ترسم از آدمهائیه که مثل تاکسی باهات برخورد میکنن !
آدمهایی که بی هوا وارد زندگی میشن، با عجله حرف از دوست داشتن میزنند و برای پیش رفتن شتاب دارند ...!
لعنتیها میخوان فرار کنن، میخوان فراموش کنن !
و وقتی هم میبینن به اندازه کافی دور شدن، بی مقدمه میگن : ممنون، پیاده میشم ...!
روزبه_معین
@Dekogram🎙
آدمهایی که بی هوا وارد زندگی میشن، با عجله حرف از دوست داشتن میزنند و برای پیش رفتن شتاب دارند ...!
لعنتیها میخوان فرار کنن، میخوان فراموش کنن !
و وقتی هم میبینن به اندازه کافی دور شدن، بی مقدمه میگن : ممنون، پیاده میشم ...!
روزبه_معین
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
.
ما چهارده ساله نبودیم عزیزم
که دلمان بلرزد برای یک "جان دلم؟" شنیدنِ ساده
چهارده ساله نبودیم که یک نفر قاپمان را با یک نگاهِ عاشقانه و لبخندِ خجالتی بدزدد
یا دست هایمان از شدت هیجان توی دست هایش عرق کند چهارده ساله نبودیم وقتی سرِ ساعت های جفت که معنی اش می شد"به هم میرسید" بغض کنیم
وقتی بوسیده شدیم و تمام تنمان از هیجان یخ کرد
وقتی دستمان را بوسید و روی قلبش گذاشت ما چهارده ساله نبودیم...
ما بزرگ بودیم، تجربه داشتیم، ما بوسیده بودیم، ما قبل تر کسی را درآغوش کشیده بودیم
ما پیش تر، از دلتنگیِ کسی بی قرار شده و هیجان اولین قرار و هر اولین دیگری را گذرانده بودیم....
ما چهارده سالگی، فصل عاشقی های یواشکی، نگاه های دزدکی و قرار های از دم مدرسه تا خانه را پشت سر گذاشته بودیم....
ماقول داده بودیم عاشق نشویم، از نگاهِ خیره ی کسی وا نرویم، اضطراب نگیریم، عرق نریزیم و چشم های تب دارمان را به کسی ندوزیم...
ما تجربه کردیم، شکست خوردیم، فکر کردیم بزرگ شده ایم
آنقدر که دیگر عاشق نشویم اما....
بعضی ها تنشان بویِ علاقه می دهد و بی قراریِ چشم هاشان دست و پایِ دلِ آدم را شل می کند
#بعضی_ها_اصلا_میایند
#ک_دیوانه_که_عاشقت_بکنند
می آیند که معادلات قلب و زندگی ات را بهم بریزند، احساس های مرده ی وجودت را به بوسه ای، نوازشی، تازه کنند، زنده کنند...
اصلا انگاری که رسالتشان همین باشد...
ما چهارده ساله نبودیم که باز تسلیم علاقه بشویم اما
"عشق" هربار با #دیوانگی های تازه ای می آید....
#فاطمه_صابری_نیا
@Dekogram🎙
ما چهارده ساله نبودیم عزیزم
که دلمان بلرزد برای یک "جان دلم؟" شنیدنِ ساده
چهارده ساله نبودیم که یک نفر قاپمان را با یک نگاهِ عاشقانه و لبخندِ خجالتی بدزدد
یا دست هایمان از شدت هیجان توی دست هایش عرق کند چهارده ساله نبودیم وقتی سرِ ساعت های جفت که معنی اش می شد"به هم میرسید" بغض کنیم
وقتی بوسیده شدیم و تمام تنمان از هیجان یخ کرد
وقتی دستمان را بوسید و روی قلبش گذاشت ما چهارده ساله نبودیم...
ما بزرگ بودیم، تجربه داشتیم، ما بوسیده بودیم، ما قبل تر کسی را درآغوش کشیده بودیم
ما پیش تر، از دلتنگیِ کسی بی قرار شده و هیجان اولین قرار و هر اولین دیگری را گذرانده بودیم....
ما چهارده سالگی، فصل عاشقی های یواشکی، نگاه های دزدکی و قرار های از دم مدرسه تا خانه را پشت سر گذاشته بودیم....
ماقول داده بودیم عاشق نشویم، از نگاهِ خیره ی کسی وا نرویم، اضطراب نگیریم، عرق نریزیم و چشم های تب دارمان را به کسی ندوزیم...
ما تجربه کردیم، شکست خوردیم، فکر کردیم بزرگ شده ایم
آنقدر که دیگر عاشق نشویم اما....
بعضی ها تنشان بویِ علاقه می دهد و بی قراریِ چشم هاشان دست و پایِ دلِ آدم را شل می کند
#بعضی_ها_اصلا_میایند
#ک_دیوانه_که_عاشقت_بکنند
می آیند که معادلات قلب و زندگی ات را بهم بریزند، احساس های مرده ی وجودت را به بوسه ای، نوازشی، تازه کنند، زنده کنند...
اصلا انگاری که رسالتشان همین باشد...
ما چهارده ساله نبودیم که باز تسلیم علاقه بشویم اما
"عشق" هربار با #دیوانگی های تازه ای می آید....
#فاطمه_صابری_نیا
@Dekogram🎙
Telegram
بردن اسم تو آنقدر دهانم را شیرین میکند
که مورچهها
بعد مرگ
نامت را از زبانم بگیرند و به لانه ببرند
میترسم بمیرم و کسی تو را نشناسد
و نداند اینهمه دیوانگی
در این درخت پرتقال
برای که بود
بردن نام تو که قتل نیست!
دزدی نیست!
نام تو نام توست عزیزم
غمی در حروف الفبا.
#جواد_گنجعلی
@Dekogram🎙
که مورچهها
بعد مرگ
نامت را از زبانم بگیرند و به لانه ببرند
میترسم بمیرم و کسی تو را نشناسد
و نداند اینهمه دیوانگی
در این درخت پرتقال
برای که بود
بردن نام تو که قتل نیست!
دزدی نیست!
نام تو نام توست عزیزم
غمی در حروف الفبا.
#جواد_گنجعلی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
دلم می خواست
شبی که می رفتی
اتفاقِ ساده ای می افتاد
راه را گم می کردی
فاخته ای کوکو می کرد
و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی دُرناها
به زمین می افتاد
باران می گرفت
بیدار می شدم
بیدارت می کردم
و ادامه ی این خواب را
تو تعریف می کردی.
#واهه_آرمن
@Dekogram🎙
شبی که می رفتی
اتفاقِ ساده ای می افتاد
راه را گم می کردی
فاخته ای کوکو می کرد
و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی دُرناها
به زمین می افتاد
باران می گرفت
بیدار می شدم
بیدارت می کردم
و ادامه ی این خواب را
تو تعریف می کردی.
#واهه_آرمن
@Dekogram🎙
Telegram
بس است ديگر
هر چه شكستيم و دم نزديم
خوب بودن را بد بلد شده ايم
آنقدر بد
كه هر كه خواست آمد و
تمام عقده ها و دردها و بدبختيهايش را
سر خوبيهايمان خالى كرد و
دست از پا درازتر
يك ويرانه برايمان ساخت و رفت
#امیر_وجود
@Dekogram🎙
هر چه شكستيم و دم نزديم
خوب بودن را بد بلد شده ايم
آنقدر بد
كه هر كه خواست آمد و
تمام عقده ها و دردها و بدبختيهايش را
سر خوبيهايمان خالى كرد و
دست از پا درازتر
يك ويرانه برايمان ساخت و رفت
#امیر_وجود
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
دنیا جایِ بدی نبود ،
ما بد اقبال بودیم !
در بدترین نقطه از جهان ،
و بدترین برهه از زمان ؛ متولد شدیم ...
ما تاوانِ گناهی را پس دادیم ؛
که در آن هیچ نقشی نداشتیم ...
ما فقط آمده بودیم بِکِشیم ؛
ما برایِ بُردن نیامده بودیم ...
دیگران لذتش را بردند ،
و ما عذابش را کشیدیم ...
تا زبان به شکایت باز کردیم ؛
ما را از جهنم ترساندند ...
واقعا نمی فهمم ؛
بالاتر از اینهمه سیاهی ؛
مگر رنگِ دیگری هم هست ؟!
#نرگس_صرافیان
@Dekogram🎙
ما بد اقبال بودیم !
در بدترین نقطه از جهان ،
و بدترین برهه از زمان ؛ متولد شدیم ...
ما تاوانِ گناهی را پس دادیم ؛
که در آن هیچ نقشی نداشتیم ...
ما فقط آمده بودیم بِکِشیم ؛
ما برایِ بُردن نیامده بودیم ...
دیگران لذتش را بردند ،
و ما عذابش را کشیدیم ...
تا زبان به شکایت باز کردیم ؛
ما را از جهنم ترساندند ...
واقعا نمی فهمم ؛
بالاتر از اینهمه سیاهی ؛
مگر رنگِ دیگری هم هست ؟!
#نرگس_صرافیان
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
رنگ صدای تو را دوست دارم...
رنگ صدای تو سپید است...
سپیدِ مایل به عشق
با رگه هایی از آفتاب و باران...
حرف بزن !
من به ملودی خوش آب و رنگِ
صدای تو
دل بسته ام !
#سوسن_درفش
̀
@Dekogram🎙̀
رنگ صدای تو سپید است...
سپیدِ مایل به عشق
با رگه هایی از آفتاب و باران...
حرف بزن !
من به ملودی خوش آب و رنگِ
صدای تو
دل بسته ام !
#سوسن_درفش
̀
@Dekogram🎙̀
Telegram
.
اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،
اگر به حجله آشنایی،
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی
و عده ای به تو گفتند،
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد!
تو حرفشان را باور نکن!
تمام این سالها کنار ِ من بودی!
کنار دلتنگی ِ دفاترم!
در گلدان چینی ِ اتاقم!
در دلم...
تو با من نبودی و من با تو بودم!
مگر نه که با هم بودن،
همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟
من هم هر شب،
شعرهای نو سروده باران و بوسه را
برای تو خواندم!
هر شب، شب بخیری به تو گفتم
و جواب ِ تو را،
از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم!
تازه همین عکس ِ طاقچه نشین ِ تو،
همصحبت ِ تمام ِ دقایق تنهایی ِ من بود!
فرقی نداشت که فاصله دستهامان
چند فانوس ِ ستاره باشد،
پس دلواپس ِانزوای این روزهای من نشو،
اگر به حجله ای خیس
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی!
#يغماگلرويى
@Dekogram🎙
اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،
اگر به حجله آشنایی،
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی
و عده ای به تو گفتند،
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد!
تو حرفشان را باور نکن!
تمام این سالها کنار ِ من بودی!
کنار دلتنگی ِ دفاترم!
در گلدان چینی ِ اتاقم!
در دلم...
تو با من نبودی و من با تو بودم!
مگر نه که با هم بودن،
همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟
من هم هر شب،
شعرهای نو سروده باران و بوسه را
برای تو خواندم!
هر شب، شب بخیری به تو گفتم
و جواب ِ تو را،
از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم!
تازه همین عکس ِ طاقچه نشین ِ تو،
همصحبت ِ تمام ِ دقایق تنهایی ِ من بود!
فرقی نداشت که فاصله دستهامان
چند فانوس ِ ستاره باشد،
پس دلواپس ِانزوای این روزهای من نشو،
اگر به حجله ای خیس
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی!
#يغماگلرويى
@Dekogram🎙
Telegram
من هر "صبح" ستایشت را
قبل از گشودن چشمانم
آغاز می کنم...
مگر میشود چنین
دلداده بود،
و روز را با نامت
شروع نکرد...؟
#پروانه_حسینی
@Dekogram🎙
قبل از گشودن چشمانم
آغاز می کنم...
مگر میشود چنین
دلداده بود،
و روز را با نامت
شروع نکرد...؟
#پروانه_حسینی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
تو رفتی ولی من هم چنان میان خاطراتمان پرسه میزنم،
و هر شب برایت ستاره ای از آسمان دلم می چینم و به رسم عاشقی برایت لای دفترچه یادداشت عشقمان به امانت نگه میدارم، به امید روزی که برگردی و صورت یخ کرده مرا بین دو دست گرم ولطیفت بگیری و مرا با شیرینی بوسه هایت زندگی دوباره بدهی ،
و شب هنگام همان موقع که هرم گرم نفست را بر تن خود حس کردم،
و گل از گل گونه هایم شکفت،
در ازای هر بوسه ای که از غنچه لبهایت می چینم یکی از ستاره هایی را که برایت به امانت نگه داشتم هدیه چشمان مهوشت کنم تا بدرخشند و چراغانی کنند محفل عشق بازی ما را....
#سجاد_بیرامی
@Dekogram🎙
و هر شب برایت ستاره ای از آسمان دلم می چینم و به رسم عاشقی برایت لای دفترچه یادداشت عشقمان به امانت نگه میدارم، به امید روزی که برگردی و صورت یخ کرده مرا بین دو دست گرم ولطیفت بگیری و مرا با شیرینی بوسه هایت زندگی دوباره بدهی ،
و شب هنگام همان موقع که هرم گرم نفست را بر تن خود حس کردم،
و گل از گل گونه هایم شکفت،
در ازای هر بوسه ای که از غنچه لبهایت می چینم یکی از ستاره هایی را که برایت به امانت نگه داشتم هدیه چشمان مهوشت کنم تا بدرخشند و چراغانی کنند محفل عشق بازی ما را....
#سجاد_بیرامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
دوست دارم که یک شبه
شصت سال را سپری کنم،
بعد بیایم و با عصایی در دست،
کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم،
تا تو بیایی،
مرا نشناسی،
ولی دستم را بگیری و
از ازدحام خیابان عبورم دهی!
حالا می روم که بخوابم!
خدا را چه دیده ای!
شاید فردا
به هیئت پیرمردی برخواستم!
تو هم از فردا،
دست تمام پیرمردان وامانده در کنار خیابان را بگیر!
دلواپس نباش!
آشنایی نخواهم داد!
قول می دهم آنقدر پیر شده باشم،
که از نگاه کردن به چشم هایم نیز،
مرا نشناسی!
شب بخیر!
#یغما_گلرویی
@Dekogram🎙
شصت سال را سپری کنم،
بعد بیایم و با عصایی در دست،
کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم،
تا تو بیایی،
مرا نشناسی،
ولی دستم را بگیری و
از ازدحام خیابان عبورم دهی!
حالا می روم که بخوابم!
خدا را چه دیده ای!
شاید فردا
به هیئت پیرمردی برخواستم!
تو هم از فردا،
دست تمام پیرمردان وامانده در کنار خیابان را بگیر!
دلواپس نباش!
آشنایی نخواهم داد!
قول می دهم آنقدر پیر شده باشم،
که از نگاه کردن به چشم هایم نیز،
مرا نشناسی!
شب بخیر!
#یغما_گلرویی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
✨
حتی یک نفر در این دنیا
شبیهِ تو نیست..
نه در نفس کشیدن،
نه در نفس نفس زدن،
و نه از قشنگی، نفسِ مرا بَند آوردن..
#عباس_معروفی
☘🌻
@Dekogram🎙
حتی یک نفر در این دنیا
شبیهِ تو نیست..
نه در نفس کشیدن،
نه در نفس نفس زدن،
و نه از قشنگی، نفسِ مرا بَند آوردن..
#عباس_معروفی
☘🌻
@Dekogram🎙
Telegram
✨
باید یکی را داشته باشی
تا با بوسه هایِ بی هوایش به تو بفهماند...
که جمعه ها ،
عشق تعطیل نیست!..
لعنتی تازه سر آغازِ عاشق شدن است..
#علیرضا_اسفندیاری
@Dekogram🎙
باید یکی را داشته باشی
تا با بوسه هایِ بی هوایش به تو بفهماند...
که جمعه ها ،
عشق تعطیل نیست!..
لعنتی تازه سر آغازِ عاشق شدن است..
#علیرضا_اسفندیاری
@Dekogram🎙
Telegram
گاهی زود می رسم
مثل وقتی که به دنیا آمدم
گاهی اما خیلی دیر
مثل حالا که عاشق تو شدم در این سن و سال!
من همیشه برای شادی ها دیر می رسم
و همیشه برای بیچارگی ها زود
و آنوقت یا همه چیز به پایان رسیده است
و یا هیچ چیزی هنوز شروع نشده است.
من در گامی از زندگی هستم
که بسیار زود است برای مردن
وبسیار دیراست برای عاشق شدن
من بازهم دیر کرده ام.
مرا ببخش محبوب من!
من بر لبه عشق هستم
اما مرگ به من نزدیکتر است...
#عزیز_نسین
@Dekogram🎙
مثل وقتی که به دنیا آمدم
گاهی اما خیلی دیر
مثل حالا که عاشق تو شدم در این سن و سال!
من همیشه برای شادی ها دیر می رسم
و همیشه برای بیچارگی ها زود
و آنوقت یا همه چیز به پایان رسیده است
و یا هیچ چیزی هنوز شروع نشده است.
من در گامی از زندگی هستم
که بسیار زود است برای مردن
وبسیار دیراست برای عاشق شدن
من بازهم دیر کرده ام.
مرا ببخش محبوب من!
من بر لبه عشق هستم
اما مرگ به من نزدیکتر است...
#عزیز_نسین
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
یک شبِ مهتاب
مردمانِ زیادی سازهایشان را بر میدارند
زیباترین آهنگها را مینوازند
تا من عاشقانهترین شعرم را برایت بخوانم
تا تو مستِ عطرِ شب بو ها
تا تو عاشق یک دسته گلِ یاس شوی
و تو خواهی دید
که تمامِ دنیا بیدار مانده است
تا به آغوشم بیایی
و من دیوانه وار بگویم " دوستت دارم"
نیکی فیروزکوهی
@Dekogram🎙
مردمانِ زیادی سازهایشان را بر میدارند
زیباترین آهنگها را مینوازند
تا من عاشقانهترین شعرم را برایت بخوانم
تا تو مستِ عطرِ شب بو ها
تا تو عاشق یک دسته گلِ یاس شوی
و تو خواهی دید
که تمامِ دنیا بیدار مانده است
تا به آغوشم بیایی
و من دیوانه وار بگویم " دوستت دارم"
نیکی فیروزکوهی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
آماده باش جانم؛
تمامِ كارهاىِ نا تمامت را تمام كن
تمامِ شعرهاى نصفه نيمه ات را به پايان برسان
تمام نوشته هاى به آخر نرسيده ات را نقطه بگذار
"من" ،آماده ى دوست داشتنت هستم
ميخواهم،
قبل از رسيدنِ پاييز،كارمان يكسره شده باشد
ميخواهم قبل از رسيدنِ پاييز،
آنقدَر مشغولِ دوست داشتنت شده باشم،
كه هيچ فصلى،
كه هيچ ماهى،
كه هيچ روزى،
زورش نرسد كه دلتنگمان كند
اين بار
مى آيم كه بمانم كنارت...
مى آيم كه تمامِ نيمه كاره هاىِ زندگى ات را،
كنارِ يكديگر تمام كنيم
مى آيم كه تمامِ قافيه هاى شعرهايت را،
برايتِ جور كنم
اين دوست داشتنم،
حكايتش از تمامِ آنهايى كه شنيده اى فرق دارد
تهِ اين حكايت رسيدن است
ماندن است
دوست داشتن است
آماده باش جانم؛
اين بار مى آيم،
كه بمانم
تا ابد
#علی_قاضی_نظام
@Dekogram🎙
تمامِ كارهاىِ نا تمامت را تمام كن
تمامِ شعرهاى نصفه نيمه ات را به پايان برسان
تمام نوشته هاى به آخر نرسيده ات را نقطه بگذار
"من" ،آماده ى دوست داشتنت هستم
ميخواهم،
قبل از رسيدنِ پاييز،كارمان يكسره شده باشد
ميخواهم قبل از رسيدنِ پاييز،
آنقدَر مشغولِ دوست داشتنت شده باشم،
كه هيچ فصلى،
كه هيچ ماهى،
كه هيچ روزى،
زورش نرسد كه دلتنگمان كند
اين بار
مى آيم كه بمانم كنارت...
مى آيم كه تمامِ نيمه كاره هاىِ زندگى ات را،
كنارِ يكديگر تمام كنيم
مى آيم كه تمامِ قافيه هاى شعرهايت را،
برايتِ جور كنم
اين دوست داشتنم،
حكايتش از تمامِ آنهايى كه شنيده اى فرق دارد
تهِ اين حكايت رسيدن است
ماندن است
دوست داشتن است
آماده باش جانم؛
اين بار مى آيم،
كه بمانم
تا ابد
#علی_قاضی_نظام
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم.
از لبهایت رد میشوم
از چشمهایت میگذرم
برمیگردم!
به چشمهایِ تو خیره میشوم
به لبهایِ تو بوس میکنم
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم
بهخواب میروم، تو را خوب نگاه میکنم
میروم
به دستهایِ تو میرسم
بهآن کشیدهیِ تمیز!
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم.
بر دستهایِ تو دست میکشم
به صورتم میزنم
گرم میشوم
موهایَت را بهدست میگیرم وُ
از دستهایِ تو رد میشوم
خود را میآویزم!
میمیرم وُ زنده میشوم
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم.
از لبهایِ تو کام میگیرم
از چشمهایِ تو نام
از موهایِ تو بالا میروم
از رویِ تو، رویا میچینم وُ...
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم.
"افشین صالحی"
@Dekogram🎙
از لبهایت رد میشوم
از چشمهایت میگذرم
برمیگردم!
به چشمهایِ تو خیره میشوم
به لبهایِ تو بوس میکنم
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم
بهخواب میروم، تو را خوب نگاه میکنم
میروم
به دستهایِ تو میرسم
بهآن کشیدهیِ تمیز!
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم.
بر دستهایِ تو دست میکشم
به صورتم میزنم
گرم میشوم
موهایَت را بهدست میگیرم وُ
از دستهایِ تو رد میشوم
خود را میآویزم!
میمیرم وُ زنده میشوم
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم.
از لبهایِ تو کام میگیرم
از چشمهایِ تو نام
از موهایِ تو بالا میروم
از رویِ تو، رویا میچینم وُ...
دارم این دلیلِ "تو را دوست دارم" را پیدا میکنم.
"افشین صالحی"
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
قایقی شناور
روی موج های آرام
و خیالی که مرا میبرد تا مرداب
پوشیده از نیلوفران آبی
چشمانم را می بندم
و در گوش ماه
زمزمه می کنم :
چراغ آسمان خاموش بمان
نیازی به نور نیست مرا
وقتی شب باید
شب بماند
بگذار این تاریکی
مرا با خود ببرد به عمق شبانه های آرام
بگذار این ارامش
این سکوت ابدی باشد
تنها من باشم
مرداب و
نیلوفران آبی
و گاه
عطر شب بویی...
چشمانم را باز می کنم
دوباره همان چهار دیوار به رنگ سپید
و سرانگشتانی که دیگر
توان نوشتن ندارند
وقتی تو آنقدر
دیر آمدی
که فراموش کردم عاشقت بودم
#راحله_شوقی
@Dekogram🎙
روی موج های آرام
و خیالی که مرا میبرد تا مرداب
پوشیده از نیلوفران آبی
چشمانم را می بندم
و در گوش ماه
زمزمه می کنم :
چراغ آسمان خاموش بمان
نیازی به نور نیست مرا
وقتی شب باید
شب بماند
بگذار این تاریکی
مرا با خود ببرد به عمق شبانه های آرام
بگذار این ارامش
این سکوت ابدی باشد
تنها من باشم
مرداب و
نیلوفران آبی
و گاه
عطر شب بویی...
چشمانم را باز می کنم
دوباره همان چهار دیوار به رنگ سپید
و سرانگشتانی که دیگر
توان نوشتن ندارند
وقتی تو آنقدر
دیر آمدی
که فراموش کردم عاشقت بودم
#راحله_شوقی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎