چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن...
به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن
#کتاب
هرموقع دلتان هوای حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رانمود
کتاب خداوند "قرآن"رابخوانید.
به رخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن
#کتاب
هرموقع دلتان هوای حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف رانمود
کتاب خداوند "قرآن"رابخوانید.
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید!
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند
کارل سیگن
@darosalam_library
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند
کارل سیگن
@darosalam_library
ما را چه به «آزادی»؟
وقتی پرفروشترین کتابهای ما
کتابهای آشپزی و
تعبیرخواب هستند!
یعنی که ما
ملتِ خوردن و خوابیدنیم!
👤نزار قبانی
@darosalam_library
وقتی پرفروشترین کتابهای ما
کتابهای آشپزی و
تعبیرخواب هستند!
یعنی که ما
ملتِ خوردن و خوابیدنیم!
👤نزار قبانی
@darosalam_library
🔴 دانش !
✍️ کارل گوستاو یونگ
دانش، سكهای تقلبی است؛ تظاهر میكند كه میداند، در حاليكه هيچ چيز نمیداند!
«دانش»، «خرد» نيست و نمیتواند باشد. دانش عليه خرد است و مانع بيداری خرد میشود.
دانش، سكهای تقلبی است؛ تظاهر میكند كه میداند. در حاليكه هيچ چيز نمیداند؛ ولی میتواند انسان را فريب دهد.
اين موضوع چنان ظريف و نهان است كه اگر فرد واقعا هوشمند نباشد، نمیتواند حقيقت آن را تشخيص دهد.
در عين حال، اين فريب بسيار ريشهدار است و از دوران كودكی، در ما شرطی شده است. دانستن يعنی اندوختن؛ گردآوردن اطلاعات و جزييات.
دانستن شما را تغيير نمیدهد. شما همان كه بوديد، باقی میمانيد و فقط مجموعه اطلاعاتتان بزرگ و بزرگتر میشود.
خرد، شما را متحول میكند و درون شما را به شيوهای تازه شكل میدهد. خرد، تحول است و ديدن.
دانستن و بودن تازهای را ايجاد میكند. در نتيجه، ممكن است شخصی اصلا مطلع و دانشور نباشد، ولی خردمند باشد.
همچنين امكان دارد كه فرد دانشور باشد، اما بسيار بیخرد هم باشد. در حقيقت، اين چيزی است كه در دنيا اتفاق افتاده است؛ مردم تحصيل كردهتر و باسوادتر شدهاند.
تحصيل در سطح جهان در دسترس همه است. پس همه دانش كسب كردهاند، اما خرد گم شده است.
دانش را میتوان از صفحات كاغذ، به راحتی كسب كرد. چه كسی به خرد اهميت میدهد؟
خرد؛ زمان، انرژی، ايثار و سرسپردگی میطلبد.
کتابخانه ی دارالسلام:
@darosalam_library
🌹🌾🌿🌹🌾🌿🌹🌾🌿🌹🌾
✍️ کارل گوستاو یونگ
دانش، سكهای تقلبی است؛ تظاهر میكند كه میداند، در حاليكه هيچ چيز نمیداند!
«دانش»، «خرد» نيست و نمیتواند باشد. دانش عليه خرد است و مانع بيداری خرد میشود.
دانش، سكهای تقلبی است؛ تظاهر میكند كه میداند. در حاليكه هيچ چيز نمیداند؛ ولی میتواند انسان را فريب دهد.
اين موضوع چنان ظريف و نهان است كه اگر فرد واقعا هوشمند نباشد، نمیتواند حقيقت آن را تشخيص دهد.
در عين حال، اين فريب بسيار ريشهدار است و از دوران كودكی، در ما شرطی شده است. دانستن يعنی اندوختن؛ گردآوردن اطلاعات و جزييات.
دانستن شما را تغيير نمیدهد. شما همان كه بوديد، باقی میمانيد و فقط مجموعه اطلاعاتتان بزرگ و بزرگتر میشود.
خرد، شما را متحول میكند و درون شما را به شيوهای تازه شكل میدهد. خرد، تحول است و ديدن.
دانستن و بودن تازهای را ايجاد میكند. در نتيجه، ممكن است شخصی اصلا مطلع و دانشور نباشد، ولی خردمند باشد.
همچنين امكان دارد كه فرد دانشور باشد، اما بسيار بیخرد هم باشد. در حقيقت، اين چيزی است كه در دنيا اتفاق افتاده است؛ مردم تحصيل كردهتر و باسوادتر شدهاند.
تحصيل در سطح جهان در دسترس همه است. پس همه دانش كسب كردهاند، اما خرد گم شده است.
دانش را میتوان از صفحات كاغذ، به راحتی كسب كرد. چه كسی به خرد اهميت میدهد؟
خرد؛ زمان، انرژی، ايثار و سرسپردگی میطلبد.
کتابخانه ی دارالسلام:
@darosalam_library
🌹🌾🌿🌹🌾🌿🌹🌾🌿🌹🌾
درود عزیزان، عمیق ودقیق بخوانیم
🔳⭕️چه کسی اسفنج مرا دزدیده است؟
دوستی تعریف می کرد پنج سال پیش بود که برای کنفرانسی به شهر بوستون رفته بودم. به همراه یکی از دوستان قدیمی که دوره پسادکترای خودش را در آنجا می گذارند، داشتیم در خیابانهای اطراف دانشگاه ام آی تی دنبال یک آدرس می گشتیم.
یک نفر از آن طرف خیابان رد می شد و متوجه ما شد که داریم به شکلی پرسان پرسان اطراف خودمان را نگاه می کنیم.
آمد سمت ما این طرف خیابان، پرسید: دنبال جایی می گردید؟
می توانم کمکی بکنم؟
ما هم آدرس را پرسیدیم.
دقیق گوش داد، خیلی آرام و به صورت شمرده مراحل رسیدن به آدرس را به ما گفت.
حتی با حرکت دست دقیقا شکل مسیر را برای ما رسم کرد، و بعد هم چند قدمی به هم راه ما آمد که مطمئن شود درست می رویم.
هنوز چند قدمی دور نشده بودیم که دوستم گفت: «یک ام آی تی ای تیپیکال بود».
گفتم منظورت چیه؟
گفت: جالب است که خیلی از آدم هایی که در محیط دانشگاه ام آی تی (دانشگاه ماساچوست) تحصیل یا کار می کنند، ناخودآگاه آدم هایی فروتن، دقیق، با نگاه خیلی سیستماتیک و کاربردی می شوند. هیچ کدام از این ويژگی ها را به صورت رسمی نه مطالعه می کنند و نه دوره ای برای آن می گذارنند اما به صورت ناخودآگاه به این ويژگی ها می رسند.
این مثالی از پدیده یادگیری اسمزی (Osmosis) است.
بیش از نیمی از یادگیری های ما به صورت ناخودآگاه و در اثر نوعی الگوبرداری ناخودآگاه، عمیق و درونی سازی آن از محیط اطرافمان شکل می گیرد. درست مانند یک اسفنج که وقتی در یک مایع قرار گیرد، به دلیل خاصیت اسمزی، مایع را به خودش می کشد.
ما هم وقتی با کارآفرینان معاشرت می کنیم ناخودآگاه خلاق تر و جسورتر و آینده ساز تر می شویم،
وقتی با کسانی که تفکرات عمیق و فلسفی دارند تعامل می کنیم ناخودآگاه دیدگاه مان به مسائل عمیق تر می شود
و زمانی که با آدمهای پرتلاش حشر و نشر داریم ناخودآگاه عمل گراتر می شویم.
اگر با مدیران سیاسی- امنیتی دم خور باشید بعد از مدتی همه چیز را از نگاه سیاست و امنیت تحلیل می کنید.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
زمانی جمله ای منسوب به چارلی چاپلین را خوانده بودم؛ افکار هر آدمی، میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آن ها می گذراند. خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید.
❓خوب برایم سوال پیش آمد که؛
بخش زیادی از افراد دور و بر ما؛ خانواده، همسایه، فامیل، هم کار معمولا انتخاب ما نیستند (محدودیت اول)،
افراد موفقی که بتوانیم آن ها را بیابیم و رابطه تنگاتنگ با آن ها نیز داشته باشیم نیز کم یاب، دشوار و محدودند (محدودیت دوم).
برای غلبه بر این محدودیت ها، شاید سه ایده زیر مفیدمی باشد:
1- کتاب های خوب:
کتاب ها، عصاره دانش و شخصیت نویسنده های آن هستند. اگر خود را در کتاب های خوب، محاصره کنیم، آنگاه افکارمان رشد می کند. مخصوصا نوع خاصی از کتاب ها هستند که در مورد زندگی افراد موفق و مشهور در زمینه کاری شماست. حتما زندگی نامه آن ها را بخوانید. این یک جور «همنشینی مجازی» است.
2- محفل های خوب:
ممکن است ما همیشه به آدم های مورد نظرمان دسترسی نداشته باشیم. اما می توانیم به صورت منظم در محافل و جمع هایی شرکت کنیم که با هدف ما هم خوانی بیشتری دارد. به عنوان مثال اگر به شعر علاقه مندیم در شب شعر شرکت کنیم و اگر به کارآفرینی علاقه مند هستیم در رخدادهای استارت آپی. اگر بتوانیم در محیط کارمان نیز 3 تا 5 نفری که بیشترین تناسب با اهداف ما دارند را نیز انتخاب کنیم و با آن ها تعامل مداوم و منظم داشته باشیم آنگاه این یادگیری اسمزی اتفاق می افتد.
3- همکاران خوب، سه نفر کلیدی محیط کاری خود را با دقت انتخاب کنیم:
محیط حرفه ای ما شامل افراد زیادی است اما بعضی از آنها نقشی کلیدی تری دارند چراکه ما تعاملات بیشتری با آنها داریم. سه نفری که بیش از همه در محیط کار و فعالیت حرفه ای با ما ارتباط دارند بیشترین تاثیر را در یادگیری های اسمزی ما دارند. انتخاب و گماشتن دقیق این سه نفر تاثیری بسیار اساسی در حرفه ای شدن ما دارد.
✔️ نکته پایانی آنکه هر از گاه از خودمان بپرسیم اسفنج مان را در چه محیطی قرار داده ایم؛
در محیطی که صحبت از ثروت اندوزی دیوانه وار است یا ثروت آفرینی شرافتمندانه؟
محیطی که صحبت از پارتی بازی و رانت خواری است یا تلاش صبورانه؟
محیطی که خوش بختی همگانی مطرح است یا خوش بختی فردی؟
📖 خداوند در کتاب آسمانی تصویری از آخرت ارایه می دهد و آنجا بسیاری با حسرت بر پشت دست های خود می کوبند که ای کاش با این ها بودم و با آن ها نبودم. مواظب اسفنج زندگی تان باشید. مکان اسفنج های شما سرنوشت شما را تغییر می دهد. @darosalam_library
🔳⭕️چه کسی اسفنج مرا دزدیده است؟
دوستی تعریف می کرد پنج سال پیش بود که برای کنفرانسی به شهر بوستون رفته بودم. به همراه یکی از دوستان قدیمی که دوره پسادکترای خودش را در آنجا می گذارند، داشتیم در خیابانهای اطراف دانشگاه ام آی تی دنبال یک آدرس می گشتیم.
یک نفر از آن طرف خیابان رد می شد و متوجه ما شد که داریم به شکلی پرسان پرسان اطراف خودمان را نگاه می کنیم.
آمد سمت ما این طرف خیابان، پرسید: دنبال جایی می گردید؟
می توانم کمکی بکنم؟
ما هم آدرس را پرسیدیم.
دقیق گوش داد، خیلی آرام و به صورت شمرده مراحل رسیدن به آدرس را به ما گفت.
حتی با حرکت دست دقیقا شکل مسیر را برای ما رسم کرد، و بعد هم چند قدمی به هم راه ما آمد که مطمئن شود درست می رویم.
هنوز چند قدمی دور نشده بودیم که دوستم گفت: «یک ام آی تی ای تیپیکال بود».
گفتم منظورت چیه؟
گفت: جالب است که خیلی از آدم هایی که در محیط دانشگاه ام آی تی (دانشگاه ماساچوست) تحصیل یا کار می کنند، ناخودآگاه آدم هایی فروتن، دقیق، با نگاه خیلی سیستماتیک و کاربردی می شوند. هیچ کدام از این ويژگی ها را به صورت رسمی نه مطالعه می کنند و نه دوره ای برای آن می گذارنند اما به صورت ناخودآگاه به این ويژگی ها می رسند.
این مثالی از پدیده یادگیری اسمزی (Osmosis) است.
بیش از نیمی از یادگیری های ما به صورت ناخودآگاه و در اثر نوعی الگوبرداری ناخودآگاه، عمیق و درونی سازی آن از محیط اطرافمان شکل می گیرد. درست مانند یک اسفنج که وقتی در یک مایع قرار گیرد، به دلیل خاصیت اسمزی، مایع را به خودش می کشد.
ما هم وقتی با کارآفرینان معاشرت می کنیم ناخودآگاه خلاق تر و جسورتر و آینده ساز تر می شویم،
وقتی با کسانی که تفکرات عمیق و فلسفی دارند تعامل می کنیم ناخودآگاه دیدگاه مان به مسائل عمیق تر می شود
و زمانی که با آدمهای پرتلاش حشر و نشر داریم ناخودآگاه عمل گراتر می شویم.
اگر با مدیران سیاسی- امنیتی دم خور باشید بعد از مدتی همه چیز را از نگاه سیاست و امنیت تحلیل می کنید.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
زمانی جمله ای منسوب به چارلی چاپلین را خوانده بودم؛ افکار هر آدمی، میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آن ها می گذراند. خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید.
❓خوب برایم سوال پیش آمد که؛
بخش زیادی از افراد دور و بر ما؛ خانواده، همسایه، فامیل، هم کار معمولا انتخاب ما نیستند (محدودیت اول)،
افراد موفقی که بتوانیم آن ها را بیابیم و رابطه تنگاتنگ با آن ها نیز داشته باشیم نیز کم یاب، دشوار و محدودند (محدودیت دوم).
برای غلبه بر این محدودیت ها، شاید سه ایده زیر مفیدمی باشد:
1- کتاب های خوب:
کتاب ها، عصاره دانش و شخصیت نویسنده های آن هستند. اگر خود را در کتاب های خوب، محاصره کنیم، آنگاه افکارمان رشد می کند. مخصوصا نوع خاصی از کتاب ها هستند که در مورد زندگی افراد موفق و مشهور در زمینه کاری شماست. حتما زندگی نامه آن ها را بخوانید. این یک جور «همنشینی مجازی» است.
2- محفل های خوب:
ممکن است ما همیشه به آدم های مورد نظرمان دسترسی نداشته باشیم. اما می توانیم به صورت منظم در محافل و جمع هایی شرکت کنیم که با هدف ما هم خوانی بیشتری دارد. به عنوان مثال اگر به شعر علاقه مندیم در شب شعر شرکت کنیم و اگر به کارآفرینی علاقه مند هستیم در رخدادهای استارت آپی. اگر بتوانیم در محیط کارمان نیز 3 تا 5 نفری که بیشترین تناسب با اهداف ما دارند را نیز انتخاب کنیم و با آن ها تعامل مداوم و منظم داشته باشیم آنگاه این یادگیری اسمزی اتفاق می افتد.
3- همکاران خوب، سه نفر کلیدی محیط کاری خود را با دقت انتخاب کنیم:
محیط حرفه ای ما شامل افراد زیادی است اما بعضی از آنها نقشی کلیدی تری دارند چراکه ما تعاملات بیشتری با آنها داریم. سه نفری که بیش از همه در محیط کار و فعالیت حرفه ای با ما ارتباط دارند بیشترین تاثیر را در یادگیری های اسمزی ما دارند. انتخاب و گماشتن دقیق این سه نفر تاثیری بسیار اساسی در حرفه ای شدن ما دارد.
✔️ نکته پایانی آنکه هر از گاه از خودمان بپرسیم اسفنج مان را در چه محیطی قرار داده ایم؛
در محیطی که صحبت از ثروت اندوزی دیوانه وار است یا ثروت آفرینی شرافتمندانه؟
محیطی که صحبت از پارتی بازی و رانت خواری است یا تلاش صبورانه؟
محیطی که خوش بختی همگانی مطرح است یا خوش بختی فردی؟
📖 خداوند در کتاب آسمانی تصویری از آخرت ارایه می دهد و آنجا بسیاری با حسرت بر پشت دست های خود می کوبند که ای کاش با این ها بودم و با آن ها نبودم. مواظب اسفنج زندگی تان باشید. مکان اسفنج های شما سرنوشت شما را تغییر می دهد. @darosalam_library
منحنی فراموشی ابینگهاوس
هرمطلب را یک بار بخوانید. سپس حداقل 3 بار با فاصله زمانی مناسب مرور کنید تا احتمال فراموشی آن به حداقل برسد.
@darosalam_library
هرمطلب را یک بار بخوانید. سپس حداقل 3 بار با فاصله زمانی مناسب مرور کنید تا احتمال فراموشی آن به حداقل برسد.
@darosalam_library
⭕️اثرات مخرب MultiTasking یا انجام دادن چند کار توسط یک شخص چقدر است؟
وقتی 5 کار را همزمان انجام میدهیم 75% ظرفیت مفید،هدر میرود!
@mtris
وقتی 5 کار را همزمان انجام میدهیم 75% ظرفیت مفید،هدر میرود!
@mtris
#با_هم_بیندیشیم
⭕️زنگوله را از ذهن خودباز كنيم!⭕️
میگویند...
آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته...
تمام روز را در پی یک روباه با اسبش میتاخته تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین میشده. بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگولهای آویزان میکرده و در نهایت هم رهایش میکرده! تا اینجای داستان مشکلی نیست...درست است روباه مسافت، زیادی را دَویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است هم جانش را دارد، هم دُمش را، پوستش هم سر جای خودش است. میماند فقط آن زنگوله.
از اینجای داستان، روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا میکند. دیگر نمیتواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین «گرسنه» میماند...صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد پس «تنها» میماند...از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» میکند «آرامش»اش را به هم میزند...
🔴نكته راهبردي: دقیقا این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد دنبال خودش میکند..،خودش را اسیر توهماتش میکند.
زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند, بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست.
برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای تکان دادن پشت سر هم یک زنگوله🔔
زنگوله ها را باز كنيد ..‼️🔔
✔️👇
@dkanoon
⭕️زنگوله را از ذهن خودباز كنيم!⭕️
میگویند...
آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته...
تمام روز را در پی یک روباه با اسبش میتاخته تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین میشده. بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگولهای آویزان میکرده و در نهایت هم رهایش میکرده! تا اینجای داستان مشکلی نیست...درست است روباه مسافت، زیادی را دَویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است هم جانش را دارد، هم دُمش را، پوستش هم سر جای خودش است. میماند فقط آن زنگوله.
از اینجای داستان، روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا میکند. دیگر نمیتواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین «گرسنه» میماند...صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد پس «تنها» میماند...از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» میکند «آرامش»اش را به هم میزند...
🔴نكته راهبردي: دقیقا این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد دنبال خودش میکند..،خودش را اسیر توهماتش میکند.
زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند, بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست.
برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای تکان دادن پشت سر هم یک زنگوله🔔
زنگوله ها را باز كنيد ..‼️🔔
✔️👇
@dkanoon
Forwarded from مجموعه فرهنگی دارالسلام
#اطلاعیه_مراسم
▪️مابچه های مادر پهلوشکسته ایم
🔻مراسم شب وشام شهادت حضرت زهرا(س)
و مراسم هفتگی هیات
🔹هیات شیفتگان ولایت
🔹مجموعه فرهنگی دارالسلام
❌لطفاً رسانه باشید.
@Masjedfereshteh
▪️مابچه های مادر پهلوشکسته ایم
🔻مراسم شب وشام شهادت حضرت زهرا(س)
و مراسم هفتگی هیات
🔹هیات شیفتگان ولایت
🔹مجموعه فرهنگی دارالسلام
❌لطفاً رسانه باشید.
@Masjedfereshteh
#کتاب_بخوانیم
ما همه با دیزرائلی هم عقیدهایم که "زندگی کوتاهتر از آن است که کوچک باشد"
با وجود این بزرگترین چیزی که ما را کفری میکند، درست همین است.
شاید مهمتر از مسئلهی استفاده از #فضا این باشد که ما تحقیقاتی دربارۀ چگونگی استفاده از #زمان به عمل بیاوریم.
"جان هاو" میگوید: " چه حماقتی! ما از اینکه نکند تمام زندگیمان به هدر برود وحشت داریم، اما هر روز از تکه تکه دور ریختن آن ابائی نداریم "
🗂 #کتاب وضعیت آخر. #نویسنده تامس. ای هریس #مترجم اسماعیل فصیح. #نشر فرهنگ نشر نو
@dkanoon
ما همه با دیزرائلی هم عقیدهایم که "زندگی کوتاهتر از آن است که کوچک باشد"
با وجود این بزرگترین چیزی که ما را کفری میکند، درست همین است.
شاید مهمتر از مسئلهی استفاده از #فضا این باشد که ما تحقیقاتی دربارۀ چگونگی استفاده از #زمان به عمل بیاوریم.
"جان هاو" میگوید: " چه حماقتی! ما از اینکه نکند تمام زندگیمان به هدر برود وحشت داریم، اما هر روز از تکه تکه دور ریختن آن ابائی نداریم "
🗂 #کتاب وضعیت آخر. #نویسنده تامس. ای هریس #مترجم اسماعیل فصیح. #نشر فرهنگ نشر نو
@dkanoon