Forwarded from Deleted Account
همراهان فرهیخته
سلام و درود
به توصیه دوستان عزیزم، آنچه را در این سالها درباره تاریخ نظریه تکامل و بویژه چارلز داروین در ایران نوشته و گفته ام در کانال تلگرامی ای با همین نام- درباره داروین- به اشتراک گذاشته ام تا اگر به کار کسی آمد دستیاب باشد؛ این مجموعه شامل همه گفتارهایم در همایشها و نشستهای تخصصی است به انضمام برخی یادداشتها و مقالات و مصاحبههایم.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/B9hlRozBaKl/?igshid=1nz9za1zaz4md
سلام و درود
به توصیه دوستان عزیزم، آنچه را در این سالها درباره تاریخ نظریه تکامل و بویژه چارلز داروین در ایران نوشته و گفته ام در کانال تلگرامی ای با همین نام- درباره داروین- به اشتراک گذاشته ام تا اگر به کار کسی آمد دستیاب باشد؛ این مجموعه شامل همه گفتارهایم در همایشها و نشستهای تخصصی است به انضمام برخی یادداشتها و مقالات و مصاحبههایم.
بامهر
محمد معصومی
https://www.instagram.com/p/B9hlRozBaKl/?igshid=1nz9za1zaz4md
Instagram
محمد معصومی
همراهان فرهیخته سلام و درود به توصیه دوستان عزیزم، آنچه را در این سالها درباره نظریه تکامل و بویژه چارلز داروین نوشته و گفته ام در کانال تلگرامی ای با همین نام- درباره داروین- به اشتراک گذاشته ام تا اگر به کار کسی آمد دستیاب باشد؛ این مجموعه شامل همه گفتارهایم…
Forwarded from BBCPersian
🔻دانشمندان مؤسسه اسمیتسونین واشنگتن از روی فسیلی که در استرالیا کشف کردند، دریافتهاند که موجودی کرم مانند که بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش در بستر دریا میزیسته احتمالا نیای بیشتر جانوران امروزه کره زمین از جمله انسانهاست.
@BBCPersian
@BBCPersian
قبل از جانوران کرمی شکل، اسفنجها و مرجانها بوده اند! و همچنین کرمهای پهن! این می تونه نیای بقیه گروه ها باشه!
Forwarded from Arash Hoseinian (A.H)
Chahar Badfahmi (PDF) [AHPub.ir].pdf
8.9 MB
Forwarded from Arash Hoseinian (A.H)
چهار کژفهمی در باب سرشت زیستی انسان
نوشتهی کریستوفر رایان . کاستیدا جتا
ترجمهی: آرش حسینیان، مینا خبوشانی، مهدی حسینی
نشر تلنگر . چاپ اول ۱۳۹۱، دوم ۱۳۹۵، سوم ۱۳۹۹
سفارش نسخهی کاغذی: ۰۹۳۵۵۹۳۴۷۰۳
هنگامی که انسان به دورانِ کشتودامپروری پا گذاشت، علاوه بر پایینآمدنِ کیفیتِ تغذیه و ارزشِ غذاییِ خوراکش، دچارِ بیماریهای مهلکِ واگیردار نیز شد. در واقع، همه چیز برای رواج بیماریهای همهگیر جور بود: ظهور جمعیت متراکمی از انسانها که در فضولات و آلودگیهای خود میلولیدند، ظهور حیواناتِ اهلی در فاصلهی نزدیک به انسان (که به فضولات، ویروسها و انگلهای این مجموعه میافزودند)، و همینطور ظهور مسیرهای تجاریِ توسعهیافته که انتقالِ بیماریهای واگیردار را از جوامعِ مصون به جوامعِ آسیبپذیر آسان مینمود.(15)
هنگامی که جیمز لاریک و همکارانش، به بررسی سرخپوستان «وارانیِ» اِکوادور که هنوز تقریباً منزوی بودند پرداختند در آنها هیچ علائمی از فشارِ خون، بیماریِ قلبی یا سرطان نیافتند. همچنین اثری از کمخونی، سرماخوردگی، یا وجود انگلِ داخلی دیده نمیشد. از شیوعِ فلجِ اطفال، ذاتالریه، آبله، آبلهمرغان، تیفوس، سفلیس، سل، مالاریا، یا ورمِ کبد نیز خبری نبود.(16) این موضوع آنقدرها هم عجیب نیست، چرا که تقریباً همهی این بیماریها یا از حیواناتِ اهلی نشأت میگیرند یا مربوط به جمعیتِ متراکم با قابلیتِ بالای انتقالِ بیماری هستند. بیماریهای عفونیِ مهلک، یا انگلهایی که امروز گونهی ما را به ستوه آورده در واقع تا پیش از گذارِ به دورانِ کشتودامپروری، امکانِ شیوع نداشتند.
جدولِ 3- بیماریهای مهلکِ ناشی از حیواناتِ اهلی: (17)
بیماریهای انسان —> منشاء حیوانی
سُرخک —> گاو (وبای گاوی)
سِل —> گاو
آبله —> گاو (آبلهی گاوی)
آنفولانزا —> خوک و پرندگان
سیاهسرفه —> خوک و پرندگان
مالاریای فالسیپاروم —> پرندگان
افزایشِ چشمگیر در جمعیتِ جهان، به موازات گسترش کشتودامپروری، اگرچه سلامتیِ افراد را افزایش نداد، اما نرخ باروری را افزایش داد: حالا افرادِ بیشتری برای تولیدمثل وجود داشتند اما کیفیتِ زندگی برایشان پایینتر بود. حتی ادگرتون، کسی که دروغِ طولعمرِ کوتاه را مرتب تکرار کرده (این دروغ که امید به زندگی خوراکجویان هنگامِ تولد، بینِ 20 تا 40 سال است)، با این نکته موافق است که، به هر حال، خوراکجویان از کشتودامپروران سالمتر بودهاند و مینویسد، "در سراسرِ دنیا، میزان سلامتی کشتودامپروران از شکارچی-گردآوران پایینتر است، حتی تا میانهی قرن نوزدهم یا و حتی قرن بیستم، طولِ عمرِ جمعیتِ شهری اروپا، هنوز پایینتر از شکارچیگردآورندگان بود."(18)
تازه این در موردِ وضعیتِ اروپا است. مردمِ آفریقا، اکثریتِ مردمِ آسیا و آمریکای لاتین، حتی امروز نیز به طولِ عمرِ نیاکانشان نرسیدهاند و در آیندهی قابلِ پیشبینی نیز دستیابی به آن، به دلیلِ فقرِ شدیدِ همهگستر، گرمایشِ جهانی، و ایدز بعید به نظر میرسد.
بیماریها از حیواناتِ اهلی به انسانها منتقل شدند و پس از آن به سرعت از جامعهای به جامعهی دیگر راه یافتند. ظهور دادوستد در مقیاسِ جهانی، برای این عواملِ بیماریزا یک موهبت بود. بیماری طاعون، از طریقِ جادهی ابریشم به اروپا راه یافت. آبله و سرخک، در کشتیهایی که سر به سوی دنیای جدید داشتند پنهان شدند، و سفلیس احتمالاً در اولین بازگشتِ کُلمب از سفر با افرادی که از آتلانتیک بازمیگشتند همراه شد. امروز نیز، هر ساله موجِ دلهره و ترسِ از ورود آنفلوانزا از شرقِ دور به دنیای غرب وجود دارد. و سرانجام ویروسِ اِبولا ، سارس ، باکتریهای خوراکی، ویروسِ H1N1 (آنفلانزای خوکی) و عواملِ بیماریزای بیشمارِ دیگری که هنوز نامگذاری نشدهاند، ما را بیاختیار، وادار به شُستنِ دستهایمان میکنند.
اگرچه در مورد شیوعِ گهگاهیِ بیماریهای عفونی در دورانِ ماقبلتاریخ نیز شکی وجود ندارد، اما بعید بوده که- حتی علارغمِ رواجِ روابطِ جنسیِ متعدد و همزمان در آن دوران- این بیماریها گسترشِ {جغرافیایی-م} مییافتند. ماندگاریِ عواملِ بیماریزا، در گروههای خوراکجویی که در روی زمین بسیار پراکنده بودند و بینشان ارتباطِ بینگروهی اندکی نیز وجود داشت تقریباً غیرممکن بود. در واقع، شرایطِ لازم برای بیماریهای همهگیر، تا زمانِ انقلابِ کشتودامپروری بوجود نیامد. این ادعا که داروهای جدید و رعایتِ اصولِ بهداشتی، ما را از شرِّ بیماریهایی نجات میدهد که مردمانِ دورانِ پیشاکشتودامپروری را به کام مرگ میکشاند، مثل این است که بگوییم کمربندِ ایمنی و کیسههای هوای اتوموبیل، ما را در مقابلِ سوانحی محافظت میکند که نیاکانِ ما در اثر آن جان میسپردند.
@Arash_Hoseinian
نوشتهی کریستوفر رایان . کاستیدا جتا
ترجمهی: آرش حسینیان، مینا خبوشانی، مهدی حسینی
نشر تلنگر . چاپ اول ۱۳۹۱، دوم ۱۳۹۵، سوم ۱۳۹۹
سفارش نسخهی کاغذی: ۰۹۳۵۵۹۳۴۷۰۳
هنگامی که انسان به دورانِ کشتودامپروری پا گذاشت، علاوه بر پایینآمدنِ کیفیتِ تغذیه و ارزشِ غذاییِ خوراکش، دچارِ بیماریهای مهلکِ واگیردار نیز شد. در واقع، همه چیز برای رواج بیماریهای همهگیر جور بود: ظهور جمعیت متراکمی از انسانها که در فضولات و آلودگیهای خود میلولیدند، ظهور حیواناتِ اهلی در فاصلهی نزدیک به انسان (که به فضولات، ویروسها و انگلهای این مجموعه میافزودند)، و همینطور ظهور مسیرهای تجاریِ توسعهیافته که انتقالِ بیماریهای واگیردار را از جوامعِ مصون به جوامعِ آسیبپذیر آسان مینمود.(15)
هنگامی که جیمز لاریک و همکارانش، به بررسی سرخپوستان «وارانیِ» اِکوادور که هنوز تقریباً منزوی بودند پرداختند در آنها هیچ علائمی از فشارِ خون، بیماریِ قلبی یا سرطان نیافتند. همچنین اثری از کمخونی، سرماخوردگی، یا وجود انگلِ داخلی دیده نمیشد. از شیوعِ فلجِ اطفال، ذاتالریه، آبله، آبلهمرغان، تیفوس، سفلیس، سل، مالاریا، یا ورمِ کبد نیز خبری نبود.(16) این موضوع آنقدرها هم عجیب نیست، چرا که تقریباً همهی این بیماریها یا از حیواناتِ اهلی نشأت میگیرند یا مربوط به جمعیتِ متراکم با قابلیتِ بالای انتقالِ بیماری هستند. بیماریهای عفونیِ مهلک، یا انگلهایی که امروز گونهی ما را به ستوه آورده در واقع تا پیش از گذارِ به دورانِ کشتودامپروری، امکانِ شیوع نداشتند.
جدولِ 3- بیماریهای مهلکِ ناشی از حیواناتِ اهلی: (17)
بیماریهای انسان —> منشاء حیوانی
سُرخک —> گاو (وبای گاوی)
سِل —> گاو
آبله —> گاو (آبلهی گاوی)
آنفولانزا —> خوک و پرندگان
سیاهسرفه —> خوک و پرندگان
مالاریای فالسیپاروم —> پرندگان
افزایشِ چشمگیر در جمعیتِ جهان، به موازات گسترش کشتودامپروری، اگرچه سلامتیِ افراد را افزایش نداد، اما نرخ باروری را افزایش داد: حالا افرادِ بیشتری برای تولیدمثل وجود داشتند اما کیفیتِ زندگی برایشان پایینتر بود. حتی ادگرتون، کسی که دروغِ طولعمرِ کوتاه را مرتب تکرار کرده (این دروغ که امید به زندگی خوراکجویان هنگامِ تولد، بینِ 20 تا 40 سال است)، با این نکته موافق است که، به هر حال، خوراکجویان از کشتودامپروران سالمتر بودهاند و مینویسد، "در سراسرِ دنیا، میزان سلامتی کشتودامپروران از شکارچی-گردآوران پایینتر است، حتی تا میانهی قرن نوزدهم یا و حتی قرن بیستم، طولِ عمرِ جمعیتِ شهری اروپا، هنوز پایینتر از شکارچیگردآورندگان بود."(18)
تازه این در موردِ وضعیتِ اروپا است. مردمِ آفریقا، اکثریتِ مردمِ آسیا و آمریکای لاتین، حتی امروز نیز به طولِ عمرِ نیاکانشان نرسیدهاند و در آیندهی قابلِ پیشبینی نیز دستیابی به آن، به دلیلِ فقرِ شدیدِ همهگستر، گرمایشِ جهانی، و ایدز بعید به نظر میرسد.
بیماریها از حیواناتِ اهلی به انسانها منتقل شدند و پس از آن به سرعت از جامعهای به جامعهی دیگر راه یافتند. ظهور دادوستد در مقیاسِ جهانی، برای این عواملِ بیماریزا یک موهبت بود. بیماری طاعون، از طریقِ جادهی ابریشم به اروپا راه یافت. آبله و سرخک، در کشتیهایی که سر به سوی دنیای جدید داشتند پنهان شدند، و سفلیس احتمالاً در اولین بازگشتِ کُلمب از سفر با افرادی که از آتلانتیک بازمیگشتند همراه شد. امروز نیز، هر ساله موجِ دلهره و ترسِ از ورود آنفلوانزا از شرقِ دور به دنیای غرب وجود دارد. و سرانجام ویروسِ اِبولا ، سارس ، باکتریهای خوراکی، ویروسِ H1N1 (آنفلانزای خوکی) و عواملِ بیماریزای بیشمارِ دیگری که هنوز نامگذاری نشدهاند، ما را بیاختیار، وادار به شُستنِ دستهایمان میکنند.
اگرچه در مورد شیوعِ گهگاهیِ بیماریهای عفونی در دورانِ ماقبلتاریخ نیز شکی وجود ندارد، اما بعید بوده که- حتی علارغمِ رواجِ روابطِ جنسیِ متعدد و همزمان در آن دوران- این بیماریها گسترشِ {جغرافیایی-م} مییافتند. ماندگاریِ عواملِ بیماریزا، در گروههای خوراکجویی که در روی زمین بسیار پراکنده بودند و بینشان ارتباطِ بینگروهی اندکی نیز وجود داشت تقریباً غیرممکن بود. در واقع، شرایطِ لازم برای بیماریهای همهگیر، تا زمانِ انقلابِ کشتودامپروری بوجود نیامد. این ادعا که داروهای جدید و رعایتِ اصولِ بهداشتی، ما را از شرِّ بیماریهایی نجات میدهد که مردمانِ دورانِ پیشاکشتودامپروری را به کام مرگ میکشاند، مثل این است که بگوییم کمربندِ ایمنی و کیسههای هوای اتوموبیل، ما را در مقابلِ سوانحی محافظت میکند که نیاکانِ ما در اثر آن جان میسپردند.
@Arash_Hoseinian
Forwarded from BBCPersian
🔷 نئاندرتال ها صد هزار سال پیش کوسه شکار می کردند
🔺محققان شواهد مصرف ماهی، صدف سیاه و فوک توسط نئاندرتال ها در محوطه ای باستانی در پرتغال امروزی را پیدا کرده اند.
🔺این مطالعه به مجموعه شواهدی می افزاید که نشان می دهد خویشاوندان تکاملی ما احتمالا به اندازه انسان های باستانی به غذاهای دریایی تکیه داشته اند.
https://bbc.in/2UpxRpn
@BBCPersian
🔺محققان شواهد مصرف ماهی، صدف سیاه و فوک توسط نئاندرتال ها در محوطه ای باستانی در پرتغال امروزی را پیدا کرده اند.
🔺این مطالعه به مجموعه شواهدی می افزاید که نشان می دهد خویشاوندان تکاملی ما احتمالا به اندازه انسان های باستانی به غذاهای دریایی تکیه داشته اند.
https://bbc.in/2UpxRpn
@BBCPersian
BBC News فارسی
نئاندرتالها صد هزار سال قبل کوسه شکار میکردند
مطالعه ای تازه حاکیست که نئاندرتال های ساکن غاری در پرتغال تا حدود زیادی بر تغذیه خود به شکار آبزیان می پرداختند.
Forwarded from دانش، آگاهی
قهرمان ژیمناستیک المپیک در آرزوی شامپانزه بودن
یکی از تفاوتهای ما به عنوان یک گونه زیستی با سایر پستانداران، گستردگی شبکه عصبی در بخش نئوکورتکس ما است. در واقع این گستردگی باعث ایجاد یک بستر مناسب برای پیشرفتهای بعدی اجداد ما تا رسیدن به نقطه کنونی شده است.
عده زیادی باور دارند که ما متفاوتترین در طبیعت هستیم چون توانستهایم فضا را تسخیر کنیم و...، ولی چون شامپانزهها به عنوان نزدیکترین خویشآوند ما -که مورد ادعای علم است-، نتوانستهاند، این یعنی علم اشتباه میکند و ما برترین مخلوقات هستیم (البته، هنوز در پایهی فرض دچار اشتباه هستند نتیجهگیری که بماند).
این ادعا، همچنین بیان میکند که قهرمانان المپیک ما انسانها (به عنوان کاشفان فضا و برتربودن)، در رشته ژیمناستیک نمیتوانند سادهترین فعالیتهای روزمرهی شامپانزهها را انجام دهند.
اینکه ما فضا را تسخیر می کنیم تنها نتیجه روزی است که آتش را کشف کردیم و چرخ را ساختیم و نتایج یافتههای خود را در طی صدها سال به نسل بعد منتقل کردیم و این نیازمند یک بستر انتقال اطلاعات بوده است. اینکه چرا شامپانزه ها نمیتوانند مسائل را به شیوه ما حل کنند و نتایج را به نسل بعد منتقل کنند تنها یک علت دارد. تفاوت در تعداد ارتباطات شبکه عصبی مغز. در واقع بخش های مختلف مغز آنها به ویژه نئوکورتکس، به اندازه ما گسترده و پیچیده نیست. (در مطالب پیشین چرایی ارتباط تعدد ارتباطات شبکه عصبی و حل مسئله را توضیح داده بودم)
در سال 2015 در مقاله بسیار معتبری که در مجله نیچر منتشر شد، دانشمندان نشان دادند که آغاز تغیرات در گسترده شدن بخش نئوکورتکس مغز مربوط به ژن ARHGAP11B می باشد که با یک تغییر بسیار جزئی از ژنARHGAP11A به وجود آمده است. ژنARHGAP11A در اکثر پستانداران وجود دارد در صورتی که ژن ARHGAP11B تنها در گونه های وجود دارد که در مسیر فرگشتی بعد از جدایی از شامپانزه ها قرار دارند. نکته جالب تر این است که این ژن بین میلیون1.5 تا 500 هزار سال پیش به شکل کامل فعال شده است و همچنین امروز می دانیم که اولین گونه های انسان خردمند احتمالا در حدود 300 هزار سال قبل در قاره آفریقا مشاهده شده است.
این اطلاعات در کنار هم به ما نشان می دهد که تسخیر فضا تنها یک نتیجه تکامل یافته در طی صدها سال تجربه سعی و خطا در حل مسائل گوناگون است که نسل به نسل منتقل شده و ناشی از تعدد ارتباطات شبکه عصبی ما است و آن هم احتمالا ناشی از یک تغییر بسیار جزئی کد ژنتیکی از C به G. همانطور که شامپانزهها به واسطه توانایی جابهجاییهای روزمره خود در میان زمین و هوا، که آرزوی دست نیافتنی قهرمانان المپیک ما است، خود را اشرف آسمانها و زمین و ارباب جنگلها نمیدانند ما هم نباید به واسطه یک محصول جانبی فرگشت خود را اشرف مخلوقات بدانیم.
برای درک بهتر این ماجرا پیشنهاد می کنم فیلم بسیار جالب Rise of the Planet of the Apes را ببینید، در این فیلم خواهید دید که اشرف مخلوقات بودن چیزی بیشتر از یک توهم ناشی از ناآگاهی نیست.
سروش سارابی
https://bit.ly/33JLEdK
https://science.sciencemag.org/content/347/6229/1465/tab-article-info
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/80
@daneshagahi
یکی از تفاوتهای ما به عنوان یک گونه زیستی با سایر پستانداران، گستردگی شبکه عصبی در بخش نئوکورتکس ما است. در واقع این گستردگی باعث ایجاد یک بستر مناسب برای پیشرفتهای بعدی اجداد ما تا رسیدن به نقطه کنونی شده است.
عده زیادی باور دارند که ما متفاوتترین در طبیعت هستیم چون توانستهایم فضا را تسخیر کنیم و...، ولی چون شامپانزهها به عنوان نزدیکترین خویشآوند ما -که مورد ادعای علم است-، نتوانستهاند، این یعنی علم اشتباه میکند و ما برترین مخلوقات هستیم (البته، هنوز در پایهی فرض دچار اشتباه هستند نتیجهگیری که بماند).
این ادعا، همچنین بیان میکند که قهرمانان المپیک ما انسانها (به عنوان کاشفان فضا و برتربودن)، در رشته ژیمناستیک نمیتوانند سادهترین فعالیتهای روزمرهی شامپانزهها را انجام دهند.
اینکه ما فضا را تسخیر می کنیم تنها نتیجه روزی است که آتش را کشف کردیم و چرخ را ساختیم و نتایج یافتههای خود را در طی صدها سال به نسل بعد منتقل کردیم و این نیازمند یک بستر انتقال اطلاعات بوده است. اینکه چرا شامپانزه ها نمیتوانند مسائل را به شیوه ما حل کنند و نتایج را به نسل بعد منتقل کنند تنها یک علت دارد. تفاوت در تعداد ارتباطات شبکه عصبی مغز. در واقع بخش های مختلف مغز آنها به ویژه نئوکورتکس، به اندازه ما گسترده و پیچیده نیست. (در مطالب پیشین چرایی ارتباط تعدد ارتباطات شبکه عصبی و حل مسئله را توضیح داده بودم)
در سال 2015 در مقاله بسیار معتبری که در مجله نیچر منتشر شد، دانشمندان نشان دادند که آغاز تغیرات در گسترده شدن بخش نئوکورتکس مغز مربوط به ژن ARHGAP11B می باشد که با یک تغییر بسیار جزئی از ژنARHGAP11A به وجود آمده است. ژنARHGAP11A در اکثر پستانداران وجود دارد در صورتی که ژن ARHGAP11B تنها در گونه های وجود دارد که در مسیر فرگشتی بعد از جدایی از شامپانزه ها قرار دارند. نکته جالب تر این است که این ژن بین میلیون1.5 تا 500 هزار سال پیش به شکل کامل فعال شده است و همچنین امروز می دانیم که اولین گونه های انسان خردمند احتمالا در حدود 300 هزار سال قبل در قاره آفریقا مشاهده شده است.
این اطلاعات در کنار هم به ما نشان می دهد که تسخیر فضا تنها یک نتیجه تکامل یافته در طی صدها سال تجربه سعی و خطا در حل مسائل گوناگون است که نسل به نسل منتقل شده و ناشی از تعدد ارتباطات شبکه عصبی ما است و آن هم احتمالا ناشی از یک تغییر بسیار جزئی کد ژنتیکی از C به G. همانطور که شامپانزهها به واسطه توانایی جابهجاییهای روزمره خود در میان زمین و هوا، که آرزوی دست نیافتنی قهرمانان المپیک ما است، خود را اشرف آسمانها و زمین و ارباب جنگلها نمیدانند ما هم نباید به واسطه یک محصول جانبی فرگشت خود را اشرف مخلوقات بدانیم.
برای درک بهتر این ماجرا پیشنهاد می کنم فیلم بسیار جالب Rise of the Planet of the Apes را ببینید، در این فیلم خواهید دید که اشرف مخلوقات بودن چیزی بیشتر از یک توهم ناشی از ناآگاهی نیست.
سروش سارابی
https://bit.ly/33JLEdK
https://science.sciencemag.org/content/347/6229/1465/tab-article-info
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/80
@daneshagahi
Forwarded from Arash Hoseinian (AH)
RavanShenasi_ZistPasNegar_Vol_1_Workman_Free_PDF_Version_AHpub_ir.pdf
11.9 MB
Forwarded from توییتر فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در پی شیوع کرونا و قرنطینه اجباری در هندوستان، سر و کله یک نوع از گربه سانان در خطر انقراض به نام زبادگون های مالابار (Viverra) که از سال ۱۹۹۰ تا بحال دیده نشده بودند، پیدا شده است.
چیه این بشر که فکر میکنه صاحب کل دنیاست؟!
×Mina Mostafavi×
@OfficialPersianTwitter
چیه این بشر که فکر میکنه صاحب کل دنیاست؟!
×Mina Mostafavi×
@OfficialPersianTwitter
Forwarded from ژنتيك باليني
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویروس های جدید از کجا می آیند. با زیر نویس فارسی @clinicalgenetics
Forwarded from BBCPersian
🔷 آفریقا زمانی محل سکونت سه گونه انساننما بود
🔸مطالعات نشان می دهد که دو میلیون سال قبل سه گونه مختلف انساننما در کنار هم در جنوب آفریقا زیست می کرده اند.
🔸این برداشت برای مدتی درحال قوت گرفتن بوده است که وضعیت امروز زمین یعنی غالب آمدن یک گونه از انسان، ممکن است در مقایسه با گذشته پدیده ای غیرعادی باشد؛ برداشتی که مطالعه تازه آن را تایید می کند.
🔸شواهد تازه محصول تلاش برای تاریخ گذاری استخوان هایی است که در غاری در نزدیکی ژوهانسبورگ کشف شده.
https://bbc.in/3dTag8g
@BBCPersian
🔸مطالعات نشان می دهد که دو میلیون سال قبل سه گونه مختلف انساننما در کنار هم در جنوب آفریقا زیست می کرده اند.
🔸این برداشت برای مدتی درحال قوت گرفتن بوده است که وضعیت امروز زمین یعنی غالب آمدن یک گونه از انسان، ممکن است در مقایسه با گذشته پدیده ای غیرعادی باشد؛ برداشتی که مطالعه تازه آن را تایید می کند.
🔸شواهد تازه محصول تلاش برای تاریخ گذاری استخوان هایی است که در غاری در نزدیکی ژوهانسبورگ کشف شده.
https://bbc.in/3dTag8g
@BBCPersian
BBC News فارسی
آفریقا زمانی محل سکونت سه گونه انساننما بود
مطالعات نشان می دهد که دو میلیون سال قبل سه گونه مختلف انساننما در کنار هم در جنوب آفریقا زیست می کرده اند.
Forwarded from BBCPersian
🔷 کشف ریسمان ۵۰ هزار ساله در محوطه نئاندرتالها
🔸کشف یک قطعه ریسمان ۵۰ هزار ساله در غاری در فرانسه بار دیگر این تصور که نئاندرتال در مقایسه با انسان مدرن موجودی از نظر ذهنی ضعیف بوده است را زیر سوال می برد.
🔹مطالعه ای که در نشریه "گزارش های علمی" چاپ شده می گوید که این ریسمان کوچک متشکل از سه رشته که با پوست درختان بافته شده روی یک ابزار سنگی استخراج شده از غار "آبری دو ماراس" پیدا شد.
https://bbc.in/3agjKYx
@BBCPersian
🔸کشف یک قطعه ریسمان ۵۰ هزار ساله در غاری در فرانسه بار دیگر این تصور که نئاندرتال در مقایسه با انسان مدرن موجودی از نظر ذهنی ضعیف بوده است را زیر سوال می برد.
🔹مطالعه ای که در نشریه "گزارش های علمی" چاپ شده می گوید که این ریسمان کوچک متشکل از سه رشته که با پوست درختان بافته شده روی یک ابزار سنگی استخراج شده از غار "آبری دو ماراس" پیدا شد.
https://bbc.in/3agjKYx
@BBCPersian
BBC News فارسی
کشف ریسمان ۵۰ هزار ساله در محوطه نئاندرتالها
کشف یک قطعه ریسمان ۵۰ هزار ساله در غاری در فرانسه بار دیگر این تصور که نئاندرتال در مقایسه با انسان مدرن موجودی از نظر ذهنی ضعیف بوده است زیر سوال می برد.
Forwarded from ✨️مدارس میان رشته ای
🔰🔰🔰
🔸«مدارس میان رشته ای» با همکاری گروه نورتکس، مرکز تحقیقات ام اس و انجمن انسان شناسی ایران برگزار می کند:
🔹 وبینار بهاری ابعاد علمی، پزشکی، اجتماعی و روان شناختی ویروس کرونا
👤 با حضور هشت استاد برجسته
📅 جمعه، 15 فروردین ماه 99
⏳ از ساعت 🕠 10 صبح لغایت 🕖 19
🔴 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
🆔 @IDSchools
🔸«مدارس میان رشته ای» با همکاری گروه نورتکس، مرکز تحقیقات ام اس و انجمن انسان شناسی ایران برگزار می کند:
🔹 وبینار بهاری ابعاد علمی، پزشکی، اجتماعی و روان شناختی ویروس کرونا
👤 با حضور هشت استاد برجسته
📅 جمعه، 15 فروردین ماه 99
⏳ از ساعت 🕠 10 صبح لغایت 🕖 19
🔴 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
🆔 @IDSchools
Forwarded from Human Origins
✨ دانشمندان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (لس آنجلس) توانستهاند دندانهای آسیاب بزرگی از نوعی میمون برّ قدیم متعلق به گروه Parapithecidها بیابند که Ucayalipithecus نامیده میشود.
نکته عجیب اینجاست که این سنگوارههای حدودا ۳۵ میلیون ساله که از آمریکای جنوبی هستند ، همتایان ۵۶ میلیون سالهای از شمال آفریقا دارند.
دانشمندان معتقدند به علت پائینتر بودن سطح آب ، باریکتر بودن عرض اقیانوس در آن زمان (حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر) و مساعدبودن جریانهای اقیانوسی، احتمالا شنا کردن و گذر از عرض اقیانوس اطلس برای رسیدن به آمریکای جنوبی ، برای این میمونهای آفریقایی کار آسانی بوده. همچنین این فرض مطرح شده که این سفر دریایی ممکن است سوار برروی انواعی از گیاهان شناور انجام شده باشد.
با این حال این فرضیه عجیب ، کمی غیرمنطقی است و نیازمند بررسیهای بیشتر میباشد.
@paleoarchaeo
نکته عجیب اینجاست که این سنگوارههای حدودا ۳۵ میلیون ساله که از آمریکای جنوبی هستند ، همتایان ۵۶ میلیون سالهای از شمال آفریقا دارند.
دانشمندان معتقدند به علت پائینتر بودن سطح آب ، باریکتر بودن عرض اقیانوس در آن زمان (حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر) و مساعدبودن جریانهای اقیانوسی، احتمالا شنا کردن و گذر از عرض اقیانوس اطلس برای رسیدن به آمریکای جنوبی ، برای این میمونهای آفریقایی کار آسانی بوده. همچنین این فرض مطرح شده که این سفر دریایی ممکن است سوار برروی انواعی از گیاهان شناور انجام شده باشد.
با این حال این فرضیه عجیب ، کمی غیرمنطقی است و نیازمند بررسیهای بیشتر میباشد.
@paleoarchaeo
Forwarded from 《درباره داروین》
داروین را از مدرسه بیرون کنید!
تاریخ علم قصه پرکِششی دارد، گاه چنان دلکش و رباینده و گاه خونریز و تازنده است. وقتی مسئلهای را در بستر زمان بررسی میکنی چیزهایی میبینی که شاید تصورش را هم نمیتوانی بکنی. اصلاً 《فرآیند》 برایت جذابتر از 《برآیند》 میشود. اینکه نظریهای علمی که اکنون و اینجا مقبولیتِ عام یافته، در لحظهای از تاریخ محل اعتنا نبوده و چهبسا در گوشهای خاک میخورده، و در حرکتی چندصدساله همچون سنگی در بستر رودخانه صاف و صیقلی شده و اینک به ما رسیده است.
باری، 《نظریه تکاملی داروین》 نیز چنین داستانی دارد. از ابتدا روی خوشی به آن نشان ندادند و حتی برخی از دوستان و استادان داروین او را به تمسخر گرفتند و کتابش را 《درهم و برهم》 خواندند. نظریه او مخالفان زیادی داشت، از غرب تا شرق، از دانشمند تا غرضورز و از کشیش تا طلبه! داستان مخالفتها را باید در محل خود کاوید و طبقهبندی کرد و من هم کوشیدهام تا قدری دربارهاش بگویم و بنویسم. اینبار درباره مخالفت جمعی از روشنفکران دینی دهه سی شمسی گفتهام. مطابق مجموعه اسنادی که در دست است 《انجمن اصلاحات اجتماعی بخش پنج تهران》 درخواستی را از وزیر فرهنگ وقت در سال ۱۳۳۲ مطرح میکند و در آن میخواهد که نظریه داروین از کتابهای دبیرستانی حذف شود چون با《 آیات قرآن و ایمان مذهبی و اصول ملیت و شاهدوستی》 مغایر است.
القصه، در مقاله جدیدی که برای جریده فریده تاریخ علم دانشگاه تهران نوشتهام درباره این اسناد سخن گفتهام و به همین مناسبت به کتابهای درسی دبیرستانی با موضوع 《نظریه تکامل و داروین》 نظر انداختهام تا نشان دهم خاستگاه اعتراض پیشآمده در کدام کتابها بوده است. در این سالها بخشی از کار پژوهشیام در تاریخ علم و نسبتسنجی وضع تاریخیمان با نظریه داروین، بررسی کتابهای درسی از دوره قاجاریه تا کنون بوده است، که امیدوارم بتوانم همه یافتههایم را بهمرور منتشر کنم.
مقالهام را میتوانید در روزهای آینده در وبگاه مجله تاریخ علم بخوانید.
بامهر
محمد معصومی
پینوشت: تصویری که به دست دادهام، نامه انجمن مذکور است خطاب به کفیل وزارت فرهنگ.
https://www.instagram.com/p/B-vsLk-p5by/?igshid=awomji18pmhf
تاریخ علم قصه پرکِششی دارد، گاه چنان دلکش و رباینده و گاه خونریز و تازنده است. وقتی مسئلهای را در بستر زمان بررسی میکنی چیزهایی میبینی که شاید تصورش را هم نمیتوانی بکنی. اصلاً 《فرآیند》 برایت جذابتر از 《برآیند》 میشود. اینکه نظریهای علمی که اکنون و اینجا مقبولیتِ عام یافته، در لحظهای از تاریخ محل اعتنا نبوده و چهبسا در گوشهای خاک میخورده، و در حرکتی چندصدساله همچون سنگی در بستر رودخانه صاف و صیقلی شده و اینک به ما رسیده است.
باری، 《نظریه تکاملی داروین》 نیز چنین داستانی دارد. از ابتدا روی خوشی به آن نشان ندادند و حتی برخی از دوستان و استادان داروین او را به تمسخر گرفتند و کتابش را 《درهم و برهم》 خواندند. نظریه او مخالفان زیادی داشت، از غرب تا شرق، از دانشمند تا غرضورز و از کشیش تا طلبه! داستان مخالفتها را باید در محل خود کاوید و طبقهبندی کرد و من هم کوشیدهام تا قدری دربارهاش بگویم و بنویسم. اینبار درباره مخالفت جمعی از روشنفکران دینی دهه سی شمسی گفتهام. مطابق مجموعه اسنادی که در دست است 《انجمن اصلاحات اجتماعی بخش پنج تهران》 درخواستی را از وزیر فرهنگ وقت در سال ۱۳۳۲ مطرح میکند و در آن میخواهد که نظریه داروین از کتابهای دبیرستانی حذف شود چون با《 آیات قرآن و ایمان مذهبی و اصول ملیت و شاهدوستی》 مغایر است.
القصه، در مقاله جدیدی که برای جریده فریده تاریخ علم دانشگاه تهران نوشتهام درباره این اسناد سخن گفتهام و به همین مناسبت به کتابهای درسی دبیرستانی با موضوع 《نظریه تکامل و داروین》 نظر انداختهام تا نشان دهم خاستگاه اعتراض پیشآمده در کدام کتابها بوده است. در این سالها بخشی از کار پژوهشیام در تاریخ علم و نسبتسنجی وضع تاریخیمان با نظریه داروین، بررسی کتابهای درسی از دوره قاجاریه تا کنون بوده است، که امیدوارم بتوانم همه یافتههایم را بهمرور منتشر کنم.
مقالهام را میتوانید در روزهای آینده در وبگاه مجله تاریخ علم بخوانید.
بامهر
محمد معصومی
پینوشت: تصویری که به دست دادهام، نامه انجمن مذکور است خطاب به کفیل وزارت فرهنگ.
https://www.instagram.com/p/B-vsLk-p5by/?igshid=awomji18pmhf
Instagram
محمد معصومی
داروین را از مدرسه بیرون کنید! تاریخ علم قصه پرکِششی دارد، گاه چنان دلکش و رباینده و گاه خونریز و تازنده است. وقتی مسئلهای را در بستر زمان بررسی میکنی چیزهایی میبینی که شاید تصورش را هم نمیتوانی بکنی. اصلاً 《فرآیند》 برایت جذابتر از 《برآیند》 میشود. اینکه…
Forwarded from Evolps
شماره یک.pdf
5.4 MB