ایکیگای فرهنگ صد ساله های ژاپنی است.
فرهنگ مستقر در اوکیناوا ژاپن شهری معروف به جزیره صد ساله های ژاپنی.
مردم اوکیناوا معتقد به فرهنگ ایکیگای هستند که میتوان آن را معادل معنای زندگی در نظر گرفت.
ایگیگای در لغت به معنای ارزشمندی زندگی است
ایکیگای خود را از چهار طریق میتوانید کسب کنید:
اشتیاق:اشتیاق را در کار و حرفه ای که دوست دارید پیدا میکنید
ماموریت:ماموریت را در کاری که دوست دارید و جهان به آن نیاز دارد پیدا میکنید
حرفه:حرفه در کاری که دوست دارید و برای آن پول دریافت میکنید جستجو کنید.
کار و درآمد: در کاری که جهان نیازمند آن است و بابت آن پول دریافت میکنید محقق میشود.
فرهنگ مستقر در اوکیناوا ژاپن شهری معروف به جزیره صد ساله های ژاپنی.
مردم اوکیناوا معتقد به فرهنگ ایکیگای هستند که میتوان آن را معادل معنای زندگی در نظر گرفت.
ایگیگای در لغت به معنای ارزشمندی زندگی است
ایکیگای خود را از چهار طریق میتوانید کسب کنید:
اشتیاق:اشتیاق را در کار و حرفه ای که دوست دارید پیدا میکنید
ماموریت:ماموریت را در کاری که دوست دارید و جهان به آن نیاز دارد پیدا میکنید
حرفه:حرفه در کاری که دوست دارید و برای آن پول دریافت میکنید جستجو کنید.
کار و درآمد: در کاری که جهان نیازمند آن است و بابت آن پول دریافت میکنید محقق میشود.
گرچه عبارات فراوانی برای بیان رابطهی درمانیبهکارمیرود:
بیمار-درمانگر
مراجع-مشاور
تحلیل شونده-تحلیلگر
مراجع-تسهیلگر
و بالاخره زننده تر از همه،مصرف کننده-مهیاکننده)،ولی هیچکدام بازگوکنندهی احساس واقعی من به رابطهی درمانی نیست.به جای اینها ترجیح میدهم خود و بیمارانم را همسفر بنامم؛واژه ای که تمایز میان«آنها»(رنجوران)و «ما»(شفادهندگان) را از میان برمیدارد.
اروین یالوم/موهبت درمان
بیمار-درمانگر
مراجع-مشاور
تحلیل شونده-تحلیلگر
مراجع-تسهیلگر
و بالاخره زننده تر از همه،مصرف کننده-مهیاکننده)،ولی هیچکدام بازگوکنندهی احساس واقعی من به رابطهی درمانی نیست.به جای اینها ترجیح میدهم خود و بیمارانم را همسفر بنامم؛واژه ای که تمایز میان«آنها»(رنجوران)و «ما»(شفادهندگان) را از میان برمیدارد.
اروین یالوم/موهبت درمان
Zen in the Art of Archery
مرور و بحث متن کامل کتاب «فلسفه ذن و هنر تیر و کمان»
کتاب محبوب نویسندگان، هنرمندان و مربیان خلاقیت
نوشته یوگن هریگل، فیلسوف آلمانی
کتابی درباره روانشناسی کار بی تقلا،
برطرف کردن سد ذهنی،
ترس از صحنه
و روانشناسی خلق شاهکار
@dr_iman_fani
کتاب محبوب نویسندگان، هنرمندان و مربیان خلاقیت
نوشته یوگن هریگل، فیلسوف آلمانی
کتابی درباره روانشناسی کار بی تقلا،
برطرف کردن سد ذهنی،
ترس از صحنه
و روانشناسی خلق شاهکار
@dr_iman_fani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کسانی زندگی معنادار تری دارند؟
دکتر مکری
ویدیوی قبلی صدا نداشت دوباره گذاشتم
دکتر مکری
ویدیوی قبلی صدا نداشت دوباره گذاشتم
فوکو در تاریخ جنون و در سیر تحول روانپزشکی داستانی از فیلیپ پینل و برخورد او با بیماری دچار جنون مینویسد
پنجمین دیوانه زنجیری ای که پینل آزاد کرد روحانی ای بود که به دلیل ابتلا به جنون از کلیسا طرد شده بود او دچار توهم عظمت بود و خود را مسیح می پنداشت؛ به قولی گرفتار «اوج» تفرعن انسان در حالت هذیانی» بود. این بیمار از دوازده سال پیش یعنی از ۱۷۸۲ در بیستر به زنجیر بود رفتار خود پسندانه و طمطراق سخنانش او را در بیمارستان مایه سرگرمی همه کرده بود. اما چون گمان میکرد مصیبت مسیح را از سر میگذراند با شکیبایی این شهادت طولانی و ریشخند های مداوم دیگران را تحمل میکرد با وجود اینکه دیوانگی اش همچنان شدت داشت پینل او را در میان دوازده نفری قرار داد که پیش از همه زنجیر از پایشان گشودند اما با او مانند دیگران رفتار نکرد نه توصیه و نصیحتی به او کرد نه قولی از او گرفت؛ بی آنکه کلامی بر زبان آورد او را از بند رها کرد و
صريحاً دستور داد که دیگران نیز مانند او با این دیــوانــه بیچاره رفتاری سرد داشته باشند و مطلقاً با او همکلام نشوند. این ممنوعیت ـ کـه بشدت رعایت شد - بر مردی که این چنین به خود مغرور بود تأثیری بس عمیقتر از زنجیر و سیاهچال بر جا گذاشت رها شدگی به حال خود و انزوایی که در آزادی کاملش برای او تازگی داشت باعث شد خود را تحقیر شده احساس کند بالاخره پس از دوره طولانی شک و تردید با پای خود به جمع بیماران پیوست. از آن روز افکارش معقولتر و منطقی تر شد.
رهایی این بیمار معنایی متناقض در برداشت.سیاهچال،زنجیر، موضوع مداوم سرگرمی و ریشخند دیگران شدن، عامل بروز و جولان آزادانه هذيان بیمار بود همین ها نشان میداد که دیگران هذیان او را پذیرفته اند همدستی دیگران و نگاه بیرونی او را مجذوب میکرد از این رو نمی توانست از آنچه معرض بی اعتنایی و حقیقت بی واسطه اش بود بر کنده شود اما زنجیرها که شکسته شد ؛ سکوت همگان او را اسیر یک آزادی بی معنا و صوری کرد در سکوت دیگران با حقیقت خود که دیگر به رسمیت شناخته نمیشد تنها ماند و هر چند باز هم این حقیقت را در برابر دیگران عرضه کرد تلاشش مذبوحانه بود زیرا دیگر در نگاه کسی نبود و چون حتی تحقیر نیز نمیشد این حقیقت دیگر به او احساس عظمت و جلال نمیداد اکنون خود این انسان نه انعکاس وجودش در هذیان، تحقیر میشد غل و زنجیر تن جای خود را به آزادی ای داده بود که هر آن به مرز تنهایی و انزوا میرسید گفتگوی هذیان و دشنام به تک گویی زبانی بدل گشت که در مواجهه با سکوت دیگران خاموش میشد و بی اعتنایی به جای تفرعن و اهانت آشکار نشست از آن پس اسارت بیمار در واقع بیش از زمانی بود که در سیاهچال زنجیر به پا داشت او فقط زندانی خویش بود رابطه اش با خود در چارچوب گناه و تقصیر قرار داشت و فقدان رابطه با دیگران در چارچوب شرمساری بدین ترتیب دیگران از گناه مبرا شدند وظیفه جلادی دیگر به عهدۀ آنها نبود مجرمیت و تقصیر متوجه درون بیمار شده بود و به او نشان میداد که تنها مجذوب کبر و تفرعن خود بوده است چهره دشمنان محو شد بیمار حضور آنها را نه از طریق توجهی که به او معطوف بود، بلکه از طریق اجتنابشان از توجه به او از طریق نگاه برگشته شان احساس می کرد دیگران برای او در حکم مرزی بودند که هر چه او بیشتر به سویش می رفت خود را عقبتر میکشید. او از بند زنجیر رها بود، اما به یمن سکوت دیگران اسیر گناه و شرمساری شده بود پیش از آن، مجازات میشد و این مجازات را نشانه بیگناهی خود میدانست؛ از هر گونه مجازات جسمی که در امان ماند لاجرم خود را گناهکار احساس میکرد عذاب او مایه افتخارش بود پس رهایی حقیرش میکرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جلسه درمان #اروین_یالوم
اگر به همین ویدیو کوتاه دقت کنیم میبینیم که سبک یالوم در کار درمان به نوعی وامدار از کار فروید و بنا شده بر روانکاوی هست. با این تفاوت که انگار یالوم اضطراب وجودی رو هم به درمان روانکاوانه خودش اضافه کرده.
عموما هم سبک کار یالوم رو روانکاوی وجودی قلمداد میکنند، اما در متون درمان های وجودی از شیوه درمانی یالوم با عنوان درمان وجودی-انسانگرا یاد میشه.
اگر به همین ویدیو کوتاه دقت کنیم میبینیم که سبک یالوم در کار درمان به نوعی وامدار از کار فروید و بنا شده بر روانکاوی هست. با این تفاوت که انگار یالوم اضطراب وجودی رو هم به درمان روانکاوانه خودش اضافه کرده.
عموما هم سبک کار یالوم رو روانکاوی وجودی قلمداد میکنند، اما در متون درمان های وجودی از شیوه درمانی یالوم با عنوان درمان وجودی-انسانگرا یاد میشه.
