قصد فراموشیت را دارم؛
اینکه روزی بیاید که صبح ها که از خواب بیدار میشوم،
قبل از باز کردن چشم هایم، به چیزی جز تو فکر کنم.
اینکه بین من و تلفن همراهم، هیچ رازی، هیچ پوشه ی پنهان شده ی صدا و تصویری نباشد.
قصد فراموشیت را دارم؛
آنقدر که شب ها بدون هیچ قرص خوابی، آرام بگیرم .
چه دلیلی منطقی تر از اینکه ما مال هم نیستیم؟
چه دلیلی منطقی تر از این فاصله ها٬ این دیوارها؟
و آدمهای قد بلند میانمان.
قصد فراموشیت را دارم؛
اما تو انار دوست داشتی؛
منتظرم تا پاییز تمام شود.
#مریم_بهزادی
@Dekogram🎙
اینکه روزی بیاید که صبح ها که از خواب بیدار میشوم،
قبل از باز کردن چشم هایم، به چیزی جز تو فکر کنم.
اینکه بین من و تلفن همراهم، هیچ رازی، هیچ پوشه ی پنهان شده ی صدا و تصویری نباشد.
قصد فراموشیت را دارم؛
آنقدر که شب ها بدون هیچ قرص خوابی، آرام بگیرم .
چه دلیلی منطقی تر از اینکه ما مال هم نیستیم؟
چه دلیلی منطقی تر از این فاصله ها٬ این دیوارها؟
و آدمهای قد بلند میانمان.
قصد فراموشیت را دارم؛
اما تو انار دوست داشتی؛
منتظرم تا پاییز تمام شود.
#مریم_بهزادی
@Dekogram🎙
دیشب، باز دیدمش
اینبار نخست قبل از چهره اش
انگشت های دست چپش را وارسی کردم؛
باید میفهمیدم، اینبار کجای حلقه ی زمان کنار هم ایستاده ایم
خوببود، که حالا حلقه ی تعهدی بر گردن دلش نبود
خواستم بگویم مرا ببخش
برای هربار که دوستت دارم را در گوش دلم خواندی
و من از تو دریغ کردم
خواستم بگویم ببخش
که فرصت ها را غنیمت ندانستم
که بدون جنگ برای چشم هایت
به زانو در آمدم، و به یغما بردنت را نظاره نشستم.
اما وقت نبود
حتی برای سلام
به یکباره گفتم: با من ازدواج میکنی؟
بعید بود از او اما ذوق از چشمهایش نریخت
بی تفاوت، حتی بی لبخند تصنعی گفت: ها؟
صبح، باز با بغض از خواب پریدم.
#علی_اصغر_وطن_تبار
@Dekogram🎙
اینبار نخست قبل از چهره اش
انگشت های دست چپش را وارسی کردم؛
باید میفهمیدم، اینبار کجای حلقه ی زمان کنار هم ایستاده ایم
خوببود، که حالا حلقه ی تعهدی بر گردن دلش نبود
خواستم بگویم مرا ببخش
برای هربار که دوستت دارم را در گوش دلم خواندی
و من از تو دریغ کردم
خواستم بگویم ببخش
که فرصت ها را غنیمت ندانستم
که بدون جنگ برای چشم هایت
به زانو در آمدم، و به یغما بردنت را نظاره نشستم.
اما وقت نبود
حتی برای سلام
به یکباره گفتم: با من ازدواج میکنی؟
بعید بود از او اما ذوق از چشمهایش نریخت
بی تفاوت، حتی بی لبخند تصنعی گفت: ها؟
صبح، باز با بغض از خواب پریدم.
#علی_اصغر_وطن_تبار
@Dekogram🎙
بالاﺧﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ!
ﺁﻥ ﺷﺐ ﻫﺎیی
ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﻢ
ﺳﺮت ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ
چقدﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴتم
بالاخره خواهد آمد..!
#احمد_شاملو
@Dekogram🎙
ﺁﻥ ﺷﺐ ﻫﺎیی
ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﻢ
ﺳﺮت ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ
چقدﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴتم
بالاخره خواهد آمد..!
#احمد_شاملو
@Dekogram🎙
کسی نمیداند
جادهها برای چه طولانی اند
شب برای چه دراز
هوا چرا بارانیست
ایستگاهها چرا خالی ؟؟
کسی نمیداند
فصل ها
برگ ها
هفتههای هزار روزه
خوابهای هزار پاره
انفجارِ بی طنینِ یک بغض
چه ربطی به کوچه دارد
چه ربطی به انتظاری سوخته
به ابهامِ مرگ آورِ یک تاخیر
به حافظه ی خونینِ یک مسافر دارد
کسی نمیداند
باغچه چگونه پر از اندوهِ یاس میشود
و مهتاب
با چه حسرتی از گیسوانِ سیاهِ یک زن تاب میخورد
که شوقِ نوازش
چه دیوانه وار
در دستهای مردِ عاشق سُر میخورد
کسی نمیداند
در ادعای ما و آینه
آینه ... برای چه ؟؟؟
پاییز_صد_ساله_شد
#نیکی_فیروزکوهی
@Dekogram🎙
جادهها برای چه طولانی اند
شب برای چه دراز
هوا چرا بارانیست
ایستگاهها چرا خالی ؟؟
کسی نمیداند
فصل ها
برگ ها
هفتههای هزار روزه
خوابهای هزار پاره
انفجارِ بی طنینِ یک بغض
چه ربطی به کوچه دارد
چه ربطی به انتظاری سوخته
به ابهامِ مرگ آورِ یک تاخیر
به حافظه ی خونینِ یک مسافر دارد
کسی نمیداند
باغچه چگونه پر از اندوهِ یاس میشود
و مهتاب
با چه حسرتی از گیسوانِ سیاهِ یک زن تاب میخورد
که شوقِ نوازش
چه دیوانه وار
در دستهای مردِ عاشق سُر میخورد
کسی نمیداند
در ادعای ما و آینه
آینه ... برای چه ؟؟؟
پاییز_صد_ساله_شد
#نیکی_فیروزکوهی
@Dekogram🎙
تو را
به خدا می سپارم و
برای چشمهایت
عشقی عمیق....
برای لبهایت
بوسه هایی داغ...
برای قلبت
آرامشی امن...
برای آغوشت
بغلی پر مهر....
برای دستهایت
دستانی گرم....
برای جمعه هایت
وصال و....
برای فردایت
مردی
که به اندازه ی من
دوستت بدارد....
دلواپست باشد....
بخواهدت......
آرزو میکنم.....!
@Dekogram🎙
به خدا می سپارم و
برای چشمهایت
عشقی عمیق....
برای لبهایت
بوسه هایی داغ...
برای قلبت
آرامشی امن...
برای آغوشت
بغلی پر مهر....
برای دستهایت
دستانی گرم....
برای جمعه هایت
وصال و....
برای فردایت
مردی
که به اندازه ی من
دوستت بدارد....
دلواپست باشد....
بخواهدت......
آرزو میکنم.....!
@Dekogram🎙
جمعهها را باید قاب گرفت.
درست مثل همان عکس های قدیمی و خاک گرفته ی روی دیوار.
انگار جمعه ها ماندگار ترین روزهای آفرینش اند...
تلخی ها و شیرینی هایش، قاب می شوند و می چسبد به دیوار خانه ی دلت. مثل لبخند های مادر بزرگ در آن عکس قدیمی. یا مثل گریه های من در آغوش مادر، که با دیدنش در عکس های قدیمی، همیشه لبخند می زنم.
مرد و زن هم ندارد...
جمعه ها باید کسی را داشته باشی که تو را در آغوش بکشد! جمعه ها را باید عاشقانه گذراند؛ تا غروبش دلگیرت نکند.
باید دست در دست های گرم تو گذاشت و جاده ها را یکی یکی فتح کرد.
آخر باید یکی را داشته باشی تا با بوسه های بی هوایش به تو بفهماند که جمعه ها عشق تعطیل نیست؛ لعنتی تازه سر آغاز عاشق شدن است...
👤 علیرضا اسفندیاري
@Dekogram🎙
درست مثل همان عکس های قدیمی و خاک گرفته ی روی دیوار.
انگار جمعه ها ماندگار ترین روزهای آفرینش اند...
تلخی ها و شیرینی هایش، قاب می شوند و می چسبد به دیوار خانه ی دلت. مثل لبخند های مادر بزرگ در آن عکس قدیمی. یا مثل گریه های من در آغوش مادر، که با دیدنش در عکس های قدیمی، همیشه لبخند می زنم.
مرد و زن هم ندارد...
جمعه ها باید کسی را داشته باشی که تو را در آغوش بکشد! جمعه ها را باید عاشقانه گذراند؛ تا غروبش دلگیرت نکند.
باید دست در دست های گرم تو گذاشت و جاده ها را یکی یکی فتح کرد.
آخر باید یکی را داشته باشی تا با بوسه های بی هوایش به تو بفهماند که جمعه ها عشق تعطیل نیست؛ لعنتی تازه سر آغاز عاشق شدن است...
👤 علیرضا اسفندیاري
@Dekogram🎙
کاش میدانستید دلخوری ها
که روی هم تلنبار شود
میشود دیوار بینتان
میشود راهی که آغوش را
نگاه را، بـــوســـه را
و دستــــهایش را
بــا خود میبرد
خندهها و خاطرههایتان
با هر اشک چشمش فرو میافتد
و از دســت مـــیرود
و کاش میدانستید خط اشکها
آنقــــدر قـــدرت دارند کـــه
جای بوسههایتان را محو کنند
دلخوری که پیش آمد، جای صبر نیست
آجـــر اول گـــذاشته نشــــده
دیوار فاصله را خراب کنید
بیراههها را سریع برگردید
اشک اول به دوم نرسیده
دست دراز کنید
و جای بوسه هایتان را تثبیت کنید
بگذارید صورتش به خطوط دستهایتان
هم عادت کند
دلخوری ها را نگذارید به اشک برسد
نگذارید فاصله شود گاهی فاصلهها
زود همیشگـی میشوند
@Dekogram🎙
که روی هم تلنبار شود
میشود دیوار بینتان
میشود راهی که آغوش را
نگاه را، بـــوســـه را
و دستــــهایش را
بــا خود میبرد
خندهها و خاطرههایتان
با هر اشک چشمش فرو میافتد
و از دســت مـــیرود
و کاش میدانستید خط اشکها
آنقــــدر قـــدرت دارند کـــه
جای بوسههایتان را محو کنند
دلخوری که پیش آمد، جای صبر نیست
آجـــر اول گـــذاشته نشــــده
دیوار فاصله را خراب کنید
بیراههها را سریع برگردید
اشک اول به دوم نرسیده
دست دراز کنید
و جای بوسه هایتان را تثبیت کنید
بگذارید صورتش به خطوط دستهایتان
هم عادت کند
دلخوری ها را نگذارید به اشک برسد
نگذارید فاصله شود گاهی فاصلهها
زود همیشگـی میشوند
@Dekogram🎙
جالبه كه كسي كه يه سال پيش واست غريبه بود
امسال شايد همه زندگيت باشه
يا حتي كسي كه يه سال پيش همه دنيات بود
امسال ميتونه فقط يه غريبه باشه
گذر زمان واقعا وحشتناكه
@Dekogram🎙
امسال شايد همه زندگيت باشه
يا حتي كسي كه يه سال پيش همه دنيات بود
امسال ميتونه فقط يه غريبه باشه
گذر زمان واقعا وحشتناكه
@Dekogram🎙
🔹
چند وقتی بود که چشماش یه غمی داشت...
یه غمی که آزارم می داد...
کم حرف شده بود...
مدت ها به یه نقطه خیره می شد و فکر می کرد...
یادمه وقتی ازش پرسیدم چیزی شده که انقدر بهم ریخته ای تو چشمام زل زد و گفت: دلتنگم...
خیلی دلتنگم...
نذاشت بپرسم دلتنگ کی...
دلتنگ چی...
دستمو گرفت و گفت تا حالا به کسی حسادت کردی؟
سرم رو تکون دادم و گفتم نمی دونم...
شاید...
تو چی؟
خندید و گفت آره...
من به خودم حسودیم میشه...
به همون کسی که بودم و دیگه نیستم...
همونی که از یه جایی به بعد عوض شد...
می دونی سخت ترین روزهای زندگی همون روزایی هست که آدم دلتنگ خودش میشه...
حرفاشو درک نمی کردم تا اینکه چند سال بعد روزای سختم شروع شد ...
دلتنگ شدم...
دلتنگ همون کسی که تو گذشته بودم...
دلتنگ همون حس هایی که مدت ها تجربه نکرده بودم...
دلتنگ خنده هایی که مصنوعی نبود...
دلتنگ رویاهایی که هر چی گذشت کمرنگ تر شد...
همون جا بود که فهمیدم فرقی نداره شرایط تغییرت بده
یا سرنوشت یا مسیری که انتخاب می کنی... اگر با گذشت زمان عوض بشی بالاخره یه روز بی رحمترین دلتنگی میاد سراغت...
دلتنگی که هیچ راه فراری نداره...
دلتنگی که هیچوقت تموم نمیشه...
فقط گاهی فراموش میشه ...
همین :)
#حسین_حائریان
@Dekogram🎙
چند وقتی بود که چشماش یه غمی داشت...
یه غمی که آزارم می داد...
کم حرف شده بود...
مدت ها به یه نقطه خیره می شد و فکر می کرد...
یادمه وقتی ازش پرسیدم چیزی شده که انقدر بهم ریخته ای تو چشمام زل زد و گفت: دلتنگم...
خیلی دلتنگم...
نذاشت بپرسم دلتنگ کی...
دلتنگ چی...
دستمو گرفت و گفت تا حالا به کسی حسادت کردی؟
سرم رو تکون دادم و گفتم نمی دونم...
شاید...
تو چی؟
خندید و گفت آره...
من به خودم حسودیم میشه...
به همون کسی که بودم و دیگه نیستم...
همونی که از یه جایی به بعد عوض شد...
می دونی سخت ترین روزهای زندگی همون روزایی هست که آدم دلتنگ خودش میشه...
حرفاشو درک نمی کردم تا اینکه چند سال بعد روزای سختم شروع شد ...
دلتنگ شدم...
دلتنگ همون کسی که تو گذشته بودم...
دلتنگ همون حس هایی که مدت ها تجربه نکرده بودم...
دلتنگ خنده هایی که مصنوعی نبود...
دلتنگ رویاهایی که هر چی گذشت کمرنگ تر شد...
همون جا بود که فهمیدم فرقی نداره شرایط تغییرت بده
یا سرنوشت یا مسیری که انتخاب می کنی... اگر با گذشت زمان عوض بشی بالاخره یه روز بی رحمترین دلتنگی میاد سراغت...
دلتنگی که هیچ راه فراری نداره...
دلتنگی که هیچوقت تموم نمیشه...
فقط گاهی فراموش میشه ...
همین :)
#حسین_حائریان
@Dekogram🎙
آدمهای مغرور
آدمهایی شبیهِ من و تو
که بهای زیادی دادهایم برای این غرور
آدمهای به ظاهر قویای هستیم
که یک نقطه ضعف داریم
آن هم قلبی که
مثل همهی قلبهای دیگر،
ساخته شده که برای کسی بتپد
که عاشق بشود و
ما را از پا دربیاورد
آدمهای مغرور شاید نقطه ضعفشان عشق است و
نقطه ضعفِ عشق غرور
ما مغرورها هم عاشق میشویم
بدجور هم عاشق میشویم
اما کارمان گیر میفتد پیش زبانی که
بلد نیست از عشق بگوید
بلد نیست مهر بورزد
ما مغرورها هم دل میبندیم و وارد رابطه میشویم
ولی جز عذاب دادنِ هم کار خاصی ازمان برنمیآید
و چقدر میتواند سخت باشد
که عشقت از دست خودت دق کند
اما بلد نباشی قید غرورت را بزنی و
کوتاه بیایی و
با چند حرف و کلمه و جمله
دلجویی کنی
آدمِ مغرور عاشقی کردن بلد نیست
فقط داغ روی دل عشقش میگذارد و
خودش از این داغ بیشتر میسوزد
غرور شاید عذاب آور ترین ویژگی آدمهای مغرور است
#مانگ_میرزایی
@Dekogram🎙
آدمهایی شبیهِ من و تو
که بهای زیادی دادهایم برای این غرور
آدمهای به ظاهر قویای هستیم
که یک نقطه ضعف داریم
آن هم قلبی که
مثل همهی قلبهای دیگر،
ساخته شده که برای کسی بتپد
که عاشق بشود و
ما را از پا دربیاورد
آدمهای مغرور شاید نقطه ضعفشان عشق است و
نقطه ضعفِ عشق غرور
ما مغرورها هم عاشق میشویم
بدجور هم عاشق میشویم
اما کارمان گیر میفتد پیش زبانی که
بلد نیست از عشق بگوید
بلد نیست مهر بورزد
ما مغرورها هم دل میبندیم و وارد رابطه میشویم
ولی جز عذاب دادنِ هم کار خاصی ازمان برنمیآید
و چقدر میتواند سخت باشد
که عشقت از دست خودت دق کند
اما بلد نباشی قید غرورت را بزنی و
کوتاه بیایی و
با چند حرف و کلمه و جمله
دلجویی کنی
آدمِ مغرور عاشقی کردن بلد نیست
فقط داغ روی دل عشقش میگذارد و
خودش از این داغ بیشتر میسوزد
غرور شاید عذاب آور ترین ویژگی آدمهای مغرور است
#مانگ_میرزایی
@Dekogram🎙