نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
736 subscribers
225 photos
9.97K videos
1 file
6.87K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
مرا ببخش
که هنوز
گاهی به یادت
خیال می بافم
خاطراتت را نفس می کشم
و دل تنگی هایم را
واژه واژه شعر می کنم.
 
مرا ببخش
که تمام قرارهای عاشقی مان را
هزاران بار
تنها دور زده ام
ولی هیچ وقت نفهمیدم
دست هایمان چطور از هم جدا شد؟
و چرا اینقدر بی رحمانه
همدیگر را رها کردیم؟
 
من جا ماندم از زندگی
از آن جایی که عشقت را
هر شب
کنج دیوار تنهایی اتاقم
التماس کردم
اما سهم من نشد!
 
من جا ماندم از زندگی
و سال هاست
که حوالی خیال تو
مُردگی می کنم..!
 
"سارا قبادی

@Dekogram🎙
👍1
فاصله ات را بامن رعایت کن!
من بی جنبه تر از آنم
که در برابر وفور عطر تو مقاومت کنم
و تو را تا آخرین جرعه سر نکشم!
از یک فاصله که نزدیک تر می شوی
ناخودآگاه دست های قلبم
به رویت آغوش وا می کنند و
همه چیز در من از نو آغاز می شود...
فاصله را که بر می داری
دنیا در برابر زیبایی تو
مات می شود و ترس بَرَم می دارد
که نکند غرورم تاب نیاورد و
درون ویرانم برایت پدیدار شود.
شکنجه گر!
برای غرورم هم که شده
فاصله ات را با من رعایت کن!



"مصطفی زاهدی"

@Dekogram🎙
ما همدیگر را گم کرده بودیم. انگار کسی دیواری بین ما حایل کرده بود که ما همدیگر را نبینیم. من در تب او می‌سوختم و او در تب من.
چون نگاه‌های آتشین او نشان می‌داد که او به من علاقمند نیست، دیوانه ی من است! و من التماس را در آن چشم‌ها می‌خواندم.
آن قدر در تماشای من وقت گذاشته بود که زمان را گم کرده بود. یک ساعت،یک سال،چند سال؟زمانی که من از جای خود تکان خوردم و پردهٔ نقاشی به هم خورد،از وقتی صدای خندهٔ خشک و ترسناک پیرمرد قوزی خواب را بر او حرام کرد،دیواری بین ما قرار گرفت و ما همدیگر را گم کردیم.


#عباس_معروفی

@Dekogram🎙
.

قهوه‌ که‌ می‌خوری‌ ..
به‌ من‌ گوش‌ بده‌ !
شاید دیگر با هم‌ قهوه‌ نخوریم‌ و
فرصتی‌ نداشته‌ باشیم‌،
برای‌ گَپ‌ زدن‌ !
نه‌ از تو چیزی‌ می‌گویم‌،
نه‌ از خودم‌ !
ما شمالی‌ترین‌ نقطه‌ی‌ عشقیم‌ !
دو سطرِ حاشیه‌نویسی‌ شُده‌ با مِداد !
درباره‌ی‌ چیزی‌ بزرگ‌تر ...
و پاک‌تر از من‌ و تو
حرف‌ می‌زنم‌ !
عشق‌...
شاپرکی‌ آمده‌ از بهشت‌ بود،
بر شانه‌هامان‌ نشست‌ ...
و ما پَراندیمش‌ !
ماهی‌ مطّلایی‌ بود آمده‌ از دریا،
ما لِه‌اَش‌ کردیم‌ !
ستاره‌یی‌ آبی‌ بود که‌ سوزاندیمش‌ !

#نزار_قبانی

@Dekogram🎙
.

او به من می گوید ای آغوش گرم
مست نازم کن، که من دیوانه ام

من به او می گویم ای ناآشنا
بگذر از من ؛ من تو را بیگانه ام

آه از این دل، آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند

چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا، کَس به آوازش نخواند


#فروغ_فرخزاد

@Dekogram🎙
.

مگر آن خوشه گندم
مگر سنبل
مگر نسرین
تو را دیدند !
که سر خم کرده خندیدند ...
مگر بستان
شمیم گیسوانت را
چو آب چشمه ساران روان نوشید !
مگر گلهای سرخ باغ ریگ آباد
در عطر تن تو غوطه ور گشتند
که سرنشناس و پانشناس !
از خود بی خبر گشتند ....


#حمید_مصدق


@Dekogram🎙
خاطرم
مكدر از تو
اين آينه
با هيچ دستمالي پاك نميشود
وقتي سهم من
سيب نيم خورده ي خاطراتي ست
كه تو از روزهاي لبخندم دزديده اي!

نه سزاوار بخشايشي
نه مستوجب عِقاب
طناب دار را به گردن خودم مي اندازم
نگران نيستم
نمي ترسم
تو قبلا صندلي را از زير پايم بر داشته اَي
عشق را....

#روشنك_آرامش

@Dekogram🎙
شب كه مى شود
من و باران و لالايى نفسهايم
حرفهايى ست كه
هيچ وقت به تو نگفته ام ..
تو بدان
هر كجاى دنيا كه باشى
باران به خاطر
دوست داشتن تو مى بارد ...


#امیر_وجود

@Dekogram🎙
تو در تمام اتفاق‌های جهان دست داری

آخرین سرباز،
آخرین گلوله‌ی خشاب را می‌بوسد وُ
آرزوی تو را...

ملوانی بر بی‌کران ِدریا،
چشم به انتهای آبی می‌دوزد وُ
چشمان ِتو را...

عابری خسته،
شال‌گردنش را از هراس ِباد،
محکم‌تر گره می‌زند وُ
موهای تو را...

باران،
تن ِخیابان را می‌پوشاند وُ
اشک‌های تو را...

خورشید،
آسمان را پرواز می‌کند وُ
خیال ِتو را...

فصل‌ها،
تقویم را خط می‌زنند وُ
رفتن تو را...

شکوفه‌ای،
بر بلندای هیمالیا می‌شکفد وُ
لبخند تو را...

آینه،
موهای سپیدش را می‌شمارد وُ
خاطرات تو را...

ناتمام ِبرف‌آلود ِبیابان،
گرگ ِتنها را خسته می‌کند وُ
نبودن تو را...

دو نفر،
طولانی‌ترین خیابان دنیا را قدم می‌زنند وُ
حسرت تو را...

نیستی وُ
اتفاق‌ها می‌اُفتند؛
ولی تو در همه‌شان حضور داری...

وَ در بی‌نشان‌ترین کنج ِخلوت ِدنیا،
ساعت‌ها، ثانیه‌ها، لحظه‌ها می‌ایستند
تا شاعری،
قهوه‌اَش را یخ کند وُ
دست‌های تو را...

تو
در تمام ِاتفاق‌های جهان
دست داری.

#رحمان_نقي_زاده

@Dekogram🎙
‍ ‍ میشه نری...؟
حداقل حالا نرو، حالا که هوا سرده بذار یه کم بعد
پا که میذارم زمین یخه
به هر چی دست میزنم یخه
رو تخت که دراز می کشم یخه
بذار فکر کنم هستی، فکرم بره سمتِ تو، یخ نبنده
نرو، خب...؟‌ حالا نرو
یه وقتی برو که دلِ آدم بغل نخواد، لرزِ ش نگیره
یه جوری برو که جات سوز نیاد، آدم نَچاد، عطسش نگیره
بابام میگفت پیر اگه زمستونو رد کنه زنده می مونه
بذار دلِ منم این زمستونو با تو رد کنه، دردش نگیره
نرو، خب...؟ توو این سرما نرو
توو این سوزِ لعنتی که میزنه به استخونا نرو !

▫️پریسا_زابلی_پور

@Dekogram🎙
بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد 
ی بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟
ی بار طرز کار لباسشویی و میپرسید ؟
ی بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو ؟
بهش گفتم چی شده؟ 
کته پختن و مامانتم بلده ،لباسشویی دفترچه داره ،از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون ،
به جای این بهوونه ها دلیل اصلیتو بگو ... 
گفت :نمیخوام فراموشم کنی ،گفت دوس دارم وقتی بهت زنگ میزنم جوابمو بدی چون میدونی گیر کردم ،
گفت بلدم کته بپزم ،اما حس میکنم اگه تو بدونی دارم کته میخورم بهت نزدیک ترم ،گفت میتونم لباسشویی راه بندازم ،اما دلگرم میشم وقتی میفهمی ٧کیلو لباس کثیف دارم ،
گفت فقط دوس دارم حالا ک رفتی باز تو زندگیم باشی ،
دوس دارم هر جا گیر کردم ،مطمئن باشم ک تو جوابمو میدی ... 
من بعد اونروز دیگه جوابشو ندادم ،اون باید میفهمید دیگه منی وجود ندارم،آدم ی بار ناامید بشه،بهتره از اینکه هر روز امیدوار به چیز نامعلوم(:

#پویا_رفیعی

@Dekogram🎙
بی‌خوابی‌هایِ مُمتدْ
توهمِ داشتنَت
و بارانی که یکتا شاهدِ تنهاییِ مَدفونم بود
قدم‌هایِ ناموزونْ
پشتِ ایستگاههای تکراری

نگاهِ پژمرده که چقدر بویِ مرگ میدهد

وانمود میکنم که هستی،وانمود میکنم که هستم
وانمود کردن آسان است

این رگها بویِ خون نمیدهند
و این بی‌خوابی مرا آزرده میکند

تکرارِ یک موسیقی که مُهر شده به ناممان
میتوانستیم تا اَبد زیرِ باران برقصیم

اما تنم خشک است،نگاهم ثابت به رویِ دری که هیچگاه باز نمیشود

سرد است
میگویند رفته‌ای
میگویند بعد از تو مُرده‌ام،با یک سقوطِ آزاد...
ولی من فقط بی‌خوابم...

#مهدیس_دانافر

@Dekogram🎙
🍂🍁🍂


بعضی ها هستند که یک جوره خاصی هستند،جمله های عاشقانه ی زیادی توی دست و بالشان نیست و شاید برای اینکه اولین دوستت دارم را از زبانشان بشنوی باید ماه ها صبر کنی...!
بارها به دلت شک می افتد که آیا دوستم دارد یا نه؟!
آدم هایی که مثل فیلم های هندی نمیتوانند کارهای عجیب و غریب برایت بکنند اما چیزی توی چشمهایشان است که دلت را قرص می کند. بودن در کنارشان بیشتر از عشق بوی امنیت می دهد. آنقدر  خوب هستند که رفته رفته می شوند قلب زندگی مان، اگر نباشند دق می کنیم. حرف اول اسمشان برای ساختن دنیایمان کافیست...آنقدر مهربان هستند که دیوانه وار و با چشمهای بسته عاشقشان می شویم...
با اینکه شاعر نیستند و تا بحال کسی شعری از زبانشان نچیده اما آنقدر دوستمان دارند که روزی شاعر خواهند شد. چشم هایشان کلمه های گنگ را شعر خواهد کرد.
صبح ها برایمان چای شعر دم خواهند کرد و شب ها کنار ماه و ستاره مخاطب خاص شعرهایشان خواهیم شد

برای این بعضی ها باید چشم بسته جان دهی،،، ❤️

#صفا_سلدوزی

@Dekogram🎙
حرفِ کهنه ای ست
حرفِ ماقبل است
ماقبل دیدن ات
حرف زمانی که
زندگی روی آرامی داشت
زمانی که با ذره ذره ی قلم ام
حسابِ نگاهت را پس نمیدادم
و از بند بندِ وجودم
فریادِ دوست داشتنت بلند نمیشد

من با این همه اِهِنُ و تُلُپ
مقابل چند ثانیه دلبری ات
قاعده را باختم
و تو
به راحتیِ هر چه تمام تر
کلاهِ عقلم را برداشتی
و با چشمانت گاوبندی کردی
تا روزگارم را دلتنگ کنی

حالا مدتی ست
با من به سینما می آیی
و نمیگذاری از فیلم چیزی بفهمم!
پشت چراغ قرمز زل میزنی به چشمانم
تا راننده ی خودروی عقبی فریاد بزند
هی فلان فلان شده چراغ سبز شد!
شبها رویِ سینه ام لم میدهی
تا گیسویِ بافته شده ات را
مو به مو باز کنم
تا دل از دل ببری!

بودنت را انکار نکن...
کمی غیر قابل پیش بینی بود اما
همانند شبنمی آرمیده رویِ گلبرگی زمخت
بر دل نشسته ای
و این اتفاقِ سبزی ست
که در دنیای کویری ام رخ داده است!

#علی_سلطانی

@Dekogram🎙



میگویم شب بخیر
بخوان:
یک روز دیگر هم سر شد با دوست داشتنت،
بخوان آرزوی امشبم هم تو بودی،
بخوان این شبها برای بخیر شدن به یکی مثلِ تو نیاز دارد...
من میگویم شب بخیر،
تو بگو من هم دوستت دارم ...



✍️#فاطمه_جوادی
🎙#محسن_میرزائی




🌻
@Dekogram
...

صبحها
فقط
"گنجشکها شلوغش میکنند" وگرنه
صبحانه ، ناهار، شامْ ندارد ،،
سفره ی دوست داشتنت، همیشه پهن است !...


#مریم_رضایی_حامی


@Dekogram🎙
بهشت ﯾﻌﻨﯽ :

ﯾﮏ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ملایم ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ !
ﺳﺮﺕ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯾﻢ ...
ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﻢ ﻻﯼ ﻣﻮﻫﺎیت ...
ﻭ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺷﻌﺮ ...

ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ !
ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﭗ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ ...!
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ، ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻢ !

ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ ...!

عباس معروفى

@Dekogram🎙
با تو ام ای لنگر تسکین!
ای تکان‌های دل! ای آرامش ساحل!
با تو ام ای نور! ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!
ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفش آبی!
با تو ام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین!
با تو ام‌ ای شادی غمگین‌!
با تو ام ای غم! غم مبهم!

ای نمی‌دانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش...
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!

#قیصر_امین_پور

@Dekogram🎙


من نمی‌خواهم
کسی بیاید که عقلم را
سر جایش بیاورد
و منطقم را بالا ببرد ..

یا بگوید چگونه بخند
و بپوش و ببین ..
چگونه باش و نباش ..
من فقط دلم می‌خواهد،
کسی بیاید
که با او
دیوانه ی بهتری باشم ..
همین ...

#مریم_قهرمانلو


🌻
@Dekogram🎙
.🍂🍁🍂


هر صبح
زندگی برای ادامه پیدا کردن
به دنبال بهانه می گردد
و چه بهانه ای زیباتر از چشمانت...


#سید_علی_صالحى


☔️🌻
@Dekogram🎙
به کی قسم بخورم
که باورت بشه،
من ديگه تا طعمِ آب و مزه‌ی ماه و
صحبتِ ساده‌ی همين کوچه‌گردا ... باقيه
نامرده که گريه کنه!
نامرده که بره کُنج خونه،
نامرده که اصلا غصه بخوره!


اصلا معنی نداره آدم
اين دو سه روزه رو ... هی مثلِ بعضيا
بی‌مزه‌ی ماه بميره
بی‌طعم آب،
بی‌صحبتِ همسايه،


عشق، بارون، بوسه، يه جوری ديگه ...!
تلخ، زهر مار ...
اين که انگور،
بر آب اومده از نوشِ خلاص،
بنوش به گردنِ من، به عهده‌ی من، با مسئوليتِ هرچی بهِش بَستن!
هرچی پيش اومد، بنوش!
من ميگم پس اين حديثای عجيب چيه ديگه،
ما که تو رساله‌ی حضرت حافظ نخونديم که کی انگور می‌رسه!


منم اسم کاملم، همونه که بعله!
به وَاللهِ ... از قيد و بَندِ اين همه هرچه مُفت
هم خودت خسته شدی
هم ما، خُب بسه ديگه ... آقا!
وِل کن بذار اين يه دو صباح بگيم:
گُل که می‌دونه اذونِ نور از اينوَره!
باشه، بَدياش مال من!
ما نخورده از آن طهورا
همين‌طوری خاکی خاکی خرابيم به خدا!


#سیدعلی_صالحی
آخرین عاشقانه های ریرا

@Dekogram🎙