همه می دانند؛
من سال هاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است...
تو را به اسم آب؛
تو را به روح روشن دریا؛
به دیدنم بیا !
مقابلم بنشین.
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...
من به یک نفر،
از فهم اعتماد محتاجم.
من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!
خرابم !
ویرانم !
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
من سال هاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است...
تو را به اسم آب؛
تو را به روح روشن دریا؛
به دیدنم بیا !
مقابلم بنشین.
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...
من به یک نفر،
از فهم اعتماد محتاجم.
من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!
خرابم !
ویرانم !
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
گاهی ادای رفتن در می آوری !
فقط خودت میدانی که
چمدانت خالیست و
پایت نای رفتن و
دلت قصد کندن ندارد
ادای رفتن در می آوری
بلکه دستی
از آستین درآید و
دودستی بازویت را بچسبد و
چشمی اشک آلود
زل بزند توی # چشمانت و
بگوید
بمان !
و
تو چقدر به شنیدنش محتاجی ...
گاهی ادای رفتنی ها را در می آوری
بلکه به خودت
ثابت کنی
کسی خواهان ماندنت هست هنوز
و
وای از وقتی که نباشد کسی ...
با چمدان خالی و
پای بی اراده و
دل جامانده
کجا میشود رفت ؟؟
کجا ...؟
@Dekogram🎙
فقط خودت میدانی که
چمدانت خالیست و
پایت نای رفتن و
دلت قصد کندن ندارد
ادای رفتن در می آوری
بلکه دستی
از آستین درآید و
دودستی بازویت را بچسبد و
چشمی اشک آلود
زل بزند توی # چشمانت و
بگوید
بمان !
و
تو چقدر به شنیدنش محتاجی ...
گاهی ادای رفتنی ها را در می آوری
بلکه به خودت
ثابت کنی
کسی خواهان ماندنت هست هنوز
و
وای از وقتی که نباشد کسی ...
با چمدان خالی و
پای بی اراده و
دل جامانده
کجا میشود رفت ؟؟
کجا ...؟
@Dekogram🎙
🌱
خبر داری دوستت دارم؟
خیلی هم دوستت دارم؛
زیر باران دوستت دارم،
با رنگین کمان دوستت دارم،
روز برفی دوستت دارم،
ابری و آفتابی دوستت دارم!
صبح دوستت دارم،
ظهر و عصر دوستت دارم!
و وای از شب...
شب هم دوستت دارم؛
ببین مرا...
جورواجور دوستت دارم!
می شود جورواجور بگویی من هم!
هیچ کدام از قطره های باران شبیه هم نیستند
زیبا! جور واجورند!
باران باشی، مثل زمین می شوم
که یک قطره ات هم از آغوشم نمی افتد!
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
خبر داری دوستت دارم؟
خیلی هم دوستت دارم؛
زیر باران دوستت دارم،
با رنگین کمان دوستت دارم،
روز برفی دوستت دارم،
ابری و آفتابی دوستت دارم!
صبح دوستت دارم،
ظهر و عصر دوستت دارم!
و وای از شب...
شب هم دوستت دارم؛
ببین مرا...
جورواجور دوستت دارم!
می شود جورواجور بگویی من هم!
هیچ کدام از قطره های باران شبیه هم نیستند
زیبا! جور واجورند!
باران باشی، مثل زمین می شوم
که یک قطره ات هم از آغوشم نمی افتد!
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
کاش ممنوعه نبودی...
تا آغوشم امن ترین نقطه جهان..
برایت میشد...
کاش ممنوعه نبودی...
تا شبها با سیاهی گیسوانت..
به خواب میرفتم..
وهرصبح با برق چشمانت...
بیدار میشدم
کاش ممنوعه نبودی...
کاش...کاش...کاش...
@Dekogram🎙
تا آغوشم امن ترین نقطه جهان..
برایت میشد...
کاش ممنوعه نبودی...
تا شبها با سیاهی گیسوانت..
به خواب میرفتم..
وهرصبح با برق چشمانت...
بیدار میشدم
کاش ممنوعه نبودی...
کاش...کاش...کاش...
@Dekogram🎙
گاهی مینشینیم به آدم ها فکر میکنیم
به آن ها که دیگر نداریمشان یا ندارندمان!
به آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتند
یا آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتیم ...
اما حالا که فکر میکنیم میبینیم آن قدرها هم بد نبوده اند، آن قدر ها هم رفتن لازم نبود ...
بعد دلتنگشان میشویم. از کجا معلوم ! شاید آن ها هم دلتنگمان میشوند ... اما خودمان درون خودمان میمانیم ... بدونِ اینکه بگوییم چقدر بودن همدیگر را میخواهیم ...
میدانی؟
رفتن تو هم همینجور است
رفتن من هم همینجور ...
زمان آدم ها را عاشقتر میکند ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
به آن ها که دیگر نداریمشان یا ندارندمان!
به آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتند
یا آن هایی که زخم های بدی زدند و رفتیم ...
اما حالا که فکر میکنیم میبینیم آن قدرها هم بد نبوده اند، آن قدر ها هم رفتن لازم نبود ...
بعد دلتنگشان میشویم. از کجا معلوم ! شاید آن ها هم دلتنگمان میشوند ... اما خودمان درون خودمان میمانیم ... بدونِ اینکه بگوییم چقدر بودن همدیگر را میخواهیم ...
میدانی؟
رفتن تو هم همینجور است
رفتن من هم همینجور ...
زمان آدم ها را عاشقتر میکند ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
از خواب خسته ام؛
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم...
نشد ...
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم...
نشد ...
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
دلتنگیات که دائمی بشود
دیگر برایت فرقی نمیکند صبح شنبه باشد یا ظهر سهشنبه یا غروب جمعه...
همهی غمهای دنیا در ثانیه ثانیهی زندگیات نفوذ میکنند انگار که هر روز جمعه است و هر لحظه وقت غروب!..
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
دیگر برایت فرقی نمیکند صبح شنبه باشد یا ظهر سهشنبه یا غروب جمعه...
همهی غمهای دنیا در ثانیه ثانیهی زندگیات نفوذ میکنند انگار که هر روز جمعه است و هر لحظه وقت غروب!..
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
رفیق
اینجا یا به حساب نمی آیی
یا خاشاکی که زیر پا له میشوی
اینجا جرم است مزه مزه کردن بوسه ها.
اینجا آفتاب دروغ
رنگ و روی شهر را برده است
اینجا مردمکان
انتظار اخرین ضربه تقدیر را میکشند
رفیق
چطور می شود
من همه چیز را فراموش کرده ام
جز تو را ...!؟
رفیق
اینجا
بدون تو
بدون عشق من چه کنم...؟!
#بهنام_علامی
#ونوس_خموش
@Dekogram🎙
اینجا یا به حساب نمی آیی
یا خاشاکی که زیر پا له میشوی
اینجا جرم است مزه مزه کردن بوسه ها.
اینجا آفتاب دروغ
رنگ و روی شهر را برده است
اینجا مردمکان
انتظار اخرین ضربه تقدیر را میکشند
رفیق
چطور می شود
من همه چیز را فراموش کرده ام
جز تو را ...!؟
رفیق
اینجا
بدون تو
بدون عشق من چه کنم...؟!
#بهنام_علامی
#ونوس_خموش
@Dekogram🎙
همان هنگام
که انگشتان تو
لا به لای انگشتان من
جمعیتی از شعور را تشکیل می دهند
که هر ردشان، شعری ست
بر پیکره ي اشتیاق
به یاد آر
خود زنی موج را بر اندام صخره
یا بلندای آفتاب را از دهان روزنه
یا انقلاب رنگین برگ ها را
در خزان خاکستری!
تا بدانی احساس من به تو
همین گونه
باشکوه است
و خودآزار!
@Dekogram🎙
که انگشتان تو
لا به لای انگشتان من
جمعیتی از شعور را تشکیل می دهند
که هر ردشان، شعری ست
بر پیکره ي اشتیاق
به یاد آر
خود زنی موج را بر اندام صخره
یا بلندای آفتاب را از دهان روزنه
یا انقلاب رنگین برگ ها را
در خزان خاکستری!
تا بدانی احساس من به تو
همین گونه
باشکوه است
و خودآزار!
@Dekogram🎙
و آغاز سفر یادم نیست
و می اندیشم
کدامین دست مرا
چنین آغشتۀ عشق
در ایستگاهی پیاده کرده است
که ریل هایش
از زاویه خارج شده اند
و من
به آخر دنیا رسیده ام
بی آنکه سفر کرده باشم.
چمدان دلتنگی ام را
زیر سر خستگی هایم می گذارم
و بر نیمکتی دراز می کشم
که آسمانش
پر از سوت قطار است هنوز
پلک هایم ترمز می کنند
و در خوابی می افتم
که تمام ایستگاه را
برای پیاده شدنت
با آغوش انتظار
آذین بسته است.
و تو در قطار افکار من
در راهی
بوی گل گرفته چشمانم
می شنوی ؟!
#پرویز_صادقی
@Dekogram🎙
و می اندیشم
کدامین دست مرا
چنین آغشتۀ عشق
در ایستگاهی پیاده کرده است
که ریل هایش
از زاویه خارج شده اند
و من
به آخر دنیا رسیده ام
بی آنکه سفر کرده باشم.
چمدان دلتنگی ام را
زیر سر خستگی هایم می گذارم
و بر نیمکتی دراز می کشم
که آسمانش
پر از سوت قطار است هنوز
پلک هایم ترمز می کنند
و در خوابی می افتم
که تمام ایستگاه را
برای پیاده شدنت
با آغوش انتظار
آذین بسته است.
و تو در قطار افکار من
در راهی
بوی گل گرفته چشمانم
می شنوی ؟!
#پرویز_صادقی
@Dekogram🎙
📗
در میان روزها از "روز دوم" بدم می آید...!
روز دوم بی رحم ترین روز است،
با هیچ کس شوخی ندارد...
در روز دوم همه چیز منطقی است
حقایق آشکار است
و به هیچ وجه نمی توان سر خود شیره مالید...
مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود،
آغاز مدرسه بود
و خوشحال بودیم؛
اما امان از روز دوم
تازه می فهمیدیم تابستان تمام شده است...
یا مثلا روز دوم بازگشت از سفر!
روز اول خستگی در می کنیم
حمام مى رویم
اما روز دوم
تازه می فهمیم که سفر تمام شده،
طبیعت،
بگو بخند با دوستان
و عشق و حال تمام شده است...
هرگاه مادربزرگ نزد ما می آمد
و یک هفته می ماند
وقتی که برمی گشت ناراحت می شدیم
اما روز دوم
تازه می فهمیدیم
که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟
یا وقتی کسی از دنیا می رود
روز اول خدا بیامرز است،
و روز دوم عزیز از دست رفته...
و اما جدایی
روز اول شوکه ایم
و شاید حتی خوشحال باشیم
که زندگی جدیدی در راه است ...
تیریپ مجردی و عشق و حال ور می داریم
اما دریغ از روز دوم
تازه می فهمیم کسی رفته،
تازه می فهمیم حال مان خوب نیست،
تازه می فهمیم تنهایی بد است...
باید روز دوم را خوابید
باید روز دوم را خورد
باید روز دوم را مرد ...
#کیومرث_مرزبان
@Dekogram🎙
در میان روزها از "روز دوم" بدم می آید...!
روز دوم بی رحم ترین روز است،
با هیچ کس شوخی ندارد...
در روز دوم همه چیز منطقی است
حقایق آشکار است
و به هیچ وجه نمی توان سر خود شیره مالید...
مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود،
آغاز مدرسه بود
و خوشحال بودیم؛
اما امان از روز دوم
تازه می فهمیدیم تابستان تمام شده است...
یا مثلا روز دوم بازگشت از سفر!
روز اول خستگی در می کنیم
حمام مى رویم
اما روز دوم
تازه می فهمیم که سفر تمام شده،
طبیعت،
بگو بخند با دوستان
و عشق و حال تمام شده است...
هرگاه مادربزرگ نزد ما می آمد
و یک هفته می ماند
وقتی که برمی گشت ناراحت می شدیم
اما روز دوم
تازه می فهمیدیم
که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟
یا وقتی کسی از دنیا می رود
روز اول خدا بیامرز است،
و روز دوم عزیز از دست رفته...
و اما جدایی
روز اول شوکه ایم
و شاید حتی خوشحال باشیم
که زندگی جدیدی در راه است ...
تیریپ مجردی و عشق و حال ور می داریم
اما دریغ از روز دوم
تازه می فهمیم کسی رفته،
تازه می فهمیم حال مان خوب نیست،
تازه می فهمیم تنهایی بد است...
باید روز دوم را خوابید
باید روز دوم را خورد
باید روز دوم را مرد ...
#کیومرث_مرزبان
@Dekogram🎙