Forwarded from 《درباره داروین》
سایت روانشناسی تکاملی: Evolps.org
فروشگاه: https://evolps.org/shop/
اینستاگرام: https://instagram.com/evopsyche
https://zarinp.al/evolps.org برای کمک مالی به ما، ولو اندک، میتوانید از طریق این لینک اقدام نمایید.
https://t.me/Evolps
فروشگاه: https://evolps.org/shop/
اینستاگرام: https://instagram.com/evopsyche
https://zarinp.al/evolps.org برای کمک مالی به ما، ولو اندک، میتوانید از طریق این لینک اقدام نمایید.
https://t.me/Evolps
روانشناسی تکاملی
- روانشناسی تکاملی
| دانشی نوین به ذهن
Amazon.com: DARWIN: A COMPANION - WITH ICONOGRAPHIES BY JOHN VAN WYHE (9789811229275): Helvert, Paul van, Wyhe, John van: Books
https://www.amazon.com/Darwin-Iconographies-John-van-Wyhe/dp/9811229279/ref=sr_1_2?dchild=1&qid=1611290932&refinements=p_27%3APaul+Van+Helvert&s=books&sr=1-2&text=Paul+Van+Helvert
https://www.amazon.com/Darwin-Iconographies-John-van-Wyhe/dp/9811229279/ref=sr_1_2?dchild=1&qid=1611290932&refinements=p_27%3APaul+Van+Helvert&s=books&sr=1-2&text=Paul+Van+Helvert
Amazon
Amazon.com: DARWIN: A COMPANION - WITH ICONOGRAPHIES BY JOHN VAN WYHE (9789811229275): Helvert, Paul van, Wyhe, John van: Books
Forwarded from Evolps
⭕️ نشست روانشناسی تکاملی (لایو اینستاگرام)
🔷 مهمان این قسمت از نشست، آقای سجاد سجودی، کارشناسِ ارشد روانشناسیِ شناختی هستند.
🔹 موضوع این برنامه: فمینیسم و روانشناسی تکاملی میباشد.
🔹 دانستنِ تعارضات و تفاوتهای دو جنس چه کمکی به پیشرفتِ هر دو جنس میکند؟
🔷 زمان: پنجشنبه، ۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۰
🔹مکان: اینستاگرام ، صفحه رسمی ایوالپس:
https://instagram.com/evopsyche
🆔 @evolps🌱
🔷 مهمان این قسمت از نشست، آقای سجاد سجودی، کارشناسِ ارشد روانشناسیِ شناختی هستند.
🔹 موضوع این برنامه: فمینیسم و روانشناسی تکاملی میباشد.
🔹 دانستنِ تعارضات و تفاوتهای دو جنس چه کمکی به پیشرفتِ هر دو جنس میکند؟
🔷 زمان: پنجشنبه، ۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۰
🔹مکان: اینستاگرام ، صفحه رسمی ایوالپس:
https://instagram.com/evopsyche
🆔 @evolps🌱
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
پاسخی به مخالفتی (ظاهراً) تکاملی با واکسیناسیون
دعوی: کرونا به سان بسیاری دیگر از ویروسها در حال پالایش گونهی انسان است. قویترها باقی میمانند و ضعیفترها حذف میشوند. با انجام واکسیناسیون مانع آن میشویم که طبیعت کار خود را انجام دهد. ممکن است در کوتاهمدت برای ما ناخوشایند باشد که برخی از نزدیکان خود را از دست دهیم، اما در دراز مدت به نفع گونهی انسانی است که در تنازع برای بقاء جلوی انتخاب اصلح را نگیریم. پس باید به واکسیناسیون «نه» بگوییم.
(برای ما که در ایران بیصبرانه منتظر آغاز جدی واکسیناسیون علیه کووید19، با واکسنهای معتبر هستیم دعوی بالا قدری عجیب مینماید. اما این دعوی در غرب طرفدارانی دارد و پس از آغاز جدی واکسیناسیون در ایران، به زودی ما هم زمزمهی چنین سخنانی را خواهیم شنید. و صدالبته نه توسط مخالفانِ سنتیِ واکسناسیون؛ زیرا ایشان دلایل سادهتری برای مخالفت با واکسناسیون دارند (مثلا اینکه واکسناسیون برای سودبردن شرکتهای بزرگی غربی ابداع شده است؛ یا برای عقیمسازی مسلمانان، و مواردی از این دست). کسی که از دعوی یادشده حمایت میکند با نظریهی تکامل آشناست اما از نسخهای منسوخ از تکامل بهره برده است.)
پاسخی به دعوی یادشده:
نخست. این ادعا میتواند علاوه بر واکسیناسیون شامل هر اقدام درمانی دیگری هم شود. حتی تزریق یک سرم ساده به فردی که به کووید مبتلا شده اقدامی برای نجات جان کسیست که نسبت به دیگرانی که در شرایط مشابه نیاز به سرم پیدا نمیکنند اصلح نیست. در اینصورت اگر بخواهید به توصیهی این دعوی گوش دهیم باید کلیهی اقدامات درمانی را متوقف کنیم و نه صرفا واکسناسیون را.
دوم. سناریویی را فرض کنید که به سخن طرفداران این دعوی گوش کنیم و هیچ کس واکسن نزند. همچنین فرض کنید همه مردم به کرونا مبتلا شوند. پس از اتمام همهگیری دانشمندان متوجه میشوند علت اصلی مرگ جانباختگانِ بیماری کووید وجود عامل الف در سیستم ایمنی آنها بوده که باعث واکنش شدید سیستم ایمنی این افراد شده است. اکنون با مرگ دارندگان عامل الف، این عامل نیز در گونهی انسانی نایاب شده است. فرض کنید مدتی پس از اتمام همهگیریِ کرونا ویروس دیگری جهانگیر میشود. ویروس جدید بر خلاف کرونا، افرادی را میکشد که عامل الف را در سیستم ایمنی خود ندارد؛ در حالیکه اگر فردی دارای عامل الف باشد از پس ویروس جدید برمیآید. اگر واکسیناسیون را انجام داده بودیم دستهای از انسانها که عامل الف را داشتند جان سالم به در میبردند و اکنون از پس بیماری جدید برمیآمدند.
مشکل بزرگ دعوی یاد شده آن است که نمیدانیم در آینده با چه همهگیریهای دیگری مواجه خواهیم شد.
این سناریو چندان هم خیالی نیست. میدانیم افرادی که به تالاسمی مینور مبتلا هستند نسبت به مالاریا مقاوماند و به همین دلیل تالاسمی مینور در مناطقی از افریقا که مالاریا شایع است مزیتی زیستی به حساب میآید و بنابراین فراوانی بیشتری دارد. از منظر تکاملی آنچه در یک زمینه ضعف محسوب میشود میتواند در زمینهای دیگر قدرت به حساب آید. مرگ قهرمانان ورزشی در اثر کرونا شاهدی دیگر بر این سخن است. چه بسا اگر این افراد زنده مانده بودند همهگیریهایی بسیار کشندهتر از کرونا را به راحتی پشت سر میگذاردند.
سوم. سادهترین موجودات نیز فعالانه محیط را برای حذف نشدن تغییر میدهند و نه آنکه منفعلانه به نظاره بنشینند که آیا انتخاب طبیعی آنها را حذف میکند یا نه. چرا انسانها چنین نکنند؟
احتمالاً طرفداران دعوی یادشده به نقل قولی از داروین اشاره کنند که ادعای مشابهی را در مخالفت با واکسیناسیون دارد. اما از زمان داروین نظریهی تکامل تحولات زیادی را شاهد بوده است. به ویژه نظریههای آشیانسازی و همتکاملی ژن/فرهنگ به این بحث مربوطند اما داروین از آنها اطلاعی نداشت.
اگر قصد بهنژادی داریم بهترین و انسانیترین راه، در اختیار قرار دادن امکانات غربالگری رایگان پیش از بارداری و در هفتههای نخست پس از بارداری، برای همه و به ویژه انسانهای مناطق فقیر است؛ و نه آزمودن مقاومت انسانها نسبت به بیماریهای عفونی.
مبارزه با فقر بهترین شیوهی بهنژادی است.
هادی صمدی
@evophilosophy
دعوی: کرونا به سان بسیاری دیگر از ویروسها در حال پالایش گونهی انسان است. قویترها باقی میمانند و ضعیفترها حذف میشوند. با انجام واکسیناسیون مانع آن میشویم که طبیعت کار خود را انجام دهد. ممکن است در کوتاهمدت برای ما ناخوشایند باشد که برخی از نزدیکان خود را از دست دهیم، اما در دراز مدت به نفع گونهی انسانی است که در تنازع برای بقاء جلوی انتخاب اصلح را نگیریم. پس باید به واکسیناسیون «نه» بگوییم.
(برای ما که در ایران بیصبرانه منتظر آغاز جدی واکسیناسیون علیه کووید19، با واکسنهای معتبر هستیم دعوی بالا قدری عجیب مینماید. اما این دعوی در غرب طرفدارانی دارد و پس از آغاز جدی واکسیناسیون در ایران، به زودی ما هم زمزمهی چنین سخنانی را خواهیم شنید. و صدالبته نه توسط مخالفانِ سنتیِ واکسناسیون؛ زیرا ایشان دلایل سادهتری برای مخالفت با واکسناسیون دارند (مثلا اینکه واکسناسیون برای سودبردن شرکتهای بزرگی غربی ابداع شده است؛ یا برای عقیمسازی مسلمانان، و مواردی از این دست). کسی که از دعوی یادشده حمایت میکند با نظریهی تکامل آشناست اما از نسخهای منسوخ از تکامل بهره برده است.)
پاسخی به دعوی یادشده:
نخست. این ادعا میتواند علاوه بر واکسیناسیون شامل هر اقدام درمانی دیگری هم شود. حتی تزریق یک سرم ساده به فردی که به کووید مبتلا شده اقدامی برای نجات جان کسیست که نسبت به دیگرانی که در شرایط مشابه نیاز به سرم پیدا نمیکنند اصلح نیست. در اینصورت اگر بخواهید به توصیهی این دعوی گوش دهیم باید کلیهی اقدامات درمانی را متوقف کنیم و نه صرفا واکسناسیون را.
دوم. سناریویی را فرض کنید که به سخن طرفداران این دعوی گوش کنیم و هیچ کس واکسن نزند. همچنین فرض کنید همه مردم به کرونا مبتلا شوند. پس از اتمام همهگیری دانشمندان متوجه میشوند علت اصلی مرگ جانباختگانِ بیماری کووید وجود عامل الف در سیستم ایمنی آنها بوده که باعث واکنش شدید سیستم ایمنی این افراد شده است. اکنون با مرگ دارندگان عامل الف، این عامل نیز در گونهی انسانی نایاب شده است. فرض کنید مدتی پس از اتمام همهگیریِ کرونا ویروس دیگری جهانگیر میشود. ویروس جدید بر خلاف کرونا، افرادی را میکشد که عامل الف را در سیستم ایمنی خود ندارد؛ در حالیکه اگر فردی دارای عامل الف باشد از پس ویروس جدید برمیآید. اگر واکسیناسیون را انجام داده بودیم دستهای از انسانها که عامل الف را داشتند جان سالم به در میبردند و اکنون از پس بیماری جدید برمیآمدند.
مشکل بزرگ دعوی یاد شده آن است که نمیدانیم در آینده با چه همهگیریهای دیگری مواجه خواهیم شد.
این سناریو چندان هم خیالی نیست. میدانیم افرادی که به تالاسمی مینور مبتلا هستند نسبت به مالاریا مقاوماند و به همین دلیل تالاسمی مینور در مناطقی از افریقا که مالاریا شایع است مزیتی زیستی به حساب میآید و بنابراین فراوانی بیشتری دارد. از منظر تکاملی آنچه در یک زمینه ضعف محسوب میشود میتواند در زمینهای دیگر قدرت به حساب آید. مرگ قهرمانان ورزشی در اثر کرونا شاهدی دیگر بر این سخن است. چه بسا اگر این افراد زنده مانده بودند همهگیریهایی بسیار کشندهتر از کرونا را به راحتی پشت سر میگذاردند.
سوم. سادهترین موجودات نیز فعالانه محیط را برای حذف نشدن تغییر میدهند و نه آنکه منفعلانه به نظاره بنشینند که آیا انتخاب طبیعی آنها را حذف میکند یا نه. چرا انسانها چنین نکنند؟
احتمالاً طرفداران دعوی یادشده به نقل قولی از داروین اشاره کنند که ادعای مشابهی را در مخالفت با واکسیناسیون دارد. اما از زمان داروین نظریهی تکامل تحولات زیادی را شاهد بوده است. به ویژه نظریههای آشیانسازی و همتکاملی ژن/فرهنگ به این بحث مربوطند اما داروین از آنها اطلاعی نداشت.
اگر قصد بهنژادی داریم بهترین و انسانیترین راه، در اختیار قرار دادن امکانات غربالگری رایگان پیش از بارداری و در هفتههای نخست پس از بارداری، برای همه و به ویژه انسانهای مناطق فقیر است؛ و نه آزمودن مقاومت انسانها نسبت به بیماریهای عفونی.
مبارزه با فقر بهترین شیوهی بهنژادی است.
هادی صمدی
@evophilosophy
در این سالها تقریباً دو خط موازی را در پژوهشهایم پی گرفتهام. بخشی برای بررسی آثار زیستشناسی در جهان اسلام و کتابهایی که معمولاً با عنوان حیوانشناسی یا چیزی شبیه به این از دیرباز نوشته میشدهاند (تعداد نسبتاً زیادی از این رسالهها به شکل خطی در کتابخانههای ایران و هند و ترکیه و نیز اروپا وجود دارد)؛ و نیز تاریخ زیستشناسی مدرن در ایران که عموماً شامل کتابها و رسالههای دوره ناصری به این سو است. از دیگر سو، کتابهای فراوانی نیز وجود دارد که بهنحوی در واکنش به نظریههای زیستی جدید نوشته شده است و پربسامدترینشان نیز همان چالشی است که نظریه یا نام داروین ایجاد کرد. این آثار که معمولاً درونمایه کلامی/الهیاتی دارند خود موضوع مفصلی در مواجهات مسلمانان با نظریه تکامل هستند. در بررسی این دست اسناد نیز کتابهایی به زبانهای مختلف دیده میشود؛ از عربی و ترکی تا اردو. برخی فارسیزبانان نیز به دلایل گوناگون کتابهایشان را به عربی نوشتهاند و اینجا و آنجا چاپ کردهاند. اخیراً چند رساله قدیمی به زبان عربی یافتهام که نویسندگانشان فارسی زبان بودهاند. قصدم این است که آنها را تصحیح و ترجمه و یکجا چاپ کنم تا تصویر روشنی از مواجهات ایرانیان پیش چشم باشد. گمانم این است که تا زمانی که آثار اصلی تصحیح و بهصورت درست منتشر نشوند نمیتوانیم داوری خردپسند و روشمندی از مواجهات ایرانیان با نظریه داروین سامان دهیم. این آثار هم شامل متنهای زیستشناختی و هم شامل همه اسنادی است که بهنحوی در این باره نوشته شده است.
در اینجا تصویر یکی از آن کتابها را که در ۱۳۴۸ق در رد کتاب شبلی شمیل نوشته و چاپ سنگی شده است به دست دادهام. مولف آن در حاشیه کتاب (تصویر دوم) در اتفاقی جالب، اطلاعات کتابی را که نقد کرده نوشته و در متن نیز با ذکر دقیق شماره صفحه، به شبهات کلامی آن پاسخ داده است.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CNqDNr1BYZQ/?igshid=1hub4jqfg6tuq
در اینجا تصویر یکی از آن کتابها را که در ۱۳۴۸ق در رد کتاب شبلی شمیل نوشته و چاپ سنگی شده است به دست دادهام. مولف آن در حاشیه کتاب (تصویر دوم) در اتفاقی جالب، اطلاعات کتابی را که نقد کرده نوشته و در متن نیز با ذکر دقیق شماره صفحه، به شبهات کلامی آن پاسخ داده است.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CNqDNr1BYZQ/?igshid=1hub4jqfg6tuq