This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@ddrreamm
انگار مرا ندیده بود از بغلم رفت
ناخواسته تیری زد و تا عمق دلم رفت
میخواستم این شعر غزل باشد و اما
آهی ز دلم آمد و این شد که قلم رفت
#امیر_مومنی
انگار مرا ندیده بود از بغلم رفت
ناخواسته تیری زد و تا عمق دلم رفت
میخواستم این شعر غزل باشد و اما
آهی ز دلم آمد و این شد که قلم رفت
#امیر_مومنی
❤1👏1😢1
@ddrreamm
تو دریایی و ما یک قطره آبیم
به پیوستن به سوی تو هلاکیم
میان این همه دشت و بیابان
هدف چون توست ما هم سربه راهیم
#امیرمومنی
تو دریایی و ما یک قطره آبیم
به پیوستن به سوی تو هلاکیم
میان این همه دشت و بیابان
هدف چون توست ما هم سربه راهیم
#امیرمومنی
❤1👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@ddrreamm
هوش دار حواس مان بماند
فردای خودش کسی چه داند
امروز که رفت عمرمان بود
چون آب گذر نموده از رود
#امیر_مومنی
#سحر_محمدی
هوش دار حواس مان بماند
فردای خودش کسی چه داند
امروز که رفت عمرمان بود
چون آب گذر نموده از رود
#امیر_مومنی
#سحر_محمدی
👏2
ابیاتی که مصراع دوم آنها مشهورتر است :
@ddrreamm
#بابا_افضل:
گر دایرهی کوزه ز گوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست .
#سعدی_شیرازی:
با سیه دل چه سود گفتنِ وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ .
#حافظ_شیرازی:
هر دم که دل به عشق دهی ، خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
#حکیم_فردوسی:
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
#سعدی_شیرازی:
صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
#حافظ_شیرازی:
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب !
مباد آن که گدا معتبر شود
#قائممقام:
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل ، افسرده کند انجمنی را
#حافظ_شیرازی
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید .
#صائب_تبریزی:
زلیخا مُرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی ؛
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
#عطار_نیشابوری:
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کی بُوَد مانند دیدن
@ddrreamm
#بابا_افضل:
گر دایرهی کوزه ز گوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست .
#سعدی_شیرازی:
با سیه دل چه سود گفتنِ وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ .
#حافظ_شیرازی:
هر دم که دل به عشق دهی ، خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
#حکیم_فردوسی:
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
#سعدی_شیرازی:
صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
#حافظ_شیرازی:
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب !
مباد آن که گدا معتبر شود
#قائممقام:
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل ، افسرده کند انجمنی را
#حافظ_شیرازی
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید .
#صائب_تبریزی:
زلیخا مُرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی ؛
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
#عطار_نیشابوری:
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کی بُوَد مانند دیدن
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@ddrreamm
نه نامی دانم از آن یار دانا
رخ اش را هم ندیدم خوب و خوانا
ولیکن همچنان آشفته حالم
که عشق آشفتگی آرد همانا
#امیرمومنی
نه نامی دانم از آن یار دانا
رخ اش را هم ندیدم خوب و خوانا
ولیکن همچنان آشفته حالم
که عشق آشفتگی آرد همانا
#امیرمومنی
👏1
@ddrreamm
به قلبت ذره ای گر عشق جا بود
به پیشِ اهل دل بس مرحبا بود
مرا شوریده سر بینی و صدحیف
ندانستی که او هم مبتلا بود
چه خوش بودی دلت در بند زلفی
چو من آشفته و پا در هوا بود
تو ای بیدل چرا ما را نبینی
اسیری در مسیری بینوا بود
#امیر_مومنی
به قلبت ذره ای گر عشق جا بود
به پیشِ اهل دل بس مرحبا بود
مرا شوریده سر بینی و صدحیف
ندانستی که او هم مبتلا بود
چه خوش بودی دلت در بند زلفی
چو من آشفته و پا در هوا بود
تو ای بیدل چرا ما را نبینی
اسیری در مسیری بینوا بود
#امیر_مومنی
👏1
@ddrreamm
ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
کاشانهٔ ما رفت به تاراج غمان خیز
از نالهٔ مرغ چمن از بانگ اذان خیز
از گرمی هنگامهٔ آتشنفسان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
خورشید که پیرایه به سیمای سحر بست
آویزه به گوش سحر از خون جگر بست
از دشت و جبل قافلهها رخت سفر بست
ای چشم جهانبین به تماشای جهان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
خاور همه مانند غبار سر راهی است
یک نالهٔ خاموش و اثر باخته آهی است
هر ذرهٔ این خاک گرهخورده نگاهی است
از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
#اقبال_لاهوری
ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
کاشانهٔ ما رفت به تاراج غمان خیز
از نالهٔ مرغ چمن از بانگ اذان خیز
از گرمی هنگامهٔ آتشنفسان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
خورشید که پیرایه به سیمای سحر بست
آویزه به گوش سحر از خون جگر بست
از دشت و جبل قافلهها رخت سفر بست
ای چشم جهانبین به تماشای جهان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
خاور همه مانند غبار سر راهی است
یک نالهٔ خاموش و اثر باخته آهی است
هر ذرهٔ این خاک گرهخورده نگاهی است
از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز
از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
#اقبال_لاهوری
👍1
@ddrreamm
گر ندارند صَفا با تو، ز ناصافی توست
صاف شو با همه تا صاف ببینی همه را...
#مسیحالزمان_شیرازی
گر ندارند صَفا با تو، ز ناصافی توست
صاف شو با همه تا صاف ببینی همه را...
#مسیحالزمان_شیرازی
👍1
👍1