و من حالا به پشیمونی فکر میکنم و تنهایی و عشق و دلتنگی و باز هم عشق و به هیچی به تعلیق به سکوت به تنهایی به هیچ و هیچِ مطلق به ندانستن به مرگ به زندگی و به پوچی و سرما و بیحسی و باز هم به هیچ
💔4❤3
Forwarded from کتابماهی (Setti)
به جایی بر میگشتم که زمانش را به یاد نمیآوردم، دنبال دور خوشی میگشتم که خاطرهای بتواند گناهی را ببخشد، اما میبایست از سال و ماه میگذشتم و میترسیدم از غصه گریهام بگیرد، و میترسیدم زیاد از خودم دور شوم.
-سال بلوا، عباس معروفی
-سال بلوا، عباس معروفی
💔4❤1
Careless Whispers
ایشون زیباترین مرد جهانه برای واقعی.
گاهی احساس میکنم چقدر بچگانه راجع به این آدم صحبت میکنم. ولی واقعاً همینه. من با این مرد بزرگ شدم؛ از سالهای میانیِ نوجوونی تا حالا که دیگه بزرگسال به حساب میام. علیرضا قربانی برای من الگوی تمام صفات خوبیه که باید باشم: نجابتش، شرافتش، متانتش و هنرش.
دوست داشتنش چیزهای زیادی رو بهم یاد داد و شاید اولیش اخلاق باشه و تواضع در عین بزرگی. براش آرزو میکنم همینطور عزیز و روشن بمونه؛ و چقدر بهش افتخار میکنم که نذاشته ناپاکیِ این دنیا روح و قلبش رو آلوده کنه. خدا حفظت کنه آقا! بمانی و بخوانی. :)
«صحبت از این شریفتر؟ صورت از این لطیفتر؟
دامن از این نظیفتر؟ وصف تو چون کند کسی؟»
_سعدی علیهم الرحمه.
دوست داشتنش چیزهای زیادی رو بهم یاد داد و شاید اولیش اخلاق باشه و تواضع در عین بزرگی. براش آرزو میکنم همینطور عزیز و روشن بمونه؛ و چقدر بهش افتخار میکنم که نذاشته ناپاکیِ این دنیا روح و قلبش رو آلوده کنه. خدا حفظت کنه آقا! بمانی و بخوانی. :)
«صحبت از این شریفتر؟ صورت از این لطیفتر؟
دامن از این نظیفتر؟ وصف تو چون کند کسی؟»
_سعدی علیهم الرحمه.
❤7
ببینید چی خوندم.
«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
این گونه بود ها! که بغل اختراع شد
=))))))))
وای. حامد عسکریِ بامزهی گوگولی.
«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
این گونه بود ها! که بغل اختراع شد
=))))))))
وای. حامد عسکریِ بامزهی گوگولی.
❤9
زندگی هر چقدر که هر جا باهام نامهربون بوده، در مورد دوستام شانسهای زیادی بهم داده. تنها غمم اینه که از صمیمیترین دوستام فاصلهی فیزیکی زیادی دارم. سه شب پیش که داشتم به خاطر دلشکستگیم به پهنای صورت اشک میریختم، دلا و ماهی برام عکس کیکای تولدشون رو فرستادن که روش شمع ستارهای گذاشتن و فوت کردن؛ شمعهایی که من از اینجا براشون فرستاده بودم. :) حالا دیگه احساس میکنم روز تولدشون خودم کنارشون بودم و بغلشون کردم.
دوستام واقعاً ستارههای زندگیمن و نمیدونم اگه نبودن باید با این شب تار چیکار میکردم.
دوستام واقعاً ستارههای زندگیمن و نمیدونم اگه نبودن باید با این شب تار چیکار میکردم.
❤6🍓2💘2
Lady Stardust
از همینجا محکم بغلت میکنم
ارغوانیترین دخترِ دنیا :(🫂✨
ارغوانیترین دخترِ دنیا :(🫂✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤3🍓2
«کششی که عشق دارد، نگذاردت بدین سان
به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد...»
ای داد بیداد. ای خدای بزرگ.
به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد...»
ای داد بیداد. ای خدای بزرگ.
❤8
Forwarded from le vent nous portera
«یه بخشهایی از وجودم رو نشونم دادی که میتونم باهاشون پرواز کنم.»
🕊4❤1
بَذر
اجرای قطعهی لیلا؛ یک شب مهتابی شیرین. ویدئو: ارغوان؛ تابستان ۱۴۰۲. 📍کاخ سعدآباد تهران. پ. ن: تصدق این صدا...
دهم تیرماه سه سال پیش، دقیقاً یک چنین وقتی، کنسرت علیرضا قربانی بودم. :)))
❤2🕊2
Careless Whispers
«سیب». و «آب». دو تا چیز مورد علاقهی جدیدم هستن.
چقدر جالب. یادم افتاد که سهراب سپهری هم توی نامهای خطاب به «نازی» میگه: «نازی، تو از آب بهتری. تو از سیب بهتری. تو از ابر بهتری. تو به سپيدهدم خواهی رسيد. مبادا بلغزی. من دوست توام و دست تو را میگيرم.»
پس به نظر سهراب هم «آب» و «سیب» چیزهای زیبایی هستن.
پس به نظر سهراب هم «آب» و «سیب» چیزهای زیبایی هستن.
❤8
Careless Whispers
تو از آب بهتری. تو از سیب بهتری. تو از ابر بهتری. تو به سپيدهدم خواهی رسيد. مبادا بلغزی.
اینو روی میز مطالعهم هم نوشتهم. :)
❤9