دادخواستـــ Daadkhast
2.3K subscribers
1.02K photos
41 videos
335 links
با امضای دادخوست مطالباتمان را بیان می‌کنیم. ✍️📢⚖️
Download Telegram
سعدا خدیرزاده زن و مادر زندانی کردی است که ابعاد مختلفی از ستم در پیکر او بازنمایی می‌شوند، از جمله تبعیض جنسیتی، تبعیض به زنان به حاشیه رانده شده، و تبعیض به مادران به طور کلی و مادران زندانی به طور خاص. با وجود وضعیت نگران‌کننده این زن زندانی در ماه‌های گذشته و اطلاع رسانی برخی فعالان حقوق بشر، خاصه فعالان حقوق بشر کرد، وضعیت این زندانی سیاسی در فضای شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های بزرگ و حتی توسط خود فعالان حوزه برابری جنسی و جنسیتی مورد توجه ویژه‌ای واقع نشد.

ما، جمعی از فعالان حقوق زنان، اقدام به خودکشی سعدا خدیرزاده را بخشی از فرایند قتل حکومتی زندانیان از طرفی و زن‌کشی سیستماتیک در جمهوری اسلامی از طرف دیگر می‌دانیم. چرا که خودکشی زنان در شرایط سلطه جنسی و جنسیتی و تحت فشار در دسته زن‌کشی‌ها ـ سوسایدال فمیساد ـ قرار می‌گیرد. جدای از وضعیت وخیم حقوق بشر و نقض حقوق زندانیان در زندان‌های جمهوری اسلامی، خاصه زندان‌های حاشیه، وضعیت زنان زندانی سیاسی و آنها که در رابطه با اتهامات انتسابی به همسرانشان و برای اعمال فشار به آنها زندانی شده‌اند، معمولا حامل بار شدید سلطه جنسیتی نیز هست.
زندان یا شکنجه‌گاه زنان
علاوه بر آمار بالای اعدام‌، سرکوب خونین و کشتار مردم معترض در خیابان‌ها، به کشتن دادن زندانیان به طور کلی و زندانیان سیاسی به طور خاص، در زندان‌های جمهوری اسلامی اوج گرفته است. در چنین شرایطی جدای از وضعیت وخیم امنیت زندان‌ها، تراکم بالای جمعیت و مساله عدم دسترسی زندانیان به حداقل‌های سلامت و بهداشت، به بخشی از روند از بین بردن سازماندهی شده و آسیب جدی به زندانیان تبدیل شده است. زندانیان زن در این وضعیت در شرایط ویژه‌‌تری قرار دارند.

در نامه‌ ۱۶ زن زندانی سیاسی از زندان اوین برای هشدار درباره شیوع دوباره کرونا در بند زنان اوین آمده است: «هر روز به تعداد مبتلایان افزوده می‌شود، با توجه به افزایش ناگهانی و بی‌رویه شمار زندانیان و‌عدم تناسب تعداد افراد با فضا و‌ امکانات بند و نبود فضای مناسب برای جداسازی و‌ قرنطینه افراد مبتلا و تاخیر جدی در گرفتن تست و‌عدم مراقب‌های پزشکی لازم، نگرانی نسبت به حفظ جان و سلامت زندانیان افزایش پیدا کرده است.» (متن کامل نامه)

در محکومیت وضعیت وخیم زندانیان زن در زندان‌های سراسر ایران از بعد حقوق زنان، همچنین باید در نظر داشت که اتهام بسیاری از زندانیان زن جرایم عمومی، ریشه در تبعیض‌های جنسی و جنسیتی دارد. بسیاری از این زندانیان در شرایطی که به ازدواج در کودکی واداشته شده بوده و در معرض انواع خشونت‌های جنسی و جنسیتی چون خشونت خانگی، اقتصادی و قانونی بوده‌اند، به جرم‌های انتسابی دست زده‌اند یا در چنین شرایطی به این اتهام‌ها دستگیر شده‌اند. همچنین، مصادیق خشونت جنسی و جنسیتی از زمان مواجهه زنان با پلیس تا زمان بازداشت، بازجویی، دادگاه و زندان بسیار زیاد است. این موارد شامل آزار و تعرض جنسی و جنسیتی، انجام تست بکارت و همچنین جرم‌انگاری حیات آزادانه زنان در رابطه با پوشش و آزادی‌های اولیه انسانی می‌شود. این روند تبعیض‌آمیز، زنان را در یک شرایط قانونی و قضایی اساسا جرم‌انگارانه قرار می‌دهد. همچنین باید توجه داشت که زندانیان زن از اقدام‌های حمایتی عمومی و خاص کمتری برخوردارند و به خاطر شرایط سیاسی و اجتماعی مردسالار حاکم بر ایران در بسیاری از اوقات بی‌نام و بی‌چهره می‌مانند.
ما چه کنیم؟
ما، گروهی از فعالان حقوق زنان، علاوه بر خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط سعدا خدیرزاده همراه با نوزادش سولینا (آلا)، از فعالان حوزه برابری جنسی و جنسیتی، فعالان حقوق بشر، فعالان اجتماعی و سیاسی و همینطور از تمام رسانه‌ها می‌خواهیم، در مورد وضعیت زندانیان زن، خبررسانی و اقدام‌های حمایتی جدی تری انجام دهند، به ویژه درباره آنهایی که لایه‌های در هم‌تنیده تبعیض و محرومیت را تجربه و به دشواری از شرایط خود در زندان اطلاع‌رسانی می‌کنند، مانند سعدا خدیرزاده و زندانیان زن عرب در زندان شیبان و سپیدار. ما خواستار پرسشگری همراه با آگاهی جنسیتی در پرونده زندانیان زن، افزایش حساسیت به شرایط زندانیان باردار، مادر و فرزندانشان، افزایش حساسیت نسبت به وضعیت زندانیان زن به حاشیه رانده شده و زندانیان زن بیمار و دارای معلولیت، انعکاس شرایط و نیازهای زندانیان زن در رسانه‌ها و بلند کردن خواست آزادی زندانیان سیاسی و زندانیان جرایم عمومی که خطری را متوجه جامعه نمی‌کنند، هستیم.
هوتگ‌ها در بلوچستان مدام قربانی می‌گیرند. کودکان اکثریت قربانیان را تشکیل می‌دهند. «هوتگ» در زبان بلوچ به معنی گودال‌های بزرگ در دل زمین برای ذخیره باران‌های فصلی است که برای مصرف آشامیدن یا آبیاری استفاده می شود.

این یک سیستم آبرسانی بومی است که به دلیل فقدان لوله‌کشی و آب‌انبارهای مدرن، برای زیست اهالی روستا اهمیت بسیاری داشته است. متأسفانه همین هوتگ‌ها تبدیل به قربانگاه کودکان بلوچ شده است‌.

👇🏼
۲۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، سه نفر از جمله دو کودک در روستای سلوربازار از توابع شهرستان دشتیاری در یک هوتگ غرق شدند.

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساجده بخشان، دختر ۱۱ساله اهل روستای زهرآپ در چابهار که برای آب‌دادن به سه بز روستا به هوتگ رفته بود درون آب افتاد و غرق شد.

۶ مرداد ۱۴۰۰ آتنا کودک چهار ساله در روستای جماعت‌زهی از توابع بخش پلان شهرستان چابهار به هنگام بازی سُر خورد و داخل هوتگ افتاد و غرق شد.

۸ خرداد ۹۸ سه دانش‌آموز ابتدایی، منیره خدمتی، مریم خدمتی، و یسرا دلشب از روستای کموبازار در شهرستان چابهار که برای برداشت آب رفته بودند به داخل هوتگ افتاده و غرق شدند.

۷مرداد ماه ١۴٠١، محمود بادفر کودک خردسال بلوچ اهل روستای لَلوبازار در بخش پلان از توابع شهرستان چابهار پس از سقوط به داخل یک هوتگ غرق شده و جان خود را از دست داد.

۱۰ مرداد ماه ۱۴۰۱، سلمان براهویی ,کودک کار هفت ساله, اهل نصرت آباد شهرستان زاهدان بر اثر سقوط در گودال آبی که شهرداری این محل حفر کرده بود جان خود را از دست داد.

١٢ مرداد ماه ١۴٠١ ، یک نوجوان بلوچ ۱۵ ساله به نام اسماعیل چالاکی پس از سقوط به داخل یک بند خاکی در روستای کهن کرمشاه از توابع سیب و سوران، شهر سراوان، غرق شده و جان خود را از دست داد.

۱۴ مرداد ماه ۱۴۰۱، یک دختر بلوچ ۱۵ ساله به نام مطهره چاکری اهل جالق شهرستان گلشن توابع سراوان در رودخانه کله‌گان غرق شد و جان خود را از دست داد.

۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۱، یک کودک ۴ ساله بلوچ بر اثر سقوط در گودال آب در بخش تلنگ از توابع شهرستان قصرقند جان خود را از دست داد.

٢۶ مرداد ماه ١۴٠١، پنج کودک و نوجوان اهل شهر پیشن در رودخانه سرباز و زیر پل ورودی پیشن غرق شدند. بدنبال این حادثه دو کودک دختر بر اثر غرق شدن جان خود را از دست دادند.

👇🏼
هنوز آمار دقیقی از تعداد تلفات سالانه‌ی هوتگ‌ها منتشر نشده است. شهرستان چابهار به‌تنهایی ۱۰۷۵ هوتگ دارد که اکثراً به حصارکشی نیاز دارند. مسؤلان استان به‌جز وعده و وعید تا کنون اقدامی برای آبرسانی سالم و بهداشتی نکرده‌اند.

آبرسانی با تانکر به طور ناقص انجام می‌گیرد. دولت برای سیستم لوله‌کشی روستایی و ترمیم هوتگ‌ها برنامه ای ندارد، و این یعنی در آینده هم اخبار ناگوار و مکرر مرگ کودکان بلوچستان را خواهیم داشت.

👇🏼
روستاهای بلوچستان نیاز به سیستم آبرسانی مدرن، خطوط لوله، و تأمین آب پایدار و به‌سامان دارد. باران‌های فصلی باید در آب‌انبارهای مجهز، بهداشتی، و با حصارهای ایمنی ذخیره شوند. با تهیه اطلس، هوتگ‌های موجود باید شناسایی، بهسازی، و ایمن‌سازی شوند.

ما از مسؤلان دولتی می‌خواهیم نسبت به اخبار دایمی و دلخراش مرگ کودکان بلوچ در هوتگ‌ها حساسیت نشان دهند و با تأمین بودجه و امکانات هرچه زودتر به این تراژدی خاتمه دهند.
عباس لسانی فعال جنبش‌های حقوق مردم آذربایجان ۲۵ دی ماه ۱۳۹۷ در پی احضاریه‌ای که از بابت پرونده‌ای دیگر در خصوص سخنرانی‌اش در مراسم خاکسپاری مرحوم حسن دمیرچی (فعال آذربایجانی) به شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز مراجعه کرده بود، قبل از خروج از دادگاه توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و پس از انتقال به اردبیل با اتهامات واهی همچون تشکیل گروه غیرقانونی روبرو شد.

پس از صدور کیفرخواست از سوی آقای عتباتی دادستان وقت، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب به ریاست قاضی خدادادی به ۸ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به شهر یزد تحت مراقبت ویژه اداره اطلاعات محکوم گردید. در دادگاه تجدیدنظر، حکم آقای لسانی در اقدامی غیر حقوقی با ریاست آقای عتباتی دادستان پیشین و صادر کننده کیفرخواست و مدیر کل وقت دادگستری و رئیس شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان اردبیل به ۱۵ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به یزد افزایش یافت! این حکم پس از درخواست اعاده دادرسی مکرر سید محمد رضا فقیهی وکیل ایشان، با نقض حکم تجدیدنظر در شعبه اول دیوان عالی کشور، حکم بدوی ۸ سال حبس و ۲ سال تبعید به شهر یزد ایشان ابقاء گردید.👇🏼
شعبه اول دیوان عالی کشور به ریاست سید احمد مرتضوی مقدم (رئیس کنونی دیوان عالی کشور) و معاونت سید ابوالحسن هاشمی امام زاده، علی‌رغم نقض حکم دادگاه تجدیدنظر اردبیل، همانند شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل از شرح عنوان تشکل واهی ادعایی اجتناب نموده و تنها به اتهام«تشکيل و اداره گروه و جمعيت با هدف برهم زدن امنيت ملی» اکتفا نموده بود.

لازم به تاکید است که آقای عباس لسانی مدتها در زندان اردبیل از فشار خون بالا، تپش بالای قلب و از درد مزمن زانو و دیسک کمر رنج برده و سرانجام بعد از سپری شدن بیش از ۳ سال حبس، روز ۲۴ بهمن۱۴۰۰ پس از ارسال جوابیه کمیسون سه نفری پزشکی قانونی به مدت ۶ ماه به مرخصی درمانی اعزام گردید. این فعال سرشناس آذربایجانی ۲۰ فرودین ۱۴۰۱ تحت اوزون‌تراپی قرار گرفته بود و در تاریخ ۵ اردیبهشت امسال با تجویز پزشک معالج، فیزیوتراپی و لیزرتراپی شده و ۳ خرداد برای بار دوم و ۱ شهریور‌ ماه‌ ۱۴۰۱ در‌ بیمارستان‌ ولیعصر‌ شهر‌ تبریز‌ برای‌ بار‌ سوم‌‌ تحت عمل جراحی «اوزون تراپی» دیسک کمر قرار گرفت. 👇🏼
سرانجام ۵ شهریور ماه‌ ۱۴۰۱ عباس لسانی‌ علی‌‌رغم‌ تمدید مرخصی‌اش در مرداد، و تاکید به استراحت‌ مطلق توسط پزشک معالج‌ پس از عمل دیسک‌ کمر‌ «اوزون‌ تراپی»، و ارائه‌ مدارک‌ پزشکی‌ قانونی به‌ دفتر‌ دادستان‌ اردبیل، با‌ قانون‌ شکنی‌ عبدالله‌ طباطبایی‌ دادستان‌ اردبیل‌ و‌ فشار اداره‌ اطلاعات‌ اردبیل، تمدید ۶ ماه‌ مرخصی ایشان لغو‌ شده‌ و‌ او راهی زندان‌ مرکزی اردبیل شد.

محرومیت از مرخصی درمانی در شرایط همه‌گیری کرونا در زندان اردبیل ، محرومیت از حق مرخصی در زمان فوت بستگان درجه یک، محرومیت از ملاقات خانواده در مقاطع مختلف، و ممنو‌ع المکالمه بودن در چندین دوره از زمان دستگیری تاکنون، گوشه‌هایی‌ از اقدامات محدود کننده‌ای بوده که مسئولان زندان به سفارش مقامات امنیتی و قضایی در قبال این زندانی سیاسی ترک اتخاذ کرده‌اند.

همچنین محدودیت و ممنوعیت‌های اقتصادی برای اعضای خانواده‌ی آقای لسانی نیز، از جمله پلمپ محل کسب فرزند ارشد ایشان، از اقدامات دیگری بوده که نیروهای امنیتی اردبیل در جهت فشارهای روانی بیشتر به این زندانی سیاسی و خانواده‌اش اِعمال کرده‌اند. 👇🏼
عباس لسانی از پیشروان مبارزه خشونت‌پرهیز و نافرمانی مدنی در ایران بوده و از او به عنوان روح مطالبه‌گر آذربایجانی‌ها یاد می شود.

مجموعه‌ فعالیت‌های این مبارز بزرگ آذربایجانی، مؤثربودنش در تکثیر روح مقاومت و جسارت‌بخشی به استیفا‌گران حقوق مردم تحت‌ستم، خصومتِ دشمنان دمکراسی‌خواهی و برابری‌خواهی در ایران را برانگیخته است.

تمکین نکردن به حکم شلاق به جهت غیرانسانی بودن این مدل احکام ، اعتصاب غذاهای طولانی‌مدت، و تسلیم کردن دستگاه قضا در برابر خواسته‌های قانونی‌اش، دفاعیات و ارائه لایحه به زبان ترکی و درخواست مترجم در حضور قاضی فارسی‌زبان به جهت تأکید به حق استفاده و بهره‌مندی زبان مادری ترکها در ایران، دعوت به تجمعات فرهنگی و تأثیرگذاری مستقیم در شکل‌گیری این تجمعات، رهبری تظاهرات خیابانی و تأکید به حق اعتراض و قیام آذربایجانی‌ها درسخنرانی‌های مختلف ، عدم تن‌دهی به پاسخ‌نویسی برگه‌ها و سوآل‌های بازجویان در زمان بازداشت، انتقاد از عدم استقلال دستگاه قضا، انتقاد مکتوب و سرگشاده و بی‌اعتبار دانستن فراکسیون امنیت ملی مجلس، به رسمیت شناختن همه نحله‌های فکری در آذربایجان، اعتقاد و عزم جدی درمسیر مبارزه تا آخرین لحظه زندگی، باعث شده دشمنان آزادی و برابری‌خواهی در ایران تصمیم به احکام سنگین زندان و تبعید وی بگیرند. 👇🏼
ما امضاکنندگان این دادخواست از دستگاه قضایی کشور می‌خواهیم با امکان دادن به بررسی دوباره به پرونده عباس لسانی بدور از فشار نیروهای امنیتی، روند دادرسی عادلانه‌ را تسریع کند و شرایط برخورداری از حقوق زندانی و حق مرخصی را برای این زندانی سیاسی ترک فراهم کند. ما از سازمان های حقوق بشر جهانی می‌خواهیم که جمهوری اسلامی را به خاطر این حکم‌های ناعادلانه به پاسخگویی فراخوانند و هرچه در توان دارند برای آزادی عباس لسانی به کار برند.
خطاب به:

علی خامنه‌ای، ابراهیم رییسی، مجلس شورای اسلامی، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی

جامعه بیش از این نمی‌تواند شاهد اعمال خشونت بدست گشت ارشاد باشد. گشت‌ ارشاد عامل گسترش خشونت سیستماتیک در خیابان و سرکوب بی‌شرمانه زنان، آسیب‌های جبران‌ناپذیر جسمی و روانی و مالی، گسترش خشم و نفرت و هدر دادن بیت‌المال در بیست سال گذشته بوده.

این بساط توحش باید فوراً برچیده شود. ارشاد نظامی و امنیتی حجاب
باید متوقف گردد

تحقیر، آزار، تعرض و حمله به زنان برای اِعمال حجاب اجباری هم به طور سیستماتیک توسط نیروهای حکومتی و هم به طور «خودجوش» توسط قشر انقلابی بلافاصله پس از بهمن ۱۳۵۷ آغاز شد و در آبان ۱۳۶۲ قانون مجازات اسلامی مصوب کرد که زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم گردند

امضا کنید 👇🏼

https://www.daadkhast.org/petition/218968
امروز کار به جایی رسیده که در روز روشن جلو چشم شهروندان زنان را با ضرب و شتم و با لوازم زنده‌گیری حیوانات می‌ربایند تا به اتهام بدحجابی در بازداشتگاه ساعت‌ها مورد تحقیر و آزار روانی و جسمی قرار دهند و به بهانه قانون‌شکنی از آنها اخاذی مالی کنند. ترکیب خشونت، جهالت، و رذالت را «ارشاد» نام گذاشته‌اید. یک تشکیلات زن‌ستیز و سرکوبگر که مأموریت‌اش کنترل و تحقیر سیستماتیک زنان و دختران و آدم‌دزدی در کوچه و خیابان تعریف شده.

ما شهروندان از هر جنسیت و با هر باور دینی و غیردینی نباید در برابر این صحنه‌ها منفعل بایستیم و نظاره کنیم. مقاومت مدنی و دخالت جمعی برای متوقف کردن این خشونت یک وظیفه اخلاقی ویک رفتار شهروندی است. در برابر توحش ساکت نباشیم! با فریاد «مزدور، شرمت باد.آدم‌ربا! شرمت باد» جلو این رفتار بایستیم.

گشت ارشاد عامل ترور روانی و فضای ترس و ارعاب در خیابان است. گشت ارشاد مسئول خشونت سازمان‌یافته و سیستماتیک علیه زنان و دختران در فضای شهری است. گشت ارشاد یک تشکیلات ضدمدنی و ناقض حقوق شهروندی است.

گشت ارشاد باید منحل شود.


امضا کنید 👇🏼

https://www.daadkhast.org/petition/218968

#مهسا_امینی
با کشتن مهسا امینی سند دیگری از سرکوب سیستماتیک زنان به دست جمهوری اسلامی به ثبت رسید. مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله‌ی اهل سقز که بر اثر ضرب و جرح مأموران «گشت ارشاد» به کُما رفته بود، جان خود را از دست داد.

هنوز زمان زیادی از دستگیری، شکنجه و اعتراف اجباری سپیده رشنو نگذشته، هنوز صدای شیون مادر نگران دختر بیمارش مقابل ماشین گشت ارشاد از یادمان نرفته است که بار دیگر خبر قتل دولتی دیگری ایران را تکان می‌دهد.

ملت ایران و مردم جهان سالهاست که شاهد خشونت سیستماتیک دولتی علیه زنان ایران به نام حفظ عفت اسلامی هستند. این اولین بار نیست که زنی به دست گشت ارشاد به قتل می‌رسد. در سال ۱۳۸۶ دکتر زهرا بنی‌یعقوب در یکی از پارک های همدان بازداشت شد و در بازداشتگاه بر اثر شدت ضرب و شتم به قتل رسید. قتل مهسا امینی و زهرا بنی‌یعقوف همان «قتل ناموسی دولتی» است. این قتل‌ها ادامه‌ی تحمیل خشونت‌بار حجاب از کودکی بر دختران و زنان ایران است.
اعمال ضدانسانی نیروهای گشت ارشاد موجب افزایش ناامنی، آسیب‌های روحی، روانی و جسمی  جبران ناپذیری بر جسم و جان زنان در ایران است. جمهوری اسلامی به بهانه اجرای اصول شرع اسلام،  قوانین زن ستیز را پاسداری کرده و مدام خشونت علیه زنان را گسترش داده است.  این قتل‌ها ثمره‌ی قوانینی چون حجاب اجباری، صاحب دم بودن، قانون تعدد زوجات، حق حضانت، ، قانون خانواده و نظایر آنهاست.
کمپین توقف قتل‌های ناموسی قتل عمد مهسا امینی را که نمونه‌ی دیگری از «قتل ناموسی دولتی» است  به‌شدت محکوم می‌کند. گشت‌های ارشاد و گروه‌های سرکوب «امر به معروف» باید منحل شوند. قاتلان مهسا امینی باید محاکمه و مجازات شوند. مهم‌تر، کلیه قوانین زن‌ستیز جمهوری اسلامی باید لغو گردند. زن‌کُشی‌های جمهوری اسلامی باید متوقف شود.
ما از همه زنان و مردان می‌خواهیم که دوشادوش به این جنایت اعتراض کنند. کمپین توقف قتل‌های ناموسی، وجدانهای بیدار را به یاری می‌طلبد تا دادخواه مهسا امینی و صدای خانواده او باشند.
#مهسا_امینی