آخرین یادگاری جامونده از چشمم رو از روی گونهم پاک کردم و گفتم: فکر میکردم تولدِ دوباره و دوبارهی غم بالاخره منتهی میشه به یه بنبست یا دستِ کم وجودش به قدر کافی کمرنگ میشه اما حالا که اینجا نشستم و به پشت سرم نگاه میکنم همه چیز و همهکس برام غریبه جز باد که بوی روزهای خوب رو میده و یادم میاره که چقدر دلتنگی تو وجودم تهنشین شده.
خودم اینجام اما روحم رو گم کردم، جایی مابین تمام غیرممکنهایی که زمانی آرزوشون رو داشتم و آرزو موندن.
میبینی؟زندگی همینه عزیزم؛ همیشه غمی هست برای به دل گرفتن، نبودش رو قدر بدون.
خودم اینجام اما روحم رو گم کردم، جایی مابین تمام غیرممکنهایی که زمانی آرزوشون رو داشتم و آرزو موندن.
میبینی؟زندگی همینه عزیزم؛ همیشه غمی هست برای به دل گرفتن، نبودش رو قدر بدون.
👏4💔2❤1
من ذاتا ادمی هستم که دوست دارم به همچی عشق بورزم، همیشه مهربون باشم و کمک کنم. یکی از دعاهام پیش خدا همیشه اینه که، لطفا نگذار ادمهای اشتباه باعث بشن من دست از دنبال کردن عشق و نشون دادنش به بقیه بردارم.
❤19
قبلاً از خودم میپرسیدم چقدر باید بگذره تا فراموش کنم اما حالا فکر میکنم هیچوقت نمیتونم ذهنم رو از غبار خاطرات پاک کنم.
همیشه انتهای هر اتفاقی یه دری هست که باز میشه به سمت گذشته و روزهایی که تکرار ندارن.
خیال میکردم اگه از نو ریشه بزنم جوونههای پژمردهای که توی قلبم خشک شدن رو فراموش میکنم اما کی تاحالا تونسته قلبش رو گول بزنه که من دومیش باشم.
گفتن: اگه دوباره ریشه بزنی و جوونه بدی دیوونگی از سرت میپره.
پرید اما رسید روزی که با آفتاب دیدار تازه کردم و من دیوونهتر شدم.
همیشه انتهای هر اتفاقی یه دری هست که باز میشه به سمت گذشته و روزهایی که تکرار ندارن.
خیال میکردم اگه از نو ریشه بزنم جوونههای پژمردهای که توی قلبم خشک شدن رو فراموش میکنم اما کی تاحالا تونسته قلبش رو گول بزنه که من دومیش باشم.
گفتن: اگه دوباره ریشه بزنی و جوونه بدی دیوونگی از سرت میپره.
پرید اما رسید روزی که با آفتاب دیدار تازه کردم و من دیوونهتر شدم.
❤4💔4
مثل وقتی که سرم رو تکیه داده بودم به پنجره و داشتم با چشمام آدمای توی خیابون رو دنبال میکردم، از خودم پرسیدم که چرا زندهایم؟!
چرا همگی درحال سگ دو زدن هستیم تا به یه سنی برسیم و اگه یه وقت شبمون صبح نشد بقیه نگن: بیچاره ناکام از این دنیا رفت!
پس تکلیف خوشحالی و خوشنودی چی میشه؟
نه نباید یادمون بره زندگی کردن رو؛
مایی که ساخته شده بودیم برای زیستنِ روزای خوب.
چرا همگی درحال سگ دو زدن هستیم تا به یه سنی برسیم و اگه یه وقت شبمون صبح نشد بقیه نگن: بیچاره ناکام از این دنیا رفت!
پس تکلیف خوشحالی و خوشنودی چی میشه؟
نه نباید یادمون بره زندگی کردن رو؛
مایی که ساخته شده بودیم برای زیستنِ روزای خوب.
❤7👏6