انگار اون قسمتی از بدنم رو که عاشق آدما میشم و بهشون حس پیدا میکنم رو از دست دادم....
چون این همه بی حسی نسبت به آدما غیر طبیعیه.
چون این همه بی حسی نسبت به آدما غیر طبیعیه.
دیروز و فردا باهم دست به یکی کرده اند؛ دیروز با خاطراتش مرا فریب داد و فردا با وعده هایش مرا خواب کرد..
وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود!
وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود!
از اون حس متنفرم که چیزی رو میبینی و قلبت میشکنه؛
ولی باید همونجا بشینی و وانمود کنی که اصلا برات مهم نیست:))
ولی باید همونجا بشینی و وانمود کنی که اصلا برات مهم نیست:))
<<دیدَم که بَرنداشت کسی نَعشم از زَمین
خود نَعش خود به شانه گِرفتم،گریستَم. >>
خود نَعش خود به شانه گِرفتم،گریستَم. >>
میدونی دوست دارم یه روز پیش تو باشم
با تو بگردم،حرف بزنیم، بغلم کنی، موهاتو ناز کنم،
دوتایی شیرکاکائو بخوریم، شب بریم رو پل هوایی پاهامونو آویزون کنیم و به ماه زل بزنیم و به هم تکیه بدیم و بخوابیم.....
با تو بگردم،حرف بزنیم، بغلم کنی، موهاتو ناز کنم،
دوتایی شیرکاکائو بخوریم، شب بریم رو پل هوایی پاهامونو آویزون کنیم و به ماه زل بزنیم و به هم تکیه بدیم و بخوابیم.....
میترسم زیاد حرف بزنم
و تو ازم خسته بشی و میترسم حرف نزنم
فکر کنی دوستت ندارم..
و تو ازم خسته بشی و میترسم حرف نزنم
فکر کنی دوستت ندارم..