عنوان اثر: درآمدی بر اسطوره شناسی عصبی-تکاملی
مولف: عبدالرضا ناصر مقدسی
ناشر: کرگدن
وضعیت: آماده سازی برای چاپ
مولف: عبدالرضا ناصر مقدسی
ناشر: کرگدن
وضعیت: آماده سازی برای چاپ
با سلام خدمت دوستان محترم ... در مورد واژه evolution و تکامل دو نکته را خواستم عرض کنم
1- در علم واژگان علمی و استعاره ها خیلی مهم هستند و باید سعی بشود با دقت انتخاب شوند. چون استعارها در روند بلوغ هر علمی مهم هستند ... مانند تکامل ... انتخاب طبیعی، دریفت ژنتیکی ... همه این واژگان تقریبا توسط پیشروان این علمها پیشنهاد شده اند. زمانی که هنوز جنبه های مختلف این علوم آشکار نشده بودند ... در طول زمان علوم مختلف تکامل پیدا میکنند و جنبه های مختلف از انها آشکار می شود که واژه پیشنهادی ابتدایی به هیج وجه امکان پوشش دادن همه جنبه ها نیست و برخی مواقع مانند "انتخاب طبیعی" حتی بر خلاف تصور اولیه است. Evolution هم از قانون مستثنی نیست. ولی باید توجه داشته باشیم که واژگان علمی فقط یک بار پیشنهاد می شوند و از آن زمان به بعد اعتبار خواهند داشت، هرچند از نظر مفهومی دچار مشکل باشند. بر این مبنی است که دانشمندان غربی هیچ موقع به فکر واژه جایگزین نبوده اند! با وجود نقد جدی آنها ... تکامل در فارسی هم همین است ... ترجمه تکامل نیست ... واژه پیشنهادی معادل evolution است ... چون تصور میشد واقعا تکامل "پیشرفت رو به جلو" اتفاق میافتد.
2- ولی نکته مهمتر اینکه ما تکامل را فقط برای تغییرات جزئی در یک گونه به کار نمی بریم ... از دست دادن چشم در ماهی های غارزی ... تکامل در واقع شکل گیری چشم در مهره داران است که در طول میلیون ها سال شکل گرفته! که غیر قابل برگشت است ... حالا با فرض اینکه در گونه ای به طور موقت این صفت عملکرد خود را از دسته داده ... پنداشتن اینکه تکامل اتفاق افتاده تا حدی نادرست است.
تکامل در نگاه کلان ... شکل گیری اندامهای پیچیده
تکامل در نگاه کلان ... شکل گیری موجودات پیچیده
انگار حیات به سمت پیچیدگی حرکت میکند ... توقف ناپذیر ... با وجود 5 انقراض توده ای ... تکامل دوباره راه خود را پیدا کرده است ... کمال در حیات یعنی پیچیدگی ...
دنیای موجودات زنده 2 میلیارد سال پیش با موجودات تک سلولی پروکاریوت .... امروزه تبدیل به میلیون ها گونه پیچیده شده است
به نظر من در نگاه کلان "تکامل" ... حتی با نگاه حرکت به سمت کمال ... واژه مناسبی نسبت به سایر واژگان متاخر است!
البته موضوع قابل بحث است!
با سپاس
ندرلو
1- در علم واژگان علمی و استعاره ها خیلی مهم هستند و باید سعی بشود با دقت انتخاب شوند. چون استعارها در روند بلوغ هر علمی مهم هستند ... مانند تکامل ... انتخاب طبیعی، دریفت ژنتیکی ... همه این واژگان تقریبا توسط پیشروان این علمها پیشنهاد شده اند. زمانی که هنوز جنبه های مختلف این علوم آشکار نشده بودند ... در طول زمان علوم مختلف تکامل پیدا میکنند و جنبه های مختلف از انها آشکار می شود که واژه پیشنهادی ابتدایی به هیج وجه امکان پوشش دادن همه جنبه ها نیست و برخی مواقع مانند "انتخاب طبیعی" حتی بر خلاف تصور اولیه است. Evolution هم از قانون مستثنی نیست. ولی باید توجه داشته باشیم که واژگان علمی فقط یک بار پیشنهاد می شوند و از آن زمان به بعد اعتبار خواهند داشت، هرچند از نظر مفهومی دچار مشکل باشند. بر این مبنی است که دانشمندان غربی هیچ موقع به فکر واژه جایگزین نبوده اند! با وجود نقد جدی آنها ... تکامل در فارسی هم همین است ... ترجمه تکامل نیست ... واژه پیشنهادی معادل evolution است ... چون تصور میشد واقعا تکامل "پیشرفت رو به جلو" اتفاق میافتد.
2- ولی نکته مهمتر اینکه ما تکامل را فقط برای تغییرات جزئی در یک گونه به کار نمی بریم ... از دست دادن چشم در ماهی های غارزی ... تکامل در واقع شکل گیری چشم در مهره داران است که در طول میلیون ها سال شکل گرفته! که غیر قابل برگشت است ... حالا با فرض اینکه در گونه ای به طور موقت این صفت عملکرد خود را از دسته داده ... پنداشتن اینکه تکامل اتفاق افتاده تا حدی نادرست است.
تکامل در نگاه کلان ... شکل گیری اندامهای پیچیده
تکامل در نگاه کلان ... شکل گیری موجودات پیچیده
انگار حیات به سمت پیچیدگی حرکت میکند ... توقف ناپذیر ... با وجود 5 انقراض توده ای ... تکامل دوباره راه خود را پیدا کرده است ... کمال در حیات یعنی پیچیدگی ...
دنیای موجودات زنده 2 میلیارد سال پیش با موجودات تک سلولی پروکاریوت .... امروزه تبدیل به میلیون ها گونه پیچیده شده است
به نظر من در نگاه کلان "تکامل" ... حتی با نگاه حرکت به سمت کمال ... واژه مناسبی نسبت به سایر واژگان متاخر است!
البته موضوع قابل بحث است!
با سپاس
ندرلو
Forwarded from صادق کاذب
🔸در شرح سواستفادۀ جماعت ضدداروین از موجود مظلومی به نام میمون
🔺یک ویدئویی کسی فرستاده در گروهی. در این ویدئو یک بابایی نشسته و محاسبه کرده احتمال اینکه بهطور شانسی یک جدول پنج در پنج روی کاغذ کشیده شود توسط جماعت میمونها خیلی خیلی کم است. یعنی اگر از اول بیگبنگ تا امروز هر ثانیه این میمونها خط بکشند آن وقت باید دو تریلیون (اوووففف!!) میمون داشته باشیم که هی خط بکشند تا بلکه یک جدول سادۀ پنج در پنج روی کاغذ کشیده شود. پس نتیجه میگیریم دنیا اتفاقی نیست و الخ.
🔺به دید من آنقدر چرتبودن این حرف روشن است که حس میکنم یارو در حال طنازی است. اما گویا برای همه اینطور نیست. مخصوصاً وقتی یادم آمد فرد مشهوری عین همین مغالطه را انجام داده و وقتی یادم آمد عدهای هستند که قلب پاکی دارند اما حرفهایی مانند «طراحی هوشمند» را بیش از حد جدی میگیرند. فلذا دست به کیبورد شدم تا چند نکته را عارض شوم و جوانان دیارم را از دامهای راه احتراز دهم.
🔺چنان که پیش از این گفتم، صرف اینکه من یک مورد پیدا بکنم در جهان که نتوانم آن را بهراحتی با نظریۀ علمی مشهور و جاافتادهای توضیح دهم معنایش این نیست که «واویلا! عجب نظریۀ علمی آشغالی!» آن نظریۀ علمی اگر فضیلتی نداشت که میان دانشمندها محبوب و مشهور نمیشد. هیچ نظریهای در دنیا وجود ندارد که «کامل» و «دقیق» بر جهان منطبق باشد و جالب اینجاست که نظریههای علمی اگر زیادی دقیق باشند بیفایده و آبکی از آب درمیآیند. به قول دانشمند مشهوری، به گمانم پلانک بود یا پوانکاره، اگر ابزارهای ما دقیق بودند اصلاً نمیتوانستیم قانون علمی کشف کنیم.
🔺دوهزار و اندی سال پیش یک عده در یونان میگفتند «دنیا بر اثر برخورد تصادفی میان اتمها به وجود آمده». آنها یک حدس یا حس مبهم داشتند که دنیا چندان حساب و کتاب ندارد. اگر قرار بود «داستان پیدایش» دنیا را روایت کنند میگفتند: دری به تخته خورد و گرداب شد و طوفان شد و رعد زد و اسبی شیهه کشید و خری لگد زد و خلاصه جهان به وجود آمد. آنها هیچ داستان بهتری برای توضیح پیدایش جهان از دل فرایندهای خرتوخر نداشتند. استدلال به نفع اینکه «امکان ندارد میمونها روی کیبورد بالا و پایین بپرند و جملهای معنادار تایپ کنند» یا «امکان ندارد میمونها خطخطی کنند و یک جدول پنج در پنج از دل خطخطی آنها بیرون بیاید» بر ضد آن یونانیها کار میکرد. اما داروینیسم، که ستون خیمۀ نظریههای علمی امروز است، حرفش متفاوت است با آن اتمسیتهای یونانی.
🔺همین مثال میمونها و خطخطی را فرض کنید. مثال بدی است اما ایراد ندارد. ضدداروینیستها معمولاً دوست دارند از میمونها به نفع مقاصد «انساندوستانه» استفاده کنند. اگر میمونها را مصداقی از اشیای ساده و خنگ موجود در طبیعت (ذره، اتم، مولکول، باکتری، هرچی) بگیریم و جدول پنج در پنج را مصداقی از اشیای پیچیده و باهوش در طبیعت (موجود پرسلولی، آدم، سمفونی بتهون، گلستان سعدی، هر چی) داروینیسم نمیگوید «جماعت میمونها هی خط کشیدند و هی خط کشیدند و هی خط کشیدند و هی خط کشیدند و بعد ناگهان یک روز یک جدول خوشگل کشیدند». داروینیسم میگوید «جماعت میمونها هی خط کشیدند. بعد عدهای از آنها که در میان خطخطیهایشان خط صاف بیشتر بود زنده ماندند و میمونهایی تولید کردند که شبیه خودشان بودند و بقیه مردند. بعد دوباره جماعت میمونها هی خط کشیدند. بعد دوباره آنها که خط صاف بیشتر بود بین خطهایشان زنده ماندند و میمون شبیه خودشان تولید کردند و بقیه مردند. بعد دوباره میمونها خط کشیدند. آنها که خطهاشان کوتاه بود و در حد یک جدول پنج در پنج زنده ماندند و بقیه مردند. بعد دوباره خط کشیدند. آنها که خطهاشان عمودتر بود زنده ماندند. الان هم دارند خط میکشند و آنها که خطهاشان صاف است و کوتاه در حد جدول و عمود است بر هم زندهماندهاند.» تفاوت میان دیدگاه اول با دوم در این است که در اولی هیچ حساب و کتابی وجود ندارد. مطلقاً خرتوخر است. اما در دیدگاه دوم جهان خرتوخر است اما «نه آنقدرها». کل نکته در همین «نه آنقدرها» نهفته است. از دید داروینیسم، کل دنیا بر اثر همین «نه آنقدرها» به وجود آمده است. از این زاویه میتوان گفت داروینیسم در عین اینکه «فقدان هوشمندی» را فرض گرفته است، روی حداقی از «خرتوخر نبودن» تاکید دارد.
🔺در ادامۀ تلاشهایم برای خلاصه کردن داروینیسم، میتوانم این را بیفزایم که داروینیسم یعنی «جمع میان شانس و ضرورت» یا به تعبیر دیگر «جمع میان ثبات و تغییر». از این جهت، داروینیسم مصداق بارز «هم این و هم آن» است و داروینیست مومن و انقلابی همان هملتی است که شانسی بودن و ضروری بودن را در نظر میآورد و میگوید «بودن و نبودن، مسئله این است».
@sadeghekazeb
🔺یک ویدئویی کسی فرستاده در گروهی. در این ویدئو یک بابایی نشسته و محاسبه کرده احتمال اینکه بهطور شانسی یک جدول پنج در پنج روی کاغذ کشیده شود توسط جماعت میمونها خیلی خیلی کم است. یعنی اگر از اول بیگبنگ تا امروز هر ثانیه این میمونها خط بکشند آن وقت باید دو تریلیون (اوووففف!!) میمون داشته باشیم که هی خط بکشند تا بلکه یک جدول سادۀ پنج در پنج روی کاغذ کشیده شود. پس نتیجه میگیریم دنیا اتفاقی نیست و الخ.
🔺به دید من آنقدر چرتبودن این حرف روشن است که حس میکنم یارو در حال طنازی است. اما گویا برای همه اینطور نیست. مخصوصاً وقتی یادم آمد فرد مشهوری عین همین مغالطه را انجام داده و وقتی یادم آمد عدهای هستند که قلب پاکی دارند اما حرفهایی مانند «طراحی هوشمند» را بیش از حد جدی میگیرند. فلذا دست به کیبورد شدم تا چند نکته را عارض شوم و جوانان دیارم را از دامهای راه احتراز دهم.
🔺چنان که پیش از این گفتم، صرف اینکه من یک مورد پیدا بکنم در جهان که نتوانم آن را بهراحتی با نظریۀ علمی مشهور و جاافتادهای توضیح دهم معنایش این نیست که «واویلا! عجب نظریۀ علمی آشغالی!» آن نظریۀ علمی اگر فضیلتی نداشت که میان دانشمندها محبوب و مشهور نمیشد. هیچ نظریهای در دنیا وجود ندارد که «کامل» و «دقیق» بر جهان منطبق باشد و جالب اینجاست که نظریههای علمی اگر زیادی دقیق باشند بیفایده و آبکی از آب درمیآیند. به قول دانشمند مشهوری، به گمانم پلانک بود یا پوانکاره، اگر ابزارهای ما دقیق بودند اصلاً نمیتوانستیم قانون علمی کشف کنیم.
🔺دوهزار و اندی سال پیش یک عده در یونان میگفتند «دنیا بر اثر برخورد تصادفی میان اتمها به وجود آمده». آنها یک حدس یا حس مبهم داشتند که دنیا چندان حساب و کتاب ندارد. اگر قرار بود «داستان پیدایش» دنیا را روایت کنند میگفتند: دری به تخته خورد و گرداب شد و طوفان شد و رعد زد و اسبی شیهه کشید و خری لگد زد و خلاصه جهان به وجود آمد. آنها هیچ داستان بهتری برای توضیح پیدایش جهان از دل فرایندهای خرتوخر نداشتند. استدلال به نفع اینکه «امکان ندارد میمونها روی کیبورد بالا و پایین بپرند و جملهای معنادار تایپ کنند» یا «امکان ندارد میمونها خطخطی کنند و یک جدول پنج در پنج از دل خطخطی آنها بیرون بیاید» بر ضد آن یونانیها کار میکرد. اما داروینیسم، که ستون خیمۀ نظریههای علمی امروز است، حرفش متفاوت است با آن اتمسیتهای یونانی.
🔺همین مثال میمونها و خطخطی را فرض کنید. مثال بدی است اما ایراد ندارد. ضدداروینیستها معمولاً دوست دارند از میمونها به نفع مقاصد «انساندوستانه» استفاده کنند. اگر میمونها را مصداقی از اشیای ساده و خنگ موجود در طبیعت (ذره، اتم، مولکول، باکتری، هرچی) بگیریم و جدول پنج در پنج را مصداقی از اشیای پیچیده و باهوش در طبیعت (موجود پرسلولی، آدم، سمفونی بتهون، گلستان سعدی، هر چی) داروینیسم نمیگوید «جماعت میمونها هی خط کشیدند و هی خط کشیدند و هی خط کشیدند و هی خط کشیدند و بعد ناگهان یک روز یک جدول خوشگل کشیدند». داروینیسم میگوید «جماعت میمونها هی خط کشیدند. بعد عدهای از آنها که در میان خطخطیهایشان خط صاف بیشتر بود زنده ماندند و میمونهایی تولید کردند که شبیه خودشان بودند و بقیه مردند. بعد دوباره جماعت میمونها هی خط کشیدند. بعد دوباره آنها که خط صاف بیشتر بود بین خطهایشان زنده ماندند و میمون شبیه خودشان تولید کردند و بقیه مردند. بعد دوباره میمونها خط کشیدند. آنها که خطهاشان کوتاه بود و در حد یک جدول پنج در پنج زنده ماندند و بقیه مردند. بعد دوباره خط کشیدند. آنها که خطهاشان عمودتر بود زنده ماندند. الان هم دارند خط میکشند و آنها که خطهاشان صاف است و کوتاه در حد جدول و عمود است بر هم زندهماندهاند.» تفاوت میان دیدگاه اول با دوم در این است که در اولی هیچ حساب و کتابی وجود ندارد. مطلقاً خرتوخر است. اما در دیدگاه دوم جهان خرتوخر است اما «نه آنقدرها». کل نکته در همین «نه آنقدرها» نهفته است. از دید داروینیسم، کل دنیا بر اثر همین «نه آنقدرها» به وجود آمده است. از این زاویه میتوان گفت داروینیسم در عین اینکه «فقدان هوشمندی» را فرض گرفته است، روی حداقی از «خرتوخر نبودن» تاکید دارد.
🔺در ادامۀ تلاشهایم برای خلاصه کردن داروینیسم، میتوانم این را بیفزایم که داروینیسم یعنی «جمع میان شانس و ضرورت» یا به تعبیر دیگر «جمع میان ثبات و تغییر». از این جهت، داروینیسم مصداق بارز «هم این و هم آن» است و داروینیست مومن و انقلابی همان هملتی است که شانسی بودن و ضروری بودن را در نظر میآورد و میگوید «بودن و نبودن، مسئله این است».
@sadeghekazeb
Forwarded from کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
یکی از قدیمی ترین رساله ها در باره داروین در زبان فارسی منتشره در سال 1342ق / 1302ش. متن را پایین ملاحظه فرمایید.
Forwarded from 《درباره داروین》
این رساله را به همراه چند رساله قاجاری دیگر که درباره داروین نوشته شده تصحیح و تحقیق کرده و به همراه مقدمهای مفصل درباره شیوه مواجهه علمای عصر قاجار برای انتشار آماده کردهام.
کارگاه خوانش و ترجمه کتاب Simply Darwin اثر Michael Ruse روزهای دوشنبه ساعت ۶ عصر. سهروردی شمالی. ورود برای همگان رایگان و آزاد است. تلفن هماهنگی 09125172913 معمارصادقی.
Forwarded from Peace Gulf
Great_Lives_Michael_Ruse_Simply.epub
6.3 MB
روزنامه شرق :: «ریچارد داوکینز»؛ دانشمندی جنجالی یا پیشتاز
http://sharghdaily.com/fa/main/detail/267691/%C2%AB%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%86%D8%B2%C2%BB%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B2
http://sharghdaily.com/fa/main/detail/267691/%C2%AB%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%86%D8%B2%C2%BB%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B2
روزنامه شرق
«ریچارد داوکینز»؛ دانشمندی جنجالی یا پیشتاز
سیدهضحی حسینینصر-کارشناسارشد روانشناسی بالینی-کارشناس زیستشناسی
کارگاه خوانش و ترجمه نامه های داروین. روزهای یکشنبه ساعت ۱۸. سهروردی شمالی. رایگان و شرکت همگان آزاد است. هماهنگی از طریق 09125172913 معمارصادقی.
Robert_Jack,_Louis_Du_Pasquier_Evolutionary_Concepts_in_Immunology.pdf
3.6 MB
Evolutionary Concepts in Immunology
Forwarded from 《درباره داروین》
مشروطه و داروین!
یازده سال پس از تاجگذاری مظفرالدین شاه، در تاریخ پانزدهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ قمری برابر با چهاردهم مرداد ماه ۱۲۸۵ خورشیدی و ششم آگوست ۱۹۰۶ ترسایی، متن پذیرش حکومت مشروطه که به قلم و انشای قوام السلطنه نوشته شده بود، توسط شاه امضا شد. قصد من در این یادداشت چندوچون درباره تاریخ داستان مشروطیت در ایران نیست، چرا که خود مجال جداگانهای میطلبد.
باری، پس از صدور فرمان مشروطه مبنی بر تشکیل مجلس شورای ملی/اسلامی فضای باز سیاسی شکل گرفت و جنبشهای سیاسی و فرهنگی پدیدار گشت و انجمنهای گونهگون سربرآورد.
نکته جالب این است که دو سال بعد در ۲۳ جمادیالثانیه ۱۳۲۶ قمری هم سلطان عبدالحمید دوم زیر فشار جمعیتهای شکل گرفته از ترکان ترقیخواه جوان در حکومت عثمانی، فرمان مشروطیت را میپذیرد و فضای باز سیاسی در عثمانی هم رخ مینماید.
با این مقدمات باید بگویم تقریباً همه رسالههای مهم و اثرگذار در جریان تاریخ نظریه تکاملی داروین در انواع رویاروییهای چندگانه علمی، دینی، سیاسی و غیره در این سالها و پس از آن نوشته شدهاند. از این رو بر این باورم که میتوان تاریخ مواجهات جوامع مسلمان با نظریه داروین را به دو بخش کلی تقسیم کرد: مواجهه مادیگرایانه(عمدتاً از ۱۸۸۴م و با رسالات شِبلی شُمَیِّل و مناقشات پس از آن) و مواجهه سیاسی(پس از مشروطهخواهی ایران و عثمانی).
صرفنظر از رسالههای فارسی، بیشتر کتابهای عربی و ترکی عثمانی هم در این سالها و متاثر از فضای موجود نوشته شدهاند؛ این داستان تا جنگ بینالملل اول در فاصله سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ م کشیده میشود و فراوانی رسالهها در این سالها حتی با وجود درگیری و نزاع، کم نمیشود. البته باید اذعان کنم که درونمایه کتابها با توجه به فضای خاص هر کدام از کشورها متفاوت است؛ بهرنمونه آثار ترکی بیشتر وجوه سیاسی و ترقیخواهانه را برجسته میکنند و کتابهای عربی در تقابل با نگاه مادیگرانه نوشته میشوند و رسالههای فارسی زبان هم بیشتر بر اندیشههای دینی و الهیاتی انگشت تاکید مینهند.
القصه، توجه به چنین وقایعی به مورخ علم این نکته را گوشزد میکند که برای بررسیهای دقیق در حوزه علم، نباید از حوادث سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی غفلت کرد.
بامهر
محمد معصومی
چهاردهم مرداد نود و نه
https://www.instagram.com/p/CDdf1hLpHXd/?igshid=1ewvljbfvv6x8
یازده سال پس از تاجگذاری مظفرالدین شاه، در تاریخ پانزدهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ قمری برابر با چهاردهم مرداد ماه ۱۲۸۵ خورشیدی و ششم آگوست ۱۹۰۶ ترسایی، متن پذیرش حکومت مشروطه که به قلم و انشای قوام السلطنه نوشته شده بود، توسط شاه امضا شد. قصد من در این یادداشت چندوچون درباره تاریخ داستان مشروطیت در ایران نیست، چرا که خود مجال جداگانهای میطلبد.
باری، پس از صدور فرمان مشروطه مبنی بر تشکیل مجلس شورای ملی/اسلامی فضای باز سیاسی شکل گرفت و جنبشهای سیاسی و فرهنگی پدیدار گشت و انجمنهای گونهگون سربرآورد.
نکته جالب این است که دو سال بعد در ۲۳ جمادیالثانیه ۱۳۲۶ قمری هم سلطان عبدالحمید دوم زیر فشار جمعیتهای شکل گرفته از ترکان ترقیخواه جوان در حکومت عثمانی، فرمان مشروطیت را میپذیرد و فضای باز سیاسی در عثمانی هم رخ مینماید.
با این مقدمات باید بگویم تقریباً همه رسالههای مهم و اثرگذار در جریان تاریخ نظریه تکاملی داروین در انواع رویاروییهای چندگانه علمی، دینی، سیاسی و غیره در این سالها و پس از آن نوشته شدهاند. از این رو بر این باورم که میتوان تاریخ مواجهات جوامع مسلمان با نظریه داروین را به دو بخش کلی تقسیم کرد: مواجهه مادیگرایانه(عمدتاً از ۱۸۸۴م و با رسالات شِبلی شُمَیِّل و مناقشات پس از آن) و مواجهه سیاسی(پس از مشروطهخواهی ایران و عثمانی).
صرفنظر از رسالههای فارسی، بیشتر کتابهای عربی و ترکی عثمانی هم در این سالها و متاثر از فضای موجود نوشته شدهاند؛ این داستان تا جنگ بینالملل اول در فاصله سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ م کشیده میشود و فراوانی رسالهها در این سالها حتی با وجود درگیری و نزاع، کم نمیشود. البته باید اذعان کنم که درونمایه کتابها با توجه به فضای خاص هر کدام از کشورها متفاوت است؛ بهرنمونه آثار ترکی بیشتر وجوه سیاسی و ترقیخواهانه را برجسته میکنند و کتابهای عربی در تقابل با نگاه مادیگرانه نوشته میشوند و رسالههای فارسی زبان هم بیشتر بر اندیشههای دینی و الهیاتی انگشت تاکید مینهند.
القصه، توجه به چنین وقایعی به مورخ علم این نکته را گوشزد میکند که برای بررسیهای دقیق در حوزه علم، نباید از حوادث سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی غفلت کرد.
بامهر
محمد معصومی
چهاردهم مرداد نود و نه
https://www.instagram.com/p/CDdf1hLpHXd/?igshid=1ewvljbfvv6x8
Instagram
محمد معصومی
مشروطه و داروین! یازده سال پس از تاجگذاری مظفرالدین شاه، در تاریخ پانزدهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ قمری برابر با چهاردهم مرداد ماه ۱۲۸۵ خورشیدی و ششم آگوست ۱۹۰۶ ترسایی، متن پذیرش حکومت مشروطه که به قلم و انشای قوام السلطنه نوشته شده بود، توسط شاه امضا شد. قصد من…