خبرهای تکاملی
خیلی ممنون آقای دکتر معصومی ... استفاده کردیم
سلام و درود جناب آقای دکتر ندرلوی عزیز و فرهیخته
خواهش میکنم، نظر لطف شما است.
خواهش میکنم، نظر لطف شما است.
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
پاسخ_هیجانی_به_قصهها،_رویکردی_تکاملی_1.mp3
23.7 MB
در بخش نخست مقاله "پاسخ هیجانی به قصهها: رویکردی تکاملی" که در هندبوک راتلج در تکامل و فلسفه آمده است هیلن دی کروز و یوهان دسمیت دو قرائت از 'پارادوکس قصه' را معرفی میکنند و به دو پرسش میپردازند:
چطور ممکن است نسبت به سرنوشت شخصیتی مانند آنا کارنینا که میدانیم وجود ندارد واکنش هیجانی نشان دهیم؟
و آیا بروز چنین واکنشی معقول است؟
زمان: 25 دقیقه
@evophilosophy
هادی صمدی
چطور ممکن است نسبت به سرنوشت شخصیتی مانند آنا کارنینا که میدانیم وجود ندارد واکنش هیجانی نشان دهیم؟
و آیا بروز چنین واکنشی معقول است؟
زمان: 25 دقیقه
@evophilosophy
هادی صمدی
Forwarded from نشرنو
«تکامل شگفتانگیز» منتشر شد!
□ سفری شگفتانگیز در تاریخ زمین
چرا زرافه گردنی به این درازی دارد؟
چه چیزی باعث میشود که یک ماهی ماهی به شمار بیاید؟
بخشی از جانداران کِی و چرا به دریا رفتند؟
سنگواره چیست و چه معنایی دارد؟
دایناسورها چگونه به وجود آمدند و چگونه نابود شدند؟
بخشی از جانداران کِی و چرا از آب به خشکی آمدند؟
چگونه ممکن است تمام جانداران، از گیاهان، باکتریها و قارچها گرفته تا سنجاقک، هشتپا و انسان با هم خویشاوند باشند؟
پاسخ این پرسشها و بسیاری از پرسشهای دیگر دربارۀ حیات روی زمین در «تکامل» است.
این کتاب شما را به سفری شگفتانگیز در تاریخ زمین میبرد و شما را با گذشتهٔ جاندارانی آشنا میکند که بیشترشان را دیدهاید و تعدادیشان را ندیدهاید. این کتاب به شما میگوید که تکامل چیست، چگونه عمل میکند و چه کسی اسرار آن را کشف کرد. و سفر دور و دراز حیات را نشانتان میدهد؛ از نخستین جانداران سادهای که ۸/۳ میلیارد سال پیش پدید آمدند تا انسانریختهای سخنگوی اعجابانگیزی که امروزه در سیارۀ زمین ساکناند، و انسان نامیده میشوند!
✍️ تحریریهٔ نشر نو
□ تکامل شگفتانگیز؛ سفر حیات | آنا کلیبورن | ترجمهٔ کاوه فیضاللهی | چاپ اول، ۱۳۹۹، رقعی، شومیز، رنگی، ۸۸ صفحه، ۳۷۰۰۰ تومان
خرید و ارسال رایگان:
https://bit.ly/3knVYQp
@nashrenow | www.nashrenow.com
□ سفری شگفتانگیز در تاریخ زمین
چرا زرافه گردنی به این درازی دارد؟
چه چیزی باعث میشود که یک ماهی ماهی به شمار بیاید؟
بخشی از جانداران کِی و چرا به دریا رفتند؟
سنگواره چیست و چه معنایی دارد؟
دایناسورها چگونه به وجود آمدند و چگونه نابود شدند؟
بخشی از جانداران کِی و چرا از آب به خشکی آمدند؟
چگونه ممکن است تمام جانداران، از گیاهان، باکتریها و قارچها گرفته تا سنجاقک، هشتپا و انسان با هم خویشاوند باشند؟
پاسخ این پرسشها و بسیاری از پرسشهای دیگر دربارۀ حیات روی زمین در «تکامل» است.
این کتاب شما را به سفری شگفتانگیز در تاریخ زمین میبرد و شما را با گذشتهٔ جاندارانی آشنا میکند که بیشترشان را دیدهاید و تعدادیشان را ندیدهاید. این کتاب به شما میگوید که تکامل چیست، چگونه عمل میکند و چه کسی اسرار آن را کشف کرد. و سفر دور و دراز حیات را نشانتان میدهد؛ از نخستین جانداران سادهای که ۸/۳ میلیارد سال پیش پدید آمدند تا انسانریختهای سخنگوی اعجابانگیزی که امروزه در سیارۀ زمین ساکناند، و انسان نامیده میشوند!
✍️ تحریریهٔ نشر نو
□ تکامل شگفتانگیز؛ سفر حیات | آنا کلیبورن | ترجمهٔ کاوه فیضاللهی | چاپ اول، ۱۳۹۹، رقعی، شومیز، رنگی، ۸۸ صفحه، ۳۷۰۰۰ تومان
خرید و ارسال رایگان:
https://bit.ly/3knVYQp
@nashrenow | www.nashrenow.com
Telegram
attach 📎
○ عنوان فارسی: پدرم چارلز داروین
○ مترجم: راضیه حسینی
○ ناشر:
○ وضعیت ترجمه: شروع به ترجمه
توضیح: خاطرات فرانسیس داروین، پسر چارلز داروین از پدرش بخشی از کتاب Life and Letters of Charles Darwin را تشکیل میدهد. زندگی نامه خودنوشت داروین و منتخبی از نامه های او نیز که بخش های دیگر این کتابند به عنوان کتاب های مستقل در دست انتشارند.
○ مترجم: راضیه حسینی
○ ناشر:
○ وضعیت ترجمه: شروع به ترجمه
توضیح: خاطرات فرانسیس داروین، پسر چارلز داروین از پدرش بخشی از کتاب Life and Letters of Charles Darwin را تشکیل میدهد. زندگی نامه خودنوشت داروین و منتخبی از نامه های او نیز که بخش های دیگر این کتابند به عنوان کتاب های مستقل در دست انتشارند.
Forwarded from کافه سینما
«در صداوسیما، استفاده از واژهی "تکامل" ممنوع است، چون میگویند نظریه داروین است»!/ گفتگوی نصرالله مدقالچی، استاد باسابقهی دوبله را بخوانید
در این لینک بخوانید:
http://cffe.ir/QIU
@caffecinemacom
در این لینک بخوانید:
http://cffe.ir/QIU
@caffecinemacom
کافهسینما
«در صداوسیما، استفاده از واژهی تکامل ممنوع است، چون میگویند نظریه داروین است»!/ گفتگوی نصرالله مدقالچی، استاد باسابقهی دوبله…
دوبله ایران همچنان بر شانه غولهایی ایستاده که با دوبلههای ماندگار خود کاری کردهاند که با وجود همه سانسورها، باز نسخه دوبله فیلمهای خارجی بهاندازه نسخههای اصل، مخاطب دارد. یهگزارش سینماروزان، با وجود توانایی دوبلورهای حرفهای، اوضاع اقتصادی دوبلورهای…
Forwarded from نشر اختران
منتشر شد
ژن خودخواه (ویراست چهلمین سالگرد انتشار)ـ نویسنده: پروفسور ریچارد داکینز ـ مترجم: دکتر شهلا باقری ـ قطع رقعی ـ ۵۸۱ صفحه ـ ۷۰۰۰۰ تومان
چاپ نخست ژن خودخواه در ۱۹۷۶، موجى از هیجان در میان زیستشناسان و مردم عادى برانگیخت. نگاه شفاف داکینز، از دیدگاه ژن به حیات، در نثرى روشن و رسا، خطوط فکرى مختلف دربارۀ چیستى انتخاب طبیعى را چنان در یک چهارچوب مفهومى قرار داد که به منبع باارزشى براى درک جنبههاى مختلف تکامل تبدیل شد. مهر تأیید زمان را بر آن مىتوان دید. بسیارى ژن خودخواه را بهخاطر قوت مطالب علمى و زبان غیرفنىاش، شاهکار نگارش علمى دانستهاند، و مطالب آن امروز هم، همانند زمان انتشارش، تازه و معتبر است.
«این کتاب را همه مىتوانند و باید بخوانند. استادانه نماى جدیدى از نظریه تکامل در آن توصیف شده است.»
ویلیام همیلتون، مجله ساینس
«متنى است عالمانه، با نگارشى هوشمندانه و شیوا... فوقالعاده خوب... »
سِر پیتر مداوار، مجله اسپکتتر
ژن خودخواه (ویراست چهلمین سالگرد انتشار)ـ نویسنده: پروفسور ریچارد داکینز ـ مترجم: دکتر شهلا باقری ـ قطع رقعی ـ ۵۸۱ صفحه ـ ۷۰۰۰۰ تومان
چاپ نخست ژن خودخواه در ۱۹۷۶، موجى از هیجان در میان زیستشناسان و مردم عادى برانگیخت. نگاه شفاف داکینز، از دیدگاه ژن به حیات، در نثرى روشن و رسا، خطوط فکرى مختلف دربارۀ چیستى انتخاب طبیعى را چنان در یک چهارچوب مفهومى قرار داد که به منبع باارزشى براى درک جنبههاى مختلف تکامل تبدیل شد. مهر تأیید زمان را بر آن مىتوان دید. بسیارى ژن خودخواه را بهخاطر قوت مطالب علمى و زبان غیرفنىاش، شاهکار نگارش علمى دانستهاند، و مطالب آن امروز هم، همانند زمان انتشارش، تازه و معتبر است.
«این کتاب را همه مىتوانند و باید بخوانند. استادانه نماى جدیدى از نظریه تکامل در آن توصیف شده است.»
ویلیام همیلتون، مجله ساینس
«متنى است عالمانه، با نگارشى هوشمندانه و شیوا... فوقالعاده خوب... »
سِر پیتر مداوار، مجله اسپکتتر
Forwarded from کتابهای در دستِ ترجمۀ حوزۀ فلسفه
○ عنوان انگلیسی اثر:
Darwin's Dangerous Idea: Evolution and the Meanings of Life
○ عنوان فارسی: ایده خطرناک داروین: تکامل و معنای زندگی
○ نویسنده: Daniel C. Dennett
○ ناشر اصلی: پنگوئن
○ مترجم: دکتر احسان شاهقاسمی
○ ناشر: لوگوس
○ وضعیت ترجمه: در حال ترجمه
@preparing
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/_preparing/
Darwin's Dangerous Idea: Evolution and the Meanings of Life
○ عنوان فارسی: ایده خطرناک داروین: تکامل و معنای زندگی
○ نویسنده: Daniel C. Dennett
○ ناشر اصلی: پنگوئن
○ مترجم: دکتر احسان شاهقاسمی
○ ناشر: لوگوس
○ وضعیت ترجمه: در حال ترجمه
@preparing
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/_preparing/
Forwarded from ✨️مدارس میان رشته ای
🔰🔰🔰
🔸«مدارس میان رشته ای» برگزار می کند:
🔹 دوره مجازی پاییز و زمستانی «رایانش تکاملی و محاسبات زیستی»
👤 با حضور دکتر محمد صنیعی آباده
📅 چهارشنبهها، به مدت ده هفته، از 7 آبان تا 10 دی ماه 99
⏳ از ساعت 🕠 17:30 تا 🕖 19
🔴 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
🆔 @IDSchools
🔸«مدارس میان رشته ای» برگزار می کند:
🔹 دوره مجازی پاییز و زمستانی «رایانش تکاملی و محاسبات زیستی»
👤 با حضور دکتر محمد صنیعی آباده
📅 چهارشنبهها، به مدت ده هفته، از 7 آبان تا 10 دی ماه 99
⏳ از ساعت 🕠 17:30 تا 🕖 19
🔴 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
🆔 @IDSchools
Forwarded from انتشارات کتاب طه
🔻معرفی کتاب تکامل، تصادف، و خدا انتشارات کتاب طه، در خبرگزاری مهر
نویسنده کتاب کتابِ تکامل، تصادف، و خدا: فهم نسبت میان تکامل و دین میکوشد با تحلیل مفهوم «تصادف»، طرز تفکر تازهای درباره رابطه دین و تکامل به دست دهد. او ضمن پذیرشِ با قید و شرط نظریه تکامل، به بررسی و نقد این مدعای تکاملگرایان میپردازد که فرآیند تکامل حاوی عناصر فراوانی از تصادف و اتفاق است. او نشان میدهد که تکامل اولاً نه تصادفی عمل میکند و نه حاوی عنصری از تصادف است، ثانیاً رو به سوی غایات و هدفهایی دارد...
ادامه در اینجا بخوانید👇
https://www.mehrnews.com/news/5005439/
☎️تلفن و پیامک و واتساپ: 09100943413
کتابسرای طه: 02537848326
🔹سفارش در تلگرام: @taha_admin1
🔹ما را در اینستاگرام دنبال کنید:
🔺instagram.com/ketabtaha
🔹خرید اینترنتی:
www.ketabtaha.com
🔹برای دوستان خود ارسال کنید:👇
🔺https://t.me/joinchat/AAAAAEGVf3D44NDEWP6-1w
نویسنده کتاب کتابِ تکامل، تصادف، و خدا: فهم نسبت میان تکامل و دین میکوشد با تحلیل مفهوم «تصادف»، طرز تفکر تازهای درباره رابطه دین و تکامل به دست دهد. او ضمن پذیرشِ با قید و شرط نظریه تکامل، به بررسی و نقد این مدعای تکاملگرایان میپردازد که فرآیند تکامل حاوی عناصر فراوانی از تصادف و اتفاق است. او نشان میدهد که تکامل اولاً نه تصادفی عمل میکند و نه حاوی عنصری از تصادف است، ثانیاً رو به سوی غایات و هدفهایی دارد...
ادامه در اینجا بخوانید👇
https://www.mehrnews.com/news/5005439/
☎️تلفن و پیامک و واتساپ: 09100943413
کتابسرای طه: 02537848326
🔹سفارش در تلگرام: @taha_admin1
🔹ما را در اینستاگرام دنبال کنید:
🔺instagram.com/ketabtaha
🔹خرید اینترنتی:
www.ketabtaha.com
🔹برای دوستان خود ارسال کنید:👇
🔺https://t.me/joinchat/AAAAAEGVf3D44NDEWP6-1w
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
از سوی انتشارات کتاب طه؛ کتاب «تکامل، تصادف، و خدا: فهم نسبت میان تکامل و دین» منتشر شد
کتاب «تکامل، تصادف، و خدا: فهم نسبت میان تکامل و دین» تألیف برندن سوییتمن با ترجمه علی شهبازی به همت نشر کتاب طه منتشر شد.
تجاوز و اجبار جنسی
روان شناسی تکاملی، به لطف محققانِ حقوقی همچون اوِن جونز (1999) و پژوهشگرانی همچون رَندی تورنهیل و کرِیگ پالمر (2000)، گاتشال ها (2003)، مک کیبین و همکاران (فصل ششم همین کتاب) و سایرین، درک ما از پدیده ی تجاوز را ارتقا داده است. اکنون می توانیم منطقِ سازشیِ (adaptive) تجاوز را بیش از هر جرم دیگری، تشخیص دهیم.
یکی از وظایف من انجام ارزیابی های جنایی در یک مرکز سلامت روان محلی است. در طول چند ماه، دو نفر متهم به تجاوز شدند، و برای هر دو دستور ارزیابی داده شد. هر دو مورد غیر عادی بود، به طوریکه مشابه آن را به عمرم ندیده بودم، و این که همزمان با هم اتفاق افتادند بطور خاصی تعجب آور بود.
رخدادهای هر دو پرونده تقریباً یکسان بود. هر دو متهم، زن جوان تنهایی را که برایشان غریبه بود تا درب خانه اش تعقیب کرده، به زور وارد شده و به او تجاوز کرده بودند. از آنجایکه تجاوز در شب رخ داده بود، هیچیک از دو زن نمی توانست توصیف روشنی از متجاوز بدهد یا اینکه در بین عکسها او را تشخیص داده یا جزئیات کافی برای رسم تصویری تقریبی ارائه دهد. با این حال، این موارد دیگر لزومی نداشت: ظرف چند هفته پس از ارتکاب تجاوز، مجرمان به آپارتمانِ قربانیِ خود بازگشته، در زدند و از قربانی شان مودبانه درخواست برقراری رابطه کردند. این منجر به تشخیص هویت، اعتراف و محکومیت هر دو نفر شد. هیچیک از این دو مرد آسیب روانی مهم و قابل تشخیصی نداشت. آن دو به راستی تصوری از آسیبی که تجاوزشان ایجاد کرده بود نداشتند و واقعاً فکر می کردند قربانی شان احتمالاً این تجربه را لذت بخش یافته و ممکن است علاقمند به برقراری رابطه باشد. خود فریبیِ آنها در بیرحمی و حماقت خیره کننده بود.
در آن ارزیابی ها، آموزش های قبلیِ من به کار آمدند. برای هر دو مورد، به این نتیجه گیری رسیدم که متهم مبتلا به هیچ آسیب روانی قابل توجهی نبوده و هیچیک از دو پرونده توضیحی پذیرفتنی نداشت.
دیدگاه سنتی (که آسیب روانی، رابطه ی علّی کلی یا جزئی با تجاوز دارد) آنقدر در سیستم ما ریشه دار است که پرونده ی ذیل برای من فرستاده شد. مرد جوانی به نام جان، بدون هیچ سابقه ی رشدیِ غیرعادی، به شارلوتزویل در ویرجینیا نقل مکان می کند. او در خانواده ای عادی به دنیا آمده و تحصیل کرده بود. پس از دو سال دانشگاه را رها می کند. کمی پیش از آنکه در شارلوتزویل (که شهری دانشگاهی است) مستقر شود، دوست دختر قدیمی ش او را ترک می کند. جان شغلی در یک پیتزافروشی که پایین تر از سطح توان ذهنی اش است می یابد. همکارانش آنجا سور و سات شبانه ی مفصلی داشتند. جان غالباً پس از بسته شدن رستوران به طور افراطی می نوشید.
در یکی از این شب ها، جان قصد داشت برای نوشیدنِ آخر شب چند نفر از دوستانش را ببیند. قبل از رانندگی به محل قرار، شروع به نوشیدن کرد. پس از اینکه به بارِ محل قرار رسید و آنها را آنجا ندید تصمیم گرفت به دنبالشان برود. اول به آپارتمان یکی از دوستان رفت، ولی او آنجا نبود. امّا دوست دخترِ آن دوست که با کودک خردسالشان در منزل بود به جان گفت که شریک زندگی اش، یعنی دوستِ عرق خوریِ جان، برای تفریح بیرون رفته است. جان مست بود. زن را به زور به طبقه ی بالا برد و درحالیکه زن برای محافظت از پسر کوچکش، روی تخت بدن خود را بر روی او حایل کرده بود، به مادر جوان تجاوز کرد؛ و سپس گریخت. جان بعد تر به من گفت که بلافاصله متوجه عملش شده و احساس شرم و گناه شدیدی کرده است. او با اتوموبیل خود به سمت ریچموند که در 60 مایلی شرق شارلوتزویل قرارداشت گریخت. ندامتِ شدید باعث شد به شانه ی خاکی جاده بین ایالتی رفته و در آنجا توقف کند. تصمیم گرفت خودش را معرفی کند و با پلیس تماس گرفت.
در دادرسی مقدماتی، قاضی حیرت زده بود و بر اینکه جان باید مشکل بسیار وخیمی داشته باشد پافشاری می کرد. او تأکید می کرد، فقط مردی بسیار بیمار ممکن است دست به تجاوز به دوست دخترِ دوستش درحضور فرزندش بزند؛ دوستی که به زحمت می شناخت و ظاهراً خصومتی هم با او نداشت. پس پیش از اینکه وکیل مدافع درخواست ارزیابیِ روانپزشکی کند، قاضی خود دستور آن را صادر کرد.
جان دچار هیچ نوع بیماری روانی مهم یا اختلال شخصیتی نبود و بنابراین هیچ بیماری روانی مهم یا اختلال شخصیتی نیز در او تشخیص داده نشد. او به خاطر آورد قربانی را تنها یکبار قبل از تجاوز دیده است ولی جزئیات آن موقعیت برایش روشن نبود. به یاد آورد وقتی او را دیده بود به نظرش جذاب آمده بود، امّا تاکید کرد این جذابیت تأثیر زیاد یا بلند مدتی نداشته. ارزیابی، شواهدی به دست داد که گویای آن بود جان احتمالاً در زمان ارتکاب جرم دچار افسردگی بوده و احساس می کرده زندگی اش در سراشیبی قرار دارد. امّا در زمان ارزیابی، اتهامات و زندگی در زندان او را کاملاً دچار افسردگی کرده بود. تعیینِ سطح افسردگی، پیش از تجاوز کار دشواری بود. جان از زیاده روی اش در نوشید
روان شناسی تکاملی، به لطف محققانِ حقوقی همچون اوِن جونز (1999) و پژوهشگرانی همچون رَندی تورنهیل و کرِیگ پالمر (2000)، گاتشال ها (2003)، مک کیبین و همکاران (فصل ششم همین کتاب) و سایرین، درک ما از پدیده ی تجاوز را ارتقا داده است. اکنون می توانیم منطقِ سازشیِ (adaptive) تجاوز را بیش از هر جرم دیگری، تشخیص دهیم.
یکی از وظایف من انجام ارزیابی های جنایی در یک مرکز سلامت روان محلی است. در طول چند ماه، دو نفر متهم به تجاوز شدند، و برای هر دو دستور ارزیابی داده شد. هر دو مورد غیر عادی بود، به طوریکه مشابه آن را به عمرم ندیده بودم، و این که همزمان با هم اتفاق افتادند بطور خاصی تعجب آور بود.
رخدادهای هر دو پرونده تقریباً یکسان بود. هر دو متهم، زن جوان تنهایی را که برایشان غریبه بود تا درب خانه اش تعقیب کرده، به زور وارد شده و به او تجاوز کرده بودند. از آنجایکه تجاوز در شب رخ داده بود، هیچیک از دو زن نمی توانست توصیف روشنی از متجاوز بدهد یا اینکه در بین عکسها او را تشخیص داده یا جزئیات کافی برای رسم تصویری تقریبی ارائه دهد. با این حال، این موارد دیگر لزومی نداشت: ظرف چند هفته پس از ارتکاب تجاوز، مجرمان به آپارتمانِ قربانیِ خود بازگشته، در زدند و از قربانی شان مودبانه درخواست برقراری رابطه کردند. این منجر به تشخیص هویت، اعتراف و محکومیت هر دو نفر شد. هیچیک از این دو مرد آسیب روانی مهم و قابل تشخیصی نداشت. آن دو به راستی تصوری از آسیبی که تجاوزشان ایجاد کرده بود نداشتند و واقعاً فکر می کردند قربانی شان احتمالاً این تجربه را لذت بخش یافته و ممکن است علاقمند به برقراری رابطه باشد. خود فریبیِ آنها در بیرحمی و حماقت خیره کننده بود.
در آن ارزیابی ها، آموزش های قبلیِ من به کار آمدند. برای هر دو مورد، به این نتیجه گیری رسیدم که متهم مبتلا به هیچ آسیب روانی قابل توجهی نبوده و هیچیک از دو پرونده توضیحی پذیرفتنی نداشت.
دیدگاه سنتی (که آسیب روانی، رابطه ی علّی کلی یا جزئی با تجاوز دارد) آنقدر در سیستم ما ریشه دار است که پرونده ی ذیل برای من فرستاده شد. مرد جوانی به نام جان، بدون هیچ سابقه ی رشدیِ غیرعادی، به شارلوتزویل در ویرجینیا نقل مکان می کند. او در خانواده ای عادی به دنیا آمده و تحصیل کرده بود. پس از دو سال دانشگاه را رها می کند. کمی پیش از آنکه در شارلوتزویل (که شهری دانشگاهی است) مستقر شود، دوست دختر قدیمی ش او را ترک می کند. جان شغلی در یک پیتزافروشی که پایین تر از سطح توان ذهنی اش است می یابد. همکارانش آنجا سور و سات شبانه ی مفصلی داشتند. جان غالباً پس از بسته شدن رستوران به طور افراطی می نوشید.
در یکی از این شب ها، جان قصد داشت برای نوشیدنِ آخر شب چند نفر از دوستانش را ببیند. قبل از رانندگی به محل قرار، شروع به نوشیدن کرد. پس از اینکه به بارِ محل قرار رسید و آنها را آنجا ندید تصمیم گرفت به دنبالشان برود. اول به آپارتمان یکی از دوستان رفت، ولی او آنجا نبود. امّا دوست دخترِ آن دوست که با کودک خردسالشان در منزل بود به جان گفت که شریک زندگی اش، یعنی دوستِ عرق خوریِ جان، برای تفریح بیرون رفته است. جان مست بود. زن را به زور به طبقه ی بالا برد و درحالیکه زن برای محافظت از پسر کوچکش، روی تخت بدن خود را بر روی او حایل کرده بود، به مادر جوان تجاوز کرد؛ و سپس گریخت. جان بعد تر به من گفت که بلافاصله متوجه عملش شده و احساس شرم و گناه شدیدی کرده است. او با اتوموبیل خود به سمت ریچموند که در 60 مایلی شرق شارلوتزویل قرارداشت گریخت. ندامتِ شدید باعث شد به شانه ی خاکی جاده بین ایالتی رفته و در آنجا توقف کند. تصمیم گرفت خودش را معرفی کند و با پلیس تماس گرفت.
در دادرسی مقدماتی، قاضی حیرت زده بود و بر اینکه جان باید مشکل بسیار وخیمی داشته باشد پافشاری می کرد. او تأکید می کرد، فقط مردی بسیار بیمار ممکن است دست به تجاوز به دوست دخترِ دوستش درحضور فرزندش بزند؛ دوستی که به زحمت می شناخت و ظاهراً خصومتی هم با او نداشت. پس پیش از اینکه وکیل مدافع درخواست ارزیابیِ روانپزشکی کند، قاضی خود دستور آن را صادر کرد.
جان دچار هیچ نوع بیماری روانی مهم یا اختلال شخصیتی نبود و بنابراین هیچ بیماری روانی مهم یا اختلال شخصیتی نیز در او تشخیص داده نشد. او به خاطر آورد قربانی را تنها یکبار قبل از تجاوز دیده است ولی جزئیات آن موقعیت برایش روشن نبود. به یاد آورد وقتی او را دیده بود به نظرش جذاب آمده بود، امّا تاکید کرد این جذابیت تأثیر زیاد یا بلند مدتی نداشته. ارزیابی، شواهدی به دست داد که گویای آن بود جان احتمالاً در زمان ارتکاب جرم دچار افسردگی بوده و احساس می کرده زندگی اش در سراشیبی قرار دارد. امّا در زمان ارزیابی، اتهامات و زندگی در زندان او را کاملاً دچار افسردگی کرده بود. تعیینِ سطح افسردگی، پیش از تجاوز کار دشواری بود. جان از زیاده روی اش در نوشید
ن الکل آگاه بود، امّا مسأله به همین جا ختم می شد. هیچ نشانگان دیرپای روانپزشکی، اختلال شخصیت، تنفر از زنان یا هیچیک از تبیین های معمول برای تجاوز، صادق نبود. با وجودیکه در دادگاه جان خود را گناهکار دانست، حضور کودک در زمان ارتکاب جرم باعث دریافت حکم حبسی طولانی مدت شد.
یکی از وظایف من اشتغال در کادر روانپزشکان مرکز سلامت دانشجویان دانشگاه است. در آنجا تجاوز به طرف قرار (date rape) رخدادی شایع است. یافته ی ثابت، پس از مشخص شدنِ وضعیتِ مجرم برای کارکنان مرکز سلامت روانی این است که هیچ آسیب روانی عمده یا حتی هیچ نوعِ پایداری از اختلال شخصیت در کار نیست. پس چگونه میتوان این نوع رفتار را درک کرد؟
در سال های بعد از آشنا شدنم با روان شناسی تکاملی، خوانشِ پیشینه پژوهشی و این نوع پرونده های تجاوز مرا مجاب کرد تجاوز یک سازگاری (adaptation) است، نه محصول جانبیِ پرخاشگریِ جنسیِ مردانه. مقاله ی مروریِ عالیِ اُوِن جونز (1999)، گرچه در بحث "سازگاری در مقابل محصول جانبی" بی طرف است، شواهدِ مبنی بر سازگاری بودنِ تجاوز را ارائه می دهد. کتاب رَندی تورنهیل و کرِیگ پالمر (2000) من را در مورد موضعِ تورنهیل که تجاوز محصولِ سازگاریِ روانی است متقاعد کرد. شواهد گاتشال ها (2003) مبنی بر اینکه نرخ های بارداری از تجاوز نسبت به بارداری از سکسِ رضایتمندانه افزایش یافته است، بر شواهد پیشین می افزاید. مکانیسم های تکاملیِ زنان برای اجتناب از تجاوز نشانگر آنست که تجاوز تهدیدی همیشه در کمین، در محیط های نیاکانی بوده است. اگر به اختلافِ زیاد دو جنس در سرمایه گذاریِ والدینی توجه کنیم، از اینکه نرها در گونه ی انسان، هیچ سازگاری ای برای تجاوز نمی داشتند تعجب نمی کردیم؟ اختلاف بین دو جنس در سرمایه گذاری والدینی در گونه ی ما، زمینه ی مساعدی را برای تکامل مکانیسمی به وجود آورده که پسندِ ماده را تحت الشعاع قرار می دهد.
پیامدهای این حقیقت برای ارزیابیِ فردی متهم به قتل یا تجاوز چیست؟ متخصص بالینیِ جنایی اکنون باید آسیب روانی را تنها به عنوان یکی از چندین عاملی که متهم را برای بکارگیریِ سازگاری های قتل و تجاوز تحت تأثیر قرار می دهند در نظر گیرد. حماقت، اختلالات شخصیتی، افسردگی، مصرف مواد و حتی روانپریشی ممکن است تصمیم گیری درباره ی هزینه/فایده را مختل کرده و مردی جوان همچون جان را به انجام عملی که زمانی یک رفتار سازشی بوده (یعنی تضمین بقای DNA خود به وسیله ی جماعِ اجباری با زنی که بارور بودنِ او از قبل روشن بوده) برانگیزد .
بطور خلاصه، در هر موردی که هم بیماری روانی و هم رفتار سازشی دخیل باشند، بر همگی ما که در زمینه ی روانپزشکی جنایی فعالیت داریم واجب است به بیماری به عنوان شروع کننده ی رفتاری بنگریم که در جامعه ی متمدن ما جرم محسوب می شود ولی روزگاری رفتاری سازشی به شمار می رفته است. میتوان این را به عنوان نوعی "ژن سرطان زا"ی روانی در نظر گرفت – بسیاری از افراد استعداد ژنتیکی سرطان های گوناگونی را دارند، امّا اکثر محققان اکنون دریافته اند نوعی عامل محرک و شروع کننده می تواند ژنی نرمال را به ژن سرطان زا تبدیل نموده و تقسیم سلولیِ غیر عادی را آغاز کند. رابطه ی میان آسیب روانی و رفتار سازشی نیز ممکن است به همین گونه باشد.
از مقاله دکتر اندرسن تامسن در کتاب در دست انتشار "روانشناسی جنایی تکاملی" ترجمه فرناز آل حسینی
یکی از وظایف من اشتغال در کادر روانپزشکان مرکز سلامت دانشجویان دانشگاه است. در آنجا تجاوز به طرف قرار (date rape) رخدادی شایع است. یافته ی ثابت، پس از مشخص شدنِ وضعیتِ مجرم برای کارکنان مرکز سلامت روانی این است که هیچ آسیب روانی عمده یا حتی هیچ نوعِ پایداری از اختلال شخصیت در کار نیست. پس چگونه میتوان این نوع رفتار را درک کرد؟
در سال های بعد از آشنا شدنم با روان شناسی تکاملی، خوانشِ پیشینه پژوهشی و این نوع پرونده های تجاوز مرا مجاب کرد تجاوز یک سازگاری (adaptation) است، نه محصول جانبیِ پرخاشگریِ جنسیِ مردانه. مقاله ی مروریِ عالیِ اُوِن جونز (1999)، گرچه در بحث "سازگاری در مقابل محصول جانبی" بی طرف است، شواهدِ مبنی بر سازگاری بودنِ تجاوز را ارائه می دهد. کتاب رَندی تورنهیل و کرِیگ پالمر (2000) من را در مورد موضعِ تورنهیل که تجاوز محصولِ سازگاریِ روانی است متقاعد کرد. شواهد گاتشال ها (2003) مبنی بر اینکه نرخ های بارداری از تجاوز نسبت به بارداری از سکسِ رضایتمندانه افزایش یافته است، بر شواهد پیشین می افزاید. مکانیسم های تکاملیِ زنان برای اجتناب از تجاوز نشانگر آنست که تجاوز تهدیدی همیشه در کمین، در محیط های نیاکانی بوده است. اگر به اختلافِ زیاد دو جنس در سرمایه گذاریِ والدینی توجه کنیم، از اینکه نرها در گونه ی انسان، هیچ سازگاری ای برای تجاوز نمی داشتند تعجب نمی کردیم؟ اختلاف بین دو جنس در سرمایه گذاری والدینی در گونه ی ما، زمینه ی مساعدی را برای تکامل مکانیسمی به وجود آورده که پسندِ ماده را تحت الشعاع قرار می دهد.
پیامدهای این حقیقت برای ارزیابیِ فردی متهم به قتل یا تجاوز چیست؟ متخصص بالینیِ جنایی اکنون باید آسیب روانی را تنها به عنوان یکی از چندین عاملی که متهم را برای بکارگیریِ سازگاری های قتل و تجاوز تحت تأثیر قرار می دهند در نظر گیرد. حماقت، اختلالات شخصیتی، افسردگی، مصرف مواد و حتی روانپریشی ممکن است تصمیم گیری درباره ی هزینه/فایده را مختل کرده و مردی جوان همچون جان را به انجام عملی که زمانی یک رفتار سازشی بوده (یعنی تضمین بقای DNA خود به وسیله ی جماعِ اجباری با زنی که بارور بودنِ او از قبل روشن بوده) برانگیزد .
بطور خلاصه، در هر موردی که هم بیماری روانی و هم رفتار سازشی دخیل باشند، بر همگی ما که در زمینه ی روانپزشکی جنایی فعالیت داریم واجب است به بیماری به عنوان شروع کننده ی رفتاری بنگریم که در جامعه ی متمدن ما جرم محسوب می شود ولی روزگاری رفتاری سازشی به شمار می رفته است. میتوان این را به عنوان نوعی "ژن سرطان زا"ی روانی در نظر گرفت – بسیاری از افراد استعداد ژنتیکی سرطان های گوناگونی را دارند، امّا اکثر محققان اکنون دریافته اند نوعی عامل محرک و شروع کننده می تواند ژنی نرمال را به ژن سرطان زا تبدیل نموده و تقسیم سلولیِ غیر عادی را آغاز کند. رابطه ی میان آسیب روانی و رفتار سازشی نیز ممکن است به همین گونه باشد.
از مقاله دکتر اندرسن تامسن در کتاب در دست انتشار "روانشناسی جنایی تکاملی" ترجمه فرناز آل حسینی
Forwarded from BBCPersian
🔻قرنطینه میتواند روی دوستیها اثر بگذارد
رابین دانبار، استاد روانشناسی تکاملی میگوید:" اگر برای دوستیها مایه نگذارید ممکن است به سرعت از دست بروند، شاید فقط در عرض سه ماه."
او میگوید: "فشار اجتماعی قرنطینه که امیدواریم موقتی باشد، میتواند اثراتی طولانی مدت بر بعضی از دوستیهای ما بگذارد".
پروفسور دانبار در مقالهای که در مجلهٔ انجمن سلطنتی منتشر کرده است به کندوکاو دگرگونی ارتباطات اجتماعی بر اثر قرنطینه میپردازد.
https://bbc.in/2YHpV4P
@BBCPersian
رابین دانبار، استاد روانشناسی تکاملی میگوید:" اگر برای دوستیها مایه نگذارید ممکن است به سرعت از دست بروند، شاید فقط در عرض سه ماه."
او میگوید: "فشار اجتماعی قرنطینه که امیدواریم موقتی باشد، میتواند اثراتی طولانی مدت بر بعضی از دوستیهای ما بگذارد".
پروفسور دانبار در مقالهای که در مجلهٔ انجمن سلطنتی منتشر کرده است به کندوکاو دگرگونی ارتباطات اجتماعی بر اثر قرنطینه میپردازد.
https://bbc.in/2YHpV4P
@BBCPersian
BBC News فارسی
قرنطینه میتواند روی دوستیها اثر بگذارد
رابین دانبار، استاد روانشناسی تکاملی میگوید:" اگر برای دوستیها مایه نگذارید ممکن است به سرعت از دست بروند، شاید فقط در عرض سه ماه"
بنیاد پژوهشهای پارینهسنگی دیار مهر
کنشهای این بنیاد متمرکز است بر پژوهشهای مرتبط با انسان ریختها در
دوران چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com
https://t.me/iranpalaeolithic
کنشهای این بنیاد متمرکز است بر پژوهشهای مرتبط با انسان ریختها در
دوران چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com
https://t.me/iranpalaeolithic
Telegram
بنیاد پژوهشهای پارینهسنگی دیار مهر
کنشهای این بنیاد متمرکز است بر پژوهشهای مرتبط با انسان ریختها در
دوره ی چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com
دوره ی چهارم زمینشناسی
#مجلهاینترنتیانسانریخت
ارتباط با ادمین:
@samanguran
Samangurn@gmail.com