ای درد تو آرام دل من
ای نام تو الهام دل من
یاد تو سرانجام دل من
از مهر تو پر جام دل من
ای نام تو الهام دل من
یاد تو سرانجام دل من
از مهر تو پر جام دل من
❤🔥3👏1😢1
مولای درویشان حضرت وصیّ ،شاه ولایت
علیه السلام میفرمایند
أ تزعم انّک جرمٌ صغیر
و فیک انطوی العالم الاکبر .
آیا گمان میکنی تو همین جسم کوچکی؟
درحالیکه عالَم بزرگتر در تو نهفته است
علیه السلام میفرمایند
أ تزعم انّک جرمٌ صغیر
و فیک انطوی العالم الاکبر .
آیا گمان میکنی تو همین جسم کوچکی؟
درحالیکه عالَم بزرگتر در تو نهفته است
🔥6❤3👎1
نفس تنگ است و این را سینه داند
غم را عاشق دیرینه داند
مرا هر روز غم یک سال بگذشت
ولی این نکته را آیینه داند
غم را عاشق دیرینه داند
مرا هر روز غم یک سال بگذشت
ولی این نکته را آیینه داند
❤🔥2🔥2
اسرار سیر و سلوک و مکاشفات و .. باید در سینه سالک و عارف ، پنهان و بصورت راز باقی بماند و اکثر اولیاء الهی و عرفا و سالکین راستین، همواره ناشناس و ناشناخته آمده ، زندگی کرده و رفته اند؛ بدون آنکه کسی ( حتی نزدیکان و دوستان و وابستگان و ..) از ماهیت و هوئیت حقیقی آنان ، سر سوزنی بداند و کیستی و چیستی حقیقی آنان را دانسته باشند
چرا که اصولا عرفان و منازل و مراتب و .. آن ، اصولا قابل انتقال و بازگو نیست و در کلام نمیگنجد، بلکه شدن هایی هست که در هر وادی و منزل و سلوک ، عارف و سالک به ذات و دورنیات خویش میشوند و بر ایشان اضافه میگردد؛
دوم آنکه ، اسرار حق میبایست پنهان بمانند و هیچ عارف و سالک ، حق بیان و انتقال آنان را ندارد، چرا که فهم نخواهند شد و یا بدتر اینکه با کج فهمی موجبات بیراهه رفتن عوام را فراهم سازد
اما در سفر چهارم از اسفار اربعه ، بنا بر ضرورت ، نقل برخی موارد و مسائل ، جائز میباشد
چرا که اصولا عرفان و منازل و مراتب و .. آن ، اصولا قابل انتقال و بازگو نیست و در کلام نمیگنجد، بلکه شدن هایی هست که در هر وادی و منزل و سلوک ، عارف و سالک به ذات و دورنیات خویش میشوند و بر ایشان اضافه میگردد؛
دوم آنکه ، اسرار حق میبایست پنهان بمانند و هیچ عارف و سالک ، حق بیان و انتقال آنان را ندارد، چرا که فهم نخواهند شد و یا بدتر اینکه با کج فهمی موجبات بیراهه رفتن عوام را فراهم سازد
اما در سفر چهارم از اسفار اربعه ، بنا بر ضرورت ، نقل برخی موارد و مسائل ، جائز میباشد
❤4👏2
Audio
🌱
هوای روی تو دارم نمیگذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
مرا که مست توام این خُمار خواهد کُشت
نگاه کن که به دستِ که میسپارندم
مگر در این شب دیرانتظارِ عاشقکُش
به وعدههای وصالِ تو زنده دارندم
غمم نمیخورد ایّام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بیغم نمیگذارندم
سری به سینه فرو بردهام مگر روزی
چو گنجِ گمشده زین کُنجِ غم برآرندم
چه باک اگر به دلِ بیغمان نبردُم راه
غمِ شکستهدلانم که میگُسارندم
من آن ستارۀ شبزندهدارِ امّیدم
که عاشقانِ تو تا روز میشمارندم
هنوز دست نَشسته است غم ز خونِ دلم
چه نقشها که ازین دست مینگارندم
کدام مست، مِی از خونِ سایه خواهد کرد
که همچو خوشۀ انگور میفشارندم
شعر : هوشنگ_ابتهاج(سایه)
با اجرای مهربانوی نازنین :
میترا مالیان✨🦋
هوای روی تو دارم نمیگذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
مرا که مست توام این خُمار خواهد کُشت
نگاه کن که به دستِ که میسپارندم
مگر در این شب دیرانتظارِ عاشقکُش
به وعدههای وصالِ تو زنده دارندم
غمم نمیخورد ایّام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بیغم نمیگذارندم
سری به سینه فرو بردهام مگر روزی
چو گنجِ گمشده زین کُنجِ غم برآرندم
چه باک اگر به دلِ بیغمان نبردُم راه
غمِ شکستهدلانم که میگُسارندم
من آن ستارۀ شبزندهدارِ امّیدم
که عاشقانِ تو تا روز میشمارندم
هنوز دست نَشسته است غم ز خونِ دلم
چه نقشها که ازین دست مینگارندم
کدام مست، مِی از خونِ سایه خواهد کرد
که همچو خوشۀ انگور میفشارندم
شعر : هوشنگ_ابتهاج(سایه)
با اجرای مهربانوی نازنین :
میترا مالیان✨🦋
👍1
من گنج لامکانم در لامکانم نگنجم
برتر ز جسم و جانم در جسم و جان نگنجم
عقل و خیال انسان ره سوی من ندارد
در وهم از آن نیایم در فهم از آن نگنجم
نسیمی
برتر ز جسم و جانم در جسم و جان نگنجم
عقل و خیال انسان ره سوی من ندارد
در وهم از آن نیایم در فهم از آن نگنجم
نسیمی
❤3🔥1
من بحر بیکرانم حد و جهت ندارم
من سیل یم شکافم،در ناودان نگنجم
من نقش کایناتم من منبع حیات
من آفتاب ذاتم در آسمان نگنجم
نسیمی
من سیل یم شکافم،در ناودان نگنجم
من نقش کایناتم من منبع حیات
من آفتاب ذاتم در آسمان نگنجم
نسیمی
❤3🔥1