نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
739 subscribers
226 photos
9.99K videos
1 file
6.87K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


من همانم که تو
غمگین بشوی میمیرد ..

تویی که دلیل آرامشمی 😌



‍‌
‌‎🌨🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


چقدر امشب دلم واسه تو پر میزنه...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌ ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌


🌨🌻
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❄️


چون صبحِ ازل ز عشق دم زد
عشق آتشِ شوق در قلم زد

از لوحِ عَدَم قلم سر افراشت
صد نقشِ بَدیع پیکر انگاشت

#جامى

صبحتون قشنگ ...☺️
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

🌨🌻



یک نفر باید باشد ..
که قبل از گنجشکهای پشت پنجره ات
که قبل از زنگ خوردن ساعت تنظیم شده ات...
نگران چشمهایت باشد
که خواب نمانند ‌...
که صدای اول صبحت را..!!
با دنیا عوض نکند،
یک نفر باید باشد ...


#علی_قاضی_نظام

🌻

@Dekogram🎙
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


و منی که
در میان دردهایم
تو را
درمان دیدم...🫂🫶



🌨🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
‍ ‍ ‍ ‍ ‍  ‌‌꧁❄️꧂ ‍


دست راستم شروع كرد به هم زدن نبات داخل لیوان چای
و سرم رو سُر دادم روی دست چپ...
لبخند زدم و به سفیدی شقیقه هاش خیره شدم!
سرش و از روی گوشی بلند كرد و گفت:

"به چی زل زدی"

لبخندمو خوردمو گفتم:
"هی...هیچی.... هیچی داشتم فكر می كردم"
چشماشو گرد كرد و
نگاه متعجبش رو ریخت تو صورتم
پرسیدم:
"خیره شدن داشت؟ تعجب داشت؟"
گفت :
"نه... فقط خوب بلدمت! می دونم بی دلیل اینجوری با یه لبخند پهن نگاه نمی كنی به هیچكس و هیچ چیز"
سرم و انداختم پایین و گفتم:
"تهران این روزا خیلی شلوغه..."
آروم زمزمه كرد:
"روزای نزدیك عید همیشه اینجوریه!"
گفتم :
"تا از ترمینال برسم دانشگاه، انگار ده سال شد!"
پرسید:
"از دانشگاه تا كافه چی؟"
نگاهمو ریختم توی فنجون چای و ساكت موندم
ادامه داد:
"ببخش اذیت شدی تا بیای اینجا..."
تو دلم گفتم:
" اذیت؟؟؟ واسه تو؟ واسه دیدن تو؟؟"
بلند گفتم:
"از دانشگاه تا اینجا اما..."
با خنده گفت:
"اما چی؟"
گفتم:
"هزار سال گذشت با اینكه بال زدم!"
برای یه ثانیه چشماش تاریك شد،
سرش و انداخت پایین و هیچی نگفت...
لیوان چای رو بالا آوردم و باز زل زدم به شقیقه هاش و بوی عجیب ادكلنش و نفس كشیدم!
آروم گفتم:
"من كجا بودم تو روزایی كه شقیقه هات سفید شدن؟"
حرفمو درست نشنید و سر بلند كرد و گفت:
"نشنیدم، چی گفتی؟"
جواب دادم:
"هیچی"
گفت :
"درست مث همون وقتا كه برام مینویسی و می نویسی و می نویسی و پاك می كنی و نمی فرستی!"
خندیدم
خندید
گفتم:
"خیلی وقته می خوام یه چیزی بگم ولی...."
گفت:
"ولی چی؟"
گفتم:
"این چندمین سال تحویلیه كه ندارمت؟"
چشماشو بست
از لیوان دمنوش آویشنش بخار بلند میشد،
دستم رو گذاشتم روی لبه ی لیوان
درست جای لبش!...
چشماشو باز كرد
دستمو كشیدم
گفت:
"خیلی خستم! دلم سفر می خواد بی دغدغه، بی فكر، بی استرس!"
گفتم:
"من كه گفته بودم بیا بریم ترمینال جنوب بلیط بگیریم برای اراك، بعد بروجرد، بعد شیراز، بعد...."
با خنده گفت:
"منم گفته بودم تو دیوونه ای..."
خندیدم!
سیگارشو روشن كرد
لیوان رو برد سمت لبش و با ته مونده ی تلخ لبخندش نگاهم كرد!
گفتم:
"باید برم...
ولی دم رفتن بذار بگم
نیمكت های دنیارو بدچیدن حضرت یار!
اونقدر بد كه من دیگه حتی یادم نمیاد
این چندمین سال تحویلیه كه ندارمت...
كه این چندمین باریه كه بی حس داشتنت نشستم تو كافه باهات چایی میخورم؟
كه این چندمین دفعه ای كه با حسرت بودنت باهات حرف زدم؟!"
دست كردم تو كیفم یه سررسید یشمی بیرون آوردم و گرفتم طرفش و گفتم:
"عیدت مبارك
می دونم عاشق این رنگی....
یشمی كه می پوشی دل خدا هم برات ضعف میره!
ولی این رنگ و نپوش لعنتی وقتی من كنارت نیستم..."
لبخند زد
لبخند زدم
گفتم خدافظ!
گفت: "نشنیدم چی گفتی..."
از كافه رفتم بیرون
بغضم پاره شد
بغض ابرا هم.....


🖋‌نیاز خاکی

🎙لِئا فرد & محسن میرزائی


🌨🌻
  ‌‌
@Dekogram 🎙
.@Le_a_nevesht

#لئا_فرد
#محسن_میرزائی

.
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


هم شکارش کرده بودم
هم شکارم کرده بود؛
فرض کن صیاد …
بر صیاد دام افکنده بود🤍🫶



🌨🌻
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


یه چیزایی هیچوقت تَغییر نمیکُنه
مثل حِس مَن به طُ...🤗♥️



‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌🌨🌻
.

سرمای هیچ زمستونی به سردی خاطره‌ای نیست که هرچی بهش فکر می‌کنی دلتنگ‌تر می‌شی. گاهی خاطره‌هات رو می‌گردی تا دوباره در آغوش بگیریش. دوست داشتن یعنی بغل کردن، یعنی یه‌نفر آغوشش رو بهت هدیه بده. یعنی اجازه بده هروقت خواستی بهش پناه ببری. حالا برای این‌که روح یه‌نفر بُکشی، فقط کافیه آغوشت رو ازش پس بگیری. از سرما می‌میره، به همین سادگی. جهنم هم سرده وقتی کسی رو برای در آغوش کشیدن نداشته باشی.
بغلم کن. محکم و طولانی. انقدر که اگه فردا صبح بیدار نشدم، گرمای تنت رو برای همیشه با خودم به اون دنیا ببرم.

#پویا_جمشیدی

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️
‍‍‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌ ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌

یڪ شب تو، هم آغوشِ من و حالِ دلم باش
بڪَذار کہ درسایہ ے
احساس قشنگِ تو بمیرم...



#مهنازنجفی


🌨🌻
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️



 اے بُرده دلم به غمزه، جان نیز ببَر
 بردے دل و جان، نام و نشان نیز ببَر.....
 ڪَـر هیــچ اثر نماند از من به جهان،
      تأخیر روا مدار،
     آن نیز ببر.....!!

#عین‌القضات_همدانی


🌨🌻
😢3
  ‌‌꧁❄️


شعرترین حرفِ یک مرد
همان دوستت دارم است؛
در آن نیمه شبی که
تکیه بر بازویش خوابیده‌ای
و همزمان با مرتب کردن موهایت
به زبان می‌آورد...


#علی_سلطانی



🌨🌻

@Dekogram 🎙
🥰41
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


اگر قرار است خوشبخت باشی، همین امروز شروع کن.
منتظرِ هیچ چیز عجیب و غریبی نباش!
رویِ پایِ خودت بایست و لحظه ‌هایت را زیباتر از همیشه بساز...
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
صبحتون قشنگ ...☺️



🌨🌻
❄️


تو را
هرصبح
لابلای انبوه ِ واژه ها ،،،
تو را
در پیچ و تاب ِ سیاه و سپید ِ
این چندشنبه ها
می جویم ،،،

تو را برای خودت
تو را برای خودم
تو را برای نفس کشیدن ،
تو را برای آن نیمه ی خالی ِ ایمانم
می خواهم ....
چشمهایت تمام شریعت منست
پنجشنبه ام را شوقِ دیدار بده

مرا به بهشت آغوشت خیرات کن !
مرا به بهشت آغوشت خیرات کن !



#مریم_رضایی_حامی

🌨🌻
@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


اجازه بده پنج دقيقه
فقط پنج دقيقه
سرم را روی شانه‌ات بگذارم
چشم‌ها را ببندم
و زمين از نو آرام شود..!

سعاد الصباح


🌨🌻
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌꧁❄️


با قهوه ای چشمانش
می توانم روزها بیدار بمانم و همانطور که روزنامه ی عصر را در دست گرفته ام از پشت دود سیگار دزدکی نگاهش کنم .
باد که لای موهایش می وزد می توانم از روی مبلی که نشسته ام به عمق جنگل های شمال سفر کنم ‌.
با صدایش می توانم
به تمام لهجه های سرزمینم
بلند بلند بگویم
دوستتتت دارم


#بهمن_بهمن_دار


🌨🌻

@Dekogram 🎙
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️


یہ روزے توو ڪَوشت زمزمہ می‌ڪنم
"دوست دارم " 😌♥️
بہ سبڪ استاد ابتهاج ..!!😉



🌨🌻
🥰2