Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#روزنگار
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥10❤8🕊7❤🔥6🙏2👍1👏1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پروژه “عهدی نو، ایرانی نو”
ما همان پراکندگانی هستیم که دل در گروی تحقق وعده بازگشت سعادت را به سرزمینمان داریم.
declamation.technique
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🎉6🔥3❤🔥2👏2😍2🍾2👍1
@R_O_Declamation
#ثبت_نام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8❤🔥4👏2🎉2😍2🤝2🥰1🤩1
@R_O_Declamation
#ثبت_نام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5❤🔥4🙏3🔥1👏1🎉1🤩1🤝1
اپیزود نخست از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو»
تریلوژی سیروس بخش نخست
💡 «زیرا اینک، خداوند بر تو طلوع خواهد کرد، و شکوه او بر تو ظاهر خواهد شد.» اِشعیا باب ۶۰ آیه ۱۹ و ۲۰
👈 در یک استودیوی کوچک در غربت، صداهایی از ایران، شاهنامه را زنده میکنند—اما زیر این واژههای کهن، جستجویی عمیقتر در جریان است: جستجوی هویت، ایمان، و معنا.
👈 در میان درد، خاطره، و پرسشهای بیپاسخ، یک صدا آرام طنین میاندازد:
اگر این اتفاقها تصادفی نباشد و برای چنین زمانی انتخاب شده باشیم… چه؟
🌿 🌿 روایتی صوتی برای آنان که در تاریکی، هنوز چشمانتظار نورند.
✍ کاری از سازمان دکلاماسیون
➖ ➖ ➖ ➖ ➖
#عهدی_نو_ایرانی_نو #سیروس
📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود نخست: سیروس ۱
📱 اینستاگرام
🗣️ @R_O_Declamation
👑 👑 👑
✈️ @declamationtech
🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠
تریلوژی سیروس بخش نخست
اگر این اتفاقها تصادفی نباشد و برای چنین زمانی انتخاب شده باشیم… چه؟
#عهدی_نو_ایرانی_نو #سیروس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11❤🔥4👏4🎉2🍾2🤩1😍1🆒1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#عهدی_نو_ایرانی_نو #سیروس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19👏3🥰2😍2🤝1
اپیزود دوم از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو»
تریلوژی سیروس بخش دوم
💡 «درباره کوروش میگویم که او شبان است و تمامی خواست مرا بجا خواهد آورد.» اشعیا ۴۴: ۲۸
👈 صبح زود، چند ساعت پیش از ضبط نهایی. در استودیویی در اروپا، خبری دستبهدست میشود — خبری که نفسها را در سینه نگه میدارد. و در میان هیجان و اشک، صدایی آرام از کتاب ارمیا به یاد میآید:
💡 «رفاه شهری را که شما را به آن تبعید کردهام، طلب کنید… زیرا من شما را نیک میشناسم؛ برای شما افکار سلامتی دارم، تا شما را امید بخشم.» ارمیا ۲۹: ۷، ۱۱
👈 این اپیزود، روایت چندین صدا در یک شب است — صداهایی که سالها در سکوت، در تبعید، در زندان، در انتظار زنده ماندند. و اکنون، در میان خبرها و دعاها، نامی به یادشان میآید که دو هزار و ششصد سال پیش هم شنیده شده بود:
💡 «خداوند به کوروش میگوید: من تو را به نام خواندم… هرچند مرا نشناختی.» اشعیا ۴۵: ۴
👈 اپیزود دوم از تریلوژی «سیروس» — دربارهی ریشهای که بریده شد اما نمرد، و جوانهای که از دل خاک تبعید سر برآورد.
💡 «داوود گفت: چون خواببینان بودیم… آنگاه دهان ما از خنده پر شد.» مزمور ۱۲۶: ۱-۲
✍ کاری از سازمان دکلاماسیون
➖ ➖ ➖ ➖ ➖
📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود دوم: سیروس ۲
📱 اینستاگرام
🗣️ @R_O_Declamation
👑 👑 👑
✈️ @declamationtech
🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠
تریلوژی سیروس بخش دوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤16🎉3😍3👏2🤝2🤩1🙏1🆒1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نان_روزانه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17❤🔥3😍3👏2🙏1😇1🤝1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#عهدی_نو_ایرانی_نو #سیروس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19😍5👏3🎉2🙏1🤝1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگرچه در گوشهوکنار جهان پراکندهایم، اما قلبهایمان برای یک میهن میتپد؛
میهنی که چشمانتظار تحقق وعدهٔ خداست.
پروژه “عهدی نو، ایرانی نو”
declamation.technique
@R_O_Declamation
#ثبت_نام #عهدی_نو_ایرانی_نو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17❤🔥3👏3😍3👍1🔥1🤝1
اپیزود سوم از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو»
تریلوژی آرش بخش نخست
💡 «فرزندان مانند تیرها در دست مرد جنگی هستند؛ خوشا به حال کسی که ترکش خود را از آنها پر کرده باشد.» مزمور ۱۲۷: ۴
👈 دو هزار و پانصد سال پیش، مردی بر قلهی دماوند ایستاد، کمان را کشید، و جانش را با تیر رها کرد تا مرز بماند. امشب، در یک استودیوی کوچک در اروپا، همان تیر دوباره در دست است ، اما این بار کمان، یک میکروفن است. و تیر، صداست.
اما پیش از آنکه ضبط آغاز شود، خبری میرسد. و آنچه پس از آن اتفاق میافتد، دیگر فقط نمایش نیست.
💡 الیشع به یوآش پادشاه گفت:
«کمان را بردار. پنجره را به سوی مشرق باز کن. تیر را رها کن.» و اعلام کرد: «این تیر نجات خداوند است.» دوم پادشاهان ۱۳: ۱۵-۱۷
👈 مشرق ، آنجا که خورشید طلوع میکند. آنجا که شب تمام میشود... ایران.
👈 در این اپیزود، ترک و کرد و بلوچ و عرب و فارس کنار هم نشستهاند ، نه برای توافق آسان، بلکه برای کشمکشی که از دل تاریخ میآید. و در میان این صداها، دشمنی دیگر هم هست که زبانش آشناست اما نقشهاش بیگانه ، تکهتکه کردن پیراهن مادر.
💡 نحمیا میدانست این را:
«نیمی کار میکردند، نیمی نیزه و سپر و کمان نگه میداشتند.» نحمیا ۴: ۱۶
👈 یک دست میکروفن. یک دست دعا.
و آنگاه که همه آمادهاند ، یک تلفن زنگ میزند. از آن طرف. از جایی که فکر میکردند صدا نمیرسد.
«خداوندا، تو که هیچ چیز برایت دشوار نیست — این سرزمین را ببین. این صداها را بشنو.»
اپیزود نخست از تریلوژی «آرش» — روایتی دربارهی قومی که در غربت تیر میاندازد، نه برای گرفتن مرز، بلکه برای نگه داشتن روح.
✍ کاری از سازمان دکلاماسیون
➖ ➖ ➖ ➖ ➖
📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود سوم: آرش ۱
📱 اینستاگرام
🗣️ @R_O_Declamation
👑 👑 👑
✈️ @declamationtech
🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠
تریلوژی آرش بخش نخست
اما پیش از آنکه ضبط آغاز شود، خبری میرسد. و آنچه پس از آن اتفاق میافتد، دیگر فقط نمایش نیست.
«کمان را بردار. پنجره را به سوی مشرق باز کن. تیر را رها کن.» و اعلام کرد: «این تیر نجات خداوند است.» دوم پادشاهان ۱۳: ۱۵-۱۷
«نیمی کار میکردند، نیمی نیزه و سپر و کمان نگه میداشتند.» نحمیا ۴: ۱۶
و آنگاه که همه آمادهاند ، یک تلفن زنگ میزند. از آن طرف. از جایی که فکر میکردند صدا نمیرسد.
«خداوندا، تو که هیچ چیز برایت دشوار نیست — این سرزمین را ببین. این صداها را بشنو.»
اپیزود نخست از تریلوژی «آرش» — روایتی دربارهی قومی که در غربت تیر میاندازد، نه برای گرفتن مرز، بلکه برای نگه داشتن روح.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👏3🥰2🙏2❤🔥1🔥1🎉1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اپیزود سوم از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو»
تریلوژی آرش بخش نخست
❓ این اپیزود از نظر ساختار، یکی از پیچیدهترین کارهای مجموعهست چون همزمان سه لایه رو در بر داره
اسطوره: آرش
کتاب مقدس: الیشع، نحمیا، ارمیا
واقعیت معاصر: کامران در زندان، طرح تجزیه
🔀
🔀
🔀
#عهدی_نو_ایرانی_نو #آرش
📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود سوم: آرش ۱
📱 اینستاگرام
🗣️ @R_O_Declamation
👑 👑 👑
✈️ @declamationtech
🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠
تریلوژی آرش بخش نخست
اسطوره: آرش
کتاب مقدس: الیشع، نحمیا، ارمیا
واقعیت معاصر: کامران در زندان، طرح تجزیه
#عهدی_نو_ایرانی_نو #آرش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13👍4❤🔥3🥰2👏1🙏1😍1🤝1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#شب_کلام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15❤🔥3🙏2👏1🤩1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ما همان پراکندگانیم که دل در گروِ انجامِ پیمانِ او، و دیده به روزِ بازگشتِ فرّ و نیکروزیِ ایران دوختهایم.
سرزمینی که روزگار، گواهِ پیمانِ خداوند است و خاکش چشمبهراهِ بامدادِ نو.
پروژه “عهدی نو، ایرانی نو”
۲۱:۰۰ به وقت آلمان
۲۲:۰۰ به وقت ترکیه
۲۲:۳۰ به وقت ایران
declamation.technique
#عهدی_نو_ایرانی_نو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10❤🔥4😍3👏2🎉1🙏1💯1🤝1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نان_روزانه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13❤🔥5🙏4🕊1🤝1
اپیزود چهارم از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو»
تریلوژی آرش بخش دوم
💡 «اگر نگهبان ببیند که شمشیر میآید و کَرَنا را ندمد، خون از دست نگهبان خواسته خواهد شد.» حزقیال ۳۳: ۶
👈 از آن تلفن، زمانی گذشته. کامران هنوز در اوین است. اینترنت هنوز قطع است. و استودیوی کوچک در اروپا، این بار سنگینتر از همیشه نفس میکشد.
اما خداوند در حال کار است ، حتی در سکوت.
در این اپیزود، پرده از یک نقشهی پنهان برداشته میشود: نه نقشهی سقوط رژیم، بلکه نقشهی تکهتکه کردن ایران پس از سقوط. پنج زبان، پنج هویت، یک پیام تاریک ، و یک هشدار که کتاب مقدس قرنها پیش داده بود:
💡 «زیرا شیطان خود را به صورت فرشتهی نور درمیآورد.» دوم قرنتیان ۱۱: ۱۴
👈 و در میان این تاریکی، صدایی از تهران میرسد ، روشنک، از یک کلیسای خانگی: «بدن مسیح در ایران زنده است.»
این همان کاریست که ارمیا کرد ، در محاصره، در اسارت، سند زمین نوشت:
💡 «همچنین سند خرید را در ظرف سفالی گذاشتم تا روزهای بسیار محفوظ بماند.» ارمیا ۳۲: ۱۴
👈 آنها هم همین کار را میکنند. در دل تاریکی، سند مینویسند.
نحمیا دیوار ساخت. ارمیا سند نوشت. آرش تیر انداخت. این صداها ، پراکنده در دنیا ، در حال ساختن چیزی هستند که هنوز نامش را نمیدانند.
نام آن «ایران» است.
💡 «چه کسی میداند، شاید برای چنین زمانی فراخوانده شده باشی؟» استر ۴: ۱۴
✍ کاری از سازمان دکلاماسیون
➖ ➖ ➖ ➖ ➖
📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود چهارم: آرش ۲
📱 اینستاگرام
🗣️ @R_O_Declamation
👑 👑 👑
✈️ @declamationtech
🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠
تریلوژی آرش بخش دوم
اما خداوند در حال کار است ، حتی در سکوت.
در این اپیزود، پرده از یک نقشهی پنهان برداشته میشود: نه نقشهی سقوط رژیم، بلکه نقشهی تکهتکه کردن ایران پس از سقوط. پنج زبان، پنج هویت، یک پیام تاریک ، و یک هشدار که کتاب مقدس قرنها پیش داده بود:
این همان کاریست که ارمیا کرد ، در محاصره، در اسارت، سند زمین نوشت:
نحمیا دیوار ساخت. ارمیا سند نوشت. آرش تیر انداخت. این صداها ، پراکنده در دنیا ، در حال ساختن چیزی هستند که هنوز نامش را نمیدانند.
نام آن «ایران» است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥11🎉3❤2🆒2🥰1🤩1🙏1😍1
اپیزود پنجم از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو»
تریلوژی آرش بخش سوم
💡 «زیرا هنوز رؤیا منتظر وقت مقرر است. و به پایان میشتابد و دروغ نخواهد بود. اگر تأخیر کند، منتظرش باش. زیرا حتماً خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد.»
حبقوق ۲: ۳
👈 ساعت سه بامداد. تهران، اینترنت ماههاست قطع است. و نازنین در اتاقی که روزی از آنِ کامران بود، روی زمین نشسته و مینویسد برای ….
در اصفهان، آرش لپتاپش را باز کرده، برای ساختن. در تهران، کاوه در یک کافه قهوه مینوشد و دیوار میسازد. در مترو، یک فلش دست به دست میچرخد ، همان کاری که ارمیا با ظرف سفالی کرد:
💡 «همچنین سند خرید را در ظرف سفالی گذاشتم تا روزهای بسیار محفوظ بماند.»
ارمیا ۳۲: ۱۴
👈 جای ظرف سفالی را فلش گرفته. جای ارمیا را نسلی گرفته که یاد گرفته در تاریکی کار کند.
در این اپیزود، برای اولین بار صدایی از داخل ایران به استودیوی اروپا میرسد ؛ کاوه، که در سه ساعت اتصال اینترنت، سیودو فایل آپلود کرده. و آنچه میگوید، نه شعار است، بلکه شهادت:
💡 «خدایی که ارمیا را فرستاد که سند بنویسد، خدایی که نحمیا را فرستاد که دیوار بسازد، هنوز هم نقشه دارد ، برای ایران.»
👈 و از استکهلم، روژین کُرد، آیهای میخواند که مرزها را درمینوردد:
💡 «هر قبیله و زبان و قوم و ملتی، دور تخت او هستند.»
مکاشفه ۷: ۹
👈 این اپیزود پایان تریلوژی آرش است ؛ اما نه پایان داستان.
آزادی یک روز نیست. یک فلش است که دست به دست میچرخد. یک صداست که از دیوار رد میشود. یک معلم است که پیش از طلوع آفتاب ضبط میکند. یک زن است که در کافهای در تهران، با قهوهای در دست، دیوار میسازد.
💡 «هر چیزی که راست است، هر چیزی که پاک است، هر چیزی که دوستداشتنی است ، در اینها تفکر کنید.»
فیلیپیان ۴: ۸
👈 در ایران. در این خاک. در این مزرعهی پاک. و تیری که هنوز در هواست ، فرود میآید.
✍ کاری از سازمان دکلاماسیون
➖ ➖ ➖ ➖ ➖
📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود پنجم: آرش ۳
📱 اینستاگرام
🗣️ @R_O_Declamation
👑 👑 👑
✈️ @declamationtech
🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠 🔠
تریلوژی آرش بخش سوم
حبقوق ۲: ۳
در اصفهان، آرش لپتاپش را باز کرده، برای ساختن. در تهران، کاوه در یک کافه قهوه مینوشد و دیوار میسازد. در مترو، یک فلش دست به دست میچرخد ، همان کاری که ارمیا با ظرف سفالی کرد:
ارمیا ۳۲: ۱۴
در این اپیزود، برای اولین بار صدایی از داخل ایران به استودیوی اروپا میرسد ؛ کاوه، که در سه ساعت اتصال اینترنت، سیودو فایل آپلود کرده. و آنچه میگوید، نه شعار است، بلکه شهادت:
مکاشفه ۷: ۹
آزادی یک روز نیست. یک فلش است که دست به دست میچرخد. یک صداست که از دیوار رد میشود. یک معلم است که پیش از طلوع آفتاب ضبط میکند. یک زن است که در کافهای در تهران، با قهوهای در دست، دیوار میسازد.
فیلیپیان ۴: ۸
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👏2🎉2❤🔥1🙏1🤝1🆒1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#شب_کلام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10❤🔥3🙏2👍1🔥1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نان_روزانه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤16🕊2❤🔥1👍1🔥1👏1🙏1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#نان_روزانه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥10❤4😍2👍1🔥1👏1🙏1🕊1