من گاهی روی برفها دانه می پاشم
تا فاخته ها برای زمستان هم بخوانند
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی پنجره ها را باز می گذارم
تا اگر پروانه ای در اتاقم محبوس شده
پر گشاید
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی به پشت بام خانه ام می روم
و برای خدا سه تار می زنم ساعتها
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی برای قاصدکی که در آب افتاده است
گریه می کنم
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی برای گل های باغچه هم آواز می خوانم
و باز هم نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
اما
به تو که فکر می کنم
چنان ساحرانه قلبم را تسخیر می کنی
که می دانم دقیقا
این عشق است نه عادت
نازنینم ...
#امیر_فقیه 🌹
@Dekogram🎙
تا فاخته ها برای زمستان هم بخوانند
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی پنجره ها را باز می گذارم
تا اگر پروانه ای در اتاقم محبوس شده
پر گشاید
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی به پشت بام خانه ام می روم
و برای خدا سه تار می زنم ساعتها
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی برای قاصدکی که در آب افتاده است
گریه می کنم
و نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
من گاهی برای گل های باغچه هم آواز می خوانم
و باز هم نمی دانم این عشق است یا عادت ؟!
اما
به تو که فکر می کنم
چنان ساحرانه قلبم را تسخیر می کنی
که می دانم دقیقا
این عشق است نه عادت
نازنینم ...
#امیر_فقیه 🌹
@Dekogram🎙
Telegram
تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم
همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم
دل بُرده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم
یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم
#فاضل_نظرى
@Dekogram🎙
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم
همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم
دل بُرده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم
یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم
#فاضل_نظرى
@Dekogram🎙
Telegram
تو كجايى همه ى مرهم و تسكين دلم؟
بى تو هر شب چه كنم با غم سنگين دلم؟
سينه ام صحنه جنگيست ميان غم و دل
خبرت هست شدي دشمن بى دين دلم؟
دامنت را نكند آه بگيرد روزى
نشوى مشترى هر شب نفرين دلم
در امان نيستم از خنجر بى مهرى تو
باز امشب منم و پيكر خونين دلم
سر به مُهرم سر سجاده به اميد وصال
تا كه پرواز كند مرغك آمين دلم
درد دورى تو اى كاش به فردا نكشد
لااقل كاش بيايى سر بالين دلم
بى وفا جان تو سوگند بُريدم ،برگرد
دوست دارم برسى لحظه ى تدفين دلم
#ناشناس
@Dekogram🎙
بى تو هر شب چه كنم با غم سنگين دلم؟
سينه ام صحنه جنگيست ميان غم و دل
خبرت هست شدي دشمن بى دين دلم؟
دامنت را نكند آه بگيرد روزى
نشوى مشترى هر شب نفرين دلم
در امان نيستم از خنجر بى مهرى تو
باز امشب منم و پيكر خونين دلم
سر به مُهرم سر سجاده به اميد وصال
تا كه پرواز كند مرغك آمين دلم
درد دورى تو اى كاش به فردا نكشد
لااقل كاش بيايى سر بالين دلم
بى وفا جان تو سوگند بُريدم ،برگرد
دوست دارم برسى لحظه ى تدفين دلم
#ناشناس
@Dekogram🎙
Telegram
جنگل بلند شو !
در بیشه ، شیر نیست
از آن شکوه و هیمنه ، روباه مانده است
آن هم دلیر نیست
جنگل بلند شو !
کفتارها به قهقهه مشغول عشرت اند
خیل شغال ها
در کارِ چاق کردن پشت محبت اند
جنگل بلند شو !
هیزم شکن دوباره می آید به سوی تو
اما نه با تبر
با ارّه های روشن بنزینی بزرگ
در رقص شادمانه ی چندین هزار گرگ
جنگل بلند شو !
از خرس ها فقط
یک پوستین به ضرب زر و زور مانده است
بر بازوان سرو
جای عقاب تیزپر آسمان نَوَرد
جغد هزارساله ی شبکور مانده است
جنگل بلند شو !
شاخ گوزن های جوان شاکلید شد
روی سیاه معرکه گیران سفید شد
گنجشک ترسخورده که از دانه می سرود
در موج ناگهانی شب ، ناپدید شد
جنگل بلند شو !
در چشمه های عاطفه ، یک قطره آب نیست
در هر رگ ات به میمنت شاشگاه ترس
سَم جاری است روز و شب اما گلاب نیست
آن سوی دیدگاه تو در آن کویر تلخ
چیزی به غیر عشوه ی پوک سراب نیست
جنگل بلند شو !
هنگام خواب نیست
جنگل بلند شو !
هنگام خواب نیست
#سامانـسپنتا
@Dekogram🎙
در بیشه ، شیر نیست
از آن شکوه و هیمنه ، روباه مانده است
آن هم دلیر نیست
جنگل بلند شو !
کفتارها به قهقهه مشغول عشرت اند
خیل شغال ها
در کارِ چاق کردن پشت محبت اند
جنگل بلند شو !
هیزم شکن دوباره می آید به سوی تو
اما نه با تبر
با ارّه های روشن بنزینی بزرگ
در رقص شادمانه ی چندین هزار گرگ
جنگل بلند شو !
از خرس ها فقط
یک پوستین به ضرب زر و زور مانده است
بر بازوان سرو
جای عقاب تیزپر آسمان نَوَرد
جغد هزارساله ی شبکور مانده است
جنگل بلند شو !
شاخ گوزن های جوان شاکلید شد
روی سیاه معرکه گیران سفید شد
گنجشک ترسخورده که از دانه می سرود
در موج ناگهانی شب ، ناپدید شد
جنگل بلند شو !
در چشمه های عاطفه ، یک قطره آب نیست
در هر رگ ات به میمنت شاشگاه ترس
سَم جاری است روز و شب اما گلاب نیست
آن سوی دیدگاه تو در آن کویر تلخ
چیزی به غیر عشوه ی پوک سراب نیست
جنگل بلند شو !
هنگام خواب نیست
جنگل بلند شو !
هنگام خواب نیست
#سامانـسپنتا
@Dekogram🎙
Telegram
تک وتنهاتومسیرتم هنوز
دارم ازوحشت جاده میگذرم
میگذرم ازهمه ی خوب وبدا
ولی ازنبودنت نمیگذرم...
#علیرضا_آذر
@Dekogram🎙
دارم ازوحشت جاده میگذرم
میگذرم ازهمه ی خوب وبدا
ولی ازنبودنت نمیگذرم...
#علیرضا_آذر
@Dekogram🎙
از امروز
شنبه ها را
بیش تر از همیشه
دوست دارم...
این که آغاز هفته بفهمی
کسی این چنین دوستت دارد،
تمام زندگی ات
گلستان می شود
نه یک هفته ات...!
#سمیرا_آنالویی
#صبح_بخیر 😍
@Dekogram🎙
شنبه ها را
بیش تر از همیشه
دوست دارم...
این که آغاز هفته بفهمی
کسی این چنین دوستت دارد،
تمام زندگی ات
گلستان می شود
نه یک هفته ات...!
#سمیرا_آنالویی
#صبح_بخیر 😍
@Dekogram🎙
من عهد بسته بودم که انقلاب کنم
تفنگ دردست بگيرم و
خنجر به کمر ببندم و
کوله اي برپشت بگيرم
من عهد بسته بودم تمام ديکتاتورهاي جهان را خاکستر سيگارم کنم
پاي پياده کوه ها را به لرزه دربياورم
بيابانها را دريا کنم
درياها را خروشان
من عهد بسته بودم کودکان را سيرکنم
زنان را آزاد
مردان را زندان بشکنم
اما
حضور تو عهد من را شکست
مرا به زندان چشمانت انداختي
خانه نشينم کردي
به نفرين عشق دچارم کردي
حالا عهد بسته ام کنار تنت بمانم
گيسوانت را به دست بگيرم
لبانت را به لبهايم بگيرم
وتا زنده ام
اسير عشق تو باشم
به تمام ديکتاتورهاي عالم بگو
آسوده بخوابند
من عاشق شدم
حامد بدر خان
@Dekogram🎙
تفنگ دردست بگيرم و
خنجر به کمر ببندم و
کوله اي برپشت بگيرم
من عهد بسته بودم تمام ديکتاتورهاي جهان را خاکستر سيگارم کنم
پاي پياده کوه ها را به لرزه دربياورم
بيابانها را دريا کنم
درياها را خروشان
من عهد بسته بودم کودکان را سيرکنم
زنان را آزاد
مردان را زندان بشکنم
اما
حضور تو عهد من را شکست
مرا به زندان چشمانت انداختي
خانه نشينم کردي
به نفرين عشق دچارم کردي
حالا عهد بسته ام کنار تنت بمانم
گيسوانت را به دست بگيرم
لبانت را به لبهايم بگيرم
وتا زنده ام
اسير عشق تو باشم
به تمام ديکتاتورهاي عالم بگو
آسوده بخوابند
من عاشق شدم
حامد بدر خان
@Dekogram🎙
Telegram
.
عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم
توی این خلوت شب باز صدایت کردم
سیب سرخی شدی ودست رقیب افتادی
من چو حوّا نشدم ، زود رهایت کردم
اوبه توداد دل وقلب تو هم راضی شد
از غمت سوختم و باز دعایت کردم
گرم آغوش رقیبم شدی و یادت رفت
قبل او در دل خود همچو خدایت کردم
رفته ای بادگری ودلم از غصه شکست
باز هم این دل بشکسته فدایت کردم
گر ز پیش تو برفت و دل تو تنها شد
پیش من باز نگرد چونکه رهایت کردم
؟؟؟؟؟
@Dekogram🎙
عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم
توی این خلوت شب باز صدایت کردم
سیب سرخی شدی ودست رقیب افتادی
من چو حوّا نشدم ، زود رهایت کردم
اوبه توداد دل وقلب تو هم راضی شد
از غمت سوختم و باز دعایت کردم
گرم آغوش رقیبم شدی و یادت رفت
قبل او در دل خود همچو خدایت کردم
رفته ای بادگری ودلم از غصه شکست
باز هم این دل بشکسته فدایت کردم
گر ز پیش تو برفت و دل تو تنها شد
پیش من باز نگرد چونکه رهایت کردم
؟؟؟؟؟
@Dekogram🎙
Telegram
هر صبح
زندگی برای ادامه پیدا کردن
به دنبال بهانه می گردد
و چه بهانه ای زیباتر از چشمانت...
#سید_علی_صالحى
@Dekogram🎙
زندگی برای ادامه پیدا کردن
به دنبال بهانه می گردد
و چه بهانه ای زیباتر از چشمانت...
#سید_علی_صالحى
@Dekogram🎙
.
کاش ممنـوعه نبـودی
تا پنجـره را می گشـودم
و عطر نفس هایت را
قطره ،قطره در رگ هایم
چنان تزریـق میکردم
کـه حافــظه کبــود تنـم
اسارت آغوشـت را به
فراموشی می سپرد ...!!!
.
#معصومه_قنبری
@Dekogram🎙
کاش ممنـوعه نبـودی
تا پنجـره را می گشـودم
و عطر نفس هایت را
قطره ،قطره در رگ هایم
چنان تزریـق میکردم
کـه حافــظه کبــود تنـم
اسارت آغوشـت را به
فراموشی می سپرد ...!!!
.
#معصومه_قنبری
@Dekogram🎙
Telegram
هر زنی برایِ زیباتر شدن ؛
باید یک مردِ عاشق ، داشته باشد ...
زن ها استعدادِ عجیبی در شیطنت و دلبری دارند ؛
اگر آنی که باید باشد ، باشد !!!
در زیباییِ آفرینشِ زن ها شکی نیست !
اما مردانِ عاشق ،
می توانند با یک نگاه و احساسِ ناب ؛
رویِ این مرغوبیتِ ذاتی ، تشدید بگذارند ...
شک ندارم تمامِ زنانِ شاد و موفق
جایی از دنیا مردِ عاشقی دارند ؛
که وجاهت و استعدادشان را تحسین می کند ... !
زنان ، بزرگ ترین معجزه ی آفرینشَند ...
باید یادشان آورد ...
باید تحسینِ شان کرد ...
باید عاشقِ شان بود !
#نرگس_صرافیان_طوفان
@Dekogram🎙
باید یک مردِ عاشق ، داشته باشد ...
زن ها استعدادِ عجیبی در شیطنت و دلبری دارند ؛
اگر آنی که باید باشد ، باشد !!!
در زیباییِ آفرینشِ زن ها شکی نیست !
اما مردانِ عاشق ،
می توانند با یک نگاه و احساسِ ناب ؛
رویِ این مرغوبیتِ ذاتی ، تشدید بگذارند ...
شک ندارم تمامِ زنانِ شاد و موفق
جایی از دنیا مردِ عاشقی دارند ؛
که وجاهت و استعدادشان را تحسین می کند ... !
زنان ، بزرگ ترین معجزه ی آفرینشَند ...
باید یادشان آورد ...
باید تحسینِ شان کرد ...
باید عاشقِ شان بود !
#نرگس_صرافیان_طوفان
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
♾
چرا فکر میکنی زیاد از حد دوست دارم؟
چرا واست عجبیه که یه لحظه دیر جواب
دادنات نگرانم میکنه ؟
اینا که غیر عادی نیست ، میدونی چرا ؟ چون مهمی ..
چون انقدر خواستنت تو دلم رشد کرده که اگه یه ثانیه ازم دور باشی،حس میکنم تنهاترین آدم روی زمینم!
اینجوری نگام نکن دیگه ، تقصیر خودت بود یهو مهربون نگام کردی ، از اون لبخند قشنگات واسم زدی !
اون موقع باید فکر اینم میکردی که عاشقت بشم..
اصلا بزار اینجوری بگم ، اگه راه داشت بیشتر میخواستمت، اگه دوست داشتن حد داشت ، من میرفتم تا آخرِ آخرش ...
قلبمم از سینه در میاوردم، میزاشتم آخر همون راهه،بعدم به همه میگفتم من فتح کردم اوج خواستنشو !
حالا فهمیدی این علاقه واسه من عجیب نیست؟ اتفاقا عادیه عادیه
اینکه یه نفرو با جونت بخوای ، با قلبت بپرستی یعنی مبتلا شدی بهش!
حالا اینکه تو واکسن زدی از ما نگیری بحثش جداست !
فقط اینو به خودت حالی کن که اگه دلِ یه آدم ناسازگازی کنه ، بهونه بگیره بگه "دل دادم دل نمیکنم"
میفهمی این دوست داشتن حالا حالا ها جا داره پر شه!
#زهرا_مصلح
#من_به_تو_مبتلا_شده_ام_جانااا😘❤️👌
@Dekogram🎙
چرا فکر میکنی زیاد از حد دوست دارم؟
چرا واست عجبیه که یه لحظه دیر جواب
دادنات نگرانم میکنه ؟
اینا که غیر عادی نیست ، میدونی چرا ؟ چون مهمی ..
چون انقدر خواستنت تو دلم رشد کرده که اگه یه ثانیه ازم دور باشی،حس میکنم تنهاترین آدم روی زمینم!
اینجوری نگام نکن دیگه ، تقصیر خودت بود یهو مهربون نگام کردی ، از اون لبخند قشنگات واسم زدی !
اون موقع باید فکر اینم میکردی که عاشقت بشم..
اصلا بزار اینجوری بگم ، اگه راه داشت بیشتر میخواستمت، اگه دوست داشتن حد داشت ، من میرفتم تا آخرِ آخرش ...
قلبمم از سینه در میاوردم، میزاشتم آخر همون راهه،بعدم به همه میگفتم من فتح کردم اوج خواستنشو !
حالا فهمیدی این علاقه واسه من عجیب نیست؟ اتفاقا عادیه عادیه
اینکه یه نفرو با جونت بخوای ، با قلبت بپرستی یعنی مبتلا شدی بهش!
حالا اینکه تو واکسن زدی از ما نگیری بحثش جداست !
فقط اینو به خودت حالی کن که اگه دلِ یه آدم ناسازگازی کنه ، بهونه بگیره بگه "دل دادم دل نمیکنم"
میفهمی این دوست داشتن حالا حالا ها جا داره پر شه!
#زهرا_مصلح
#من_به_تو_مبتلا_شده_ام_جانااا😘❤️👌
@Dekogram🎙
Telegram
مرا تو
بی سببی
نیستی.
به راستی
صلت ِ کدام قصیده ای
ای غزل ؟
ستاره باران ِ جواب ِ کدام سلامی به آفتاب
از دریچه تاریک ؟
کلام از نگاه ِ تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!
پس پشت مردمکان ات
فریاد کدام زندانی ست
که آزادی را
به لبان ِ بر آماسیده
گل سرخی پرتاب می کند؟ ــ
ورنه
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار ِ آفتاب نیست.
نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی!
و دلت
کبوتر آشتی ست،
در خون تپیده
به بام تلخ.
با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی!
#احمد_شاملو
@Dekogram🎙
بی سببی
نیستی.
به راستی
صلت ِ کدام قصیده ای
ای غزل ؟
ستاره باران ِ جواب ِ کدام سلامی به آفتاب
از دریچه تاریک ؟
کلام از نگاه ِ تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!
پس پشت مردمکان ات
فریاد کدام زندانی ست
که آزادی را
به لبان ِ بر آماسیده
گل سرخی پرتاب می کند؟ ــ
ورنه
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار ِ آفتاب نیست.
نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی!
و دلت
کبوتر آشتی ست،
در خون تپیده
به بام تلخ.
با این همه
چه بالا
چه بلند
پرواز می کنی!
#احمد_شاملو
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
.
تعارف که نداریم
من حسادت می کنم
به لیلای مجنون
و به آیدای شاملو
لعنتی !
تو هم مرا همانقدر دوست داشته باش
من از ورد زبان شدنهای این مدلی
خوشم می آید !
#نرگس_صرافیان_طوفان
@Dekogram🎙
تعارف که نداریم
من حسادت می کنم
به لیلای مجنون
و به آیدای شاملو
لعنتی !
تو هم مرا همانقدر دوست داشته باش
من از ورد زبان شدنهای این مدلی
خوشم می آید !
#نرگس_صرافیان_طوفان
@Dekogram🎙
Telegram
.
اعتقادی به یواشکی دوست داشتن ندارم.
دوستت دارم!
تو را باید دوست داشت.
علنی، بین انظار عمومی تا همه تو را در کنار من بشناسند..
جان دلم! دوست داشتنم صدای بلندی دارد. میدانی چیست؟
دوست داشتنت در خفا به من نمیچسبد.
فکر کن کسی را دوست داشته باشی اما جرات نکنی بغلش مچاله شوی،
بترسی از بوسیدنش، حسرت زل زدن در چشم هایش بماند بر دلت، اصلا نمیشود هر طور حساب میکنم جور درنمیآید دوست داشتن یواشکی ات..
من تو را به اندازه همه آنهایی که یواشکی کسی را میخواهند، علنی دوست دارم..
#سیما_امیرخانی
@Dekogram🎙
اعتقادی به یواشکی دوست داشتن ندارم.
دوستت دارم!
تو را باید دوست داشت.
علنی، بین انظار عمومی تا همه تو را در کنار من بشناسند..
جان دلم! دوست داشتنم صدای بلندی دارد. میدانی چیست؟
دوست داشتنت در خفا به من نمیچسبد.
فکر کن کسی را دوست داشته باشی اما جرات نکنی بغلش مچاله شوی،
بترسی از بوسیدنش، حسرت زل زدن در چشم هایش بماند بر دلت، اصلا نمیشود هر طور حساب میکنم جور درنمیآید دوست داشتن یواشکی ات..
من تو را به اندازه همه آنهایی که یواشکی کسی را میخواهند، علنی دوست دارم..
#سیما_امیرخانی
@Dekogram🎙
Telegram
.
روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم
و من آن روز را انتظار میکشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم.
#احمد_شاملو
🆔@Dekogram🎙
روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم
و من آن روز را انتظار میکشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم.
#احمد_شاملو
🆔@Dekogram🎙
Telegram
حالا حوالی همين روزهای مثلِ هم
برای دورافتادهترين دخترِ درياها
از نشانی مهآلودِ مسافری بنويس
که روزی از سمتِ سرشارترين بوسهها خواهد آمد
دستش را خواهد گرفت
و او را با زورقِ پريانِ پردهْپوش
به خوابِ بیپايانِ گُلِ سرخ و پروانه خواهد برد.
پس کی از اين لبِ تشنه
ترانهای خواهی شنيد
از اين دلِ تنگ
دری گشوده به روی خواب!؟
حالا سالهاست
که ما در شمارش نامِ نزديکترين کسانِ خويش
سينه به سينه، سکسکه بُرده و
هوا هوا، همهمه آوردهايم.
يعنی جوابِ آن همه علاقه آيا
همين تو دور وُ
من دور وُ
گريههامان که بی گفت و گو ...!؟
هی رازانهی عجيبِ علاقه!
به وَلایِ همين واژههای بیکوچه، بیکتاب
ما هرگز به اين بادِ بیحساب
نازکتر از بنفشه و
بیرياتر از رويایِ وزيدن، رازی نگفتهايم.
حالا حوالی همين روزهای مثلِ هم
من مجبورم به خانه برگردم.
اينجا زورقِ پريانِ پردهْپوش را
در خوابِ دورِ دريا شکستهاند.
و من مخصوصا مینويسم
که پروانه و گُلِ سرخ هم بدانند
امروز، غروبِ سهشنبهی سردی
از اواسطِ آذرماهست!
امروز هم
پُستچیِ پيرِ اين کوچه هم پيدايش نشد
پنجره را ببندم بهتر است
هقهقِ بیپردهی اين دو ديدهی بارانی
آبرویِ اَبرآلودِ همهی درياها را خواهد برد!
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
برای دورافتادهترين دخترِ درياها
از نشانی مهآلودِ مسافری بنويس
که روزی از سمتِ سرشارترين بوسهها خواهد آمد
دستش را خواهد گرفت
و او را با زورقِ پريانِ پردهْپوش
به خوابِ بیپايانِ گُلِ سرخ و پروانه خواهد برد.
پس کی از اين لبِ تشنه
ترانهای خواهی شنيد
از اين دلِ تنگ
دری گشوده به روی خواب!؟
حالا سالهاست
که ما در شمارش نامِ نزديکترين کسانِ خويش
سينه به سينه، سکسکه بُرده و
هوا هوا، همهمه آوردهايم.
يعنی جوابِ آن همه علاقه آيا
همين تو دور وُ
من دور وُ
گريههامان که بی گفت و گو ...!؟
هی رازانهی عجيبِ علاقه!
به وَلایِ همين واژههای بیکوچه، بیکتاب
ما هرگز به اين بادِ بیحساب
نازکتر از بنفشه و
بیرياتر از رويایِ وزيدن، رازی نگفتهايم.
حالا حوالی همين روزهای مثلِ هم
من مجبورم به خانه برگردم.
اينجا زورقِ پريانِ پردهْپوش را
در خوابِ دورِ دريا شکستهاند.
و من مخصوصا مینويسم
که پروانه و گُلِ سرخ هم بدانند
امروز، غروبِ سهشنبهی سردی
از اواسطِ آذرماهست!
امروز هم
پُستچیِ پيرِ اين کوچه هم پيدايش نشد
پنجره را ببندم بهتر است
هقهقِ بیپردهی اين دو ديدهی بارانی
آبرویِ اَبرآلودِ همهی درياها را خواهد برد!
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎