نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
737 subscribers
226 photos
10K videos
1 file
6.88K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
تو بخواه
تا من برایت بمیرم
به طمع یک بوسه
با طعم نارنجی
یا هر رنگی تو بخواهی.
هرچقدر هم که عاشقت باشم
نمی توانم عاشقی ام را
به تو ترجیح دهم
هر چقدر که عاشقی بلد باشم
خرج تو می کنم
به جاش
تو برای من لبخند بزن.
می شود؟
همه ی کوچه ها را گشته ام
ایستگاه ها، فرودگاه ها، پارک ها
کافه های شلوغ
پاتوق های کوچک
خیابان ها و میدان ها
حالا من
به آسمان هم
نگاه نمی کنم
زیرا در آنجا هم نیستی
آب شده ای در چشم هام
یک قطره ی پاک.
خانه را هم گشته ام
بانوی من!
می شود کمد لباس را باز کنم
تو آنجا باشی و بخندی باز؟
می شود؟
کاش می شد حرف نزنم
و فقط دست‌هات را
روی تنم لمس کنم .

#عباس_معروفی

@Dekogram🎙
مرا به اسم صدا کن
تا بیایم
ای جانِ من
مرا به اسم صدا کن

نپرس
آیا اسمم
اسم پرنده ای ست در حال پرواز ؟
یا بوته ای
که ریشه اش در خاک فرو رفته است ؟
و آسمان را با رنگ خون
آغشته می کند

و نپرس
که اسمم چیست !
خودم نمیدانم
می جویم
اسمم را می جویم
و می دانم که اگر بشنومش
از هر جای جهان که باشد
حتی از تَهِ جهنم
می آیم ...

جلویت زانو می زنم
و سَرِ خسته ی خود را
به دست های تو می سپارم .

👤 #هالینا_پوشفیا_توفسکا
📚#آدم_مترسک_عاشق

@Dekogram🎙
به ساعت نگاه کردم.
شش و بیست دقیقه صبح بود.
دوباره خوابیدم. بعد پاشدم. به ساعت نگاه کردم.
شش و بیست دقیقه صبح بود.
فکر کردم: هوا که هنوز تاریکه. حتماً دفعه ی اول اشتباه دیده ام.
خوابیدم.
وقتی پاشدم. هوا روشن بود ولی ساعت باز هم شش و بیست دقیقه صبح بود.
سراسیمه پا شدم. باورم نمی شد که ساعت مرده باشد. به این کارها عادت نداشت!
من هم توقع نداشتم.
آدم ها هم مثل ساعت ها هستند.
بعضی ها کنارمان هستند مثل ساعت. مرتب، همیشگی.
آنقدر صبور دورت می چرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی.
بودنشان برایت بی اهمیت می شود. همینطور بی ادعا می چرخند. بی آنکه بگویند باطری شان دارد تمام می شود.
بعد یکهو روشنی روز خبر می دهد که او دیگر نیست.

قدر این آدم ها را باید بدانیم،
قبل از شش و بیست دقیقه ...


👤 علي سلطاني

@Dekogram🎙
به من می گفتن مرد دوشنبه ای...
چون همیشه دوشنبه ها واسم اتفاق خوب می افتاد!
در واقع ما یکشنبه بود که از هم خوشمون اومد،پس دوشنبه اولین روزی بود که کامل داشتمش
و سه شنبه چند سال بعد از هم جدا شدیم،پس دوشنبه آخرین روزی بود که کامل داشتمش
فقط باید اعتقاد داشته باشی که دوشنبه ها روز خوبیه
حتی اگه کسی که دوسش داری رهات کرده باشه
لعنتی خیلی سخته می دونم!
.
.
#روزبه_معین

@Dekogram🎙
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را می دیدم
همه آنهایی که نمی دانستم
عشق من در دلشان ناپیداست

واعظ از من می گفت،
از نجابت هایم،
از همه خوبیها
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر،
راستی این همه اقوام و رفیق!!!
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان می کردم
تنهایم
و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم

همه شان آمده اند،
چه عزادار و غمین
من نشستم به کنار همه شان،
وه چه حالی بودم،
همه از خوبی من می گفتند
حسرت رفتن ناهنگامم،
خاطراتی از من
که پس از رفتن من ساخته اند
از رفاقت هایم،
از صمیمیت دوران حیات
یک نفر گفت: چه انسان شریفی بودم
دیگری گفت فلک گلچین است

یک نفر هم می گفت:
"من و او وه چه صمیمی بودیم"
و عجیب است مرا،
او سه سال است که با من قهر است...

یک نفر ظرف گلابی آورد،
و کتاب قرآن
که بخوانند کتاب
و ثوابش برسانند به من
گرچه بر داشت رفیق،
لای آن باز نکرد
و ثوابی که نیامد بر من،

آن که صدبار به پشت سر من غیبت کرد
آمد آن گوشه نشست،
من کنارش رفتم
اشک در چشم، عزادار و غمین
خوبی ام را می گفت
چه غریب است مرا...

آن ملک آمد باز،
آن عزیزی که به او گفتم من
فرصتی می خواهم
خبرآورد مرا،
می توانی برگردی
مدتی باشی، در جمع عزیزان خودت
نوبت بعد، تو را خواهم برد

روح من رفت کنار منبر
و چه آرام به واعظ فهماند
اگر این جمع مرا می خواهند
فرصتی هست مرا و
می توانم برگردم

من نمی دانستم این همه قلب مرا می خواهند،
باعث این همه غم خواهم شد
روح من طاقت این موج پر از گریه ندارد هرگز
زنده خواهم شد
باز واعظ آهسته بگفت،
معذرت می خواهم
هه خبری تازه رسیده ست مرا
گوییا شادروان مرحوم،
زنده هستند هنوز
خواهرم جیغ کشید و غش کرد
و برادر به شتاب،
مضطرب، رفت که رفت
یک نفر گفت: "که تکلیف مرا روشن کن
اگر او مرد، خبر فرمایید
سوگواری بکنیم،

عهد ما نیست ،
به دیدار کسی، کو زنده است،
دل او شاد کنیم
کار ما شادی مرحومان است"!!!
واعظ آمد پایین،
مجلس از دوست تهی گشت عجیب
صحبت زنده شدن چون گردید،
ذکر خوبی هایم
همه بر لب خشکید

ملک از من پرسید:
پاسخت چیست؟
بگو؟
تو کنون می آیی؟
یا بدین جمع رفیقان خودت می مانی؟

چه سوال سختی؟
بودن و رفتن من در گرو پاسخ آن
زنده باشم بی دوست؟
مرده باشم با دوست؟
زنده باشم تنها،
مرده در جمع رفیقان عزیز،
من که در حیرتم از کرده ی این مردم نیز ... !!!
کاش باور بکنیم، کاش بیدار شویم ، خوب اندیشه کنیم، معنی واقعی امدن و رفتن چیست ؟ کاش دلی شاد کنیم تا هنوز در بر ماست...

👤سهراب شبگرد

@Dekogram🎙
درهای خانه را باز کن
پرده ها را کنار بزن
از پشت پنجره بهار را ببین
که آرام آرام
از میان درختها قد می کشد،
بعد از تمام دلواپسی ها
خودت را در آغوشش رها کن
عطرش را ببوس
و دست از هر چیزی
که میان گذشته زندانی ات کرده بکش
و بدان که لبخند تو
می تواند هر زمستانی را
سرسبز کند.

👤 جاوید جوان

@Dekogram🎙
همان چوب دارچینی
که لحظه آخر
درون چای می‌اندازی...
همان عکسی که در لپ تاپت
پنهان می‌کنی ولی دور نمی‌ریزی...
پیراهنی که دکمه‌اش را ندوخته‌ای اما
نمی‌توانی از پوشیدنش منصرف بشوی...
من تمام آنها هستم...
نخواستنی‌هایی که ناگهان
نمی‌توانی از دوست داشتنشان صرف نظر کنی ...!

#عادل_دانتیسم

@Dekogram🎙
🌺🌺🌺
بوی باران بوی سبزه بوی خاک 
شاخه های شسته باران خورده پاک 
آسمان آبی و ابر سپید 
برگهای سبز بید 
عطر نرگس رقص باد 
نغمه شوق پرستو های شاد 
خلوت گرم کبوترهای مست...

نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار 
خوش به حال چشمه ها و دشت ها 
خوش به حال دانه ها و سبزه ها 
خوش به حال غنچه های نیمه باز 
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز 
خوش به حال جام لبریز از شراب 
خوش به حال آفتاب...

ای دل من گرچه در این روزگار 
جامه رنگین نمی پوشی به کام 
باده رنگین نمی نوشی ز جام 
نقل و سبزه در میان سفره نیست 
جامت از آن می که می باید تهی است 
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم 
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب 
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار...

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ 
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ!


#فریدون_مشیری

@Dekogram🎙
تا میفهمم کسی دوستم دارد
همینکه ردِ علاقه ای را نسبت به خودم میبینم
می روم و در دورترین نقطه ی احساسم می ایستم
آنقدر دور
که دست خودم هم به خودم نمیرسد!
میخواهی گردن بگیر
میخواهی کتمان کن
اما به همان خدایی که قسم خوردی
تا ابد نمی روی
تنهایی ام حاصل ماندن تو در من است!
ماندن روحت
ماندن آغوش ات
ماندن بوسه ات
ماندن عطرت
ماندن صدات
ماندن حرف هات
میبینی؟
بدجور روی قسم ات ماندی
تو رفته ای اما من تنها نیستم
تو...
تو چرا نمی روی از من؟


👤 علی سلطانی

@Dekogram🎙
ﻗﻠﺐ ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺨﺎﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ،ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﺎ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ
ﺗﻮﻱ ﺁﻥ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ !

ﻗﻠﺐ ، ﻻﻧﻪ ﻱ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﺎﺩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺒﺮﺩ !

ﻗﻠﺐ؟ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﻴﺴﺖ ؟!!!

ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺟﺎﻱ "ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺏ" ﺍﺳﺖ !

نادر ابراهیمی
@Dekogram🎙
🍃
امسال تو را..
طور دیگری
دوستت خواهم داشت..
به سلیقه ی تو لباس خواهم پوشید..
به سلیقه ی تو قدم خواهم برداشت..
آهنگ مورد علاقه ی تو را گوش خواهم داد..
به سلیقه ی تو زندگی خواهم کرد..
اصلا..
به سلیقه ی تو..
دوستت خواهم داشت..
آخ
کجاست این سال جدید
تا دوست داشتنم را
تحویلت دهد..
سال از نو..
دوست داشتنت ازنو..

#پرویز_جلیلی_محتشم

@Dekogram🎙