Forwarded from ⚡️🕊 فرازتد 🕯⚡️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سخنرانی_تد ۳۹۴
🅰 یک سنگ باستانی، نظریه ما را در مورد منشأ زندگی تغییر میدهد
Tara Djokic
This ancient rock is changing our theory on the origin of life
ترجمه: کمال الدین زارعی
دقیقا حیات از کجا و چه موقع روی زمین شروع شد؟ دانشمندان مدتها فکر میکردند که حیات سه میلیارد سال پیش در اقیانوس پدید آمده است-- تا اینکه منجمی به نام تارا جوکیک و تیمش یک اکتشاف غیرقابل توضیح در صحرای استرالیای غربی کرد. یاد بگیرید که چگونه یک سنگ باستانی در نزدیکی یک استخر داغ آتشفشانی درک ما را از معمای منشأ حیات دگرگون میکند.
@FarazTed
🅰 یک سنگ باستانی، نظریه ما را در مورد منشأ زندگی تغییر میدهد
Tara Djokic
This ancient rock is changing our theory on the origin of life
ترجمه: کمال الدین زارعی
دقیقا حیات از کجا و چه موقع روی زمین شروع شد؟ دانشمندان مدتها فکر میکردند که حیات سه میلیارد سال پیش در اقیانوس پدید آمده است-- تا اینکه منجمی به نام تارا جوکیک و تیمش یک اکتشاف غیرقابل توضیح در صحرای استرالیای غربی کرد. یاد بگیرید که چگونه یک سنگ باستانی در نزدیکی یک استخر داغ آتشفشانی درک ما را از معمای منشأ حیات دگرگون میکند.
@FarazTed
راهی که باید رفت!
سالهای ابتدایی دهه هشتاد کتاب زیستشناسی پُر-و-پیمانی به دست ما که در مقطع پیشدانشگاهی درس میخواندیم، رسید. کتابی که بیش از ۱۵۰ صفحه از آن به نحوی درباره تکامل و تغییرات گونهها بود. یادم هست که برای آزمون کنکور آن سال، زیر و روی کتاب را کاویدم. اما آن کتاب با آن درونمایه، دیر نپایید و دستخوش تغییرات زیرپوستی جالبی شد، تغییراتی که بهراحتی و آن هم برای دانشآموزان قابل مشاهده نبود! به لطف گزارشی که در مجله رشد زیستشناسی درآمد، برخی از این تغییرات نامحسوس در دست است(تصویر سوم). اما پیشتر در بهار سال ۱۳۸۸ در مجله رشد معارف اسلامی، مقالهای از سیدحسین نصر با عنوان 《نقد نظریه تکامل داروین》 منتشر شد(تصویر نخست). اینجا مجال آن نیست که درباره اندیشه نصر و دیدگاه تکاملیاش و علت مخالفتش توضیح دهم اما به هر روی انگیزه درج چنین مقالهای از نصر در آن مجله احتمالاً این بوده که نشان داده شود حتی کسانی که علم مدرن خوانده و در دانشگاههای یِنگه دنیا تحصیل کردهاند نیز با تکامل مخالفاند! پس از این مقدمات در مهر سال ۱۳۸۸ کتابی تازه با آن تغییرات نامحسوس و ناشیانه و غیرروشمند روی میز کلاسها نشست و در همان سالها نشستی نیز با حضور کارشناشان کتابهای درسی برگزار شد که در شماره دیگری از مجله رشد زیستشناسی بازتابید(تصویر دوم). باری، غرضم از ذکر این نکات آن است که بگویم به نظر میرسد تکلیف نحوه آموزش علوم هنوز برایمان روشن نیست؛ دلیلش به گمان من فقدان رویکرد تاریخی و فلسفی به مقوله علم است. بیتعارف، دانشآموزان ما در طی فرآیند تحصیل بهدرستی آموزش علمی و فلسفی نمیبینند و به این سبب قدرت تحلیل و دادهپردازی و تفکر روشمند ندارند؛ در چنین وضعی، برخی گمان میکنند باید برای حفظ دیانت دانشآموزان، بعضی از دروس را جراحی کرد! غافل از اینکه در روزگار کنونی چنین کاری، خطایی روشن و نشان از حالت انفعال است. تنها راه پیشِ روی همه، آموزش تفکر روشمند و تحلیلگری به دانشآموزان و دانشجویان است؛ راهی که دیر یا زود باید رفت.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CIqgqLtB4_7/?igshid=zovimq82mlhe
سالهای ابتدایی دهه هشتاد کتاب زیستشناسی پُر-و-پیمانی به دست ما که در مقطع پیشدانشگاهی درس میخواندیم، رسید. کتابی که بیش از ۱۵۰ صفحه از آن به نحوی درباره تکامل و تغییرات گونهها بود. یادم هست که برای آزمون کنکور آن سال، زیر و روی کتاب را کاویدم. اما آن کتاب با آن درونمایه، دیر نپایید و دستخوش تغییرات زیرپوستی جالبی شد، تغییراتی که بهراحتی و آن هم برای دانشآموزان قابل مشاهده نبود! به لطف گزارشی که در مجله رشد زیستشناسی درآمد، برخی از این تغییرات نامحسوس در دست است(تصویر سوم). اما پیشتر در بهار سال ۱۳۸۸ در مجله رشد معارف اسلامی، مقالهای از سیدحسین نصر با عنوان 《نقد نظریه تکامل داروین》 منتشر شد(تصویر نخست). اینجا مجال آن نیست که درباره اندیشه نصر و دیدگاه تکاملیاش و علت مخالفتش توضیح دهم اما به هر روی انگیزه درج چنین مقالهای از نصر در آن مجله احتمالاً این بوده که نشان داده شود حتی کسانی که علم مدرن خوانده و در دانشگاههای یِنگه دنیا تحصیل کردهاند نیز با تکامل مخالفاند! پس از این مقدمات در مهر سال ۱۳۸۸ کتابی تازه با آن تغییرات نامحسوس و ناشیانه و غیرروشمند روی میز کلاسها نشست و در همان سالها نشستی نیز با حضور کارشناشان کتابهای درسی برگزار شد که در شماره دیگری از مجله رشد زیستشناسی بازتابید(تصویر دوم). باری، غرضم از ذکر این نکات آن است که بگویم به نظر میرسد تکلیف نحوه آموزش علوم هنوز برایمان روشن نیست؛ دلیلش به گمان من فقدان رویکرد تاریخی و فلسفی به مقوله علم است. بیتعارف، دانشآموزان ما در طی فرآیند تحصیل بهدرستی آموزش علمی و فلسفی نمیبینند و به این سبب قدرت تحلیل و دادهپردازی و تفکر روشمند ندارند؛ در چنین وضعی، برخی گمان میکنند باید برای حفظ دیانت دانشآموزان، بعضی از دروس را جراحی کرد! غافل از اینکه در روزگار کنونی چنین کاری، خطایی روشن و نشان از حالت انفعال است. تنها راه پیشِ روی همه، آموزش تفکر روشمند و تحلیلگری به دانشآموزان و دانشجویان است؛ راهی که دیر یا زود باید رفت.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CIqgqLtB4_7/?igshid=zovimq82mlhe
Instagram
Forwarded from Modern Science (🍃Pendar)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Modern Science (🍃Pendar)
#روانشناسی_تکاملی
🔷🔸مکانیسمهای دفاعی ضد تجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است.
خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که میزان تجاوز بویژه در فرهنگهای پدربومی(Patrilocal cultures) که زوجین در کنار والدین شوهر زندگی میکنند بسیار زیاد است. مطالعات دیگر تأیید میکنند که وقتی زنان فاقد خویشاوند ژنی باشند،میزان تجاوز جنسی و همسرآزاری افزایش مییابد. Sanday دریافت در جوامع قبیلهای که در آن اختلافات و جنگهای بین قبیلهای رایج بوده، میزان تجاوز به عنف بیشتر بودهاست.
در حقیقت، از میان چندین فاکتورِ مشخص کنندهی فرهنگهای دارای تجاوز زیاد ، از جمله کمبود قدرت زنان و فقدان تصمیمگیری سیاسی زنان ، فرهنگهایی که با ایدئولوژی مردانه شناخته میشوند و مقاومت و جنگیدن را بسیار ارزشمند میدانند ، بالاترین میزان تجاوز را نشان میدهند...
...مرور مختصر سوابق تاریخی نشان میدهد تجاوز جنسی یک وحشت مکرر برای زنان در سراسر فرهنگها و در طول تاریخ بشر بوده است.مهم است که بررسی کنیم چرا تجاوز جنسی برای زنان بسیار آسیبزا است. از دیدگاه تکاملی،هزینههای تجاوز دربردارنده مداخله در یکی از ویژگیهای اساسی استراتژی جنسی زنان یعنی «انتخابِ» جفت است. زنی که مورد تجاوز جنسی قرارگرفته با ریسک بارداری ناخواسته و نابهنگام توسط مردی که او انتخابش نکرده مواجه است.همچنین قربانیان تجاوز جنسی مورد سرزنش یا مجازات قرار میگیرند و در نتیجه اعتبار اجتماعی و مطلوبیت آینده آنها در بازار جفتگیری آسیب میبیند و چنانچه قربانی تجاوز دارای دوستپسر یا شوهر باشد ، خطر ترک شدن توسط آنها وجود دارد. سرانجام اینکه ، همانطور که در توصیفات دلخراش زنان در مطالعات خود شاهد بودیم،زنان قربانی تجاوز،معمولاً از تحقیر روانی ، اضطراب ، ترس ، خشم و افسردگی رنج میبرند.
با توجه به هزینههای وحشتناکی که تجاوز به زنان تحمیل میکند ، غیر منطقی میبود اگر در زنان مکانیسمهای دفاعی برای جلوگیری از وقوع و مقابله با عواقب آن توسعه نیافته بود. مساله مکانیسمهای تکامل یافتهی ضد تجاوز در زنان، از جمله موضوعاتی است که در خط مقدم فرضیهسازی و تحقیقات پژوهشگران در روانشناسی تکاملی و انسانشناسی تکاملی است از جمله این تدابیر دفاعی مفروض،شامل موارد زیر است :
• تشکیل اتحاد با برخی مردان به عنوان دوستان ویژه، به منظور محافظت در برابر مردان متجاوز(انسان شناس باربارا اسموتس)
• انتخاب همسر بر اساس معیارهایی مانند اندازه جثه و میزان سلطه اجتماعی که دیگر مردان را از تعرض جنسی باز میدارد (روانشناسان مارگو ویلسون و سارا مسنیک)
• تشکیل ائتلافهای زنانه به منظور محافظت در برابر متجاوزین (باربارا اسموتس)
• ایجاد ترسهای ویژهای که زنان را برمیانگیزاند تا از موقعیتهایی که ممکن است در معرض تجاوز جنسی قرار بگیرند اجتناب کنند (روانشناسان تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• جلوگیری از فعالیتهای پرخطر در طول تخمکگذاری برای کاهش فرصتهای تجاوز جنسی در زمانیکه احتمال باردار شدن زن وجود دارد (تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• درد و رنج روانی ناشی از تجاوز به عنف که باعث میشود زنان در آینده در شرایط مشابه از تجاوز در امان بمانند (انسان شناس نانسی تورنهیل و زیست شناس رندی تورن هیل)
ما علاوه بر این مکانیسمهای دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، سه مورد دیگر را پیشنهاد میدهیم:
1️⃣فانتزیهای تجاوز
از منظر تکاملی ، یک مکانیسم دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، پیدایش فانتزیهای تجاوز جنسی است ؛ تخیلاتی که شامل سه عنصر اصلی اجبار (یا تهدید به زور) ، سکس و عدم رضایت است. تعداد حیرتانگیزی از زنان _ بین 31 درصد تا 57 درصد _ در دورههایی از زندگی خود تخیلات تجاوز جنسی را تجربه کردهاند. البته این آمار قطعا کمتر از میزان واقعی است چرا که فانتزیهای تجاوز جنسی از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی میشوند و بنابراین پذیرش زنان حتی در یک پرسشنامه به ظاهر ناشناس ، به طور بالقوه برای آنها شرمآور است.
چگونه تخیلات تجاوز جنسی میتواند به عنوان یک دفاع ضد تجاوزعمل کند؟...
ادامه مطلب↙️
https://bit.ly/2JT43PQ
🔷🔸مکانیسمهای دفاعی ضد تجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است.
خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که میزان تجاوز بویژه در فرهنگهای پدربومی(Patrilocal cultures) که زوجین در کنار والدین شوهر زندگی میکنند بسیار زیاد است. مطالعات دیگر تأیید میکنند که وقتی زنان فاقد خویشاوند ژنی باشند،میزان تجاوز جنسی و همسرآزاری افزایش مییابد. Sanday دریافت در جوامع قبیلهای که در آن اختلافات و جنگهای بین قبیلهای رایج بوده، میزان تجاوز به عنف بیشتر بودهاست.
در حقیقت، از میان چندین فاکتورِ مشخص کنندهی فرهنگهای دارای تجاوز زیاد ، از جمله کمبود قدرت زنان و فقدان تصمیمگیری سیاسی زنان ، فرهنگهایی که با ایدئولوژی مردانه شناخته میشوند و مقاومت و جنگیدن را بسیار ارزشمند میدانند ، بالاترین میزان تجاوز را نشان میدهند...
...مرور مختصر سوابق تاریخی نشان میدهد تجاوز جنسی یک وحشت مکرر برای زنان در سراسر فرهنگها و در طول تاریخ بشر بوده است.مهم است که بررسی کنیم چرا تجاوز جنسی برای زنان بسیار آسیبزا است. از دیدگاه تکاملی،هزینههای تجاوز دربردارنده مداخله در یکی از ویژگیهای اساسی استراتژی جنسی زنان یعنی «انتخابِ» جفت است. زنی که مورد تجاوز جنسی قرارگرفته با ریسک بارداری ناخواسته و نابهنگام توسط مردی که او انتخابش نکرده مواجه است.همچنین قربانیان تجاوز جنسی مورد سرزنش یا مجازات قرار میگیرند و در نتیجه اعتبار اجتماعی و مطلوبیت آینده آنها در بازار جفتگیری آسیب میبیند و چنانچه قربانی تجاوز دارای دوستپسر یا شوهر باشد ، خطر ترک شدن توسط آنها وجود دارد. سرانجام اینکه ، همانطور که در توصیفات دلخراش زنان در مطالعات خود شاهد بودیم،زنان قربانی تجاوز،معمولاً از تحقیر روانی ، اضطراب ، ترس ، خشم و افسردگی رنج میبرند.
با توجه به هزینههای وحشتناکی که تجاوز به زنان تحمیل میکند ، غیر منطقی میبود اگر در زنان مکانیسمهای دفاعی برای جلوگیری از وقوع و مقابله با عواقب آن توسعه نیافته بود. مساله مکانیسمهای تکامل یافتهی ضد تجاوز در زنان، از جمله موضوعاتی است که در خط مقدم فرضیهسازی و تحقیقات پژوهشگران در روانشناسی تکاملی و انسانشناسی تکاملی است از جمله این تدابیر دفاعی مفروض،شامل موارد زیر است :
• تشکیل اتحاد با برخی مردان به عنوان دوستان ویژه، به منظور محافظت در برابر مردان متجاوز(انسان شناس باربارا اسموتس)
• انتخاب همسر بر اساس معیارهایی مانند اندازه جثه و میزان سلطه اجتماعی که دیگر مردان را از تعرض جنسی باز میدارد (روانشناسان مارگو ویلسون و سارا مسنیک)
• تشکیل ائتلافهای زنانه به منظور محافظت در برابر متجاوزین (باربارا اسموتس)
• ایجاد ترسهای ویژهای که زنان را برمیانگیزاند تا از موقعیتهایی که ممکن است در معرض تجاوز جنسی قرار بگیرند اجتناب کنند (روانشناسان تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• جلوگیری از فعالیتهای پرخطر در طول تخمکگذاری برای کاهش فرصتهای تجاوز جنسی در زمانیکه احتمال باردار شدن زن وجود دارد (تارا چاوان و گوردون گالوپ)
• درد و رنج روانی ناشی از تجاوز به عنف که باعث میشود زنان در آینده در شرایط مشابه از تجاوز در امان بمانند (انسان شناس نانسی تورنهیل و زیست شناس رندی تورن هیل)
ما علاوه بر این مکانیسمهای دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، سه مورد دیگر را پیشنهاد میدهیم:
1️⃣فانتزیهای تجاوز
از منظر تکاملی ، یک مکانیسم دفاعی بالقوه ضد تجاوز ، پیدایش فانتزیهای تجاوز جنسی است ؛ تخیلاتی که شامل سه عنصر اصلی اجبار (یا تهدید به زور) ، سکس و عدم رضایت است. تعداد حیرتانگیزی از زنان _ بین 31 درصد تا 57 درصد _ در دورههایی از زندگی خود تخیلات تجاوز جنسی را تجربه کردهاند. البته این آمار قطعا کمتر از میزان واقعی است چرا که فانتزیهای تجاوز جنسی از نظر اجتماعی نامطلوب تلقی میشوند و بنابراین پذیرش زنان حتی در یک پرسشنامه به ظاهر ناشناس ، به طور بالقوه برای آنها شرمآور است.
چگونه تخیلات تجاوز جنسی میتواند به عنوان یک دفاع ضد تجاوزعمل کند؟...
ادامه مطلب↙️
https://bit.ly/2JT43PQ
Telegraph
مکانیسمهای دفاعی ضدتجاوز در زنان
شواهد خوبی وجود دارد که تجاوز جنسی یک پدیده مربوط به دوران اخیر نیست ، بلکه دارای سابقهای طولانی و آزاردهنده است. خانم Sanday متخصص انسانشناسی، 156 جامعه قبیلهای را از یک بانک اطلاعاتی موسوم به "نمونههای استاندارد میانفرهنگی" بررسی کرد. وی دریافت که…
جهان چشمانتظار نئاندرتالهای ایرانی - روزنامه پیام ما
https://payamema.ir/payam/articlerelation/51341
https://payamema.ir/payam/articlerelation/51341
روزنامه پیام ما
جهان چشمانتظار نئاندرتالهای ایرانی - روزنامه پیام ما
مطلب جهان چشمانتظار نئاندرتالهای ایرانی در وب سایت نشریه پیام ما
Forwarded from 《درباره داروین》
پژوهشهای متنمحور
در روزگار کنونی ما دسترسی به منابع و کتابها و اسناد و پژوهشگران آسانتر و سریعتر شده است و پژوهنده میتواند بهسادگی دستی به زلف تخته کلید رایانه یا تلفن همراهش بکشد و به عالم کتابها وارد شود و بکاود. اما از سویی دیگر، کلینویسیهای آزاردهنده و جانکاه نیز به همین قیاس روی در افزایش گذاشتهاند. یعنی زیاد بودن و در دسترس بودن منابع، گاه باعثِ شتابزدگی و فقدان دقت و ریزبینیهای عالمانه میشود. بهر نمونه، در حوزه تاریخ علم و بهویژه تاریخ نظریه تکامل در ایران و کشورهای همسایه که تبادل علمی و فرهنگی داشتهاند، سالهاست که برخی از گزارههای کلی تکرار میشود و از این کتاب به آن مقاله جابهجا میگردد بدون اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند! باری، اکنون که در هفته پژوهش هستیم خواستم بدین مناسبت چند نکته را که دریافتهام با شما قسمت کنم.
۱. نیاز فوری ما در این حوزه مهم از تاریخ علم، مطالعات متنمحور جدی و دقیق است. در واقع اگر متنهای فارسی و عربی و ترکی عثمانی و اردو و غیره، بهدرستی و دقت خوانده و عرضه نشوند راه برای آن کلینویسیهای دایرهالمعارفی بعضاً نادرست هموار میشود.
۲. مطالعه متنمحور محتاج پژوهشگران زبده و کارآزمودهای است که در چند حوزه علمی مهارت داشته باشند تا بتوانند بر دانش کنونی ما چیزی بیفزایند.
۳. این پژوهشها، دیریاب و روانکاه است و پژوهشگر این حوزه علاوه بر مهارتهای علمی و فنی، باید واجد ویژگیهای خلقی و روانی خاصی باشد؛ بهر نمونه، باید شکیبا و عمیق و باحوصله هم باشد.
۴. طبیعتاً چنین پژوهشگری که بخواهد با جان و دل و در عین حال دقیق و عمیق و همهجانبه بر این پژوهش متمرکز شود باید خودش را از کارهای دیگر فارغ کند و این یعنی مسئولیت پژوهشکدهها و موسسات پژوهشی در حمایت از چنین افرادی باید دوباره بازبینی شود.
۵. به گمانم آسیب اصلی در تاریخ علم نظریه تکامل در ایران همان فقدان مطالعات متنمحور است؛ آسیبی که در سایر رشتههای تاریخ علم کمتر است؛ بهر نمونه، کتابهای نجوم و طب و داروسازی و غیره، به همت پژوهندگان باریکبین این حوزهها تصحیح و تحقیق و انتشار یافته اما در تاریخ زیستشناسی، بار بر زمین مانده و زمین کاوش نشده زیاد است و پژوهنده کم!
امیدوارم بتوان با روی خوش نشان دادن مراکز پژوهشی به مطالعات تاریخی در زمینه زیستشناسی، این نقیصه و کمبود را با همت پژوهندگان پرورده و پرانگیزهای که پای در این میدان خواهند گذاشت، تکمیل کرد.
بامهر
محمد معصومی
پینوشت: پژوهشگر این حوزه مانند جوان تصویر، باید مشتاق کتاب و خواندن باشد!
https://www.instagram.com/p/CI7kQphBApH/?igshid=1dakmm13qnb9l
در روزگار کنونی ما دسترسی به منابع و کتابها و اسناد و پژوهشگران آسانتر و سریعتر شده است و پژوهنده میتواند بهسادگی دستی به زلف تخته کلید رایانه یا تلفن همراهش بکشد و به عالم کتابها وارد شود و بکاود. اما از سویی دیگر، کلینویسیهای آزاردهنده و جانکاه نیز به همین قیاس روی در افزایش گذاشتهاند. یعنی زیاد بودن و در دسترس بودن منابع، گاه باعثِ شتابزدگی و فقدان دقت و ریزبینیهای عالمانه میشود. بهر نمونه، در حوزه تاریخ علم و بهویژه تاریخ نظریه تکامل در ایران و کشورهای همسایه که تبادل علمی و فرهنگی داشتهاند، سالهاست که برخی از گزارههای کلی تکرار میشود و از این کتاب به آن مقاله جابهجا میگردد بدون اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند! باری، اکنون که در هفته پژوهش هستیم خواستم بدین مناسبت چند نکته را که دریافتهام با شما قسمت کنم.
۱. نیاز فوری ما در این حوزه مهم از تاریخ علم، مطالعات متنمحور جدی و دقیق است. در واقع اگر متنهای فارسی و عربی و ترکی عثمانی و اردو و غیره، بهدرستی و دقت خوانده و عرضه نشوند راه برای آن کلینویسیهای دایرهالمعارفی بعضاً نادرست هموار میشود.
۲. مطالعه متنمحور محتاج پژوهشگران زبده و کارآزمودهای است که در چند حوزه علمی مهارت داشته باشند تا بتوانند بر دانش کنونی ما چیزی بیفزایند.
۳. این پژوهشها، دیریاب و روانکاه است و پژوهشگر این حوزه علاوه بر مهارتهای علمی و فنی، باید واجد ویژگیهای خلقی و روانی خاصی باشد؛ بهر نمونه، باید شکیبا و عمیق و باحوصله هم باشد.
۴. طبیعتاً چنین پژوهشگری که بخواهد با جان و دل و در عین حال دقیق و عمیق و همهجانبه بر این پژوهش متمرکز شود باید خودش را از کارهای دیگر فارغ کند و این یعنی مسئولیت پژوهشکدهها و موسسات پژوهشی در حمایت از چنین افرادی باید دوباره بازبینی شود.
۵. به گمانم آسیب اصلی در تاریخ علم نظریه تکامل در ایران همان فقدان مطالعات متنمحور است؛ آسیبی که در سایر رشتههای تاریخ علم کمتر است؛ بهر نمونه، کتابهای نجوم و طب و داروسازی و غیره، به همت پژوهندگان باریکبین این حوزهها تصحیح و تحقیق و انتشار یافته اما در تاریخ زیستشناسی، بار بر زمین مانده و زمین کاوش نشده زیاد است و پژوهنده کم!
امیدوارم بتوان با روی خوش نشان دادن مراکز پژوهشی به مطالعات تاریخی در زمینه زیستشناسی، این نقیصه و کمبود را با همت پژوهندگان پرورده و پرانگیزهای که پای در این میدان خواهند گذاشت، تکمیل کرد.
بامهر
محمد معصومی
پینوشت: پژوهشگر این حوزه مانند جوان تصویر، باید مشتاق کتاب و خواندن باشد!
https://www.instagram.com/p/CI7kQphBApH/?igshid=1dakmm13qnb9l
Instagram
Forwarded from انجمن اسلامی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار میکند:
🧠 مدرسۀ آنلاین تکامل
🔰 دوازده جلسه با نگاه تکاملی به علم، فلسفه، روان، جامعه، اخلاق، جنسیت، فرهنگ، زبان، هنر، ادبیات و...
🎖با ارائۀ گواهی از طرف دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
🗓 ۱۱، ۱۲، ۱۸ و ۱۹ دی ۱۳۹۹ (پنجشنبه و جمعهها)
🕔 ساعتهای ۱۰ تا ۱۲، ۱۴ تا ۱۶، ۱۷ تا ۱۹
🔵 ثبتنام و کسب اطلاعات:
@psyedu_anjoman
📌 ۷۵ هزار تومان ثبتنام آزاد
📌 ۶۵ هزار تومان ثبتنام دانشجویان
📌 ۵۰ هزار تومان دانشجویان دانشگاه تهران
📌 ۲۰ هزار تومان ثبتنام تک جلسه
✅ @anjoman_psyedu
🧠 مدرسۀ آنلاین تکامل
🔰 دوازده جلسه با نگاه تکاملی به علم، فلسفه، روان، جامعه، اخلاق، جنسیت، فرهنگ، زبان، هنر، ادبیات و...
🎖با ارائۀ گواهی از طرف دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
🗓 ۱۱، ۱۲، ۱۸ و ۱۹ دی ۱۳۹۹ (پنجشنبه و جمعهها)
🕔 ساعتهای ۱۰ تا ۱۲، ۱۴ تا ۱۶، ۱۷ تا ۱۹
🔵 ثبتنام و کسب اطلاعات:
@psyedu_anjoman
📌 ۷۵ هزار تومان ثبتنام آزاد
📌 ۶۵ هزار تومان ثبتنام دانشجویان
📌 ۵۰ هزار تومان دانشجویان دانشگاه تهران
📌 ۲۰ هزار تومان ثبتنام تک جلسه
✅ @anjoman_psyedu
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
🔰🔰🔰
🔸معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف، با همکاری کانون سینما و نشریه سینمایی دکوپاژ دانشگاه صنعتی شریف برگزار می کند:
🔹تکامل و سینما
👤 با حضور دکتر هادی صمدی، عضو هیات علمی علوم و تحقیقات
@evophilosophy
🔹رایگان
📅 شنبه 6 دی ساعت 21
🔴 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
🆔 @Sharifculture
🆔 @CinemaSUT
🆔 @decoupage_sharif
🔸معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف، با همکاری کانون سینما و نشریه سینمایی دکوپاژ دانشگاه صنعتی شریف برگزار می کند:
🔹تکامل و سینما
👤 با حضور دکتر هادی صمدی، عضو هیات علمی علوم و تحقیقات
@evophilosophy
🔹رایگان
📅 شنبه 6 دی ساعت 21
🔴 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
🆔 @Sharifculture
🆔 @CinemaSUT
🆔 @decoupage_sharif
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
Forwarded from Modern Science (🍃Pendar)
فرگشت و ادراک زیبایی (۱)
✍ کامران پاک نژاد
چه چیز باعث می شود برخی آثار یا اشیاء زیباتر به نظر برسند؟
چرا معماری کاخ ورسای یا تابلو مونالیزا از نظر اکثر مشاهده گران با هر فرهنگ و قومیتی، زیباست؟
دامنه این پرسش زمانی گسترده تر می شود که شاهد زیباپنداری در مورد آثاری عجیب هستیم که ذیل عناوینی چون هنر مفهومی یا هنر انتزاعی ارائه می شوند.
برخی متفکران معتقدند ذهن انسان در هنگام تولد چون لوحی سپید است و این فرهنگ و آموزش است که به او می آموزد چگونه بیاندیشد. اما دستکم در مورد برخی گرایش های حسی مانند معیارهای زیبایی شناختی به نظر می رسد با لوحی سپید مواجه نیستیم!
به طور مثال "تقارن" یک معیار زیبایی شناختی مهم و باستانی در گونه ی ما (homo sapiens ) است و حتی ناحیه تخصص یافته ای از مغز با نام علمی (intra-occiptal sulcus and medial occipital gyrus ) برای تشخیص الگوهای متقارن وجود دارد.
علاوه بر آن فاکتورهای زیستی متعدد دیگری نیز در جذاب دیدن جنس نر و ماده وجود دارد که بر داوری زیبایی شناختی تاثیرگذار هستند.
همچنین برخی پژوهشگران توسعه مغز انسان در سازگاری با تنش های محیطیِ زندگی در عصر یخبندان را سبب شکل گیری تفکر انتزاعی و خلق آثار هنری/آیینی می دانند.
برخی دیگر معتقدند خیلی پیش تر از عصر یخبندان، در حدود ۷۰ هزار سال پیش، مجموعه ای از جهش های ژنتیکی، منجر به توسعه سیستم عصبی در انسان شد و توانایی تفکر انتزاعی را برای بشر فراهم آورد که از آن به عنوان "انقلاب شناختی" نام برده می شود. از آن دوران به بعد است که برخی آثار هنریِ (اغلب با کارکردی آیینی) برجای مانده را در اقصی نقاط جهان یافته ایم.
بی تردید نوع زندگی و تمهیدات نیاکان انسان در سازگاری با تنش های محیطی در هزاره های پیشین، همانطور که اشاره شد، نقش قابل ملاحظه ای در شکل گیری داوری زیبایی شناختی بشر داشته است.
در پژوهش هایی تصاویر چند چشم انداز مختلف مانند جنگل انبوه، دشت سرسبز، کویر، کوهستان و ... به تعدادی از افراد از اقوام و ملیت های مختلف، سنین گوناگون و سطوح تحصیلی متفاوت، نشان داده شد و نتایج جالبی از آن بدست آمد.
اکثر اشخاص چشم اندازی شامل دشتی وسیع و سرسبز با چند تک درخت پراکنده و جویباری روان در آن را زیباتر از بقیه تشخیص دادند. چشم اندازی که به "ساوانا" معروف است. چنین مناظری هنوز هم در قاره آفریقا بیشتر از سایر نقاط جهان به چشم می خورد. معتبرترین فرضیه ای که برای آن ارائه شده این است که چنین چشم اندازی هایی بهترین محیط زیست و زاد و ولد برای نیاکان ما در آفریقا محسوب می شده است. قبایل بدوی در این "زیست بوم" احساس امنیت بیشتری داشتند. در دشتی سبز و وسیع با علفزارهایی کم ارتفاع هم شکارها به خوبی قابل رصد هستند و هم شکارچیان و سایر قبایل تهدید کننده را بهتر می توان زیر نظر داشت، هم درختانی پراکنده برای پناه بردن از دست تهدیدات موجود است و هم می توان در پناه سایه آنها تندی آفتاب سوزان را مهار کرد، در چنین زیست بومی هم انواع چرندگان و پرندگان برای شکار فراوان است و هم میوه درختان و ریشه های مغذی گیاهان در دسترس ... ده ها هزار سال تجربه زیسته در چنین زیست بومی آنچنان تاثیر ژرفی بر "غریزه زیبایی" انسان داشته که حتی می توان رد و پای گرایش به چنین چشم اندازهایی را علاوه بر آثار هنری به خوبی در طراحی فضای سبز شهری و معماری منظر نیز مشاهده کرد.
چنین پژوهش هایی نشان می دهد که بستر ژنتیکی پیش تنیده ای برای "ادراک زیبایی" در گونه ی ما وجود دارد که پیوند تنگاتنگی با مفهوم "بقا" دارد.
اما این پرسش مهم مطرح می شود که چرا آثاری همچون "سنگ پیشآب" مارسل دوشان هم سر از گالری های هنری در می آورند و مورد داوری زیبایی شناختی قرار می گیرند؟
به این موضوع در نوشتار بعدی خواهیم پرداخت.
neurobiology_of_art
🍃برگرفته ازکانال کامران پاک نژاد
@Sciencemodern2
ادامه دارد...
✍ کامران پاک نژاد
چه چیز باعث می شود برخی آثار یا اشیاء زیباتر به نظر برسند؟
چرا معماری کاخ ورسای یا تابلو مونالیزا از نظر اکثر مشاهده گران با هر فرهنگ و قومیتی، زیباست؟
دامنه این پرسش زمانی گسترده تر می شود که شاهد زیباپنداری در مورد آثاری عجیب هستیم که ذیل عناوینی چون هنر مفهومی یا هنر انتزاعی ارائه می شوند.
برخی متفکران معتقدند ذهن انسان در هنگام تولد چون لوحی سپید است و این فرهنگ و آموزش است که به او می آموزد چگونه بیاندیشد. اما دستکم در مورد برخی گرایش های حسی مانند معیارهای زیبایی شناختی به نظر می رسد با لوحی سپید مواجه نیستیم!
به طور مثال "تقارن" یک معیار زیبایی شناختی مهم و باستانی در گونه ی ما (homo sapiens ) است و حتی ناحیه تخصص یافته ای از مغز با نام علمی (intra-occiptal sulcus and medial occipital gyrus ) برای تشخیص الگوهای متقارن وجود دارد.
علاوه بر آن فاکتورهای زیستی متعدد دیگری نیز در جذاب دیدن جنس نر و ماده وجود دارد که بر داوری زیبایی شناختی تاثیرگذار هستند.
همچنین برخی پژوهشگران توسعه مغز انسان در سازگاری با تنش های محیطیِ زندگی در عصر یخبندان را سبب شکل گیری تفکر انتزاعی و خلق آثار هنری/آیینی می دانند.
برخی دیگر معتقدند خیلی پیش تر از عصر یخبندان، در حدود ۷۰ هزار سال پیش، مجموعه ای از جهش های ژنتیکی، منجر به توسعه سیستم عصبی در انسان شد و توانایی تفکر انتزاعی را برای بشر فراهم آورد که از آن به عنوان "انقلاب شناختی" نام برده می شود. از آن دوران به بعد است که برخی آثار هنریِ (اغلب با کارکردی آیینی) برجای مانده را در اقصی نقاط جهان یافته ایم.
بی تردید نوع زندگی و تمهیدات نیاکان انسان در سازگاری با تنش های محیطی در هزاره های پیشین، همانطور که اشاره شد، نقش قابل ملاحظه ای در شکل گیری داوری زیبایی شناختی بشر داشته است.
در پژوهش هایی تصاویر چند چشم انداز مختلف مانند جنگل انبوه، دشت سرسبز، کویر، کوهستان و ... به تعدادی از افراد از اقوام و ملیت های مختلف، سنین گوناگون و سطوح تحصیلی متفاوت، نشان داده شد و نتایج جالبی از آن بدست آمد.
اکثر اشخاص چشم اندازی شامل دشتی وسیع و سرسبز با چند تک درخت پراکنده و جویباری روان در آن را زیباتر از بقیه تشخیص دادند. چشم اندازی که به "ساوانا" معروف است. چنین مناظری هنوز هم در قاره آفریقا بیشتر از سایر نقاط جهان به چشم می خورد. معتبرترین فرضیه ای که برای آن ارائه شده این است که چنین چشم اندازی هایی بهترین محیط زیست و زاد و ولد برای نیاکان ما در آفریقا محسوب می شده است. قبایل بدوی در این "زیست بوم" احساس امنیت بیشتری داشتند. در دشتی سبز و وسیع با علفزارهایی کم ارتفاع هم شکارها به خوبی قابل رصد هستند و هم شکارچیان و سایر قبایل تهدید کننده را بهتر می توان زیر نظر داشت، هم درختانی پراکنده برای پناه بردن از دست تهدیدات موجود است و هم می توان در پناه سایه آنها تندی آفتاب سوزان را مهار کرد، در چنین زیست بومی هم انواع چرندگان و پرندگان برای شکار فراوان است و هم میوه درختان و ریشه های مغذی گیاهان در دسترس ... ده ها هزار سال تجربه زیسته در چنین زیست بومی آنچنان تاثیر ژرفی بر "غریزه زیبایی" انسان داشته که حتی می توان رد و پای گرایش به چنین چشم اندازهایی را علاوه بر آثار هنری به خوبی در طراحی فضای سبز شهری و معماری منظر نیز مشاهده کرد.
چنین پژوهش هایی نشان می دهد که بستر ژنتیکی پیش تنیده ای برای "ادراک زیبایی" در گونه ی ما وجود دارد که پیوند تنگاتنگی با مفهوم "بقا" دارد.
اما این پرسش مهم مطرح می شود که چرا آثاری همچون "سنگ پیشآب" مارسل دوشان هم سر از گالری های هنری در می آورند و مورد داوری زیبایی شناختی قرار می گیرند؟
به این موضوع در نوشتار بعدی خواهیم پرداخت.
neurobiology_of_art
🍃برگرفته ازکانال کامران پاک نژاد
@Sciencemodern2
ادامه دارد...