امروز آیسلتهی کوکی محبوبم رو داشتم با شیرینیهای مورد علاقهم و آقای استاد کرمی، که مطمئنم اگر تناسخ واقعیت داشته باشه، تا زندگیهای بعدی هم همراهمون میاد.
🧁📖🧋
🧁📖🧋
💘5❤2🎄2
سر جلسهی امتحان ریاضی موقع جواب دادن به سوالای پیشامد و احتمال، به این بیت از کاظم بهمنی فکر میکردم:
«حال اگر هیچ نذری عهدهدارِ وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم...»
«حال اگر هیچ نذری عهدهدارِ وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم...»
🕊4❤1
Careless Whispers
Photo
دیالوگهای کلاس ریاضی دیروز که تو ذهنم موند:
«بدو. به جای اینکه درد و دل کنی پنج صفحه واسه من تایپ کنی راجع به وضعیت روحیت، تست بزن. تست بزن وضعیت روحیت خوب میشه.»
«دنبالهای که منفی یک به توان n-1 نداشته باشه کنسله.»
«با آغوش باز باید بگی ریاضی بیا!»
«مثال، قلبِ ریاضیه.»
«بریم ببینیم که صفحهی بعد چه قصهای داره.»
«بدو. به جای اینکه درد و دل کنی پنج صفحه واسه من تایپ کنی راجع به وضعیت روحیت، تست بزن. تست بزن وضعیت روحیت خوب میشه.»
«دنبالهای که منفی یک به توان n-1 نداشته باشه کنسله.»
«با آغوش باز باید بگی ریاضی بیا!»
«مثال، قلبِ ریاضیه.»
«بریم ببینیم که صفحهی بعد چه قصهای داره.»
❤5💘2
امسال که برای اولین بار چند تا بازی رو دیدم و با هیجان فوتبال آشنا شدم، تازه کمکم دارم متوجه میشم اینهمه شور و شوق از کجا میاد و آدمها چرا فوتبالی میشن. گر چه خودم هنوز خیلی علاقهمند نشدم، ولی دارم فکر میکنم فوتبال چیزیه که طیف وسیعی از آدمها با سلیقهها و ملیتهای مختلف رو دور هم جمع میکنه تا کنار هم یک علاقهی مشترک رو دنبال کنن؛ و هر چیزی توانایی ایجاد این همدلی رو نداره.
❤9🍓1
این جام جهانی هم تموم شد و دلمون برای همهی چیزای جالبش تنگ میشه. برای داداش کوچولوی یامال، بازگشتهای افسانهای مسی، گریههای رونالدو، حضور عجیب شکیرا و مدونا و بیتیاس و بیژن مرتضوی کنار هم (حتی دیدن اسمشونم کنار هم عجیبه)، آدرین برودی، تد لاسو و جاستین بیبر، آفسایدهای اعصابخردکن، تا نصفهشب بیدار موندن و صبح زود بیدار شدن برای دیدن بازی، ترشح آدرنالین با هر بار نزدیک شدن توپ به هر دروازه، تا آخرین لحظه تلاش کردن و ناامید نشدن؛ و همهی چیزهای دیگهای که «زندگی» رو یادمون انداخت.
❤11🍓1💘1
امروز با یاورِ همیشهمومنم، آیسلتهی کوکی؛ کیک بادومزمینی، درخت، نور، شمعدونی قرمز، آسمون آبی، و آقای استاد عربی تا بینهایت.
🧋🍰🌳🌞🪴☁️📝
🧋🍰🌳🌞🪴☁️📝
🎄5❤2🍓2
Forwarded from ژاندارمری
همین مطالبی که باید برای امتحان بخونیم رو اگه خودم به عنوان مطالعه آزاد میخوندم خط به خط نکته برمیداشتم و هایلایت میکردم حالا که شده منبع درسی و اجبار بهش اضافه شده بعد هر صفحه باید ده دور، دور خونه بچرخم، یخچالو باز و بسته کنم و چای و قهوه بخورم بلکه تموم شه.
❤7🤝3
بَذر
سید خلیل عالینژاد – هلاک
در یکی از شعرهای منسوب به حضرت حافظ اومده که: «به تابوتی از چوب تاکم کنید». هر توضیحی که راجع بهش بدم اضافهگوییه. حیرتانگیزه. زیباست. شاهکاره. زیباترین وصیتنامهی ممکن.
❤4🍓2💘1
آخ آخ. میگه «به آب خرابات غسلم دهید» و بعدش «مریزید بر گور من جز شراب». چقدر باید عاشق و دیوانه باشی که چنین وصیت کنی؟
❤5🍓2
واقعاً «شعر» عجب پدیدهایه. اصلاً از کجا اومد؟ چی شد که آدمها به ذهنشون رسید شعر بگن؟
🍓8❤3🕊1