Jared_Diamond_Upheaval__Turning.epub
95 MB
کتاب تحول اثر جرد دایموند با فرمت ePub.
Last Day Under The Sun [muzonov.net]
Volbeat
I'm in the lion's cave
I've done it all before
I feel alive again
But maybe not for long
Another day will come
Full of light and desire
Is your life okay?
Is it who you are?
Are you right on track
Or has it gone too far?
Well, only you will know
Don't let the blues get you down
I'll be alone in the end
I'll be alone and blue, oh
Well, it's the last day under
Last day under the
Last day under
Last day under the
Last day under, under the sun
Yeah, it's the last day under, under the sun
Nobody really knows
How many years went by
The lion left its home and now he's good and fine
Another day will come, full of light and desire
I'll be alone in the end
I'll be alone and blue, oh
Well, it's the last day under
Last day under the
Last day under
Last day under the
Last day under,…
I've done it all before
I feel alive again
But maybe not for long
Another day will come
Full of light and desire
Is your life okay?
Is it who you are?
Are you right on track
Or has it gone too far?
Well, only you will know
Don't let the blues get you down
I'll be alone in the end
I'll be alone and blue, oh
Well, it's the last day under
Last day under the
Last day under
Last day under the
Last day under, under the sun
Yeah, it's the last day under, under the sun
Nobody really knows
How many years went by
The lion left its home and now he's good and fine
Another day will come, full of light and desire
I'll be alone in the end
I'll be alone and blue, oh
Well, it's the last day under
Last day under the
Last day under
Last day under the
Last day under,…
Forwarded from دانش، آگاهی
قهرمان ژیمناستیک المپیک در آرزوی شامپانزه بودن
یکی از تفاوت های ما به عنوان یک گونه زیستی با سایر پستانداران، گستردگی شبکه عصبی در بخش نئوکورتکس ما است. در واقع این گستردگی باعث ایجاد یک بستر مناسب برای پیشرفت های بعدی اجداد ما تا رسیدن به نقطه کنونی شده است. عده زیادی باور دارند که ما متفاوت ترین در طبیعت هستیم چون توانسته ایم به فضا را تسخیر کنیم و .. ولی چون شامپانزه ها به عنوان نزدیکترین خویشآوند ما که مورد ادعای علم است، نتوانستهاند، این یعنی علم اشتباه می کنم و ما برترین مخلوقات(هنوز در پایه فرض دچار اشتباه هستند نتیجه گیری که بماند) هستیم، این ادعا در حالی است که قهرمانان المپیک ما (به عنوان کاشفان فضا و اشرف بودن) در رشته ژیمناستیک نمیتوانند ساده ترین فعالیت های روزمرهی شامپانزه ها را انجام دهند.
اینکه ما فضا را تسخیر می کنیم تنها نتیجه روزی است که آتش را کشف کردیم و چرخ را ساختیم و نتایج یافتههای خود را در طی صدها سال به نسل بعد منتقل کردیم و این نیازمند یک بستر انتقال اطلاعات بوده است. اینکه چرا شامپانزه ها نمیتوانند مسائل را به شیوه ما حل کنند و نتایج را به نسل بعد منتقل کنند تنها یک علت دارد. تفاوت در تعداد ارتباطات شبکه عصبی مغز. در واقع بخش های مختلف مغز آنها به ویژه نئوکورتکس، به اندازه ما گسترده و پیچیده نیست. (در مطالب پیشین چرایی ارتباط تعدد ارتباطات شبکه عصبی و حل مسئله را توضیح داده بودم)
در سال 2015 در مقاله بسیار معتبری که در مجله نیچر منتشر شد، دانشمندان نشان دادند که آغاز تغیرات در گسترده شدن بخش نئوکورتکس مغز مربوط به ژن ARHGAP11B می باشد که با یک تغییر بسیار جزئی از ژنARHGAP11A به وجود آمده است. ژنARHGAP11A در اکثر پستانداران وجود دارد در صورتی که ژن ARHGAP11B تنها در گونه های وجود دارد که در مسیر فرگشتی بعد از جدایی از شامپانزه ها قرار دارند. نکته جالب تر این است که این ژن بین میلیون1.5 تا 500 هزار سال پیش به شکل کامل فعال شده است و همچنین امروز می دانیم که اولین گونه های انسان خردمند احتمالا در حدود 300 هزار سال قبل در قاره آفریقا مشاهده شده است.
این اطلاعات در کنار هم به ما نشان می دهد که تسخیر فضا تنها یک نتیجه تکامل یافته در طی صدها سال تجربه سعی و خطا در حل مسائل گوناگون است که نسل به نسل منتقل شده و ناشی از تعدد ارتباطات شبکه عصبی ما است و آن هم احتمالا ناشی از یک تغییر بسیار جزئی کد ژنتیکی از C به G. همانطور که شامپانزهها به واسطه توانایی جابهجاییهای روزمره خود در میان زمین و هوا، که آرزوی دست نیافتنی قهرمانان المپیک ما است، خود را اشرف آسمانها و زمین و ارباب جنگلها نمیدانند ما هم نباید به واسطه یک محصول جانبی فرگشت خود را اشرف مخلوقات بدانیم.
برای درک بهتر این ماجرا پیشنهاد می کنم فیلم بسیار جالب Rise of the Planet of the Apes را ببینید، در این فیلم خواهید دید که اشرف مخلوقات بودن چیزی بیشتر از یک توهم ناشی از ناآگاهی نیست.
سروش سارابی
https://bit.ly/33JLEdK
https://science.sciencemag.org/content/347/6229/1465/tab-article-info
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/80
@daneshagahi
یکی از تفاوت های ما به عنوان یک گونه زیستی با سایر پستانداران، گستردگی شبکه عصبی در بخش نئوکورتکس ما است. در واقع این گستردگی باعث ایجاد یک بستر مناسب برای پیشرفت های بعدی اجداد ما تا رسیدن به نقطه کنونی شده است. عده زیادی باور دارند که ما متفاوت ترین در طبیعت هستیم چون توانسته ایم به فضا را تسخیر کنیم و .. ولی چون شامپانزه ها به عنوان نزدیکترین خویشآوند ما که مورد ادعای علم است، نتوانستهاند، این یعنی علم اشتباه می کنم و ما برترین مخلوقات(هنوز در پایه فرض دچار اشتباه هستند نتیجه گیری که بماند) هستیم، این ادعا در حالی است که قهرمانان المپیک ما (به عنوان کاشفان فضا و اشرف بودن) در رشته ژیمناستیک نمیتوانند ساده ترین فعالیت های روزمرهی شامپانزه ها را انجام دهند.
اینکه ما فضا را تسخیر می کنیم تنها نتیجه روزی است که آتش را کشف کردیم و چرخ را ساختیم و نتایج یافتههای خود را در طی صدها سال به نسل بعد منتقل کردیم و این نیازمند یک بستر انتقال اطلاعات بوده است. اینکه چرا شامپانزه ها نمیتوانند مسائل را به شیوه ما حل کنند و نتایج را به نسل بعد منتقل کنند تنها یک علت دارد. تفاوت در تعداد ارتباطات شبکه عصبی مغز. در واقع بخش های مختلف مغز آنها به ویژه نئوکورتکس، به اندازه ما گسترده و پیچیده نیست. (در مطالب پیشین چرایی ارتباط تعدد ارتباطات شبکه عصبی و حل مسئله را توضیح داده بودم)
در سال 2015 در مقاله بسیار معتبری که در مجله نیچر منتشر شد، دانشمندان نشان دادند که آغاز تغیرات در گسترده شدن بخش نئوکورتکس مغز مربوط به ژن ARHGAP11B می باشد که با یک تغییر بسیار جزئی از ژنARHGAP11A به وجود آمده است. ژنARHGAP11A در اکثر پستانداران وجود دارد در صورتی که ژن ARHGAP11B تنها در گونه های وجود دارد که در مسیر فرگشتی بعد از جدایی از شامپانزه ها قرار دارند. نکته جالب تر این است که این ژن بین میلیون1.5 تا 500 هزار سال پیش به شکل کامل فعال شده است و همچنین امروز می دانیم که اولین گونه های انسان خردمند احتمالا در حدود 300 هزار سال قبل در قاره آفریقا مشاهده شده است.
این اطلاعات در کنار هم به ما نشان می دهد که تسخیر فضا تنها یک نتیجه تکامل یافته در طی صدها سال تجربه سعی و خطا در حل مسائل گوناگون است که نسل به نسل منتقل شده و ناشی از تعدد ارتباطات شبکه عصبی ما است و آن هم احتمالا ناشی از یک تغییر بسیار جزئی کد ژنتیکی از C به G. همانطور که شامپانزهها به واسطه توانایی جابهجاییهای روزمره خود در میان زمین و هوا، که آرزوی دست نیافتنی قهرمانان المپیک ما است، خود را اشرف آسمانها و زمین و ارباب جنگلها نمیدانند ما هم نباید به واسطه یک محصول جانبی فرگشت خود را اشرف مخلوقات بدانیم.
برای درک بهتر این ماجرا پیشنهاد می کنم فیلم بسیار جالب Rise of the Planet of the Apes را ببینید، در این فیلم خواهید دید که اشرف مخلوقات بودن چیزی بیشتر از یک توهم ناشی از ناآگاهی نیست.
سروش سارابی
https://bit.ly/33JLEdK
https://science.sciencemag.org/content/347/6229/1465/tab-article-info
http://www.daneshagahi.com/scientists-posts/80
@daneshagahi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به کارگیری روش علمی برای زندگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کسی مسئول تحقق خواستههای ماست؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هانّس در دو زندگی متفاوت
عادات موضوعی که میخوام با هم روش تمرکز کنیم.
آثار طولانی مدت عادات که زندگی ما را شکل میده مشخص شد. حالا چطور عادات مفید رو تقویت کنیم و دست از عادات مخرب برداریم؟
@daabeh
عادات موضوعی که میخوام با هم روش تمرکز کنیم.
آثار طولانی مدت عادات که زندگی ما را شکل میده مشخص شد. حالا چطور عادات مفید رو تقویت کنیم و دست از عادات مخرب برداریم؟
@daabeh
اثر عادات خوب رو کی میبینیم پس؟ اگه من هر روز یک زبانی را فقط نیم ساعت تمرین کنم کی میتونم پس حرف بزنم؟ یک ماهه مرتب ورزش میکنم کی پس تغییر رو میبینم؟
@daabeh
@daabeh
ريشۀ مشترک بيماریها همهگير
اکنون برای تمام مردم دنيا روشن شده که ويروس همهگير کرونا، که دنيا را فلج کرده، ريشه در بازارهای حيوانات وحشی در چين دارد. از آنجا که خوردن حيوانات وحشی زياد شايع نیست مردم دنيا میتوانند به راحتی آن را زير سؤال ببرند و چين هم در حال حاضر بازار حيوانات وحشی برای خوراک را بسته است.
اما درک و شناخت خطرات بيماریهای همهگيری که در اثر مصرف معمول خوراک حيوانی شيوع میيابند به همان اندازه آسان نيست. حتی اگر تلفات مرگبار افراد مبتلا به اين ويروس در ابتدا کمتر از يک درصد بود، اما شيوع تصاعدی اين بيماری و افزايش باز هم تصاعدی قربانیهای آن (که از ميزان کمتر از يک درصد اکنون به حدود ۵ درصد رسيده و اين ميزان هر روز افزايش میيابد) آغازی است بر همهگيرهای باز هم مهلکتر از آنفلوآنزای سال ۱۹۱۸ در کانزاس آمريکا که حداقل پنجاه ميليون قربانی گرفت.
حقيقت اين است که اين بيماریهای مرگبار ريشه در تمايل سيریناپذير مردم در خوردن گوشت حيوانات دارد، چه وحشی و چه اهلی. امروزه نگهداری دهها هزار حيوان در مکانهای بسيار تنگ، بهطور متراکم در داميروریها شرايط بسيار مناسبی را برای شيوع انواع اپيدمیهای ويروسی فراهم میآورد.
گذشته از بيماریهای همهگير «گاو ديوانه»، بيماری سارس و مرس، که طی دو دهۀ قبل همه از دامپروریهای صنعتی سربر آورده بودند، اشارۀ مختصری به شمار ديگری از اين ويروسهای کشنده میکنيم.
در سال ۱۹۹۲ يک آنفلوآنزای مرغی در ايالات متحده شيوع پيدا کرد و باعث شد تا صاحبان مرغداریها دهها ميليون مرغ خود را بکشند تا مردم را آلوده نکنند. علاوه بر اين در همان زمان دو کشور هند و چين از شيوع آنفلوآنزای مرغی در مرغداریهایشان گزارش دادند، که کسی را آلوده نکرد. اما پنج سال بعد، در سال ۱۹۹۷ آنفلوآنزای مرغی مشابهی از مرغداریهای چينی سر برآورد، که اينبار حدود شصت درصد از مبتلايان را به کام مرگ کشيد.
شيوع آنفلوآنزای خوکی سال ۲۰۰۹ ريشه در يک دامپروری خوک در کارولينای شمالی داشت.
متخصصان بهداشت عمومی طی سالهای اخير زنگخطرها را در مورد بيماریهای نشأت گرفته از حيوانات دامپروریهای صنعتی به صدا درآوردهاند. مايکل گرهگر نويسندۀ مقالۀ «آنفلوآنزای مرغی را خودمان بهوجود آورديم» دامپروری صنعتی را «توفان بیبديل زيستمحيطی» برای بيماریهای عفونی قلمداد کرده است و اخطار کرده که «اگر واقعاً میخواهيد همهگيرهای جهانی بيافرينيد دامپروری ايجاد کنيد».
در سال ۲۰۰۷ سرمقالهای در نشريۀ آمريکايی بهداشت عمومی منتشر شد و اظهار نگرانی کرد که پرورش و کشتار انبوه حيوانات برای غذا میتواند دومين عامل بزرگ همهگيرهای جهانی باشد.
نشريۀ انجمن بهداشت عمومی آمريکا در سرمقالهای بر رابطۀ ميان دامپروری صنعتی و خطر همهگيرها تأکيد کرد و نوشت: «تغيير عادات غذايی مردم با قطع يا به حداقل رساندن فرآوردههای حيوانی بهطور گستردهای ميزان بيماریهای همهگير را پايين میآورد».
چنين دستورالعملی در سال ۲۰۰۷ میتوانست غيرواقعی بهنظر آيد، اما دستاوردهای علمی، تجربی امروز اين امکان را به ما داده تا بيش از گذشته توصيههای متخصصان بهداشت عمومی را جدی بگيريم.
درست است که «گوشت» مردم را اغوا میکند، اما امروزه درک ما از گوشت ابعاد گستردهتر يافته است. زمانی «پروتئين» معادل يک تکه گوشت بود، اما امروز تعداد هر چه بيشتری از مردم به وجود طيفی از پروتئينها پی بردهاند که منشأ گياهی دارند.
تعداد زيادی از کمپانیهای توليد گوشت گزينههای گوشتی گياهی خود را به بازار عرضه کردهاند. کمپانیهای توليد گوشت ديگری هم ترکيبهايی از پروتئين حيوانی و گياهی ارائه دادهاند تا گامی در جهت سلامت عمومی و حفظ محيط زيست بردارند.
عرصۀ ديگری از «گوشت کِشتشده» هم به وجود آمده که توسط کمپانیهای توليد گوشت مورد حمايت قرار میگيرد، که از طريق کشت سلولهای حيوانی حاصل میشود بدون آنکه کار به کشتارگاهها برسد. اين نوع گوشت هنوز به بازار نيامده است، اما اکنون مراحل آمادگی آن برای عرضه به بازار طی میشود.
با تغيير عادات غذايی و استفاده از پروتئينهای متنوع گياهی:
نياز به ايجاد دامپروریها و کشتارگاهها از بين میرود،
خطر شيوع بيماریها همهگير به حداقل میرسد،
بدن ما از پذيرش حجم عظيم آنتیبيوتيکها و ديگر مواد شيميايی خطرناک که در دامپروریها به بدن حيوانات وارد میکنند، معاف میشود،
آلودگی محيط زيست که در حد تعيينکنندهای به دليل پيامدهای دامپروری صنعتی است، کاهش میدهد،
نابودی جنگلهای سبز، آلودگی و اسيدی شدن اقيانوسها و نابودی قريبالوقوع تنوع زيستی در سياره متوقف میشود
برگرفته از: ScientificAmerican
ترجمه: نيک گرگين
اکنون برای تمام مردم دنيا روشن شده که ويروس همهگير کرونا، که دنيا را فلج کرده، ريشه در بازارهای حيوانات وحشی در چين دارد. از آنجا که خوردن حيوانات وحشی زياد شايع نیست مردم دنيا میتوانند به راحتی آن را زير سؤال ببرند و چين هم در حال حاضر بازار حيوانات وحشی برای خوراک را بسته است.
اما درک و شناخت خطرات بيماریهای همهگيری که در اثر مصرف معمول خوراک حيوانی شيوع میيابند به همان اندازه آسان نيست. حتی اگر تلفات مرگبار افراد مبتلا به اين ويروس در ابتدا کمتر از يک درصد بود، اما شيوع تصاعدی اين بيماری و افزايش باز هم تصاعدی قربانیهای آن (که از ميزان کمتر از يک درصد اکنون به حدود ۵ درصد رسيده و اين ميزان هر روز افزايش میيابد) آغازی است بر همهگيرهای باز هم مهلکتر از آنفلوآنزای سال ۱۹۱۸ در کانزاس آمريکا که حداقل پنجاه ميليون قربانی گرفت.
حقيقت اين است که اين بيماریهای مرگبار ريشه در تمايل سيریناپذير مردم در خوردن گوشت حيوانات دارد، چه وحشی و چه اهلی. امروزه نگهداری دهها هزار حيوان در مکانهای بسيار تنگ، بهطور متراکم در داميروریها شرايط بسيار مناسبی را برای شيوع انواع اپيدمیهای ويروسی فراهم میآورد.
گذشته از بيماریهای همهگير «گاو ديوانه»، بيماری سارس و مرس، که طی دو دهۀ قبل همه از دامپروریهای صنعتی سربر آورده بودند، اشارۀ مختصری به شمار ديگری از اين ويروسهای کشنده میکنيم.
در سال ۱۹۹۲ يک آنفلوآنزای مرغی در ايالات متحده شيوع پيدا کرد و باعث شد تا صاحبان مرغداریها دهها ميليون مرغ خود را بکشند تا مردم را آلوده نکنند. علاوه بر اين در همان زمان دو کشور هند و چين از شيوع آنفلوآنزای مرغی در مرغداریهایشان گزارش دادند، که کسی را آلوده نکرد. اما پنج سال بعد، در سال ۱۹۹۷ آنفلوآنزای مرغی مشابهی از مرغداریهای چينی سر برآورد، که اينبار حدود شصت درصد از مبتلايان را به کام مرگ کشيد.
شيوع آنفلوآنزای خوکی سال ۲۰۰۹ ريشه در يک دامپروری خوک در کارولينای شمالی داشت.
متخصصان بهداشت عمومی طی سالهای اخير زنگخطرها را در مورد بيماریهای نشأت گرفته از حيوانات دامپروریهای صنعتی به صدا درآوردهاند. مايکل گرهگر نويسندۀ مقالۀ «آنفلوآنزای مرغی را خودمان بهوجود آورديم» دامپروری صنعتی را «توفان بیبديل زيستمحيطی» برای بيماریهای عفونی قلمداد کرده است و اخطار کرده که «اگر واقعاً میخواهيد همهگيرهای جهانی بيافرينيد دامپروری ايجاد کنيد».
در سال ۲۰۰۷ سرمقالهای در نشريۀ آمريکايی بهداشت عمومی منتشر شد و اظهار نگرانی کرد که پرورش و کشتار انبوه حيوانات برای غذا میتواند دومين عامل بزرگ همهگيرهای جهانی باشد.
نشريۀ انجمن بهداشت عمومی آمريکا در سرمقالهای بر رابطۀ ميان دامپروری صنعتی و خطر همهگيرها تأکيد کرد و نوشت: «تغيير عادات غذايی مردم با قطع يا به حداقل رساندن فرآوردههای حيوانی بهطور گستردهای ميزان بيماریهای همهگير را پايين میآورد».
چنين دستورالعملی در سال ۲۰۰۷ میتوانست غيرواقعی بهنظر آيد، اما دستاوردهای علمی، تجربی امروز اين امکان را به ما داده تا بيش از گذشته توصيههای متخصصان بهداشت عمومی را جدی بگيريم.
درست است که «گوشت» مردم را اغوا میکند، اما امروزه درک ما از گوشت ابعاد گستردهتر يافته است. زمانی «پروتئين» معادل يک تکه گوشت بود، اما امروز تعداد هر چه بيشتری از مردم به وجود طيفی از پروتئينها پی بردهاند که منشأ گياهی دارند.
تعداد زيادی از کمپانیهای توليد گوشت گزينههای گوشتی گياهی خود را به بازار عرضه کردهاند. کمپانیهای توليد گوشت ديگری هم ترکيبهايی از پروتئين حيوانی و گياهی ارائه دادهاند تا گامی در جهت سلامت عمومی و حفظ محيط زيست بردارند.
عرصۀ ديگری از «گوشت کِشتشده» هم به وجود آمده که توسط کمپانیهای توليد گوشت مورد حمايت قرار میگيرد، که از طريق کشت سلولهای حيوانی حاصل میشود بدون آنکه کار به کشتارگاهها برسد. اين نوع گوشت هنوز به بازار نيامده است، اما اکنون مراحل آمادگی آن برای عرضه به بازار طی میشود.
با تغيير عادات غذايی و استفاده از پروتئينهای متنوع گياهی:
نياز به ايجاد دامپروریها و کشتارگاهها از بين میرود،
خطر شيوع بيماریها همهگير به حداقل میرسد،
بدن ما از پذيرش حجم عظيم آنتیبيوتيکها و ديگر مواد شيميايی خطرناک که در دامپروریها به بدن حيوانات وارد میکنند، معاف میشود،
آلودگی محيط زيست که در حد تعيينکنندهای به دليل پيامدهای دامپروری صنعتی است، کاهش میدهد،
نابودی جنگلهای سبز، آلودگی و اسيدی شدن اقيانوسها و نابودی قريبالوقوع تنوع زيستی در سياره متوقف میشود
برگرفته از: ScientificAmerican
ترجمه: نيک گرگين
Scientific American Blog Network
One Root Cause of Pandemics Few People Think About
It’s our seemingly insatiable desire to eat meat