ن الکل آگاه بود، امّا مسأله به همین جا ختم می شد. هیچ نشانگان دیرپای روانپزشکی، اختلال شخصیت، تنفر از زنان یا هیچیک از تبیین های معمول برای تجاوز، صادق نبود. با وجودیکه در دادگاه جان خود را گناهکار دانست، حضور کودک در زمان ارتکاب جرم باعث دریافت حکم حبسی طولانی مدت شد.
یکی از وظایف من اشتغال در کادر روانپزشکان مرکز سلامت دانشجویان دانشگاه است. در آنجا تجاوز به طرف قرار (date rape) رخدادی شایع است. یافته ی ثابت، پس از مشخص شدنِ وضعیتِ مجرم برای کارکنان مرکز سلامت روانی این است که هیچ آسیب روانی عمده یا حتی هیچ نوعِ پایداری از اختلال شخصیت در کار نیست. پس چگونه میتوان این نوع رفتار را درک کرد؟
در سال های بعد از آشنا شدنم با روان شناسی تکاملی، خوانشِ پیشینه پژوهشی و این نوع پرونده های تجاوز مرا مجاب کرد تجاوز یک سازگاری (adaptation) است، نه محصول جانبیِ پرخاشگریِ جنسیِ مردانه. مقاله ی مروریِ عالیِ اُوِن جونز (1999)، گرچه در بحث "سازگاری در مقابل محصول جانبی" بی طرف است، شواهدِ مبنی بر سازگاری بودنِ تجاوز را ارائه می دهد. کتاب رَندی تورنهیل و کرِیگ پالمر (2000) من را در مورد موضعِ تورنهیل که تجاوز محصولِ سازگاریِ روانی است متقاعد کرد. شواهد گاتشال ها (2003) مبنی بر اینکه نرخ های بارداری از تجاوز نسبت به بارداری از سکسِ رضایتمندانه افزایش یافته است، بر شواهد پیشین می افزاید. مکانیسم های تکاملیِ زنان برای اجتناب از تجاوز نشانگر آنست که تجاوز تهدیدی همیشه در کمین، در محیط های نیاکانی بوده است. اگر به اختلافِ زیاد دو جنس در سرمایه گذاریِ والدینی توجه کنیم، از اینکه نرها در گونه ی انسان، هیچ سازگاری ای برای تجاوز نمی داشتند تعجب نمی کردیم؟ اختلاف بین دو جنس در سرمایه گذاری والدینی در گونه ی ما، زمینه ی مساعدی را برای تکامل مکانیسمی به وجود آورده که پسندِ ماده را تحت الشعاع قرار می دهد.
پیامدهای این حقیقت برای ارزیابیِ فردی متهم به قتل یا تجاوز چیست؟ متخصص بالینیِ جنایی اکنون باید آسیب روانی را تنها به عنوان یکی از چندین عاملی که متهم را برای بکارگیریِ سازگاری های قتل و تجاوز تحت تأثیر قرار می دهند در نظر گیرد. حماقت، اختلالات شخصیتی، افسردگی، مصرف مواد و حتی روانپریشی ممکن است تصمیم گیری درباره ی هزینه/فایده را مختل کرده و مردی جوان همچون جان را به انجام عملی که زمانی یک رفتار سازشی بوده (یعنی تضمین بقای DNA خود به وسیله ی جماعِ اجباری با زنی که بارور بودنِ او از قبل روشن بوده) برانگیزد .
بطور خلاصه، در هر موردی که هم بیماری روانی و هم رفتار سازشی دخیل باشند، بر همگی ما که در زمینه ی روانپزشکی جنایی فعالیت داریم واجب است به بیماری به عنوان شروع کننده ی رفتاری بنگریم که در جامعه ی متمدن ما جرم محسوب می شود ولی روزگاری رفتاری سازشی به شمار می رفته است. میتوان این را به عنوان نوعی "ژن سرطان زا"ی روانی در نظر گرفت – بسیاری از افراد استعداد ژنتیکی سرطان های گوناگونی را دارند، امّا اکثر محققان اکنون دریافته اند نوعی عامل محرک و شروع کننده می تواند ژنی نرمال را به ژن سرطان زا تبدیل نموده و تقسیم سلولیِ غیر عادی را آغاز کند. رابطه ی میان آسیب روانی و رفتار سازشی نیز ممکن است به همین گونه باشد.
از مقاله دکتر اندرسن تامسن در کتاب در دست انتشار "روانشناسی جنایی تکاملی" ترجمه فرناز آل حسینی
یکی از وظایف من اشتغال در کادر روانپزشکان مرکز سلامت دانشجویان دانشگاه است. در آنجا تجاوز به طرف قرار (date rape) رخدادی شایع است. یافته ی ثابت، پس از مشخص شدنِ وضعیتِ مجرم برای کارکنان مرکز سلامت روانی این است که هیچ آسیب روانی عمده یا حتی هیچ نوعِ پایداری از اختلال شخصیت در کار نیست. پس چگونه میتوان این نوع رفتار را درک کرد؟
در سال های بعد از آشنا شدنم با روان شناسی تکاملی، خوانشِ پیشینه پژوهشی و این نوع پرونده های تجاوز مرا مجاب کرد تجاوز یک سازگاری (adaptation) است، نه محصول جانبیِ پرخاشگریِ جنسیِ مردانه. مقاله ی مروریِ عالیِ اُوِن جونز (1999)، گرچه در بحث "سازگاری در مقابل محصول جانبی" بی طرف است، شواهدِ مبنی بر سازگاری بودنِ تجاوز را ارائه می دهد. کتاب رَندی تورنهیل و کرِیگ پالمر (2000) من را در مورد موضعِ تورنهیل که تجاوز محصولِ سازگاریِ روانی است متقاعد کرد. شواهد گاتشال ها (2003) مبنی بر اینکه نرخ های بارداری از تجاوز نسبت به بارداری از سکسِ رضایتمندانه افزایش یافته است، بر شواهد پیشین می افزاید. مکانیسم های تکاملیِ زنان برای اجتناب از تجاوز نشانگر آنست که تجاوز تهدیدی همیشه در کمین، در محیط های نیاکانی بوده است. اگر به اختلافِ زیاد دو جنس در سرمایه گذاریِ والدینی توجه کنیم، از اینکه نرها در گونه ی انسان، هیچ سازگاری ای برای تجاوز نمی داشتند تعجب نمی کردیم؟ اختلاف بین دو جنس در سرمایه گذاری والدینی در گونه ی ما، زمینه ی مساعدی را برای تکامل مکانیسمی به وجود آورده که پسندِ ماده را تحت الشعاع قرار می دهد.
پیامدهای این حقیقت برای ارزیابیِ فردی متهم به قتل یا تجاوز چیست؟ متخصص بالینیِ جنایی اکنون باید آسیب روانی را تنها به عنوان یکی از چندین عاملی که متهم را برای بکارگیریِ سازگاری های قتل و تجاوز تحت تأثیر قرار می دهند در نظر گیرد. حماقت، اختلالات شخصیتی، افسردگی، مصرف مواد و حتی روانپریشی ممکن است تصمیم گیری درباره ی هزینه/فایده را مختل کرده و مردی جوان همچون جان را به انجام عملی که زمانی یک رفتار سازشی بوده (یعنی تضمین بقای DNA خود به وسیله ی جماعِ اجباری با زنی که بارور بودنِ او از قبل روشن بوده) برانگیزد .
بطور خلاصه، در هر موردی که هم بیماری روانی و هم رفتار سازشی دخیل باشند، بر همگی ما که در زمینه ی روانپزشکی جنایی فعالیت داریم واجب است به بیماری به عنوان شروع کننده ی رفتاری بنگریم که در جامعه ی متمدن ما جرم محسوب می شود ولی روزگاری رفتاری سازشی به شمار می رفته است. میتوان این را به عنوان نوعی "ژن سرطان زا"ی روانی در نظر گرفت – بسیاری از افراد استعداد ژنتیکی سرطان های گوناگونی را دارند، امّا اکثر محققان اکنون دریافته اند نوعی عامل محرک و شروع کننده می تواند ژنی نرمال را به ژن سرطان زا تبدیل نموده و تقسیم سلولیِ غیر عادی را آغاز کند. رابطه ی میان آسیب روانی و رفتار سازشی نیز ممکن است به همین گونه باشد.
از مقاله دکتر اندرسن تامسن در کتاب در دست انتشار "روانشناسی جنایی تکاملی" ترجمه فرناز آل حسینی
Forwarded from BBCPersian
🔻قرنطینه میتواند روی دوستیها اثر بگذارد
رابین دانبار، استاد روانشناسی تکاملی میگوید:" اگر برای دوستیها مایه نگذارید ممکن است به سرعت از دست بروند، شاید فقط در عرض سه ماه."
او میگوید: "فشار اجتماعی قرنطینه که امیدواریم موقتی باشد، میتواند اثراتی طولانی مدت بر بعضی از دوستیهای ما بگذارد".
پروفسور دانبار در مقالهای که در مجلهٔ انجمن سلطنتی منتشر کرده است به کندوکاو دگرگونی ارتباطات اجتماعی بر اثر قرنطینه میپردازد.
https://bbc.in/2YHpV4P
@BBCPersian
رابین دانبار، استاد روانشناسی تکاملی میگوید:" اگر برای دوستیها مایه نگذارید ممکن است به سرعت از دست بروند، شاید فقط در عرض سه ماه."
او میگوید: "فشار اجتماعی قرنطینه که امیدواریم موقتی باشد، میتواند اثراتی طولانی مدت بر بعضی از دوستیهای ما بگذارد".
پروفسور دانبار در مقالهای که در مجلهٔ انجمن سلطنتی منتشر کرده است به کندوکاو دگرگونی ارتباطات اجتماعی بر اثر قرنطینه میپردازد.
https://bbc.in/2YHpV4P
@BBCPersian
BBC News فارسی
قرنطینه میتواند روی دوستیها اثر بگذارد
رابین دانبار، استاد روانشناسی تکاملی میگوید:" اگر برای دوستیها مایه نگذارید ممکن است به سرعت از دست بروند، شاید فقط در عرض سه ماه"
بنیاد پژوهشهای پارینهسنگی دیار مهر
کنشهای این بنیاد متمرکز است بر پژوهشهای مرتبط با انسان ریختها در
دوران چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com
https://t.me/iranpalaeolithic
کنشهای این بنیاد متمرکز است بر پژوهشهای مرتبط با انسان ریختها در
دوران چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com
https://t.me/iranpalaeolithic
Telegram
بنیاد پژوهشهای پارینهسنگی دیار مهر
کنشهای این بنیاد متمرکز است بر پژوهشهای مرتبط با انسان ریختها در
دوره ی چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com
دوره ی چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com
How Scientists Discovered the Staggering Complexity of Human Evolution - Scientific American
https://www.scientificamerican.com/article/how-scientists-discovered-the-staggering-complexity-of-human-evolution/
https://www.scientificamerican.com/article/how-scientists-discovered-the-staggering-complexity-of-human-evolution/
Scientific American
How Scientists Discovered the Staggering Complexity of Human Evolution
Darwin would be delighted by the story his successors have revealed
Forwarded from Science For Life (Sona)
4_5802894811425933835.pdf
191 KB
Principles of Evolution, Ecology and Behavior | Open Yale Courses
https://oyc.yale.edu/NODE/81
https://oyc.yale.edu/NODE/81
《نخستینها》
داستان نخستین ترجمه
نام داروین در جهان مسلمانان، ترک و عرب و فارس، با مجلات علمی عربی و ترکی وارد شد؛ توضیحاتی که متفکران و روشنفکران عمدتاً فرنگرفته و زباندان جسته و گریخته از اندیشههای داروین بازتاب میدادند. از همان اوان هم واکنشهای مختلفی شکل گرفت و مسیحی و مسلمان را به قلمفرساییهای گاه نفسگیر واداشت. اما سرآغاز اصلی درگیری کتاب شبلی شُمَیِّل بود که در ۱۸۸۴م درآمد. کتابی ترجمه شده از لودویک بوخنر آلمانی در شش مقاله که نوعی انگیزه مادیگرایانه داشت: تَعریب لِشرح بُخنِر علی مذهب داروین. بعدها در میان ترکان عثمانی هم کتابی دیگر از او به نوعی چالشبرانگیز شد که به ترکی 《ماده و قُوَّت》 خوانده میشد. خواستم بگویم بروز سوءفهم درباره داروین در جهان اسلام ارتباط مستقیم و معناداری با آثار بوخنر داشته و دارد که در جای خودش با اسناد مفصل ارائه خواهم کرد. باری، این دعواها ادامه داشت در حالی که هیچیک از کتابهای داروین در دست نبود و همه نقدها از روی گزارشهای دستچندم سامان مییافت. تا اینکه اسماعیل مَظهَر پا در میدان نهاد و متاثر از کتاب شمیل که در ۱۹۱۰م دوباره به شکلی مفصلتر(با عنوان فلسفه النشوء والارتقاء) چاپ شده بود قرار گرفت و بر آن شد تا کتاب داروین را ترجمه کند. او در سال ۱۹۱۸م/۱۳۳۸ق/۱۲۹۷ش کتاب را با عنوان معروف《اصل الانواع》که البته شکل کوتاهشده نام اصلی است، با مقدمهای نسبتاً مفصل، در پنج فصل به جامه عربی درآورد. خودش در افتتاح کلام گفته است که شاکله و چارچوب اصلی نظریه داروین در این پنج فصل دستیاب است و بنابراین میتواند خواننده را به هدف برساند. در مقدمه نیز کوشیده تا نشان دهد نظریه داروین در میان مسلمانان ریشه دارد و چیز جدیدی نیست، هرچند داروین زحمات زیادی کشیده است. البته مظهر تا زمانی که زنده بود کوشید تا ترجمه کامل، یعنی پانزده فصلی، از کتاب را آماده کند اما این آرزو بر باد رفت و کار ترجمه را دوستش ادامه داد. باری، این ترجمه تقریباً در همه گوشه و کنار سرزمینهای اسلامی سفر کرد و خوانده شد و مبنایی برای داوریهای بعدی قرار گرفت. در جای خودش (مجله تاریخ علم دانشگاه تهران) نشان دادهام که تاثیر این کتاب بر ترجمههای فارسی چقدر بوده است. این را نوشتم که بگویم در فهم تاریخیمان از نظریه تکامل 《نخستینها》 که متنی را پرداخته، برگردانده یا برایمان معنا کردهاند پراهمیتاند و درک آنها در رودِ زمان جاری شده و بر سرِ ما ریخته است.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CFksCtoJbdM/?igshid=y3rbu5lltkxp
داستان نخستین ترجمه
نام داروین در جهان مسلمانان، ترک و عرب و فارس، با مجلات علمی عربی و ترکی وارد شد؛ توضیحاتی که متفکران و روشنفکران عمدتاً فرنگرفته و زباندان جسته و گریخته از اندیشههای داروین بازتاب میدادند. از همان اوان هم واکنشهای مختلفی شکل گرفت و مسیحی و مسلمان را به قلمفرساییهای گاه نفسگیر واداشت. اما سرآغاز اصلی درگیری کتاب شبلی شُمَیِّل بود که در ۱۸۸۴م درآمد. کتابی ترجمه شده از لودویک بوخنر آلمانی در شش مقاله که نوعی انگیزه مادیگرایانه داشت: تَعریب لِشرح بُخنِر علی مذهب داروین. بعدها در میان ترکان عثمانی هم کتابی دیگر از او به نوعی چالشبرانگیز شد که به ترکی 《ماده و قُوَّت》 خوانده میشد. خواستم بگویم بروز سوءفهم درباره داروین در جهان اسلام ارتباط مستقیم و معناداری با آثار بوخنر داشته و دارد که در جای خودش با اسناد مفصل ارائه خواهم کرد. باری، این دعواها ادامه داشت در حالی که هیچیک از کتابهای داروین در دست نبود و همه نقدها از روی گزارشهای دستچندم سامان مییافت. تا اینکه اسماعیل مَظهَر پا در میدان نهاد و متاثر از کتاب شمیل که در ۱۹۱۰م دوباره به شکلی مفصلتر(با عنوان فلسفه النشوء والارتقاء) چاپ شده بود قرار گرفت و بر آن شد تا کتاب داروین را ترجمه کند. او در سال ۱۹۱۸م/۱۳۳۸ق/۱۲۹۷ش کتاب را با عنوان معروف《اصل الانواع》که البته شکل کوتاهشده نام اصلی است، با مقدمهای نسبتاً مفصل، در پنج فصل به جامه عربی درآورد. خودش در افتتاح کلام گفته است که شاکله و چارچوب اصلی نظریه داروین در این پنج فصل دستیاب است و بنابراین میتواند خواننده را به هدف برساند. در مقدمه نیز کوشیده تا نشان دهد نظریه داروین در میان مسلمانان ریشه دارد و چیز جدیدی نیست، هرچند داروین زحمات زیادی کشیده است. البته مظهر تا زمانی که زنده بود کوشید تا ترجمه کامل، یعنی پانزده فصلی، از کتاب را آماده کند اما این آرزو بر باد رفت و کار ترجمه را دوستش ادامه داد. باری، این ترجمه تقریباً در همه گوشه و کنار سرزمینهای اسلامی سفر کرد و خوانده شد و مبنایی برای داوریهای بعدی قرار گرفت. در جای خودش (مجله تاریخ علم دانشگاه تهران) نشان دادهام که تاثیر این کتاب بر ترجمههای فارسی چقدر بوده است. این را نوشتم که بگویم در فهم تاریخیمان از نظریه تکامل 《نخستینها》 که متنی را پرداخته، برگردانده یا برایمان معنا کردهاند پراهمیتاند و درک آنها در رودِ زمان جاری شده و بر سرِ ما ریخته است.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CFksCtoJbdM/?igshid=y3rbu5lltkxp
Instagram
@m.masoumi92
《نخستینها》
داستان نخستین ترجمه
نام داروین در جهان مسلمانان، ترک و عرب و فارس، با مجلات علمی عربی و ترکی وارد شد؛ توضیحاتی که متفکران و روشنفکران عمدتاً فرنگرفته و زباندان جسته و گریخته از اندیشههای داروین بازتاب میدادند. از همان اوان هم واکنشهای مختلفی…
داستان نخستین ترجمه
نام داروین در جهان مسلمانان، ترک و عرب و فارس، با مجلات علمی عربی و ترکی وارد شد؛ توضیحاتی که متفکران و روشنفکران عمدتاً فرنگرفته و زباندان جسته و گریخته از اندیشههای داروین بازتاب میدادند. از همان اوان هم واکنشهای مختلفی…
Forwarded from مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران
📣 به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، کلاسهای آزاد موسسه از 13 مهرماه 1399 از سر گرفته خواهد شد. علاقهمندان میتوانند با مراجعه به وبسایت آموزش موسسه در این کلاسها ثبت نام کنند.
🖌 این کلاسها به دو صورت مجازی و مجازی-حضوری برگزار میشود و هر دوره شامل 16 جلسه میباشد. پرواضح است که به منظور رعایت پروتکلهای بهداشتی تنها تعداد محدودی از شرکتکنندگان میتوانند به صورت حضوری ثبتنام کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام به وبسایت زیر مراجعه کنید:
https://lms.irip.ac.ir/
@hekmatfalsafe
🖌 این کلاسها به دو صورت مجازی و مجازی-حضوری برگزار میشود و هر دوره شامل 16 جلسه میباشد. پرواضح است که به منظور رعایت پروتکلهای بهداشتی تنها تعداد محدودی از شرکتکنندگان میتوانند به صورت حضوری ثبتنام کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام به وبسایت زیر مراجعه کنید:
https://lms.irip.ac.ir/
@hekmatfalsafe
Forwarded from 《درباره داروین》
بسی رنج بردم در این سال ده!
سال دوم دبیرستان بودم که نام داروین را در کتاب زیستشناسی دیدم. در دانشگاه هم درس تکامل را که جزو دروس اختیاری بود عمداً برداشتم تا ببینم چه چیزی بر دادههای قبلی خواهم افزود. همان درس باعث شد به این پرسش برخورد کنم که موضع ایرانیان و درک آنها از این نظریه چقدر و چطور بوده است. گام اول جمعآوری منابعی به زبان فارسی بود که ابتدا گمان میکردم حداکثر چهل-پنجاه جلد بشود اما اکنون بیش از چهارصد عنوان کتاب را از دوره قاجار تا کنون فهرست کرده و اغلب تهیه کردهام. خریدن چنین کتابهایی که هم از سال انتشارشان گذشته و هم موضوع و محتوای حساسیتبرانگیزی دارد، کار آسانی نیست و جسم و جان را میفرساید. اکنون میتوانم ادعا کنم که مجموعه گردآمده کمیاب است اگر مسامحتاً نگویم نایاب! باری، همزمان با تهیه اسناد کار خواندن و یادداشت برداشتن را شروع کردم و چهها که ندیدم و نیافتم. همه ذوق و شوقم در این بیش از یک دهه که متمرکز بر این حوزه هستم جستوجو و کاوش در اسنادی بوده که به نحوی به داروین در جهان اسلام و ایران ربط پیدا میکند؛ اسناد مکتوب و غیرمکتوب؛ فارسی و عربی و ترکی و انگلیسی و ... . حاصل این خواندنها و نبشتنها تاکنون چند مقاله علمی چاپ شده و دو کتاب در دست انتشار و چند یادداشت و سخنرانی و گفتوگو بوده است. اما دغدغه اصلی و دیگرم که همچنان باقی مانده بود اینکه بتوانم این دادهها را به شکل درس مستمر در اختیار علاقهمندان قرار دهم، دانشجویانی که بارها تمایلشان را برای دانستن تاریخ نظریه داروین در ایران ابراز کرده بودند. مثلاً دو-سه ماه پیش که به شکل وبینار بخشی از این موضوع گسترده را برای دانشجویان زیستشناسی یکی از دانشگاههای معتبر کشورمان ارائه دادم، گمان نمیکردم موضوعات تاریخی که به خشکی و سردی معروفاند، برای آنها جذاب و گیرا باشد. البته پیش از آن هم جسته و گریخته در همایشها این ابراز میل را دیده بودم. الغرض، با لطف فرهیختگان موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران قرار است در ترم پیشِ رو درسی را با عنوان 《رهیافتی تاریخی به نظریه تکامل در جهان اسلام》 ارائه کنم و در آن قصد دارم داشتهها و یافتههای دهسالهام را به شکلی نظاممند به علاقهمندان تقدیم کنم. امیدوارم بتوانم آنچنانکه میزیبد این درس را که تاکنون بدین شکل در نظام دانشگاهی عرضه نشده، ارائه و عرضه کنم تا مقبول طبع اهل فکر و فرهنگ افتد. ایدون بادا!
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CFzloX6JNU1/?igshid=1vx1z8udj77at
سال دوم دبیرستان بودم که نام داروین را در کتاب زیستشناسی دیدم. در دانشگاه هم درس تکامل را که جزو دروس اختیاری بود عمداً برداشتم تا ببینم چه چیزی بر دادههای قبلی خواهم افزود. همان درس باعث شد به این پرسش برخورد کنم که موضع ایرانیان و درک آنها از این نظریه چقدر و چطور بوده است. گام اول جمعآوری منابعی به زبان فارسی بود که ابتدا گمان میکردم حداکثر چهل-پنجاه جلد بشود اما اکنون بیش از چهارصد عنوان کتاب را از دوره قاجار تا کنون فهرست کرده و اغلب تهیه کردهام. خریدن چنین کتابهایی که هم از سال انتشارشان گذشته و هم موضوع و محتوای حساسیتبرانگیزی دارد، کار آسانی نیست و جسم و جان را میفرساید. اکنون میتوانم ادعا کنم که مجموعه گردآمده کمیاب است اگر مسامحتاً نگویم نایاب! باری، همزمان با تهیه اسناد کار خواندن و یادداشت برداشتن را شروع کردم و چهها که ندیدم و نیافتم. همه ذوق و شوقم در این بیش از یک دهه که متمرکز بر این حوزه هستم جستوجو و کاوش در اسنادی بوده که به نحوی به داروین در جهان اسلام و ایران ربط پیدا میکند؛ اسناد مکتوب و غیرمکتوب؛ فارسی و عربی و ترکی و انگلیسی و ... . حاصل این خواندنها و نبشتنها تاکنون چند مقاله علمی چاپ شده و دو کتاب در دست انتشار و چند یادداشت و سخنرانی و گفتوگو بوده است. اما دغدغه اصلی و دیگرم که همچنان باقی مانده بود اینکه بتوانم این دادهها را به شکل درس مستمر در اختیار علاقهمندان قرار دهم، دانشجویانی که بارها تمایلشان را برای دانستن تاریخ نظریه داروین در ایران ابراز کرده بودند. مثلاً دو-سه ماه پیش که به شکل وبینار بخشی از این موضوع گسترده را برای دانشجویان زیستشناسی یکی از دانشگاههای معتبر کشورمان ارائه دادم، گمان نمیکردم موضوعات تاریخی که به خشکی و سردی معروفاند، برای آنها جذاب و گیرا باشد. البته پیش از آن هم جسته و گریخته در همایشها این ابراز میل را دیده بودم. الغرض، با لطف فرهیختگان موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران قرار است در ترم پیشِ رو درسی را با عنوان 《رهیافتی تاریخی به نظریه تکامل در جهان اسلام》 ارائه کنم و در آن قصد دارم داشتهها و یافتههای دهسالهام را به شکلی نظاممند به علاقهمندان تقدیم کنم. امیدوارم بتوانم آنچنانکه میزیبد این درس را که تاکنون بدین شکل در نظام دانشگاهی عرضه نشده، ارائه و عرضه کنم تا مقبول طبع اهل فکر و فرهنگ افتد. ایدون بادا!
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/CFzloX6JNU1/?igshid=1vx1z8udj77at
Instagram
محمد معصومی
بسی رنج بردم در این سال ده! سال دوم دبیرستان بودم که نام داروین را در کتاب زیستشناسی دیدم. در دانشگاه هم درس تکامل را که جزو دروس اختیاری بود عمداً برداشتم تا ببینم چه چیزی بر دادههای قبلی خواهم افزود. همان درس باعث شد به این پرسش برخورد کنم که موضع ایرانیان…
《درباره داروین》
بسی رنج بردم در این سال ده! سال دوم دبیرستان بودم که نام داروین را در کتاب زیستشناسی دیدم. در دانشگاه هم درس تکامل را که جزو دروس اختیاری بود عمداً برداشتم تا ببینم چه چیزی بر دادههای قبلی خواهم افزود. همان درس باعث شد به این پرسش برخورد کنم که موضع ایرانیان…
جناب آقای معصومی تلاشهای جنابعالی در تابانیدن نوری بر تاریکی های دهلیز پرپیچ و خم و پر از بیم و امید رشد اندیشه تکاملی در ایران ستوندنیست.
خبرهای تکاملی
جناب آقای معصومی تلاشهای جنابعالی در تابانیدن نوری بر تاریکی های دهلیز پرپیچ و خم و پر از بیم و امید رشد اندیشه تکاملی در ایران ستوندنیست.
سلام و درود جناب آقای دکتر وهابزاده فرهیخته
از ابراز لطف و محبت و نوازش حضرتعالی بسیار سپاسگزارم و امیدوارم چنان باشد که شما فرمودید.⚘
از ابراز لطف و محبت و نوازش حضرتعالی بسیار سپاسگزارم و امیدوارم چنان باشد که شما فرمودید.⚘
Frans de Waal, “Mama’s Last Hug: Animal Emotions and What They Tell Us about Ourselves” (Norton, 2019) | New Books Network
https://newbooksnetwork.com/frans-de-waal-mamas-last-hug-animal-emotions-and-what-they-tell-us-about-ourselves-norton-2019/
https://newbooksnetwork.com/frans-de-waal-mamas-last-hug-animal-emotions-and-what-they-tell-us-about-ourselves-norton-2019/
New Books Network
Frans de Waal, “Mama’s Last Hug: Animal Emotions and What They Tell Us about Ourselves” (Norton, 2019)
Mama’s Last Hug: Animal Emotions and What They Tell Us about Ourselves (W. W. Norton & Company) is a fascinating exploration of the rich emotional lives of animals, beginning with Mama, a…