گفت: عاصي به از مدّعي، زيرا كه
عاصي توبه كندو مدعي درحال
دعويِ خويش گرفتار آمده بُوَد.
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_شیخ_ابو_عثمان_مغربی
عاصي توبه كندو مدعي درحال
دعويِ خويش گرفتار آمده بُوَد.
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_شیخ_ابو_عثمان_مغربی
👏4👍1
گفت: «ذکر حق-تعالی-به دل فراگیر
و دنیا را به دست،
چنان مباش
که ذکر را بر زبان گیری و دنیا را به دل.»
#تذکره_الاولیاء
ذکر_شیخ_ابو_اسحق_شهریار_کازرونی
و دنیا را به دست،
چنان مباش
که ذکر را بر زبان گیری و دنیا را به دل.»
#تذکره_الاولیاء
ذکر_شیخ_ابو_اسحق_شهریار_کازرونی
👍6❤2
سؤال کردند از معنی لَئِنْ شَکَرْتُم لَاَزیدَنَّکُم؛
گفت: «هرکه شکر نعمت
حق-تعالي-كند، نعمتش زيادت شود
و هركه شكر منعم كند، محبتش و معرفتش افزون گرداند.»
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_ابوالقاسم_نصرآبادی
گفت: «هرکه شکر نعمت
حق-تعالي-كند، نعمتش زيادت شود
و هركه شكر منعم كند، محبتش و معرفتش افزون گرداند.»
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_ابوالقاسم_نصرآبادی
❤🔥2🔥1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق تو آتش به جانم افروخت به جانت
😊😊
😊😊
❤6
سلام دوستان عزیز .
همون سکوت خودمون هستم . تصمیم گرفتم از مجازی بروم . لیکن گفتند برگردم . و باز برگشتم .
😊😊
همون سکوت خودمون هستم . تصمیم گرفتم از مجازی بروم . لیکن گفتند برگردم . و باز برگشتم .
😊😊
😁9❤7👍1👏1😍1👀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پری پیکر ، بیا… پری پیکر، بیا…
من دل خود را به تو دادم.
در چشمانت نور عشق بود،
در نگاهت اثری از دنیاپرستی نبود.
تو دیگری بودی، دلت دیگری بود،
در درونت این خنجر شیرین (دردآور) نبود.
اگر امروز رنج میکشم، چه باک؟
اگر امروز پشیمان شوم، چه سود؟
من دل خود را به تو دادم.
در آن سرزمین، در آن دیار،
دلها را در برابر زر و سیم میفروشند.
اما در این دهکده، زیر سایهی غم،
دلها فقط به نام عشق میتپند و میسوزند.
زیر ماه و ستارهها این شب همچنان میخواند:
من دل خود را به تو دادم،
یاد تو میآمد و دل را میآزرد،
ما نیاموختیم چگونه دل خود را آرام کنیم.
اگر نیایی، چه باک؟ اگر فراموش کنی، چه باک؟
ما آموختیم که عشق کنیم، اما هرگز نیاموختیم که فراموش کنیم.
از همانجا، از همان دوری، تو هم روزی بگو
من دل خود را به تو دادم.
راه همان است و رهگذر همان،
اما یک ستاره نمیدانم کجا پنهان شد.
دنیا همان است و مردم همان،
ولی چه کسی میداند جهانِ چه کسی غارت شد.
چه کسی در چشمانم بماند تا به تو بگوید:
من دل خود را به تو دادم.
من دل خود را به تو دادم.
در چشمانت نور عشق بود،
در نگاهت اثری از دنیاپرستی نبود.
تو دیگری بودی، دلت دیگری بود،
در درونت این خنجر شیرین (دردآور) نبود.
اگر امروز رنج میکشم، چه باک؟
اگر امروز پشیمان شوم، چه سود؟
من دل خود را به تو دادم.
در آن سرزمین، در آن دیار،
دلها را در برابر زر و سیم میفروشند.
اما در این دهکده، زیر سایهی غم،
دلها فقط به نام عشق میتپند و میسوزند.
زیر ماه و ستارهها این شب همچنان میخواند:
من دل خود را به تو دادم،
یاد تو میآمد و دل را میآزرد،
ما نیاموختیم چگونه دل خود را آرام کنیم.
اگر نیایی، چه باک؟ اگر فراموش کنی، چه باک؟
ما آموختیم که عشق کنیم، اما هرگز نیاموختیم که فراموش کنیم.
از همانجا، از همان دوری، تو هم روزی بگو
من دل خود را به تو دادم.
راه همان است و رهگذر همان،
اما یک ستاره نمیدانم کجا پنهان شد.
دنیا همان است و مردم همان،
ولی چه کسی میداند جهانِ چه کسی غارت شد.
چه کسی در چشمانم بماند تا به تو بگوید:
من دل خود را به تو دادم.
❤5🔥1
یا مولا...
یا مولا...
دست تو در دست من باشد،
تمام بهشتها همراه من خواهد بود.
دست تو در دست من باشد،
تمام بهشتها همراه من خواهد بود.
وقتی تو در کنارم هستی، دیگر این جهان چه ارزشی دارد؟
در عشق تو فنا خواهم شد.
سایه... سایه...
در دل تو، نفسهایم پناه بیابند،
در عشق تو جانم فنا شود.
همانقدر که عطر به نفس نزدیک است،
همانقدر که نغمه به لبها نزدیک است،
همچنانکه یاد، همراه خواب و بیداری است،
و همچنانکه آغوش، همراه همآغوشی است؛
تو نیز به همان اندازه نزدیکم باش،
ای همسفر من.
وقتی تو در کنارم هستی، دیگر این جهان چه اهمیتی دارد؟
در عشق تو فنا خواهم شد.
بگذار امروز گریه کنم، بگذار چشمانم پر از اشک شود،
مرا در آغوش گیر و بگذار خیس شوم.
آن دریای محبوس در سینهام رها خواهد شد،
آنقدر درد است که دامن تو را نیز خیس خواهد کرد.
همچنانکه رازها به ضربان دل نزدیکاند،
همچنانکه باران به ابر نزدیک است،
همچنانکه شب با ماه همراه است،
و سرمه با چشمان.
تو نیز به همان اندازه نزدیکم باش،
ای همسفر من.
وقتی تو در کنارم هستی، دیگر این جهان چه ارزشی دارد؟
در عشق تو فنا خواهم شد.
یا مولا...
نفسهایم ناتمام بود، تپشهایم ناقص، من نیز ناتمام بودم،
اما اکنون ماه در آسمان کامل است، و من نیز کامل شدهام.
یا مولا...
دست تو در دست من باشد،
تمام بهشتها همراه من خواهد بود.
دست تو در دست من باشد،
تمام بهشتها همراه من خواهد بود.
وقتی تو در کنارم هستی، دیگر این جهان چه ارزشی دارد؟
در عشق تو فنا خواهم شد.
سایه... سایه...
در دل تو، نفسهایم پناه بیابند،
در عشق تو جانم فنا شود.
همانقدر که عطر به نفس نزدیک است،
همانقدر که نغمه به لبها نزدیک است،
همچنانکه یاد، همراه خواب و بیداری است،
و همچنانکه آغوش، همراه همآغوشی است؛
تو نیز به همان اندازه نزدیکم باش،
ای همسفر من.
وقتی تو در کنارم هستی، دیگر این جهان چه اهمیتی دارد؟
در عشق تو فنا خواهم شد.
بگذار امروز گریه کنم، بگذار چشمانم پر از اشک شود،
مرا در آغوش گیر و بگذار خیس شوم.
آن دریای محبوس در سینهام رها خواهد شد،
آنقدر درد است که دامن تو را نیز خیس خواهد کرد.
همچنانکه رازها به ضربان دل نزدیکاند،
همچنانکه باران به ابر نزدیک است،
همچنانکه شب با ماه همراه است،
و سرمه با چشمان.
تو نیز به همان اندازه نزدیکم باش،
ای همسفر من.
وقتی تو در کنارم هستی، دیگر این جهان چه ارزشی دارد؟
در عشق تو فنا خواهم شد.
یا مولا...
نفسهایم ناتمام بود، تپشهایم ناقص، من نیز ناتمام بودم،
اما اکنون ماه در آسمان کامل است، و من نیز کامل شدهام.
❤8
Forwarded from ♥مسلک عاشقان ❤️ (سکوت..)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای پری پیکر به دام خود اسیرم کرده ای
در کمند زلف خود چون صید گیرم کرده ای
در کمند زلف خود چون صید گیرم کرده ای
🔥5😍3💔3
و سؤال کردند از محبّت. گفت: «محبّت
نه از تعلیم خلق است، که محبّت از موهبت حقّ است و از فضل او»
#عطار
#تذکرة_الاولیاء
#ذكر_معروف کرخی
نه از تعلیم خلق است، که محبّت از موهبت حقّ است و از فضل او»
#عطار
#تذکرة_الاولیاء
#ذكر_معروف کرخی
🔥4❤3
گفت: «هرکه دوستی مرگ در دل او جای گیرد، هرچه باقی است بر وی دوست کنند
و هرچه فانی است بر وی دشمن گردانند.»
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_ابو_حمزه_خراسانی
و هرچه فانی است بر وی دشمن گردانند.»
#تذکره_الاولیاء
#ذکر_ابو_حمزه_خراسانی
❤3👍2🔥1
و گفت: «خاطرها چهار است:
خاطری است از حق که بنده را دعوت کند به حق؛
و خاطری است از مَلَک که بنده را دعوت کند به طاعت
و خاطری است از نفس که دعوت کند به آرایش نفس و تنّعم به دنیا؛
و خاطری است از شیطان که دعوت کند به حسد و عداوت»
#تذکرة_الاولیاء
#ذكر_جنید_بغدادی
خاطری است از حق که بنده را دعوت کند به حق؛
و خاطری است از مَلَک که بنده را دعوت کند به طاعت
و خاطری است از نفس که دعوت کند به آرایش نفس و تنّعم به دنیا؛
و خاطری است از شیطان که دعوت کند به حسد و عداوت»
#تذکرة_الاولیاء
#ذكر_جنید_بغدادی
❤2👍1🔥1
نقل است که سرایی بزرگ داشت و [درآنجا خانهٔ بسیار بود]. یک خانه خراب می شد و با خانهٔ دیگر می نشست. گفتند: «چرا عمارت خانه نمی کنی؟»
گفت: «[مرا] با خدای-عزّوجلّ-عهدی است که دنیا را عمارت نکنم».
#تذکرة_الاولیاء
#ذكر_داوود_طائی
گفت: «[مرا] با خدای-عزّوجلّ-عهدی است که دنیا را عمارت نکنم».
#تذکرة_الاولیاء
#ذكر_داوود_طائی
❤2🔥2