امروز داشتم فلسفه میخوندم؛ ببینید چه چیز جالبی پیدا کردم.
این دو تا جمله رو ببینید:
«مثلث، سهضلعی است.»
«مثلث، سهضلعی نیست.»
فرق بین این دو تا عبارت فقط یه فعله ولی نسبت بین موضوع و محمول توی جملهی اول وجوبیه و تو جملهی دوم امتناعی. به بیان ساده اگه بخوایم بگیم، جملهی اول تماماً درسته و جملهی دوم کاملاً نادرست؛ در حالی که فرقشون چیزی بیشتر از یه فعل نیست.
بعد من یاد این بیت از فاضل نظری افتادم که میگه:
«یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند»
این دو تا جمله رو ببینید:
«مثلث، سهضلعی است.»
«مثلث، سهضلعی نیست.»
فرق بین این دو تا عبارت فقط یه فعله ولی نسبت بین موضوع و محمول توی جملهی اول وجوبیه و تو جملهی دوم امتناعی. به بیان ساده اگه بخوایم بگیم، جملهی اول تماماً درسته و جملهی دوم کاملاً نادرست؛ در حالی که فرقشون چیزی بیشتر از یه فعل نیست.
بعد من یاد این بیت از فاضل نظری افتادم که میگه:
«یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند»
❤8
Forwarded from ندانستم
سنگ میدونه که سنگه؟ میدونه که هست؟ میدونه که یک چیز در جهانه؟ کاش بدونه. خیلی سخته هم سنگ باشی هم ندونی که هستی. احتمالا تو جهان سنگها هم یکیشون الان داره به اون یکی میگه آدم میدونه که آدمه؟ میدونه که هست؟ میدونه که یه پروژه ناموفق بوده؟ کاش بدونه. آره میدونم سنگ عزیز، میدونم.
💘3❤2
«حس میکنم که عمرم را باختهام و خیلی کمتر از آنچه که در ۲۷ سالگی باید بدانم میدانم. شاید علتش این است که هرگز زندگی روشنی نداشتهام.» میبینید بچهها جون؟ حتی خانم فروغ هم اینهمه احساس ناکافی بودن میکرده. ما دیگه کی باشیم؟
❤7🕊1
جملهی انگیزشیم از این به بعد اینه: «آرژانتین باش و تا لحظهی آخر ادامه بده ارغوان!»
❤6
کتابماهی
وطن چقدر شبیه توست و تو چقدر شبیه وطنی و مرگ، همیشه همراه زیباییست.
من تازه فهمیدم که محمود درویش در سوگ غسان کنفانی یادداشت نوشته. :((
چقدر قشنگن. وای قربون جفتشون برم.😭
چقدر قشنگن. وای قربون جفتشون برم.😭
🕊4
این روزها مدام این توی ذهنمه که «ما را به سختجانیِ خود این گمان نبود».
❤5
الآن اتفاقی یک شعر از فیض کاشانی خوندم که یکی از بیتهاش میگه:
«گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر؛ شاید رسیده باشی!»
به فکر فرو رفتم.
«گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی
گفتا که نیک بنگر؛ شاید رسیده باشی!»
به فکر فرو رفتم.
❤5
Careless Whispers
الآن اتفاقی یک شعر از فیض کاشانی خوندم که یکی از بیتهاش میگه: «گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی گفتا که نیک بنگر؛ شاید رسیده باشی!» به فکر فرو رفتم.
«گفتم ز خود بریدم، آن باده تا چشیدم
گفتا چه زان چشیدی، از خود بریده باشی»
...
گفتا چه زان چشیدی، از خود بریده باشی»
...
❤3
حسین غیاثی یه جایی توی ترانهی معروف «شروع ناگهان» میگه: «من غمِ پنهانِ توام.»
امشب به طور خاص به این بخش دقت کردم و فکر کردم که چه زیباست غم پنهان کسی بودن.
امشب به طور خاص به این بخش دقت کردم و فکر کردم که چه زیباست غم پنهان کسی بودن.
❤7