خواستنت تعطیلی ندارد
ولی صبحِ شنبه که میشود
انگار دوباره باید
دوست داشتنت را از سر گرفت...
#رضا_باقری_فرد
@Dekogram🎙
ولی صبحِ شنبه که میشود
انگار دوباره باید
دوست داشتنت را از سر گرفت...
#رضا_باقری_فرد
@Dekogram🎙
هفته كفشهايش را كه مى پوشد، شنبه بىصدا مىنشيند. روى تقويم اشکهاى جمعه را كه پاک كرده باشى، گونههاى شنبه سيب مىشود؛ سرخ! زيبا! ديدنى! بوسيدنى!
#روشنک_آرامش
صبح شنبه بخیر 🌺
@Dekogram🎙
#روشنک_آرامش
صبح شنبه بخیر 🌺
@Dekogram🎙
من به دوست داشتنت معتادشده ام
ودنیا..ازآدمِ معتاد بدش می آید
چاره ای نیست
ازهمین امشب که نه!
از همین شنبه
خودم رابه تخت میبندم..
نبایدیک نفررا
اینهمه دوست داشت!
@Dekogram🎙
ودنیا..ازآدمِ معتاد بدش می آید
چاره ای نیست
ازهمین امشب که نه!
از همین شنبه
خودم رابه تخت میبندم..
نبایدیک نفررا
اینهمه دوست داشت!
@Dekogram🎙
اولين بار اتفاقى در يك جمع دوستانه ديدمَش
تمامِ هوش از سَرَم پريده بود
صحبت كه ميكرد،محوِ چشمانش بودم تا كلامَش!
خداخدا ميكردم اتفاقى كه سالها منتظرش بودم "او" باشد كه برايم افتاده...
از خودَش گفت و از خودَم گفتم...
از شلوغى اش گفت و از تنهايى ام...
برايم قانون گذاشت؛
قرار بر اين شد كه دوستىِ مان"معمولى" باشد بدونِ كوچكترين احساسى!
هروقت گوشِ شنوا خواستيم،باشيم براىِ يكديگر...
هربار كه ميديدمَش از يارى برايم سخن ميگفت
كه ميخواستم سر به تَنَش نباشد!
ميگفت: دعا كن كمى بيشتر كنارم باشد...
كمى قَدرَم را بداند...
كمى برايم وقت بگذارد...
دعا روىِ زبانم بود و
در دلم خدا خدا ميكردم اجابت نشود!
من عاشق او بودم و او در فكر ديگرى...
محال ترين اتفاق ممكن بود
ميدانيد؛
تهِ همه ى دوستى هاى معمولى،
بالاخره يك روز
يك جا
ختم ميشود به احساس و اين تناقض دارد با قانونَش
"دوستِ معمولى" كلاهى ست شرعى،
كه سرِ رابطه هايمان ميگذاريم
#علي_قاضي_نظام
@Dekogram🎙
تمامِ هوش از سَرَم پريده بود
صحبت كه ميكرد،محوِ چشمانش بودم تا كلامَش!
خداخدا ميكردم اتفاقى كه سالها منتظرش بودم "او" باشد كه برايم افتاده...
از خودَش گفت و از خودَم گفتم...
از شلوغى اش گفت و از تنهايى ام...
برايم قانون گذاشت؛
قرار بر اين شد كه دوستىِ مان"معمولى" باشد بدونِ كوچكترين احساسى!
هروقت گوشِ شنوا خواستيم،باشيم براىِ يكديگر...
هربار كه ميديدمَش از يارى برايم سخن ميگفت
كه ميخواستم سر به تَنَش نباشد!
ميگفت: دعا كن كمى بيشتر كنارم باشد...
كمى قَدرَم را بداند...
كمى برايم وقت بگذارد...
دعا روىِ زبانم بود و
در دلم خدا خدا ميكردم اجابت نشود!
من عاشق او بودم و او در فكر ديگرى...
محال ترين اتفاق ممكن بود
ميدانيد؛
تهِ همه ى دوستى هاى معمولى،
بالاخره يك روز
يك جا
ختم ميشود به احساس و اين تناقض دارد با قانونَش
"دوستِ معمولى" كلاهى ست شرعى،
كه سرِ رابطه هايمان ميگذاريم
#علي_قاضي_نظام
@Dekogram🎙
نازنینم، صبح است
و باور کن که سر صبح،
بیشتر از بوی نان تازه،
چای تازه دم،
صبحانهای خوش طعم،
یا هرچیز دیگری،
فقط بوی گیسوانت میچسبد!
#امیررضا_لطفی_پناه
@Dekogram🎙
و باور کن که سر صبح،
بیشتر از بوی نان تازه،
چای تازه دم،
صبحانهای خوش طعم،
یا هرچیز دیگری،
فقط بوی گیسوانت میچسبد!
#امیررضا_لطفی_پناه
@Dekogram🎙
ماندنی که باشد،
نیازی به خواهش و التماس ندارد!
می ایستد؛
چند دقیقه با چشم هایت حرفِ حساب می زند،
سنگ هایش را با نگاهت وا می کَند و
تا ابد خواهد ماند...
👤 يونس مقصودي
@Dekogram🎙
نیازی به خواهش و التماس ندارد!
می ایستد؛
چند دقیقه با چشم هایت حرفِ حساب می زند،
سنگ هایش را با نگاهت وا می کَند و
تا ابد خواهد ماند...
👤 يونس مقصودي
@Dekogram🎙
هر چهارشنبه، دوشیزهای معطر، یک اسکناس صد کرونی میدهد تا بگذارم با زندانی تنها بماند.
پنجشنبه هم، صد کرون بابت آبجو ...!!!
وقتی ساعت ملاقات تمام میشد، دوشیزهخانم که بر لباسهای فاخرش بوی زندانی را بههمراه داشت بیرون میآمد و زندانی هم با بوی عطر دوشیزهخانم بر لباس زندان به سلول باز میگشت. برای من هم، بوی آبجو باقی میماند. زندگی چیزی نیست مگر تبادل بوها ...
ایتالو کالوینو
@Dekogram🎙
پنجشنبه هم، صد کرون بابت آبجو ...!!!
وقتی ساعت ملاقات تمام میشد، دوشیزهخانم که بر لباسهای فاخرش بوی زندانی را بههمراه داشت بیرون میآمد و زندانی هم با بوی عطر دوشیزهخانم بر لباس زندان به سلول باز میگشت. برای من هم، بوی آبجو باقی میماند. زندگی چیزی نیست مگر تبادل بوها ...
ایتالو کالوینو
@Dekogram🎙
ميدانى من هميشه از آخرين ها متنفر بودم.
مثلا
از آخرين بار كه ديدمت،
آخرين حرفى كه به من زدى،
آخرين جايى كه باهم رفتيم،
آخرين چيزى كه بينمان مانده بود و حتى از
آخرين لقمه غذا سر سفره هم كه دست هيچ كس براى برداشتنش دراز نميشد متنفر بودم.
من جديدا دارم فكر ميكنم هفته آخر اسفند از وحشتناك ترين نوع آخرين هاست.
هزار خاطره توى يك فايل فشرده يك هفته اى ميريزد توى جان آدم. اصلا ياد آخرين چهارشنبه سورى بيچاره ات ميكند.
از شنبه تا جمعه اش اگر خودت هم نخواهى برايت پيام ميفرستند و به يادت مى آورند كه مثلا آخرين جمعه ۹۵ ات بخير.
اصلا ميدانستى مردم چرا همش توى اين هفته لعنتى ميروند بيرون و تا ميتوانند خريدهاى هيستريكى ميكنند،
من فكر ميكنم ميخواهند يادشان برود چه آوارى از آخرين خاطره ها توى قلبشان ريخته است.
هفته آخر اسفند بدى اش اين است كه خودش را چسبانیده به عيد،
ما فكر ميكنيم هفته خوب و شادى است.
فقط اگر سايه عيد روى سرش نبود، ميشد عنوان
هفته مرگ
را روى سينه اش سنجاق كرد.
#ناشناس
@Dekogram🎙
مثلا
از آخرين بار كه ديدمت،
آخرين حرفى كه به من زدى،
آخرين جايى كه باهم رفتيم،
آخرين چيزى كه بينمان مانده بود و حتى از
آخرين لقمه غذا سر سفره هم كه دست هيچ كس براى برداشتنش دراز نميشد متنفر بودم.
من جديدا دارم فكر ميكنم هفته آخر اسفند از وحشتناك ترين نوع آخرين هاست.
هزار خاطره توى يك فايل فشرده يك هفته اى ميريزد توى جان آدم. اصلا ياد آخرين چهارشنبه سورى بيچاره ات ميكند.
از شنبه تا جمعه اش اگر خودت هم نخواهى برايت پيام ميفرستند و به يادت مى آورند كه مثلا آخرين جمعه ۹۵ ات بخير.
اصلا ميدانستى مردم چرا همش توى اين هفته لعنتى ميروند بيرون و تا ميتوانند خريدهاى هيستريكى ميكنند،
من فكر ميكنم ميخواهند يادشان برود چه آوارى از آخرين خاطره ها توى قلبشان ريخته است.
هفته آخر اسفند بدى اش اين است كه خودش را چسبانیده به عيد،
ما فكر ميكنيم هفته خوب و شادى است.
فقط اگر سايه عيد روى سرش نبود، ميشد عنوان
هفته مرگ
را روى سينه اش سنجاق كرد.
#ناشناس
@Dekogram🎙
اين روزها
هركسى به كارى مشغول است
پدر
حساب هاى آخر سال را جمع مى زند
مادر نشسته است كنار تنگ بلور
تا بهار بيايد
و برادرم
در راه رفتن به دانشگاه
بزرگ تر مى شود
من اما
يك گوشه نشسته ام
به تو فكر مى كنم
به تو فكر مى كنم
به تو فكر مى كنم
👤 نيما معماريان
@Dekogram🎙
هركسى به كارى مشغول است
پدر
حساب هاى آخر سال را جمع مى زند
مادر نشسته است كنار تنگ بلور
تا بهار بيايد
و برادرم
در راه رفتن به دانشگاه
بزرگ تر مى شود
من اما
يك گوشه نشسته ام
به تو فكر مى كنم
به تو فكر مى كنم
به تو فكر مى كنم
👤 نيما معماريان
@Dekogram🎙
به همه آن چیزها که حس میکنی
کمترین اهمیتی نده
گفته است بدون تو نمی تواند زندگی کند
تو امّا بیندیش
که او در دیــدار دوباره ،
تو را به جا خـواهـد آورد ؟
لطفی در حقم کن
و زیاد دوستم نداشته باش
از آخـرین باری که
زیاد دوستم داشـتند به بعـد
کم ترین محبتی ندیدم
👤 برتولت برشت
@Dekogram🎙
کمترین اهمیتی نده
گفته است بدون تو نمی تواند زندگی کند
تو امّا بیندیش
که او در دیــدار دوباره ،
تو را به جا خـواهـد آورد ؟
لطفی در حقم کن
و زیاد دوستم نداشته باش
از آخـرین باری که
زیاد دوستم داشـتند به بعـد
کم ترین محبتی ندیدم
👤 برتولت برشت
@Dekogram🎙