یکبار آن وقتها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیبهای سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد میکرد مادرم گفت اگر صبر میکردم تا سیبها برسند، مریض نمیشدم
حالا هر وقت چیزی را از ته دل میخواهم، سعی میکنم حرفهای او را در مورد سیب کال یادم باشد.
- خالد حسینی
دیلِ وا
حالا هر وقت چیزی را از ته دل میخواهم، سعی میکنم حرفهای او را در مورد سیب کال یادم باشد.
- خالد حسینی
دیلِ وا
1❤7
Khakestary
Jafary
خاکستری، خاکستری، خاکستری
صبح، مِه، باران
اَبر، نگاه، خاطره
در من ترانهای نبود، تو خواندی
در من آینهای نبود، تو دیدی
ریشهای بودم در خوابِ خاکهای مُتُبَرک
بیباران، در نگاه تو سبز شدم
برق از چشمانم برخواست، نگاهم بارانی شد
گونههایت خیسِ باران، چشمهایت آفتابی
گرگها میزایند، برهها را دریابیم
تو، با چشمانت مرا بنواز
چوبدست چوپانیم سلاحی کارگر خواهد شد
بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسید
اگر اَبرها بگذارند…
محمد ابراهیم جعفری ❤️
صبح، مِه، باران
اَبر، نگاه، خاطره
در من ترانهای نبود، تو خواندی
در من آینهای نبود، تو دیدی
ریشهای بودم در خوابِ خاکهای مُتُبَرک
بیباران، در نگاه تو سبز شدم
برق از چشمانم برخواست، نگاهم بارانی شد
گونههایت خیسِ باران، چشمهایت آفتابی
گرگها میزایند، برهها را دریابیم
تو، با چشمانت مرا بنواز
چوبدست چوپانیم سلاحی کارگر خواهد شد
بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسید
اگر اَبرها بگذارند…
محمد ابراهیم جعفری ❤️
❤6
با تو بودن حس قشنگیست. بوی آفتاب میدهی و خندهی صبح. من، طراوت باران را، عشق را، زندگی را، با نگاه تو میشناسم …
❤6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7
مرا دوست بدار. مرا آرام دوست بدار. مرا بسان نوازش باد بر گندمزار، بسان بوسهی موج بر امتداد ساحل، بسان پاکی آسمان آبی، مرا آرام، عاشقانه، مرا زیبا دوست بدار …
❤5
گاهی باید سفر کرد، از این همه تکرار. گاهی باید عبور کرد، از کنار درختان ایستاده، از کنار کوههای بیهدف. گاهی باید گذشت، از کنار آدمهایی که از یک جا ماندن و تکرار خستهاند. گاهی آنقدر تکرار روزها دلت را میزند، که بیهوا بار و بندیل میبندی، و خودت را به دستان نوازشگر جاده میسپاری. گاهی آدم محتاج میشود به حواسپرتی، به تماشای خطوط ممتدی که پشت عبور جادهها جا میمانند، و به تو یادآور میشوند که دلتنگیها تمام خواهند شد. گاهی باید تنها سفر کرد، که هیچ چیز به اندازهی یک سکوت طولانی، حال آدم را خوب نمیکند …
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و خدا گفت:
تو خوشحال خواهی بود،
اما...
ابتدا تو را قوی خواهم ساخت.
تو خوشحال خواهی بود،
اما...
ابتدا تو را قوی خواهم ساخت.
❤4
عاشق بودم و او قدر "بُزی" فهم نداشت؛
چه کنم باز که او "حبه ی انگور" من است!
❤️🩹🌿
چه کنم باز که او "حبه ی انگور" من است!
❤️🩹🌿
❤4
شازده کوچولو: وفاداری یعنی چی؟
روباه: یعنی اگه تو سیارت یه گل دیگه بود!
تو عاشق گل خودت باشی :)
روباه: یعنی اگه تو سیارت یه گل دیگه بود!
تو عاشق گل خودت باشی :)
❤5