This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
چه بی تابانه می خواهمت!
#احمد_شاملو
☔️🌻
چه بی تابانه می خواهمت!
#احمد_شاملو
☔️🌻
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
꧁🌸꧂
موهایش باد را به حرکت در میآورد،
دستانِ کوچکاش ابرها را جابهجا میکرد،
قدمهایش جنگل میآفرید،
لبخندش زندگی میبخشید،
چشمهایش را که باز میکرد خورشید متولّد،
و پلک که رویِ هم میگذاشت شب آغاز میشد.
و من سالها نه با او،
بلکه در او زندگی کردم.
#عادل_رستمکلایی
@Dekogram 🎙
🍃🌻
موهایش باد را به حرکت در میآورد،
دستانِ کوچکاش ابرها را جابهجا میکرد،
قدمهایش جنگل میآفرید،
لبخندش زندگی میبخشید،
چشمهایش را که باز میکرد خورشید متولّد،
و پلک که رویِ هم میگذاشت شب آغاز میشد.
و من سالها نه با او،
بلکه در او زندگی کردم.
#عادل_رستمکلایی
@Dekogram 🎙
🍃🌻
Telegram
attach 📎
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
سجادهام پر میشود
امشب ز عطر موے تو
انڪَار پیچیده خدا،
در سجدهام ڪَیسوے تو....
#ناصرپروانی
☔️🌻
سجادهام پر میشود
امشب ز عطر موے تو
انڪَار پیچیده خدا،
در سجدهام ڪَیسوے تو....
#ناصرپروانی
☔️🌻
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه
عادت از یادمن و تو برود...
#سهراب_سپهری
صبحتون قشنگ ..☺️
☔️🌻
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه
عادت از یادمن و تو برود...
#سهراب_سپهری
صبحتون قشنگ ..☺️
☔️🌻
❤1
🍂🍁🍂
شنبه ها را برای موهایت کنار گذاشته ام.
تو بنشینی من ببافمشان
تو ناز کنی من بخرمشان
اصلا میدانی؛
شنبه ها آغاز دلبری های بی چون و چراست...
#فاطمه_زلفی
🎙#محسن_میرزائی
☔️🌻
@Dekogram 🎙
شنبه ها را برای موهایت کنار گذاشته ام.
تو بنشینی من ببافمشان
تو ناز کنی من بخرمشان
اصلا میدانی؛
شنبه ها آغاز دلبری های بی چون و چراست...
#فاطمه_زلفی
🎙#محسن_میرزائی
☔️🌻
@Dekogram 🎙
Telegram
attach 📎
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
یکی و پیدا کنی
با نگاهش بهت نشون بده
چقد بهت تو زندگیش نیازه داره...
☔️🌻
یکی و پیدا کنی
با نگاهش بهت نشون بده
چقد بهت تو زندگیش نیازه داره...
☔️🌻
❤1
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
🍂🍁🍂
باور کن ..!
تو را دوست دارم
صدای مرا نقاشی کن ...
دلتنگ توام اندوه مرا نقاشی کن ...
باور کن ..!
دلتنگ توام اندوه مرا نقاشی کن ...
به تو می اندیشم در غم دیگران ،
پندار مرا نقاشی کن ..
گفتی در خلائی که هوا نیست ،
نه من ترا می خوانم ، نه تو مرا میشناسی
برایم چراغی بیاور
بی نور ،
چگونه نقاشی کنم ..!؟
#محمدابراهیم_جعفری
☔️🌻
@Dekogram 🎙
باور کن ..!
تو را دوست دارم
صدای مرا نقاشی کن ...
دلتنگ توام اندوه مرا نقاشی کن ...
باور کن ..!
دلتنگ توام اندوه مرا نقاشی کن ...
به تو می اندیشم در غم دیگران ،
پندار مرا نقاشی کن ..
گفتی در خلائی که هوا نیست ،
نه من ترا می خوانم ، نه تو مرا میشناسی
برایم چراغی بیاور
بی نور ،
چگونه نقاشی کنم ..!؟
#محمدابراهیم_جعفری
☔️🌻
@Dekogram 🎙
Telegram
attach 📎
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
همهی دنیایت
میتواند به کوتاهی یک لبخند ،
به تنگی یک آغوش ،
و به وسعت دوست داشتنی باشد
که به تو میبخشد
که تنها برای توست ...
#لیلا_مقربی
☔️🌻
همهی دنیایت
میتواند به کوتاهی یک لبخند ،
به تنگی یک آغوش ،
و به وسعت دوست داشتنی باشد
که به تو میبخشد
که تنها برای توست ...
#لیلا_مقربی
☔️🌻
❤3
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
꧁❄️꧂
میگم دلبر
شب یجور ناجوری
درد میشه میره تو گلوم ،
میره تو چشام ،میره تو کل وجودم!
یهو اشک میشه میآد رو گونم!
بعد یهو ابی پلی میشه میگه
کی اشکاتو پاک میکنع شبآ که غصه داری...
دلم پر پر میشه
میگم دلبر که نیست ،
هوا نیست، نفس نیست،
خنده نیست،دلخوشی نیست،
دلبر که نیست ، زندگی نیست!
دلبر ! میشه با بودنت خوشبختی رو یادم بدی،
میشه با خنده هات شبمو چراغونی کنی ..؟
میشه مرهم هق هقم بشی؟!
که یادم بره شب چقدر میتونه
غم انگیز باشه
میشه؟
#المیرادهنوی
🌨🌻
@Dekogram🎙
میگم دلبر
شب یجور ناجوری
درد میشه میره تو گلوم ،
میره تو چشام ،میره تو کل وجودم!
یهو اشک میشه میآد رو گونم!
بعد یهو ابی پلی میشه میگه
کی اشکاتو پاک میکنع شبآ که غصه داری...
دلم پر پر میشه
میگم دلبر که نیست ،
هوا نیست، نفس نیست،
خنده نیست،دلخوشی نیست،
دلبر که نیست ، زندگی نیست!
دلبر ! میشه با بودنت خوشبختی رو یادم بدی،
میشه با خنده هات شبمو چراغونی کنی ..؟
میشه مرهم هق هقم بشی؟!
که یادم بره شب چقدر میتونه
غم انگیز باشه
میشه؟
#المیرادهنوی
🌨🌻
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
آغوشَت
را دوست دارم
تو كه باشی شب
از نفس می افتد ...
؟؟؟؟
#ابی
☔️🌻
آغوشَت
را دوست دارم
تو كه باشی شب
از نفس می افتد ...
؟؟؟؟
#ابی
☔️🌻
❤3
نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
🍂🍁🍂 آغوشَت را دوست دارم تو كه باشی شب از نفس می افتد ... ؟؟؟؟ #ابی …
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☔️🌻
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
امروز یکی از بهترین روزهای خداست و من از مهربان پروردگارم به خاطرِ عشق بیکرانش، لطف بی پایانش و حضور همیشگیش در تک تکِ لحظاتِ زندگیم سپاسگزارم 😍
خدایااااااا شکررررررت🤲
امروزتون زیباترین...☺️
☔️🌻
امروز یکی از بهترین روزهای خداست و من از مهربان پروردگارم به خاطرِ عشق بیکرانش، لطف بی پایانش و حضور همیشگیش در تک تکِ لحظاتِ زندگیم سپاسگزارم 😍
خدایااااااا شکررررررت🤲
امروزتون زیباترین...☺️
☔️🌻
❤1
🍂🍁🍂
صبح یعنی یک فرصت دوباره ؛
برای حرفهایی که به هم نگفتهایم !
اول خودم می گویم :
دوستت دارم ...!
#محمد_شیرین_زاده
☔️🌻
@Dekogram🎙
صبح یعنی یک فرصت دوباره ؛
برای حرفهایی که به هم نگفتهایم !
اول خودم می گویم :
دوستت دارم ...!
#محمد_شیرین_زاده
☔️🌻
@Dekogram🎙
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍂🍁🍂
«نباشی
دلم که هیچ
دنیا هم
تنگ میشود...»
؟؟؟؟
#معین♥️
☔️🌻
«نباشی
دلم که هیچ
دنیا هم
تنگ میشود...»
؟؟؟؟
#معین♥️
☔️🌻
❤1
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
🍂🍁🍂
داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستاد
داشت باران در مسیر ِناودان می ایستاد
با لبی که کاربرد اصلی اش بوسیدن است؛
چای می نوشید و قلب استکان می ایستاد !
در وفاداری اگر با خلق می سنجیدمش
روی سکوی نخست این جهان می ایستاد
یک شقایق بود بین خارها و سبزه ها
گاه اگر یک لحظه پیش دوستان می ایستاد
در حیاط خانه گلها محو عطرش می شدند
ابر، بالای سرش در آسمان می ایستاد!
موقع رفتن که می شد، من سلاحم گریه بود
هر زمان که دست می بردم بر آن، می ایستاد
موقع رفتن که می شد طاقت دوری نبود
جسممان می رفت اما روحمان می ایستاد
از حساب ِعمر کم کردیم خود را، بعدِ ما
ساعت آن کافه، یک شب در میان می ایستاد
قانعش کردند باید رفت؛ با صدها دلیل
باز با این حال می گفتم بمان، می ایستاد …
»ساربان آهسته ران کارام جانم می رود»
نه چرا آهسته؟ باید ساربان می ایستاد!
باید از ما باز خوشبختی سفارش می گرفت
باید اصلا در همان کافه زمان می ایستاد …
#كاظم_بهمني
☔️🌻
@Dekogram 🎙
داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستاد
داشت باران در مسیر ِناودان می ایستاد
با لبی که کاربرد اصلی اش بوسیدن است؛
چای می نوشید و قلب استکان می ایستاد !
در وفاداری اگر با خلق می سنجیدمش
روی سکوی نخست این جهان می ایستاد
یک شقایق بود بین خارها و سبزه ها
گاه اگر یک لحظه پیش دوستان می ایستاد
در حیاط خانه گلها محو عطرش می شدند
ابر، بالای سرش در آسمان می ایستاد!
موقع رفتن که می شد، من سلاحم گریه بود
هر زمان که دست می بردم بر آن، می ایستاد
موقع رفتن که می شد طاقت دوری نبود
جسممان می رفت اما روحمان می ایستاد
از حساب ِعمر کم کردیم خود را، بعدِ ما
ساعت آن کافه، یک شب در میان می ایستاد
قانعش کردند باید رفت؛ با صدها دلیل
باز با این حال می گفتم بمان، می ایستاد …
»ساربان آهسته ران کارام جانم می رود»
نه چرا آهسته؟ باید ساربان می ایستاد!
باید از ما باز خوشبختی سفارش می گرفت
باید اصلا در همان کافه زمان می ایستاد …
#كاظم_بهمني
☔️🌻
@Dekogram 🎙
Telegram
attach 📎
❤2