«او (فارابی) لباسهای محلی خود را میپوشیده و به طبیعت و مظاهر آن عشق میورزیده و اغلب مجالس درس خود را کنار جویبارها و در زیر درختها تشکیل میداد.»
«او حتی مخارج خود و خانواده را از راه کار و تلاش روزانه به دست میآورد. رنج و مشقت زندگی هرگز فارابی را از تحصیل باز نداشت. او بعضی از شبها زیر نور چراغ پاسبانان شهر درس میخواند و اغلب تا صبح بیدار بود.»
«فارابی هرگز مشاغل سیاسی را نپذیرفت و با اهل سیاست معاشرت نداشت. با وجود این، در سیاست بسیار اندیشید و آثاری در این زمینه نوشت.»
میخوام بزرگ که شدم فارابی بشم.☝️
«او حتی مخارج خود و خانواده را از راه کار و تلاش روزانه به دست میآورد. رنج و مشقت زندگی هرگز فارابی را از تحصیل باز نداشت. او بعضی از شبها زیر نور چراغ پاسبانان شهر درس میخواند و اغلب تا صبح بیدار بود.»
«فارابی هرگز مشاغل سیاسی را نپذیرفت و با اهل سیاست معاشرت نداشت. با وجود این، در سیاست بسیار اندیشید و آثاری در این زمینه نوشت.»
میخوام بزرگ که شدم فارابی بشم.☝️
❤6💘2
Careless Whispers
به نظر شما «یک سینی انگور قرمز» خیلی شاعرانه نیست؟
میتونه زبان ابراز عشق باشه. مثلاً: «بیا برات یه سینی انگور قرمز آوردم🍇».
💘4❤1
لیموناد دومین نوشیدنی مورد علاقهم در جهانه. اولیش هم که معرف حضور هست.
❤4💘1
عصبی و بیحوصلهام، سرم درد میکنه و مدام خوابم میاد و خوابم نمیبره. از من جنازهای باقی مونده که به سختی در حال تلاش و جون کندنه تا چند تا امتحان باقیمونده رو پاس کنه.
💔9❤4
Careless Whispers pinned ««خدا به همراه؛ ای خسته از شب اما سفر نیست، علاج این درد»»
دیگه به هر حال «باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش؛ بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش».
❤5🕊2
Forwarded from le vent nous portera
نه به حکومتی که بر پایهی اعدام و قتل بنا شده.
نه به حکومتی که بر پایهی اعدام و قتل بنا شده.
نه به حکومتی که بر پایهی اعدام و قتل بنا شده.
نه به حکومتی که بر پایهی اعدام و قتل بنا شده.
نه به حکومتی که بر پایهی اعدام و قتل بنا شده.
نه به حکومتی که بر پایهی اعدام و قتل بنا شده.
نه به حکومتی که بر پایهی اعدام و قتل بنا شده.
💔11🕊1
«به سایه نمینگرم
مبادا ببینم کسی نام مرا به دوش میکشد
و در پیام افتاده.
میگوید: «نامت را پس بگیر
و نقرههای سپیدارها را به من بده.»
به پیرامون نمینگرم مبادا
به یاد آورم که از این زمین گذشتم.
زمینی نیست.
در این زمین که تا به حال من بوده؛ زخمی گلولهافشانی بوده.
عاشقی نبودم که مومن باشد آبها آینهاند.»
آخ؛ آقای محمود درویشِ عزیزم.
چقدر تو زیبایی. چقدر چقدر چقدر زیبایی.
مبادا ببینم کسی نام مرا به دوش میکشد
و در پیام افتاده.
میگوید: «نامت را پس بگیر
و نقرههای سپیدارها را به من بده.»
به پیرامون نمینگرم مبادا
به یاد آورم که از این زمین گذشتم.
زمینی نیست.
در این زمین که تا به حال من بوده؛ زخمی گلولهافشانی بوده.
عاشقی نبودم که مومن باشد آبها آینهاند.»
آخ؛ آقای محمود درویشِ عزیزم.
چقدر تو زیبایی. چقدر چقدر چقدر زیبایی.
❤3💘2
«آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد جوانی من بود؟
آیا دوباره من از پلههای کنجکاوی خود بالا خواهم رفت
تا به خدای خوب، که در پشت بام خانه قدم میزند سلام بگویم؟»
نمیدونم خانم فروغ. واقعاً آیا آره؟
آیا دوباره من از پلههای کنجکاوی خود بالا خواهم رفت
تا به خدای خوب، که در پشت بام خانه قدم میزند سلام بگویم؟»
نمیدونم خانم فروغ. واقعاً آیا آره؟
❤4💘2
کاش من هم مثل فروغ نهایتاً سی و دو سال عمر کنم. این دنیا خیلی سخت به نظر میاد برای سالهای طولانی زیستن.
به قول اون رباعی منتسب به خیام: «ناآمدگان اگر بدانند که ما/ از دهر چه میکشیم، نایند دگر».
به قول اون رباعی منتسب به خیام: «ناآمدگان اگر بدانند که ما/ از دهر چه میکشیم، نایند دگر».
❤6💘1
Nirvana
出羽良彰 – ちるらん 夜桜
«و تابوتِ یوسف کوچک است
و نارنجستانِ کنعان، خونین.»
چه حیرتانگیز. وای خدای من چقدررر زیباست!
شیفتهی شعرهای تلمیحدار به داستان یوسف هستم.
و نارنجستانِ کنعان، خونین.»
چه حیرتانگیز. وای خدای من چقدررر زیباست!
شیفتهی شعرهای تلمیحدار به داستان یوسف هستم.
🕊6❤1💘1
این روزها مدام صدای فروغ توی سرم تکرار میشه که: «من عریانم؛ عریانم؛ عریانم. مثل سکوتهای میان کلامهای محبت عریانم. و زخمهای من همه از عشق است. از عشق؛ عشق؛ عشق.»
منم همینطور فروغ عزیزم. منم همهش «عشق، عشق، عشق». هر چی میکشیم زیر سر همینه.
منم همینطور فروغ عزیزم. منم همهش «عشق، عشق، عشق». هر چی میکشیم زیر سر همینه.
💘6
Careless Whispers
«و تابوتِ یوسف کوچک است
و نارنجستانِ کنعان، خونین.»
و نارنجستانِ کنعان، خونین.»
عاشقش شدم. وای واقعاً عاشقش شدم. دلم میخواد بذارمش روی بیوی اکانتم. دلم میخواد همهجا بنویسم «و تابوت یوسف کوچک است و نارنجستان کنعان خونین». اینا در حالیه که هنوز دارم بهش فکر میکنم و هنوز دقیق نفهمیدم که یعنی چی. ولی خیلی خیلی زیباست. آخ ادبیات. چقدر تو به خودیِ خود زیبایی. جدا از همهچیز زیبایی. حتی جدا از معنا زیبایی. فراتر از زیبا؛ تو همهچیزی ادبیات. زندگیم برای توست. قربونت بشم.
❤3💘3