بَذر
«قدرنشناسِ عزیزم! نیمهی من نیستی قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی مادرِ این بوسههای چون مسیحایی؛ ولی مرده خیلی زنده کردی؛ پاکدامن نیستی! من غبارآلودِ هجرانم؛ تو اما مدتیست عهدهدارِ آن نگاهِ لرزهافکن نیستی یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست بعدِ من اندازهی…
میگه: «مادرِ این بوسههای چون مسیحایی؛ ولی/ مرده خیلی زنده کردی؛ پاکدامن نیستی!!!» =))))
عجب طعنهای! چقدر خلاقانه و حسابشده واقعاً!
عجب طعنهای! چقدر خلاقانه و حسابشده واقعاً!
❤3💘2
بعد آخه واقعاً از کجا به ذهنت رسید چنین تشبیهی؟ چقدر قشنگ واژههای «مادر»، «مسیحا» و «پاکدامن» رو کنار هم گذاشته تا تلمیح و مراعات نظیر داشته باشه به داستان حضرت عیسی.
واقعاً نابغه هستی آقای بهمنی!
واقعاً نابغه هستی آقای بهمنی!
❤4💘2
تو هم بالأخره مُردی! چنان حریص چسبیده بودی به صندلی قدرت که کمکم داشت باورمون میشد نامیرایی. ولی قاعدهی زندگی بهمون یادآوری کرد که همه یه روزی میمیرن، حتی کسی که ادعای خدایی و پیغمبری داره. دلت میخواست قبل مرگت همهی ما رو میکشتی. ولی نشد؛ نتونستی. ما از تو زندهتر بودیم! و حالا هر کاری میکنم نمیتونم خوشحالیم رو بابت مرگت پنهون کنم. آب اجل بر حلق و بر دهان تو هم گذشت ضحاک!
🕊11❤2🤝2💘1
امروز داشتم فلسفه میخوندم؛ ببینید چه چیز جالبی پیدا کردم.
این دو تا جمله رو ببینید:
«مثلث، سهضلعی است.»
«مثلث، سهضلعی نیست.»
فرق بین این دو تا عبارت فقط یه فعله ولی نسبت بین موضوع و محمول توی جملهی اول وجوبیه و تو جملهی دوم امتناعی. به بیان ساده اگه بخوایم بگیم، جملهی اول تماماً درسته و جملهی دوم کاملاً نادرست؛ در حالی که فرقشون چیزی بیشتر از یه فعل نیست.
بعد من یاد این بیت از فاضل نظری افتادم که میگه:
«یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند»
این دو تا جمله رو ببینید:
«مثلث، سهضلعی است.»
«مثلث، سهضلعی نیست.»
فرق بین این دو تا عبارت فقط یه فعله ولی نسبت بین موضوع و محمول توی جملهی اول وجوبیه و تو جملهی دوم امتناعی. به بیان ساده اگه بخوایم بگیم، جملهی اول تماماً درسته و جملهی دوم کاملاً نادرست؛ در حالی که فرقشون چیزی بیشتر از یه فعل نیست.
بعد من یاد این بیت از فاضل نظری افتادم که میگه:
«یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند»
❤8
Forwarded from ندانستم
سنگ میدونه که سنگه؟ میدونه که هست؟ میدونه که یک چیز در جهانه؟ کاش بدونه. خیلی سخته هم سنگ باشی هم ندونی که هستی. احتمالا تو جهان سنگها هم یکیشون الان داره به اون یکی میگه آدم میدونه که آدمه؟ میدونه که هست؟ میدونه که یه پروژه ناموفق بوده؟ کاش بدونه. آره میدونم سنگ عزیز، میدونم.
💘3❤2
«حس میکنم که عمرم را باختهام و خیلی کمتر از آنچه که در ۲۷ سالگی باید بدانم میدانم. شاید علتش این است که هرگز زندگی روشنی نداشتهام.» میبینید بچهها جون؟ حتی خانم فروغ هم اینهمه احساس ناکافی بودن میکرده. ما دیگه کی باشیم؟
❤7🕊1
جملهی انگیزشیم از این به بعد اینه: «آرژانتین باش و تا لحظهی آخر ادامه بده ارغوان!»
❤6
کتابماهی
وطن چقدر شبیه توست و تو چقدر شبیه وطنی و مرگ، همیشه همراه زیباییست.
من تازه فهمیدم که محمود درویش در سوگ غسان کنفانی یادداشت نوشته. :((
چقدر قشنگن. وای قربون جفتشون برم.😭
چقدر قشنگن. وای قربون جفتشون برم.😭
🕊4
این روزها مدام این توی ذهنمه که «ما را به سختجانیِ خود این گمان نبود».
❤5