چهارم پنجم دبستان بودم سر یه شیطنتی نمره ریاضیام خیلی پایین شد پدرمو خواستن. معلمم (که خیلی هم دوسش داشتم) به بابا گفت نمره کم شدنش یه طرف، نگاه کنین عین خیالشم نیست. من جاش بودم الان داشتم زارزار گریه میکردم.
بابا گفت باشه حق باشماست. اگه الان گریه کنه بهش نمره میدید؟ گفت خب نه. ربطی نداره که. بابا گفت خب چرا باید برای کاری که میدونه نتیجه نداره گریه کنه و تحقیرو تحمل کنه؟ معلم اومد ماچم کرد گفت برو سر کلاس حواستو بیشتر جمع کن.
ولی این جمله بابا توی این ۵۰ سال بیشترین جملهای بوده که تو ذهنم تکرار شده.
بابا گفت باشه حق باشماست. اگه الان گریه کنه بهش نمره میدید؟ گفت خب نه. ربطی نداره که. بابا گفت خب چرا باید برای کاری که میدونه نتیجه نداره گریه کنه و تحقیرو تحمل کنه؟ معلم اومد ماچم کرد گفت برو سر کلاس حواستو بیشتر جمع کن.
ولی این جمله بابا توی این ۵۰ سال بیشترین جملهای بوده که تو ذهنم تکرار شده.
👍1
گفتمحالت چطوره؟؟
گفت سه صبحم....
هميشه خدا بند همين ساعت بود
' سه صبح '
میگفت سه صبح براش مقدسه
خنديدم گفتم ینی چی
مى گفت:سه صبح خيابون ها خیابون ترن
سه صبح مرز تاريكى و روشناييه،
آدماى سه صبح يا خيلى تنهان يا خيلى ديوونه ان
ادماى سه صبح چيزى براى از دست دادن ندارن
گفتم توكه دارى؟ گفت چى رو؟
گفتم مهتاب رو !
خنديد، بعد گفت: ادماي سه صبح خيلى عاشقن اصلا عشق به اين روزشون ميندازه
شصتم خبردار شد پرسیدم:از حال دلت بگو؟
چطوره؟
گفت؛ خوب خوب ،درست شبيه خيابون سه صبح!
گفت سه صبحم....
هميشه خدا بند همين ساعت بود
' سه صبح '
میگفت سه صبح براش مقدسه
خنديدم گفتم ینی چی
مى گفت:سه صبح خيابون ها خیابون ترن
سه صبح مرز تاريكى و روشناييه،
آدماى سه صبح يا خيلى تنهان يا خيلى ديوونه ان
ادماى سه صبح چيزى براى از دست دادن ندارن
گفتم توكه دارى؟ گفت چى رو؟
گفتم مهتاب رو !
خنديد، بعد گفت: ادماي سه صبح خيلى عاشقن اصلا عشق به اين روزشون ميندازه
شصتم خبردار شد پرسیدم:از حال دلت بگو؟
چطوره؟
گفت؛ خوب خوب ،درست شبيه خيابون سه صبح!
❤🔥2
من به تک تک رفتارا فکر میکنم به جزئی ترین نگاهها فکر میکنم، به لحن حرف زدن ها فکر میکنم، به احساسات پشت کلمهها فکر میکنم،به خصوصیت آدمها فکر میکنم،
به اتفاقات در طی روز فکر میکنم
به ریکشن ها فکر میکنم
من حواسم به همه چیز هست و
دقیقا غمانگیز ترین قسمت داستان همینجاست؛
که من خیلی فکرمیکنم.
به اتفاقات در طی روز فکر میکنم
به ریکشن ها فکر میکنم
من حواسم به همه چیز هست و
دقیقا غمانگیز ترین قسمت داستان همینجاست؛
که من خیلی فکرمیکنم.
🥴1
هیچکس ب سلامت روان ی مرد اهمیت نمیده
تا وقتی به خشم تبدیل بشه
اون وقت همه اونو ادم بدی میدونن
تا وقتی به خشم تبدیل بشه
اون وقت همه اونو ادم بدی میدونن
مادرم هرگز به من نیاموخت!!
((دوست داشتنی)) باشم
لااقل کمر مَکر
درغذایم نریخت
تا بیاموزم ،چگونه میتوانم سیاستمدار بهترین باشم..
هیچوقت بامن قهر نکرد،
ک یادبگیرم خودم را از دیگران ، دریغ کنم
مادرم معتقد بود
در هر شرایط و زمان فقط خودم باشم
ولی نگفت ک دیگران
عروسک خیمه شب بازی را دوس دارند.
((دوست داشتنی)) باشم
لااقل کمر مَکر
درغذایم نریخت
تا بیاموزم ،چگونه میتوانم سیاستمدار بهترین باشم..
هیچوقت بامن قهر نکرد،
ک یادبگیرم خودم را از دیگران ، دریغ کنم
مادرم معتقد بود
در هر شرایط و زمان فقط خودم باشم
ولی نگفت ک دیگران
عروسک خیمه شب بازی را دوس دارند.
هيچ چيزی لذت بخش تر از اين نيست كه يک نفر احساساتت رو بفهمه بدون اينكه مجبورش كني..
آدم باید جوری دوستت دارم بگوید که گرهی ماندنش با دندانِ هیچ رفتنی باز نشود…
آدم باید جوری دوستت دارم بگوید که گرهی ماندنش با دندانِ هیچ رفتنی باز نشود…
🐳1