This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@ddrreamm
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که،
قصد انجام کار مضری را داشته باشید!
در غیر این صورت، عشــــق برای
انجام هر کاری کافیست!
#چارلی_چاپلین
@ddrreamm
شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که،
قصد انجام کار مضری را داشته باشید!
در غیر این صورت، عشــــق برای
انجام هر کاری کافیست!
#چارلی_چاپلین
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@ddrreamm
چند بپرسی که رخت زرد چیست
از غم تو ای بت گلرنگ من
دوش به زهره همه شب میرسید
زاری این قالب چون چنگ من
صلح بده جان مرا و مرا
کز جهت توست همه جنگ من
پای من از باد روانتر شود
گر تو بگویی که بیا لنگ من
ای تو ز من فارغ و من زار زار
اه چه شوم چون کنی آهنگ من
#مولانا
#سحر_محمدی
چند بپرسی که رخت زرد چیست
از غم تو ای بت گلرنگ من
دوش به زهره همه شب میرسید
زاری این قالب چون چنگ من
صلح بده جان مرا و مرا
کز جهت توست همه جنگ من
پای من از باد روانتر شود
گر تو بگویی که بیا لنگ من
ای تو ز من فارغ و من زار زار
اه چه شوم چون کنی آهنگ من
#مولانا
#سحر_محمدی
👍2👌1
@ddrreamm
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی،اگر از حالت مجلس خبری داشت
بیداد گری شیوه ی مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس دادگری داشت
یک لحظه بر این بام بلا خیز نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال وپری داشت
افسوس که دست ستم از ریشه بر آورد
هر شاخ برومند که امید بری داشت
بر خیر جماعت چه سخن ها که نگفتیم
ای کاش یکی زین همه گفتن اثری داشت
ز آه دل مظلوم،اگر رسم ستم سوخت
زآن بود که هر شعله ی آهی شرری داشت
در معرکه ی عشق که پیکار حیات است
مغلوب، حریفی که بجز سر، سپری داشت
سرمد، سر پیمانه نبود اینهمه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
#صادق_سرمد
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی،اگر از حالت مجلس خبری داشت
بیداد گری شیوه ی مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس دادگری داشت
یک لحظه بر این بام بلا خیز نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال وپری داشت
افسوس که دست ستم از ریشه بر آورد
هر شاخ برومند که امید بری داشت
بر خیر جماعت چه سخن ها که نگفتیم
ای کاش یکی زین همه گفتن اثری داشت
ز آه دل مظلوم،اگر رسم ستم سوخت
زآن بود که هر شعله ی آهی شرری داشت
در معرکه ی عشق که پیکار حیات است
مغلوب، حریفی که بجز سر، سپری داشت
سرمد، سر پیمانه نبود اینهمه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
#صادق_سرمد
❤1👍1
💔2
@ddrreamm
ای اُف به روزگار که این سانم آفرید
از بینِ اینهمه مخلوق ؛ انسانم آفرید
نیم ام ز روح پاک و نیم دگر مرا
خُلقی درنده چو حیوانم آفرید
روحی زلال ؛ و لیک همنشین او
جسمی کثیف تر از این و آنم آفرید
هرچند که خوب مینگرم کار اینجهان
بینم که خلقتی مناسب اینجهانم آفرید
صد بار اگر دوباره مرا ؛ آوَرَد ؛ بَرَد
پس خلق چند باره به تکمیلِ جانم آفرید
یکبار برای رشد و ترقی جسمِ من
گندم همی بداد به نانوا و ؛ نانم آفرید
احساس و عقل و عاطفه ارزانیم نمود
یعنی که قدر بدانم و ؛ دربانم آفرید
باد از برای مجریِ در خلقتش شوم
گل آفرید و گلستان و گلدانم آفرید
از خاک و باد و آتش و آب بهره ها گرفت
تا که جماد و نبات و گیاهانم آفرید
عشق و علاقه به گلها و حُسن او
بر ماده و به نر از دمِ اول زمانم آفرید
از بوته نبات ؛ پدیدارِ نطفه کرد
بعدش برای نگهداری رویانم آفرید
لُختم نمود بلکه که آزاده ام کند
وانگه برای این صفت عریانم آفرید
شیرم گرفت ؛ و هم آغوش مادر را
بنگر چه ها گرفت و دندانم آفرید
چشمم بدید و زبان گفته ها بگفت
یاد از خودش گرفتم و زندانم آفرید
گفتم که تا برهانم خود از قفس
درها همه چو بسته شد عرفانم آفرید
بنگر که روزگار ِ سیه بختِ تیره روز
عمرم گرفت به تجربه ؛ اینانم آفرید
این بار اگرچه مومنی ایرانی ام ، ولی
دور دگر عراق و هزارهِ افغانم آفرید
#امیر_مومنی
ای اُف به روزگار که این سانم آفرید
از بینِ اینهمه مخلوق ؛ انسانم آفرید
نیم ام ز روح پاک و نیم دگر مرا
خُلقی درنده چو حیوانم آفرید
روحی زلال ؛ و لیک همنشین او
جسمی کثیف تر از این و آنم آفرید
هرچند که خوب مینگرم کار اینجهان
بینم که خلقتی مناسب اینجهانم آفرید
صد بار اگر دوباره مرا ؛ آوَرَد ؛ بَرَد
پس خلق چند باره به تکمیلِ جانم آفرید
یکبار برای رشد و ترقی جسمِ من
گندم همی بداد به نانوا و ؛ نانم آفرید
احساس و عقل و عاطفه ارزانیم نمود
یعنی که قدر بدانم و ؛ دربانم آفرید
باد از برای مجریِ در خلقتش شوم
گل آفرید و گلستان و گلدانم آفرید
از خاک و باد و آتش و آب بهره ها گرفت
تا که جماد و نبات و گیاهانم آفرید
عشق و علاقه به گلها و حُسن او
بر ماده و به نر از دمِ اول زمانم آفرید
از بوته نبات ؛ پدیدارِ نطفه کرد
بعدش برای نگهداری رویانم آفرید
لُختم نمود بلکه که آزاده ام کند
وانگه برای این صفت عریانم آفرید
شیرم گرفت ؛ و هم آغوش مادر را
بنگر چه ها گرفت و دندانم آفرید
چشمم بدید و زبان گفته ها بگفت
یاد از خودش گرفتم و زندانم آفرید
گفتم که تا برهانم خود از قفس
درها همه چو بسته شد عرفانم آفرید
بنگر که روزگار ِ سیه بختِ تیره روز
عمرم گرفت به تجربه ؛ اینانم آفرید
این بار اگرچه مومنی ایرانی ام ، ولی
دور دگر عراق و هزارهِ افغانم آفرید
#امیر_مومنی
👏2