گاهی مینشینیم به آدم ها فکر میکنیم
به آن ها که دیگر نداریمشان یا ندارندمان!
به آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتند
یا آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتیم ...
اما حالا که فکر میکنیم میبینیم آن قدرها هم بد نبوده اند، آن قدر ها هم رفتن لازم نبود ...
بعد دلتنگشان میشویم. از کجا معلوم ! شاید آن ها هم دلتنگمان میشوند ... اما خودمان درون خودمان میمانیم ... بدونِ اینکه بگوییم چقدر بودن همدیگر را میخواهیم ...
میدانی؟
رفتن تو هم همینجور است
رفتن من هم همینجور ...
زمان آدم ها را عاشقتر میکند ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
به آن ها که دیگر نداریمشان یا ندارندمان!
به آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتند
یا آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتیم ...
اما حالا که فکر میکنیم میبینیم آن قدرها هم بد نبوده اند، آن قدر ها هم رفتن لازم نبود ...
بعد دلتنگشان میشویم. از کجا معلوم ! شاید آن ها هم دلتنگمان میشوند ... اما خودمان درون خودمان میمانیم ... بدونِ اینکه بگوییم چقدر بودن همدیگر را میخواهیم ...
میدانی؟
رفتن تو هم همینجور است
رفتن من هم همینجور ...
زمان آدم ها را عاشقتر میکند ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
از خواب خسته ام؛
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم...
نشد ...
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم...
نشد ...
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
دلتنگیات که دائمی بشود
دیگر برایت فرقی نمیکند صبح شنبه باشد یا ظهر سهشنبه یا غروب جمعه...
همهی غمهای دنیا در ثانیه ثانیهی زندگیات نفوذ میکنند انگار که هر روز جمعه است و هر لحظه وقت غروب!..
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
دیگر برایت فرقی نمیکند صبح شنبه باشد یا ظهر سهشنبه یا غروب جمعه...
همهی غمهای دنیا در ثانیه ثانیهی زندگیات نفوذ میکنند انگار که هر روز جمعه است و هر لحظه وقت غروب!..
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
رفیق
اینجا یا به حساب نمی آیی
یا خاشاکی که زیر پا له میشوی
اینجا جرم است مزه مزه کردن بوسه ها.
اینجا آفتاب دروغ
رنگ و روی شهر را برده است
اینجا مردمکان
انتظار اخرین ضربه تقدیر را میکشند
رفیق
چطور می شود
من همه چیز را فراموش کرده ام
جز تو را ...!؟
رفیق
اینجا
بدون تو
بدون عشق من چه کنم...؟!
#بهنام_علامی
#ونوس_خموش
@Dekogram🎙
اینجا یا به حساب نمی آیی
یا خاشاکی که زیر پا له میشوی
اینجا جرم است مزه مزه کردن بوسه ها.
اینجا آفتاب دروغ
رنگ و روی شهر را برده است
اینجا مردمکان
انتظار اخرین ضربه تقدیر را میکشند
رفیق
چطور می شود
من همه چیز را فراموش کرده ام
جز تو را ...!؟
رفیق
اینجا
بدون تو
بدون عشق من چه کنم...؟!
#بهنام_علامی
#ونوس_خموش
@Dekogram🎙
همان هنگام
که انگشتان تو
لا به لای انگشتان من
جمعیتی از شعور را تشکیل می دهند
که هر ردشان، شعری ست
بر پیکره ي اشتیاق
به یاد آر
خود زنی موج را بر اندام صخره
یا بلندای آفتاب را از دهان روزنه
یا انقلاب رنگین برگ ها را
در خزان خاکستری!
تا بدانی احساس من به تو
همین گونه
باشکوه است
و خودآزار!
@Dekogram🎙
که انگشتان تو
لا به لای انگشتان من
جمعیتی از شعور را تشکیل می دهند
که هر ردشان، شعری ست
بر پیکره ي اشتیاق
به یاد آر
خود زنی موج را بر اندام صخره
یا بلندای آفتاب را از دهان روزنه
یا انقلاب رنگین برگ ها را
در خزان خاکستری!
تا بدانی احساس من به تو
همین گونه
باشکوه است
و خودآزار!
@Dekogram🎙
و آغاز سفر یادم نیست
و می اندیشم
کدامین دست مرا
چنین آغشتۀ عشق
در ایستگاهی پیاده کرده است
که ریل هایش
از زاویه خارج شده اند
و من
به آخر دنیا رسیده ام
بی آنکه سفر کرده باشم.
چمدان دلتنگی ام را
زیر سر خستگی هایم می گذارم
و بر نیمکتی دراز می کشم
که آسمانش
پر از سوت قطار است هنوز
پلک هایم ترمز می کنند
و در خوابی می افتم
که تمام ایستگاه را
برای پیاده شدنت
با آغوش انتظار
آذین بسته است.
و تو در قطار افکار من
در راهی
بوی گل گرفته چشمانم
می شنوی ؟!
#پرویز_صادقی
@Dekogram🎙
و می اندیشم
کدامین دست مرا
چنین آغشتۀ عشق
در ایستگاهی پیاده کرده است
که ریل هایش
از زاویه خارج شده اند
و من
به آخر دنیا رسیده ام
بی آنکه سفر کرده باشم.
چمدان دلتنگی ام را
زیر سر خستگی هایم می گذارم
و بر نیمکتی دراز می کشم
که آسمانش
پر از سوت قطار است هنوز
پلک هایم ترمز می کنند
و در خوابی می افتم
که تمام ایستگاه را
برای پیاده شدنت
با آغوش انتظار
آذین بسته است.
و تو در قطار افکار من
در راهی
بوی گل گرفته چشمانم
می شنوی ؟!
#پرویز_صادقی
@Dekogram🎙
📗
در میان روزها از "روز دوم" بدم می آید...!
روز دوم بی رحم ترین روز است،
با هیچ کس شوخی ندارد...
در روز دوم همه چیز منطقی است
حقایق آشکار است
و به هیچ وجه نمی توان سر خود شیره مالید...
مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود،
آغاز مدرسه بود
و خوشحال بودیم؛
اما امان از روز دوم
تازه می فهمیدیم تابستان تمام شده است...
یا مثلا روز دوم بازگشت از سفر!
روز اول خستگی در می کنیم
حمام مى رویم
اما روز دوم
تازه می فهمیم که سفر تمام شده،
طبیعت،
بگو بخند با دوستان
و عشق و حال تمام شده است...
هرگاه مادربزرگ نزد ما می آمد
و یک هفته می ماند
وقتی که برمی گشت ناراحت می شدیم
اما روز دوم
تازه می فهمیدیم
که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟
یا وقتی کسی از دنیا می رود
روز اول خدا بیامرز است،
و روز دوم عزیز از دست رفته...
و اما جدایی
روز اول شوکه ایم
و شاید حتی خوشحال باشیم
که زندگی جدیدی در راه است ...
تیریپ مجردی و عشق و حال ور می داریم
اما دریغ از روز دوم
تازه می فهمیم کسی رفته،
تازه می فهمیم حال مان خوب نیست،
تازه می فهمیم تنهایی بد است...
باید روز دوم را خوابید
باید روز دوم را خورد
باید روز دوم را مرد ...
#کیومرث_مرزبان
@Dekogram🎙
در میان روزها از "روز دوم" بدم می آید...!
روز دوم بی رحم ترین روز است،
با هیچ کس شوخی ندارد...
در روز دوم همه چیز منطقی است
حقایق آشکار است
و به هیچ وجه نمی توان سر خود شیره مالید...
مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود،
آغاز مدرسه بود
و خوشحال بودیم؛
اما امان از روز دوم
تازه می فهمیدیم تابستان تمام شده است...
یا مثلا روز دوم بازگشت از سفر!
روز اول خستگی در می کنیم
حمام مى رویم
اما روز دوم
تازه می فهمیم که سفر تمام شده،
طبیعت،
بگو بخند با دوستان
و عشق و حال تمام شده است...
هرگاه مادربزرگ نزد ما می آمد
و یک هفته می ماند
وقتی که برمی گشت ناراحت می شدیم
اما روز دوم
تازه می فهمیدیم
که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟
یا وقتی کسی از دنیا می رود
روز اول خدا بیامرز است،
و روز دوم عزیز از دست رفته...
و اما جدایی
روز اول شوکه ایم
و شاید حتی خوشحال باشیم
که زندگی جدیدی در راه است ...
تیریپ مجردی و عشق و حال ور می داریم
اما دریغ از روز دوم
تازه می فهمیم کسی رفته،
تازه می فهمیم حال مان خوب نیست،
تازه می فهمیم تنهایی بد است...
باید روز دوم را خوابید
باید روز دوم را خورد
باید روز دوم را مرد ...
#کیومرث_مرزبان
@Dekogram🎙
گذشتم از تو
و تنها از من
خاطره اي خواهد ماند
در ناخودآگاه سال هاي بي مهري ات
چمدان در دست دور مي شوم
دورِ
دورِ
دور....
به اينجاي شعر كه رسيديد
آهسته قدم برداريد
شاعر ساعت ها
پشت اين واژه گريسته است ...
👤 سارا قبادي
📚 شانه هايم گل داده اند
@Dekogram🎙
و تنها از من
خاطره اي خواهد ماند
در ناخودآگاه سال هاي بي مهري ات
چمدان در دست دور مي شوم
دورِ
دورِ
دور....
به اينجاي شعر كه رسيديد
آهسته قدم برداريد
شاعر ساعت ها
پشت اين واژه گريسته است ...
👤 سارا قبادي
📚 شانه هايم گل داده اند
@Dekogram🎙
🌱
احساس میکنم امروز
تنهایم
شبیه آخرین روز پاییز
شبیه شهرم
پس از خاکسپاری آواز جوانی
تنهایم...
همه چیز امروز تنهاست
مثل غریبی مادرم
مانند پیکر پدرم
چون لاشهی قربانیای ناشناس
تنهای تنهایم...
#شیرکو_بیکس
@Dekogram🎙
احساس میکنم امروز
تنهایم
شبیه آخرین روز پاییز
شبیه شهرم
پس از خاکسپاری آواز جوانی
تنهایم...
همه چیز امروز تنهاست
مثل غریبی مادرم
مانند پیکر پدرم
چون لاشهی قربانیای ناشناس
تنهای تنهایم...
#شیرکو_بیکس
@Dekogram🎙
آدمها آرام آرام پیر نمیشوند ...
آدمها در یک لحظه ، با یک تلفن ، با یک جمله ، با یک نگاه ، با یک اتفاق ، با یک نیامدن ، با یک دیر رسیدن ، با یک "باید برویم" ، با یک "تمام کنیم" پیر میشوند ...
آدم را لحظهها پیر نمیکنند .
آدم را آدمها پیر میکنند .
سعیکنیم هوای دل همدیگر را داشتهباشیم .
همدیگر را پیر نکنیم !
@Dekogram🎙
آدمها در یک لحظه ، با یک تلفن ، با یک جمله ، با یک نگاه ، با یک اتفاق ، با یک نیامدن ، با یک دیر رسیدن ، با یک "باید برویم" ، با یک "تمام کنیم" پیر میشوند ...
آدم را لحظهها پیر نمیکنند .
آدم را آدمها پیر میکنند .
سعیکنیم هوای دل همدیگر را داشتهباشیم .
همدیگر را پیر نکنیم !
@Dekogram🎙