Careless Whispers
194 subscribers
289 photos
4 videos
21 links
🪺
نجواهای سربه‌هوا.
‌‌
"As the music dies
something in your eyes
Calls to mind a silver screen
and all its sad goodbyes"

شناس و ناشناس:
@TalktoArghavan_bot
http://t.me/HidenChat_Bot?start=2080339750
محتوای فاخر:
@bazrarghavan
Download Telegram
این روزها مدام صدای فروغ توی سرم تکرار می‌شه که: «من عریانم؛ عریانم؛ عریانم. مثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانم. و زخم‌های من همه از عشق است. از عشق؛ عشق؛ عشق.»
منم همین‌طور فروغ عزیزم. منم همه‌ش «عشق، عشق، عشق». هر چی می‌کشیم زیر سر همینه.
💘6
Careless Whispers
«و تابوتِ یوسف کوچک است
و نارنجستانِ کنعان، خونین.»
عاشقش شدم.‌ وای واقعاً عاشقش شدم. دلم می‌خواد بذارمش روی بیوی اکانتم. دلم می‌خواد همه‌جا بنویسم «و تابوت یوسف کوچک است و نارنجستان کنعان خونین». اینا در حالیه که هنوز دارم بهش فکر می‌کنم و هنوز دقیق نفهمیدم که یعنی چی. ولی خیلی خیلی زیباست. آخ ادبیات. چقدر تو به خودیِ خود زیبایی. جدا از همه‌چیز زیبایی. حتی جدا از معنا زیبایی. فراتر از زیبا؛ تو همه‌چیزی ادبیات. زندگی‌م برای توست. قربونت بشم.
❤3💘3
امروز تولد آیداست.
«دخترم دکتر بود.»
❤4🕊3
Forwarded from «عصیان.» (“Mehrnaz)
Aftab Mishavad
Khosro Shakibaei
اگر «عشق» رو نقطه‌ی پایان ماجرای زندگی بدونم، این شعر فروغ من رو به پایان میرسونه و هربار که تموم بشه، از نو آغاز میشم.
❤7
«نگاه کن؛ من از ستاره سوختم.»
❤6
Careless Whispers pinned ««نگاه کن؛ من از ستاره سوختم.»»
این ساعتای صبح عقلم رو از دست می‌دم. می‌خوام عروج کنم.
❤4🕊3
امروز با آیس‌لته‌ی کوکی همیشگی، کروسان شکلاتی و فرجه‌ی تاریخ، که خوندنش خیلی خوش گذشت.
🥐🧋📖
❤8💘1
جوری که مهرناز تشویقم می‌کنه به صبوری (۱۰/۱۰):
💘7
💘6❤2🍓1
بَذر
«چه سرنوشتِ غم‌انگیزی، که کرمِ کوچکِ ابریشم تمامِ عمر قفس می‌بافت؛ ولی به فکرِ پریدن بود...» _زنده‌یاد حسین منزویِ نازنین
اگر از من بپرسید «عاشقِ چه چیزی در شعر هستی» یکی از چیزهایی که نام می‌برم قطعاً همینه. همین «نگاهِ شاعرانه». واقعاً چه کسی به غیر از یک شاعر به ذهنش می‌رسه که در مورد موجودی مثل کرم‌ ابریشم هم صحبت کنه؟ کیه که با دقت و لطافت به کرم‌های ابریشم نگاه کنه، طوری که بتونه احساسش رو با چنین ظرافتی به قالب کلمات دربیاره؟
از نگاه حسین منزوی، حتی این موجودات سبز کوچک هم برای خودشون جهانی دارن و رویایی و امیدی و سرنوشتی. سرنوشت‌هایِ غم‌انگیزِ ابریشمی.
❤5🕊2💘1
این «آدم است و سیب خوردن؛ آدم است و اشتباه» هم واقعاً مانیفست زندگی‌مه. تقریباً روزی نیست که یادش نیفتم.
❤7💘3
صائب تبریزی می‌گه:
«چون خضر شود سبز به هر جا که نهد پای
هر سوخته‌جانی که عقیق تو مکیده‌ست»
«سوخته‌جان». عجب صفتی. شاید هیچ لفظی نتونه حالم رو در این دوران بهتر از این توصیف کنه. بسیار سوخته‌جان هستم.
❤5💘2
«عمری‌ست خبر از دل و دل‌دار ندارم
با شیشه پری‌زاد من از دست پریده‌ست!»
:))))
❤5