Careless Whispers
196 subscribers
291 photos
4 videos
21 links
🪺
نجواهای سربه‌هوا.
‌‌
"As the music dies
something in your eyes
Calls to mind a silver screen
and all its sad goodbyes"

شناس و ناشناس:
@TalktoArghavan_bot
http://t.me/HidenChat_Bot?start=2080339750
محتوای فاخر:
@bazrarghavan
Download Telegram
Careless Whispers
عاشق شعر عربی‌ام. وای؛ عاشقش هستم.
نزار قبانی در این شعر مدام تکرار می‌کنه: «سَمّیتُکَ الجَنوب»؛ «تو را جنوب نامیدم.» و چقدر زیباست؛ چقدر شاعرانه‌ست. سَمّیتُکَ الجَنوب.
❤4💘2
نتیجه‌ی فال فروغم. :)✨
❤4💘2🕊1
Careless Whispers
لطفاً آخرین امتحان دین و زندگیِ عمرم باش.
تو اما نه. آخرین امتحان ادبیات نباش. تو تا آخر عمر کنار من بمون.
❤9💘6
🥜🍪🌕☕️👯‍♀
🍓6❤2💘1
امشب یاد حرف یکی از دوست‌هام درباره‌ی سعدی افتادم که قبلاً خونده بودم. در مورد اون بیت مشهور «در کوی تو معروفم و از روی تو محروم/ گرگِ دهن‌آلوده‌ی یوسف‌ندریده»؛ و زاویه‌ی متفاوتی که سعدی از دریچه‌ی اون به قصه نگاه کرده.
واقعاً شگفت‌انگیزه. هر کسی که در مورد داستان حضرت یوسف صحبت کرده، یا از عشق و رسوایی زلیخا گفته، یا دل‌تنگی و حزن یعقوب، و یا دوری یوسف از پدرش و خیانت برادرهاش. فقط سعدی بوده که به ذهنش رسیده می‌شه این قصه رو از دیدگاه گرگی روایت کرد که به ناحق بهش تهمت دریدن یوسف رو زدن! آخ سعدی! بی‌راه نیست که بهت می‌گن فرمان‌روای ملک سخن!
❤4🕊2
امشب به زندگی فکر می‌کنم، به عشق، به زیبایی، به جاودانگی، به زوال.
❤2🕊1
حظِ بصری.
❤7🎄3
امروز قهوه‌ی دارچینی و کیک بادوم‌زمینی و البته جغرافی۳ داشتم.
🧋🍰📚
💘6❤2🍓1
Careless Whispers
Photo
از این کافه آیس‌لته‌های مختلفش رو امتحان کردم و هیچ‌کدوم به اندازه‌ی آیس‌کارامل ماکیاتو به دلم ننشست. می‌دونم خیلی ربطی نداره ولی یاد این شعر مولانا افتادم: «آزمودم دل خود را به هزاران شیوه/ هیچ چیزش به جز از وصل تو خوشنود نکرد». (با عرض پوزش از جناب مولوی، می‌تونید «وصل» رو با «آیس‌کارامل ماکیاتو» جای‌گزین کنید.)
💘6❤2
Careless Whispers
«آزمودم دل خود را به هزاران شیوه/ هیچ چیزش به جز از وصل تو خوشنود نکرد»
وای ببینید تو رو خدا. مولانا در ادامه‌ی این غزل می‌گه:
«نمک و حُسن جمال تو که رشک چمن است
در جهان جز جگر بنده نمک‌سود نکرد»

«نمک» رو برای بیان زیبایی و دل‌نشینی و تعریف کردن از کسی استفاده می‌کنن. «ملیح» که به کار می‌بریم هم به همون معنای بانمک/ شوره. حالا این‌جا مولانا داره می‌گه که نمک (زیبایی) تو جیگر من رو نمک‌سود کرده.
دهخدا در تعریف «نمک‌سود» می‌گه: گوشت که شرحه‌شرحه کنند و بر آن نمک و ابازیر پاشند». و مولانا می‌گه زیباییِ تو همین بلا رو به سر من میاره. دلم رو خون می‌کنه؛ جیگرم رو می‌سوزونه. :))

دیگه حتی نمی‌تونم آرایه‌‌ی ادبی‌ش رو تشخیص بدم. فقط دارم حیرت می‌کنم.
🕊8❤1