟
چیزی نگفتم
به قطاری که تو را می برد،
گلایه ای نیست
خودت سوار شدی!
حالا هم شب از نیمه گذشته است
تا ایستگاه بعدی چند سال راه است
برف بر بیابان یکدست است
و هم کوپه هایت
چیزی از تو نمی فهمند!
خستگی
همیشه به کوه کندن نیست
خستگی گاهی همین حسی ست
که بعد از هزار بار یک حرف را به کسی زدن، داری
وقتی نشنیده است
وقتی سوار شده است.
#مهدیه_لطیفی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
همه می دانند
من سالهاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است !
تو را به اسم آب،
تو را به روح روشن دریا،
به دیدنم بیا ...
مقابلم بنشین
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهنسال من بگذرد
من به یک نفر از فهم اعتماد محتاجم !
من از اینهمه نگفتن بی تو خستهام
خرابم
ویرانم
واژه برایم بیاور بی انصاف !
چه تند میزند این نبض بیقرار
باید برای عبور از اینهمه بیهودگی
بهانه بیاورم...
#سید_علی_صالحی🌹🌹🌹
@Dekogram🎙
من سالهاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است !
تو را به اسم آب،
تو را به روح روشن دریا،
به دیدنم بیا ...
مقابلم بنشین
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهنسال من بگذرد
من به یک نفر از فهم اعتماد محتاجم !
من از اینهمه نگفتن بی تو خستهام
خرابم
ویرانم
واژه برایم بیاور بی انصاف !
چه تند میزند این نبض بیقرار
باید برای عبور از اینهمه بیهودگی
بهانه بیاورم...
#سید_علی_صالحی🌹🌹🌹
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
چله و یلدا
یلدا رسید و خبرش دلنواز شد
نقّاله گوی چلهء پُر رمز و راز شد
پاییز رخت بست و خزانش ز پی برفت
در رهگذار برف. زمین غرق ناز شد
در شام سختِ زمستان و چار چار
از عهد باستان قصهء یلدا جواز شد
معنا گرفت صلهء ارحام زان زمان
در روزگار تلخ دست اُخوّت فراز شد
بنشین کنار سفره رنگین و عشق را
تقدیم دوست که موهبتش امتیاز شد
شیرین تر از قند و شکر روزگارتان
شکر خدا که مرحمتش کار ساز شد
آذر گذشت و دی برود عمرتان بلند
بر پاس مهرورزیت. شب یلدا دراز شد
رضا شریفی....۲۸..۹..۱۳۹۷
@Dekogram🎙
یلدا رسید و خبرش دلنواز شد
نقّاله گوی چلهء پُر رمز و راز شد
پاییز رخت بست و خزانش ز پی برفت
در رهگذار برف. زمین غرق ناز شد
در شام سختِ زمستان و چار چار
از عهد باستان قصهء یلدا جواز شد
معنا گرفت صلهء ارحام زان زمان
در روزگار تلخ دست اُخوّت فراز شد
بنشین کنار سفره رنگین و عشق را
تقدیم دوست که موهبتش امتیاز شد
شیرین تر از قند و شکر روزگارتان
شکر خدا که مرحمتش کار ساز شد
آذر گذشت و دی برود عمرتان بلند
بر پاس مهرورزیت. شب یلدا دراز شد
رضا شریفی....۲۸..۹..۱۳۹۷
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
آنقدر دوستت دارم کہ گاهی از وحشت بہ لرزه میافتم ...
زندگی من دیگر چیزے بہ جز تو نیست ...
خود من هم دیگر چیزے بہ جز خود تو نیستم ...
چهرهات تمام زندگی مرا در آینہ ے واقعیت منعکس میکند و این واقعیت آن قدر عظیم است کہ بة افسانہ میماند ...
تو را دوست دارم ...
و این دوست داشتن حقیقتی است کة مرا بہ زندگی دلبسته میکند ...
همہ ے شادے هایم در یک لبخند تو خلاصہ میشود و کافی است کة تو قیافہ ناشادے بگیرے تا من همہ ے شادے ها و خوشبختی هاے دنیا را در خطوط درهم فشرده ے آن چهرهاے کہ خدا میداند چقدر دوستش میدارم گم کنم ...
👤احمد شاملو
@Dekogram🎙
زندگی من دیگر چیزے بہ جز تو نیست ...
خود من هم دیگر چیزے بہ جز خود تو نیستم ...
چهرهات تمام زندگی مرا در آینہ ے واقعیت منعکس میکند و این واقعیت آن قدر عظیم است کہ بة افسانہ میماند ...
تو را دوست دارم ...
و این دوست داشتن حقیقتی است کة مرا بہ زندگی دلبسته میکند ...
همہ ے شادے هایم در یک لبخند تو خلاصہ میشود و کافی است کة تو قیافہ ناشادے بگیرے تا من همہ ے شادے ها و خوشبختی هاے دنیا را در خطوط درهم فشرده ے آن چهرهاے کہ خدا میداند چقدر دوستش میدارم گم کنم ...
👤احمد شاملو
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎