🌹
ازش پرسیدم واحد اندازه گیری چیه؟
همونجوری که سرش به کار گرم بود گفت:
متر...
سانتی متر...
کیلو ...
لیتر...
به این جا که رسید گفتم:
نه...
واحد اندازی گیری میزان اشتیاق من، نسبت به تو و قلب توئه...
#علی_زندگانی
ازش پرسیدم واحد اندازه گیری چیه؟
همونجوری که سرش به کار گرم بود گفت:
متر...
سانتی متر...
کیلو ...
لیتر...
به این جا که رسید گفتم:
نه...
واحد اندازی گیری میزان اشتیاق من، نسبت به تو و قلب توئه...
#علی_زندگانی
☘
شب ها که کنج آغوشت آرام می گیرم و در دل بی انتهای شب به سکوت خداوند گوش می دهم ...
زیر لب زمزمه می کنم ...
کاش در پس هر شب آفتابی برنیاید ...
از پس هر شب و مهتاب دوباره ماه زاده شود ...
دوباره ...
من باشم ...
تو باشی ...
مهتاب...
و آغوش دلچسبت...
#پونه_آزاد
@Dekogram🎙
شب ها که کنج آغوشت آرام می گیرم و در دل بی انتهای شب به سکوت خداوند گوش می دهم ...
زیر لب زمزمه می کنم ...
کاش در پس هر شب آفتابی برنیاید ...
از پس هر شب و مهتاب دوباره ماه زاده شود ...
دوباره ...
من باشم ...
تو باشی ...
مهتاب...
و آغوش دلچسبت...
#پونه_آزاد
@Dekogram🎙
🌹
ازش پرسیدم واحد اندازه گیری چیه؟
همونجوری که سرش به کار گرم بود گفت:
متر...
سانتی متر...
کیلو ...
لیتر...
به این جا که رسید گفتم:
نه...
واحد اندازی گیری میزان اشتیاق من، نسبت به تو و قلب توئه...
#علی_زندگانی
@Dekogram🎙
ازش پرسیدم واحد اندازه گیری چیه؟
همونجوری که سرش به کار گرم بود گفت:
متر...
سانتی متر...
کیلو ...
لیتر...
به این جا که رسید گفتم:
نه...
واحد اندازی گیری میزان اشتیاق من، نسبت به تو و قلب توئه...
#علی_زندگانی
@Dekogram🎙
آیداى خوب نازنینم!
مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام.
زندگى مجال نمى دهد: غم نان!
با وجود این، خودت بهتر مى دانى:
نفسى که مى کشم تو هستى؛
خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم.
امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز.
و این، ضعف من نیست: قدرت تو است.
👤 احمد شاملو
@Dekogram🎙
مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام.
زندگى مجال نمى دهد: غم نان!
با وجود این، خودت بهتر مى دانى:
نفسى که مى کشم تو هستى؛
خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم.
امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز.
و این، ضعف من نیست: قدرت تو است.
👤 احمد شاملو
@Dekogram🎙
آیدای خوشگلم!
آن قدر خوشگل که، خودم را از تماشای هر چیز زیبایی بی نیاز می بینم. ....
شبی عالی را گذرانده ام. عصرش تو را دیده ام که بسیار شاد و سرحال بودی. با من مهربان تر از همیشه.- شبش را با هم "همکاری" کرده ایم. درست مثل زن و شوهری که در کارهای خودشان به هم کمک می کنند... توی استودیو را می گویم، که تو برای من ترجمه کردی و من نوشتم.- ....
شب بسیار عالی و قشنگی را گذرانده ام ... و حالا، نزدیک صبح، ناگهان دلم هوای تو را کرده. راستش را بخواهی، ناگهان فکر کردم تو کنار منی. چه قدر تو را دوست می دارم، خدای من.
چه قدر! چه قدر!
#احمد_شاملو
"از عاشقانه های شاملو به آیدا "
@Dekogram🎙
آن قدر خوشگل که، خودم را از تماشای هر چیز زیبایی بی نیاز می بینم. ....
شبی عالی را گذرانده ام. عصرش تو را دیده ام که بسیار شاد و سرحال بودی. با من مهربان تر از همیشه.- شبش را با هم "همکاری" کرده ایم. درست مثل زن و شوهری که در کارهای خودشان به هم کمک می کنند... توی استودیو را می گویم، که تو برای من ترجمه کردی و من نوشتم.- ....
شب بسیار عالی و قشنگی را گذرانده ام ... و حالا، نزدیک صبح، ناگهان دلم هوای تو را کرده. راستش را بخواهی، ناگهان فکر کردم تو کنار منی. چه قدر تو را دوست می دارم، خدای من.
چه قدر! چه قدر!
#احمد_شاملو
"از عاشقانه های شاملو به آیدا "
@Dekogram🎙
.
چه اشتباهی میكنند آنهايی كه برای آغوش گرفتن، دنبال تاريخ و تقويم میروند.
چه اشتباهی میکنند آنهايی كه دوست داشتن را بلدند اما خسيسند!
خودتان را راحت كنيد شبيه ديوانهها، درِ خانهاش را بكوبيد، در را كه باز كرد، بپريد بغلش، ماچش كنيد، تا بخواهد به خودش بجنبد، شما عاشقش كردهايد.
خيالتان راحت:
هيچ جای قانون دوست داشتن جرم نيست، تازه وقتی معشوق مدتها حدس لحظه حمله را زده.
#متهم_رديف_اول_خود_اوست
#صابر_ابر
چه اشتباهی میكنند آنهايی كه برای آغوش گرفتن، دنبال تاريخ و تقويم میروند.
چه اشتباهی میکنند آنهايی كه دوست داشتن را بلدند اما خسيسند!
خودتان را راحت كنيد شبيه ديوانهها، درِ خانهاش را بكوبيد، در را كه باز كرد، بپريد بغلش، ماچش كنيد، تا بخواهد به خودش بجنبد، شما عاشقش كردهايد.
خيالتان راحت:
هيچ جای قانون دوست داشتن جرم نيست، تازه وقتی معشوق مدتها حدس لحظه حمله را زده.
#متهم_رديف_اول_خود_اوست
#صابر_ابر
هراس دارم از روز تنهايى ...
از آن روز كه تنها بمانم در شبهاى تنهايى ...
از آوارگى در خيالات وهم دار ...
از اينكه تو نباشى و دستانم را رها كنى ...
هراس دارم از نبودت ...
از شب هاى بدون لالايى ات كه سر بر بالين خيسم بگذارم ...
از كابوس هاى پى در پى ام ...
از اينكه نباشى و حال دلم بد و بدتر شود ...
نمى دانى شب هايى كه ندارمت ،
خواب تو را ميبينم ...
بدنبالت مى آيم و تو از من دور ميشوى ...
من غمگين ميشوم و تو
ماه بى مهتابم ميشوى ...
نمى شود بيايى و غمم را كم كنى ؟
نمى شود بمانى و بغضم را پايان دهى ؟
نمى شود تنها مرحم دردهاى بى درمانم شوى ؟
مگر نمى دانى جانم به جانت وصل است و نفس هايم به خنده هايت ...
ماه من ...!
دورى از من اما ؛
تا هميشه ،
تا ابد ،
بر روى چشمانم قدم ميگذارى ...
#نامه_اي_به_ماه
#محمد_مقيمي
@Dekogram🎙
از آن روز كه تنها بمانم در شبهاى تنهايى ...
از آوارگى در خيالات وهم دار ...
از اينكه تو نباشى و دستانم را رها كنى ...
هراس دارم از نبودت ...
از شب هاى بدون لالايى ات كه سر بر بالين خيسم بگذارم ...
از كابوس هاى پى در پى ام ...
از اينكه نباشى و حال دلم بد و بدتر شود ...
نمى دانى شب هايى كه ندارمت ،
خواب تو را ميبينم ...
بدنبالت مى آيم و تو از من دور ميشوى ...
من غمگين ميشوم و تو
ماه بى مهتابم ميشوى ...
نمى شود بيايى و غمم را كم كنى ؟
نمى شود بمانى و بغضم را پايان دهى ؟
نمى شود تنها مرحم دردهاى بى درمانم شوى ؟
مگر نمى دانى جانم به جانت وصل است و نفس هايم به خنده هايت ...
ماه من ...!
دورى از من اما ؛
تا هميشه ،
تا ابد ،
بر روى چشمانم قدم ميگذارى ...
#نامه_اي_به_ماه
#محمد_مقيمي
@Dekogram🎙
سکوت شب
میتواند دلیلی باشد
برای شروع دلتنگی
درست از همان لحظهای كه بداني شنوندهای نيست برای شنيدن دلتنگی هايت...
#محمد_خسروابادی
@Dekogram🎙
میتواند دلیلی باشد
برای شروع دلتنگی
درست از همان لحظهای كه بداني شنوندهای نيست برای شنيدن دلتنگی هايت...
#محمد_خسروابادی
@Dekogram🎙
بیا با هم برویم زندگی را برقصانیم
به ساز خنده هایمان
من خوشی را دور گردنت میبندم
تو عشق را به گونه ام بچسبان
بیا دست روزگار را بگیریم
و بزنیم به دل جاده با هم بدویم و قرارمان باشد که تا انتهای مسیر بلند بگوییم "دوستت دارم"
صدای عشق و خنده هایمان در دل پیچ و خم جاده پر شود و روزگار بیاید دم گوشمان و بگوید: حواسم پرت خنده هایتان بود و دلم غنج رفت برای بوسیدن گونه هایتان.
چه دلبرانه دل داده است به خنده هایمان.
بیا دلدادگی را پهن کنیم همین گوشهی زندگی
آتش روشن کنیم که مبادا عشق میان نگاهمان قندیل ببندد.
برایت حال خوب دم می کنم
و تو برایم "ماندن" را بنواز
زندگی بی تاب عشقی است که بند نگاه ماست
بیا برویم...
#پریسا_خان_بیگی
@Dekogram🎙
به ساز خنده هایمان
من خوشی را دور گردنت میبندم
تو عشق را به گونه ام بچسبان
بیا دست روزگار را بگیریم
و بزنیم به دل جاده با هم بدویم و قرارمان باشد که تا انتهای مسیر بلند بگوییم "دوستت دارم"
صدای عشق و خنده هایمان در دل پیچ و خم جاده پر شود و روزگار بیاید دم گوشمان و بگوید: حواسم پرت خنده هایتان بود و دلم غنج رفت برای بوسیدن گونه هایتان.
چه دلبرانه دل داده است به خنده هایمان.
بیا دلدادگی را پهن کنیم همین گوشهی زندگی
آتش روشن کنیم که مبادا عشق میان نگاهمان قندیل ببندد.
برایت حال خوب دم می کنم
و تو برایم "ماندن" را بنواز
زندگی بی تاب عشقی است که بند نگاه ماست
بیا برویم...
#پریسا_خان_بیگی
@Dekogram🎙
غروب بود...
من زل زده بودم
به پشتِ دَستهایَش،
هر دو وَحشت کرده بودیم،
بَس که نزدیک شده بودیم
به هم، بَس که مَعصومَیت
ریخته بود آنجا، پشتِ دَستها...
بَعد، مَن با انگشتِ اشاره
خَطی فَرضی و موری درست
از وسطِ ساعد تا انگشتِ
کوچک دستِ راستش کشیدم...
و به او گفتم عمیقاً دوستش دارم ..!
| #مصطفی_مستور |
@Dekogram🎙
غروب بود...
من زل زده بودم
به پشتِ دَستهایَش،
هر دو وَحشت کرده بودیم،
بَس که نزدیک شده بودیم
به هم، بَس که مَعصومَیت
ریخته بود آنجا، پشتِ دَستها...
بَعد، مَن با انگشتِ اشاره
خَطی فَرضی و موری درست
از وسطِ ساعد تا انگشتِ
کوچک دستِ راستش کشیدم...
و به او گفتم عمیقاً دوستش دارم ..!
| #مصطفی_مستور |
@Dekogram🎙