صعود و سقوط حزب نازی قسمت سوم
هانّس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای تلطیف فضای تلخ گفتگوهای اخیر اینستاگرامی با نژادپرستان نابخردی که با پادکستهای تاریخ حزب نازی زبانهاشان دراز شده است.
از کتاب «۲۱ درس برای قرن بيست و يکم» اثر سوم یوال نواه هراری
ترجمهٔ نيک گرگين
بدين ترتيب انسانها مثل ديگر حيوانات اهلیشده هستند. ما گاوهايی را پرورش دادهايم که مقدار عظيمی شير توليد میکنند، اما به جز اين بسيار پستتر از پيشينيان خود هستند و چابکی، کنجکاوی و انطباقپذيری زيستمحيطی آنها کمتر است.
ما اکنون انسانهای رامی را بهوجود میآوريم که مقادير عظيمی اطلاعات توليد میکنند و در يک نظام گستردهٔ پردازش دادهها همچون يک چيپ بسيار کارآمد عمل میکنند، اما اين گاوهای اطلاعاتی در فزونسازی قابليتهای انسانی خود چندان فعال نيستند.
ما در حقيقت هيچ چيز راجع به کمال قابليت انسانی نمیدانيم، زيرا شناخت اندکی از مغز انسان داريم. و تلاش چندانی برای کاوش در مغز انسانی نمیکنيم، ولی به جای آن بر افزودن سرعت ارتباطات اينترنتی و کارايی الگوريتمهای دادهٔ کلان خود تمرکز میکنيم.
اگر محتاط نباشيم به انسانهای تنزليافتهای بدل میشويم که توسط کامپيوترهای تحوليافته مورد سوءاستفاده قرار خواهند گرفت، تا خود و دنيا را به ويرانی بکشانند.
@nickgorguin
ترجمهٔ نيک گرگين
بدين ترتيب انسانها مثل ديگر حيوانات اهلیشده هستند. ما گاوهايی را پرورش دادهايم که مقدار عظيمی شير توليد میکنند، اما به جز اين بسيار پستتر از پيشينيان خود هستند و چابکی، کنجکاوی و انطباقپذيری زيستمحيطی آنها کمتر است.
ما اکنون انسانهای رامی را بهوجود میآوريم که مقادير عظيمی اطلاعات توليد میکنند و در يک نظام گستردهٔ پردازش دادهها همچون يک چيپ بسيار کارآمد عمل میکنند، اما اين گاوهای اطلاعاتی در فزونسازی قابليتهای انسانی خود چندان فعال نيستند.
ما در حقيقت هيچ چيز راجع به کمال قابليت انسانی نمیدانيم، زيرا شناخت اندکی از مغز انسان داريم. و تلاش چندانی برای کاوش در مغز انسانی نمیکنيم، ولی به جای آن بر افزودن سرعت ارتباطات اينترنتی و کارايی الگوريتمهای دادهٔ کلان خود تمرکز میکنيم.
اگر محتاط نباشيم به انسانهای تنزليافتهای بدل میشويم که توسط کامپيوترهای تحوليافته مورد سوءاستفاده قرار خواهند گرفت، تا خود و دنيا را به ويرانی بکشانند.
@nickgorguin
ویدیو کوتاهی که هفته پیش آرمین نوابی عزیز منتشر کرد حرکت بسیار جالب و قابل تقدیری بود. امیدوارم کارهای عالی بیشتری از آرمین ببینیم.
https://youtu.be/5TvsaOC3v38
موضوع ویدیو پرسش از مسلمانان است که آیا افراد اجازه نقد اسلام را دارند یا نه. در این ویدیو میبینید که افراد حتی نظراتشان را در یک مکالمه کوتاه ممکن است تعدیل کنند. اگر به حق از خرافات منزجرید و از وجودش به تنگ آمدهاید از باورمندان منزجر نباشید. اگر هستید اشتباه میکنید و راه به جایی جز خستگی و فرسودگی خودتان نمیبرید
شاد و تندرست باشید
هانّس
https://youtu.be/5TvsaOC3v38
موضوع ویدیو پرسش از مسلمانان است که آیا افراد اجازه نقد اسلام را دارند یا نه. در این ویدیو میبینید که افراد حتی نظراتشان را در یک مکالمه کوتاه ممکن است تعدیل کنند. اگر به حق از خرافات منزجرید و از وجودش به تنگ آمدهاید از باورمندان منزجر نباشید. اگر هستید اشتباه میکنید و راه به جایی جز خستگی و فرسودگی خودتان نمیبرید
شاد و تندرست باشید
هانّس
YouTube
Asking Muslims If We Can Criticize Islam - Pangburn Documentaries
(CC: Arabic & Spanish)
Armin Navabi - Director of Media at Pangburn Philosophy - goes to Lakemba in Sydney, Australia to ask Muslims if it's okay to criticize Islam.
#pangburnlive
Armin Navabi - Director of Media at Pangburn Philosophy - goes to Lakemba in Sydney, Australia to ask Muslims if it's okay to criticize Islam.
#pangburnlive
پیش از سفر
دابه
📖🔉 #بیگیر_جهودو - پیشگفتار
سفر توویا، کارگردان باهوش و بامزه به اسرائیل و فلسطین چطور پیش آمد؟
@daabeh
سفر توویا، کارگردان باهوش و بامزه به اسرائیل و فلسطین چطور پیش آمد؟
@daabeh
بدرود و خوش آمد گویی
دابه
📖🔉 #بیگیر_جهودو - بدرود اروپا و خوش آمد گویی در خاورمیانه
قدم نهادن توویا در زادگاهش پس از دهه ها
@daabeh
قدم نهادن توویا در زادگاهش پس از دهه ها
@daabeh
بیگیر جهودو + پرسش و پاسخ
دابه
🗣 پادکست هفتگی دابه شامل #بیگیر_جهودو قسمت چهارم و پرسش و پاسخ در مورد نزاع فلسطینی-اسرائیلی
تشکر ویژه از مترجم عزیز م. بشارتی برای در اختیار گذاشتن ترجمه کتاب بیگیر جهودو
@daabeh
تشکر ویژه از مترجم عزیز م. بشارتی برای در اختیار گذاشتن ترجمه کتاب بیگیر جهودو
@daabeh
ادامه سفرنامه #بیگیر_جهودو بزودی آماده و منتشر میشود. قسمتهای قبلی را بشنوید 👆👆
صعود و سقوط حزب نازی قسمت چهارم
هانّس
#صعود_و_سقوط_حزب_نازی قسمت چهارم - کودتای مونیخ حزب نازی چگونه شکل گرفت و نتیجه آن چه شد؟
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
گردآوری و گویندگی از هانّـِس
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
گردآوری و گویندگی از هانّـِس
Forwarded from ShakZi | شکزی
🔸پنج اشتباه رایج در مورد تکامل
با وجود گذشت بیش از ۱۵۰ سال از ارائهی نظریهی تکامل توسط زیستشناس بریتانیایی چارلز داروین، هنوز بدفهمی و اشتباهات زیادی در درک این نظریه برای عموم مردم وجود دارد. بیش از ۹۸ درصد از دانشمندان معتقدند نژاد انسان در طول دورهای طولانی تکامل یافته است؛ اما هنوز هم فرگشت در نظر بسیاری از جوامع، شگفتانگیز و غیر قابل درک مینماید.
ادامه در لینک زیر 🔻
http://bit.ly/2QTu0N2
@ShakZi
با وجود گذشت بیش از ۱۵۰ سال از ارائهی نظریهی تکامل توسط زیستشناس بریتانیایی چارلز داروین، هنوز بدفهمی و اشتباهات زیادی در درک این نظریه برای عموم مردم وجود دارد. بیش از ۹۸ درصد از دانشمندان معتقدند نژاد انسان در طول دورهای طولانی تکامل یافته است؛ اما هنوز هم فرگشت در نظر بسیاری از جوامع، شگفتانگیز و غیر قابل درک مینماید.
ادامه در لینک زیر 🔻
http://bit.ly/2QTu0N2
@ShakZi
Forwarded from دانش، آگاهی
چرا پیر میشویم؟
https://bit.ly/2EvIi4W
بسیاری تصور میکنند که دلیل پیر شدن این است که اجزای بدن ما کهنه و فرسوده میشوند. سلولهای بدن ما در تمام ۲۴ ساعت شبانه روز، برای سالیان متوالی و بیوقفه مشغول فعالیت هستند. پس طبیعی است که فکر کنیم آنها نیز همانند اجزای یک سیستم مکانیکی فرسوده میشوند. برای مثال بیماری آرتروز محصول سایش یافتن مفاصل بدن است. رگها نیز در طول زمان و به دلیل انباشت رسوبات، تنگ میشوند. هر قدر هم که شما در ورزش و تغذیه خود دقت کنید، سایش مفاصل و تنگ شدن رگها را میتوانید کند کنید ولی نمیتوانید آن را کاملا متوقف کنید.
اما واقعیت این است که طول عمر دلایلی فراتر از سرعت متابولیسم و فرسودگی اجزای بدن دارد. برای مثال موشها و خفاشها را مقایسه کنید. هر دوی آنها متابولیسم فعالی دارند که بسیار شبیه به یکدیگر است. ضربآهنگ قلب و سایر فرآیندهای زیستی که در بدن آنها اتفاق میافتد بسیار مشابه است. پس انتظار داریم که هر دو با نرخ یکسانی پیر شوند و طول عمر آنها نیز مشابه باشد، ولی چنین نیست. موشها معمولا دو سال عمر میکنند ولی خفاشها بطور میانگین تا سی سال عمر میکنند. حتی خفاش چهل ساله نیز یافت شده است. علیرغم اینکه متابولیسم هر دو جاندار سرعت یکسانی دارد، ولی خفاشها بسیار کند تر از موشها پیر میشوند. مشخص است که طبیعت راهی یافته است تا فرسودگی مفاصل و تنگ شدن رگهای خفاش را به تعویق اندازد.
سرانجام در نیمههای قرن بیستم بود که دانشمندان توضیح مناسبی برای علت پیر شدن پیدا کردند. ما پیر میشویم چون اجداد ما در دوران ماقبل تاریخ، بسیار قبل از آنکه فرصت پیر شدن داشته باشند از دنیا میرفتند. اجازه دهید از مثالی استفاده کنیم تا تئوری فوق را بهتر بفهمیم. گفتیم که موشها در طبیعت معمولا بیشتر از دو سال عمر نمیکنند. آنها شکارچیان بیشماری دارند و معمولا در همان سال اول زندگی خود بدام افتاده و خورده میشوند. حتی اگر جهشی ژنتیکی در موشی رخ دهد که به او کمک کند تا بیشتر عمر نماید، چنین جهشی بیفایده است. چنین جهشی شانس بقای موش را زیاد افزایش نمیدهد، چرا که موشها اصولا به سن پیری نمیرسند. رابطه مستقیمی بین طول عمر و شانس بقای یک جانور وجود دارد. خفاشها دارای بال هستند که کمک میکند تا از خطر بگریزند. شانس بقای یک خفاش در طبیعت بسیار بیشتر از یک موش است. پس هر جهشی که در طی ملیونها سال به خفاش کمک کرده تا بیشتر عمر کند، مورد استفاده قرار گرفته و به هدر نرفته است. موارد مشابه متعددی را میتوانیم مثال بزنیم. عمر سنجابها نیز معمولا هفت سال است. اما نوعی سنجاب که سنجاب پرنده خوانده میشود تا هفده سال عمر میکند. او میتواند در هنگام فرار، از درختی به درختی دیگر پریده و خود را نجات دهد. شانس بیشتر سنجاب پرنده در گریز از چنگ شکارچیان منجر به افزایش طول عمرش شده است.
اجداد ما انسانها نیز غالبا بیشتر از سی سال عمر نمیکردند. یا طعمه سایر درندگان میشدند یا بیماری و عفونت آنها را از پای میانداخت. امروزه میبینید که نشانههای پیری در حدود سی سالگی ظاهر میشوند. شقیقهها سفید میشوند و پوست صورت چین و چروک پیدا میکند. ما آنقدر قوی هستیم که چهل یا پنجاه سال بیشتر دوام بیاوریم و به هفتاد یا هشتاد سالگی برسیم. اما همان جهشهایی که به اجداد ما کمک کردند تا سی سال در طبیعت دوام بیاورند، اثرات منفی خود را بعد از سی سالگی نمایان میکنند. برای مثال جهشی ژنتیکی موجب میشود که شخصی در نوجوانی کلسیم بیشتری جذب کند و استخوانبندی درشتتری داشته باشد، در نتیجه قدرتمندتر میشود و شانس زاد و ولد بیشتری دارد. اما با تجمع بیشتر کلسیم در خون، در رگها و قلب نیز کلسیم بیشتری رسوب میکند و خطر سکته قلبی را افزایش میدهد. نکته مهمی که باید بخاطر بسپاریم این است که آن جهشهایی که به افزایش عمر جانور کمک میکنند، معمولا بر روی نرخ تولید مثل او اثر معکوس میگذارند. هر جانداری ذخیره محدودی از انرژی دارد. هر چه انرژی بیشتری را صرف تعمیر و نگهداری اجزای بدن کند، انرژی کمتری برای تولید مثل خواهد داشت.
ترجمه: امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
The Longevity Code
by: Kris Verburgh
http://daneshagahi.com/scientists-posts/112
@daneshagahi
https://bit.ly/2EvIi4W
بسیاری تصور میکنند که دلیل پیر شدن این است که اجزای بدن ما کهنه و فرسوده میشوند. سلولهای بدن ما در تمام ۲۴ ساعت شبانه روز، برای سالیان متوالی و بیوقفه مشغول فعالیت هستند. پس طبیعی است که فکر کنیم آنها نیز همانند اجزای یک سیستم مکانیکی فرسوده میشوند. برای مثال بیماری آرتروز محصول سایش یافتن مفاصل بدن است. رگها نیز در طول زمان و به دلیل انباشت رسوبات، تنگ میشوند. هر قدر هم که شما در ورزش و تغذیه خود دقت کنید، سایش مفاصل و تنگ شدن رگها را میتوانید کند کنید ولی نمیتوانید آن را کاملا متوقف کنید.
اما واقعیت این است که طول عمر دلایلی فراتر از سرعت متابولیسم و فرسودگی اجزای بدن دارد. برای مثال موشها و خفاشها را مقایسه کنید. هر دوی آنها متابولیسم فعالی دارند که بسیار شبیه به یکدیگر است. ضربآهنگ قلب و سایر فرآیندهای زیستی که در بدن آنها اتفاق میافتد بسیار مشابه است. پس انتظار داریم که هر دو با نرخ یکسانی پیر شوند و طول عمر آنها نیز مشابه باشد، ولی چنین نیست. موشها معمولا دو سال عمر میکنند ولی خفاشها بطور میانگین تا سی سال عمر میکنند. حتی خفاش چهل ساله نیز یافت شده است. علیرغم اینکه متابولیسم هر دو جاندار سرعت یکسانی دارد، ولی خفاشها بسیار کند تر از موشها پیر میشوند. مشخص است که طبیعت راهی یافته است تا فرسودگی مفاصل و تنگ شدن رگهای خفاش را به تعویق اندازد.
سرانجام در نیمههای قرن بیستم بود که دانشمندان توضیح مناسبی برای علت پیر شدن پیدا کردند. ما پیر میشویم چون اجداد ما در دوران ماقبل تاریخ، بسیار قبل از آنکه فرصت پیر شدن داشته باشند از دنیا میرفتند. اجازه دهید از مثالی استفاده کنیم تا تئوری فوق را بهتر بفهمیم. گفتیم که موشها در طبیعت معمولا بیشتر از دو سال عمر نمیکنند. آنها شکارچیان بیشماری دارند و معمولا در همان سال اول زندگی خود بدام افتاده و خورده میشوند. حتی اگر جهشی ژنتیکی در موشی رخ دهد که به او کمک کند تا بیشتر عمر نماید، چنین جهشی بیفایده است. چنین جهشی شانس بقای موش را زیاد افزایش نمیدهد، چرا که موشها اصولا به سن پیری نمیرسند. رابطه مستقیمی بین طول عمر و شانس بقای یک جانور وجود دارد. خفاشها دارای بال هستند که کمک میکند تا از خطر بگریزند. شانس بقای یک خفاش در طبیعت بسیار بیشتر از یک موش است. پس هر جهشی که در طی ملیونها سال به خفاش کمک کرده تا بیشتر عمر کند، مورد استفاده قرار گرفته و به هدر نرفته است. موارد مشابه متعددی را میتوانیم مثال بزنیم. عمر سنجابها نیز معمولا هفت سال است. اما نوعی سنجاب که سنجاب پرنده خوانده میشود تا هفده سال عمر میکند. او میتواند در هنگام فرار، از درختی به درختی دیگر پریده و خود را نجات دهد. شانس بیشتر سنجاب پرنده در گریز از چنگ شکارچیان منجر به افزایش طول عمرش شده است.
اجداد ما انسانها نیز غالبا بیشتر از سی سال عمر نمیکردند. یا طعمه سایر درندگان میشدند یا بیماری و عفونت آنها را از پای میانداخت. امروزه میبینید که نشانههای پیری در حدود سی سالگی ظاهر میشوند. شقیقهها سفید میشوند و پوست صورت چین و چروک پیدا میکند. ما آنقدر قوی هستیم که چهل یا پنجاه سال بیشتر دوام بیاوریم و به هفتاد یا هشتاد سالگی برسیم. اما همان جهشهایی که به اجداد ما کمک کردند تا سی سال در طبیعت دوام بیاورند، اثرات منفی خود را بعد از سی سالگی نمایان میکنند. برای مثال جهشی ژنتیکی موجب میشود که شخصی در نوجوانی کلسیم بیشتری جذب کند و استخوانبندی درشتتری داشته باشد، در نتیجه قدرتمندتر میشود و شانس زاد و ولد بیشتری دارد. اما با تجمع بیشتر کلسیم در خون، در رگها و قلب نیز کلسیم بیشتری رسوب میکند و خطر سکته قلبی را افزایش میدهد. نکته مهمی که باید بخاطر بسپاریم این است که آن جهشهایی که به افزایش عمر جانور کمک میکنند، معمولا بر روی نرخ تولید مثل او اثر معکوس میگذارند. هر جانداری ذخیره محدودی از انرژی دارد. هر چه انرژی بیشتری را صرف تعمیر و نگهداری اجزای بدن کند، انرژی کمتری برای تولید مثل خواهد داشت.
ترجمه: امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
The Longevity Code
by: Kris Verburgh
http://daneshagahi.com/scientists-posts/112
@daneshagahi
ببینید نقد شماره جدید مجله دانستنیها را
عرفان خسرویها دوست دارند معلمی و دانشگستری خودشان را بکنند و پا روی دم کسی نگذارند.
اما محال است در سیستمهای اجتماعی فاشیستی همین آدمهای آسته برو، آسته بیا هم زندگی روزمره عادی ای داشته باشند. چون هیچ چیز جز اهداف ایدئولوژی حاکم مهم نیست. از نظر این نظامها هیچ چیز همانطور که هست زیبا نیست. علم برای علم، هنر برای هنر، و زندگی برای زندگی نه تنها پذیرفته نیستند بلکه گناه و انحراف خوانده میشوند. هر چیز فقط وقتی در راستای ایدئولوژی باشد خوب است و لا غیر. این سیستمها در تاریخ بشر بارها در موقعیتها و زمانها مختلف به اجرا درآمده اند و نتیجه ای جز کیفیت پایین زندگی مردمان به همراه نداشته اند. پس بهتر است اگر با ایدئولوژی سازش کردیم و دودش به چشم خودمان رفت، به جای آدرس غلط دادن راه بهتری برگزینیم.
عرفان خسرویها دوست دارند معلمی و دانشگستری خودشان را بکنند و پا روی دم کسی نگذارند.
اما محال است در سیستمهای اجتماعی فاشیستی همین آدمهای آسته برو، آسته بیا هم زندگی روزمره عادی ای داشته باشند. چون هیچ چیز جز اهداف ایدئولوژی حاکم مهم نیست. از نظر این نظامها هیچ چیز همانطور که هست زیبا نیست. علم برای علم، هنر برای هنر، و زندگی برای زندگی نه تنها پذیرفته نیستند بلکه گناه و انحراف خوانده میشوند. هر چیز فقط وقتی در راستای ایدئولوژی باشد خوب است و لا غیر. این سیستمها در تاریخ بشر بارها در موقعیتها و زمانها مختلف به اجرا درآمده اند و نتیجه ای جز کیفیت پایین زندگی مردمان به همراه نداشته اند. پس بهتر است اگر با ایدئولوژی سازش کردیم و دودش به چشم خودمان رفت، به جای آدرس غلط دادن راه بهتری برگزینیم.
Forwarded from دانش، آگاهی
داستان پیدایش حيات بر روی زمین
بی جان زایش Abiogenesis
روزنامه شرق/یکشنبه 6 آبان 1397/شماره 3279
سروش سارابی
پژوهشگر منشا حیات
https://bit.ly/2JjCCtu
این پرسش بنیادین که «چگونه زندگی بر روی زمین آغاز شد؟» یکی از کهنترین سؤالات در میان تمامی فرهنگها، اقوام، مذاهب و جوامع گوناگون در طول تاریخ شناختهشده بشر است. تا پیش از کشفیات دانشمندان در دوران اخیر، هر یک از گروههای جمعیتی بشری، بر اساس چهارچوب فکری خود پاسخ این پرسش را بیان کردهاند؛ پاسخهایی که اصولاً به دو شکل کلی بودند: پاسخهای گروه بزرگی از جمعیتها بر اساس برداشت از نظامهای فکری پیش از خود استوار بوده است که اغلب در برخی از موارد، تغییراتی جهت همخوانی با تفکرات زمان خود در آنها اعمال میشده است. گروه کوچکتر دیگر بر اساس آنچه در اطراف خود در طبیعت میدیدند نزدیکترین و آسانترین پاسخ را بر اساس توانایی درک افراد کلونی یا پیروان خود، بیان میکردند.در طول تاریخ شناختهشده بشر موارد متعددی از نگرش اتکا به قدرتهای ماورایی بهعنوان دلیل برای رویدادهای طبیعی مشاهدهشده است. گروهای جمعیتی در مواجهه با حوادث طبیعی این رویدادها را ناشی از دعوای خدایان، خشم و قدرتنمایی آنها بر خود میدانستند. اقوام دوران مختلف در تاریخ بشر نزدیکترین و آسانترین پاسخ برای وقوع رعدوبرق، طوفان، سیل، زلزله و خشکسالی وغیره را ناشی از اراده نیروهای ماورایی در آسمانها میدانستند (زئوس خدای باران و رعدوبرق)، در حالی که در دوران فعلی، پیشرفت در علوم باعث شده است تا پاسخهای بسیار دقیق، مستند و قابل راستیآزمایی توسط دانشمندان برای رویدادهای متفاوت طبیعی ارائه شود.اما در مورد چگونگی پیدایش حیات بر روی زمین هرچند که اطلاعات بسیار خوبی از چگونگی این فرایند در دیدگاه کلی آن داریم، اما هنوز نقاط مبهمی وجود دارد که دانشمندان به شکل پیوسته در حال تبیین نظریات جدید برای آنها هستند.
در مورد بررسی چگونگی آغاز زندگی بر روی زمین، لازم است ابتدا به کلیات چهارچوب حیات بپردازیم و ببینیم که زندگی در علوم زیستی به چه معناست و در چه محدودههایی تعریف میشود. حیات (بنا به نظر اکثریت دانشمندان) در علم اینگونه تعریف میشود: هر مجموعهای که دارای «متابولیسم-فعالیتهای شیمیایی» باشد و با «مصرف انرژی» بتواند «رشد» و «تولیدمثل» کند. این مجموعه باید دارای خواصی باشد که بتواند آن را «منحصربهفرد» کرده و امکان «تغییر در نسلهای بعدی» را داشته باشد. در یک تعریف کلی موجود زنده یک بیوسیستم است که توسط یک غشاء یا دیواره محصور و از محیط اطرافش متمایز گشته، فرمی از انرژی را از محیط میگیرد و با تبدیل و مصرف انرژی و بهکارگیری مواد محیط، کالبد خود را ساخته یا تعمیر میکند و بهطور فعال با صرف انرژی و غلبه بر آنتروپی، جلوی متلاشی شدن کالبد خود را میگیرد .در عین حال این بیوسیستم حاوی یک بسته اطلاعاتی است که طی فرآیند همانندسازی و تولیدمثل عیناً ولی بهطور نادقیق در بیوسیستمهای دیگر کپیسازی میشود. بر اساس این تعریف تمامی گونههای گیاهان، جانوران (انسان بهعنوان گونه هومو ساپینس در این فرمانرو سلسله قرار دارد)، قارچها، آغازیان و باکتریها همگی بهعنوان موجود زنده محسوب میشوند. در میان تمام انواع گونههای موجودات زنده، از باکتریها بهعنوان سادهترین موجود زنده تا انسان بهعنوان دارنده گستردهترین و پیچیدهترین شبکه عصبی در میان گونههای جانوری، همه در پایهترین واحد زیستی دارای سلول هستند. درواقع سلول واحد بنیادین ساختاری و کارکردی همه جانداران (ارگانیسمهای موجودات زنده) است. سلول مهمترین نقطه اشتراک همه موجودات زنده، چه تکسلولی و چه پُرسلولی است.
سلول، نقطه آغازین پدیدار شدن هر نمونه از گونههای زیستی است. هر سلول بهعنوان نقطه شروع حیات، نیازمند دستورالعمل، مواد اولیه و انرژی برای ساخت آن موجود زنده است. برای کشف ریشه مشترک موجودات زنده نیازمند بررسی این دستورالعمل هستیم. دستورالعمل ساخت یک موجود زنده توسط مولکول DNA در سلولها نگهداری میشود. این دستورالعمل که برای تشکیل اندامهای موجودات زنده استفاده میشود دارای یک زبان مشترک است که به آن الفبای ژنتیک گفته میشود...
متن کامل مقاله در وب سایت دانش آگاهی👇
http://daneshagahi.com/scientists-posts/113
فایل PDF مقاله:
http://daneshagahi.com/uploads/پیدایش-حیات.pdf
@daneshagahi
بی جان زایش Abiogenesis
روزنامه شرق/یکشنبه 6 آبان 1397/شماره 3279
سروش سارابی
پژوهشگر منشا حیات
https://bit.ly/2JjCCtu
این پرسش بنیادین که «چگونه زندگی بر روی زمین آغاز شد؟» یکی از کهنترین سؤالات در میان تمامی فرهنگها، اقوام، مذاهب و جوامع گوناگون در طول تاریخ شناختهشده بشر است. تا پیش از کشفیات دانشمندان در دوران اخیر، هر یک از گروههای جمعیتی بشری، بر اساس چهارچوب فکری خود پاسخ این پرسش را بیان کردهاند؛ پاسخهایی که اصولاً به دو شکل کلی بودند: پاسخهای گروه بزرگی از جمعیتها بر اساس برداشت از نظامهای فکری پیش از خود استوار بوده است که اغلب در برخی از موارد، تغییراتی جهت همخوانی با تفکرات زمان خود در آنها اعمال میشده است. گروه کوچکتر دیگر بر اساس آنچه در اطراف خود در طبیعت میدیدند نزدیکترین و آسانترین پاسخ را بر اساس توانایی درک افراد کلونی یا پیروان خود، بیان میکردند.در طول تاریخ شناختهشده بشر موارد متعددی از نگرش اتکا به قدرتهای ماورایی بهعنوان دلیل برای رویدادهای طبیعی مشاهدهشده است. گروهای جمعیتی در مواجهه با حوادث طبیعی این رویدادها را ناشی از دعوای خدایان، خشم و قدرتنمایی آنها بر خود میدانستند. اقوام دوران مختلف در تاریخ بشر نزدیکترین و آسانترین پاسخ برای وقوع رعدوبرق، طوفان، سیل، زلزله و خشکسالی وغیره را ناشی از اراده نیروهای ماورایی در آسمانها میدانستند (زئوس خدای باران و رعدوبرق)، در حالی که در دوران فعلی، پیشرفت در علوم باعث شده است تا پاسخهای بسیار دقیق، مستند و قابل راستیآزمایی توسط دانشمندان برای رویدادهای متفاوت طبیعی ارائه شود.اما در مورد چگونگی پیدایش حیات بر روی زمین هرچند که اطلاعات بسیار خوبی از چگونگی این فرایند در دیدگاه کلی آن داریم، اما هنوز نقاط مبهمی وجود دارد که دانشمندان به شکل پیوسته در حال تبیین نظریات جدید برای آنها هستند.
در مورد بررسی چگونگی آغاز زندگی بر روی زمین، لازم است ابتدا به کلیات چهارچوب حیات بپردازیم و ببینیم که زندگی در علوم زیستی به چه معناست و در چه محدودههایی تعریف میشود. حیات (بنا به نظر اکثریت دانشمندان) در علم اینگونه تعریف میشود: هر مجموعهای که دارای «متابولیسم-فعالیتهای شیمیایی» باشد و با «مصرف انرژی» بتواند «رشد» و «تولیدمثل» کند. این مجموعه باید دارای خواصی باشد که بتواند آن را «منحصربهفرد» کرده و امکان «تغییر در نسلهای بعدی» را داشته باشد. در یک تعریف کلی موجود زنده یک بیوسیستم است که توسط یک غشاء یا دیواره محصور و از محیط اطرافش متمایز گشته، فرمی از انرژی را از محیط میگیرد و با تبدیل و مصرف انرژی و بهکارگیری مواد محیط، کالبد خود را ساخته یا تعمیر میکند و بهطور فعال با صرف انرژی و غلبه بر آنتروپی، جلوی متلاشی شدن کالبد خود را میگیرد .در عین حال این بیوسیستم حاوی یک بسته اطلاعاتی است که طی فرآیند همانندسازی و تولیدمثل عیناً ولی بهطور نادقیق در بیوسیستمهای دیگر کپیسازی میشود. بر اساس این تعریف تمامی گونههای گیاهان، جانوران (انسان بهعنوان گونه هومو ساپینس در این فرمانرو سلسله قرار دارد)، قارچها، آغازیان و باکتریها همگی بهعنوان موجود زنده محسوب میشوند. در میان تمام انواع گونههای موجودات زنده، از باکتریها بهعنوان سادهترین موجود زنده تا انسان بهعنوان دارنده گستردهترین و پیچیدهترین شبکه عصبی در میان گونههای جانوری، همه در پایهترین واحد زیستی دارای سلول هستند. درواقع سلول واحد بنیادین ساختاری و کارکردی همه جانداران (ارگانیسمهای موجودات زنده) است. سلول مهمترین نقطه اشتراک همه موجودات زنده، چه تکسلولی و چه پُرسلولی است.
سلول، نقطه آغازین پدیدار شدن هر نمونه از گونههای زیستی است. هر سلول بهعنوان نقطه شروع حیات، نیازمند دستورالعمل، مواد اولیه و انرژی برای ساخت آن موجود زنده است. برای کشف ریشه مشترک موجودات زنده نیازمند بررسی این دستورالعمل هستیم. دستورالعمل ساخت یک موجود زنده توسط مولکول DNA در سلولها نگهداری میشود. این دستورالعمل که برای تشکیل اندامهای موجودات زنده استفاده میشود دارای یک زبان مشترک است که به آن الفبای ژنتیک گفته میشود...
متن کامل مقاله در وب سایت دانش آگاهی👇
http://daneshagahi.com/scientists-posts/113
فایل PDF مقاله:
http://daneshagahi.com/uploads/پیدایش-حیات.pdf
@daneshagahi
👍1
Forwarded from ShakZi | شکزی
تظاهر به دانستن چيزهايى كه ديگران نمىدانند يک خيانت در علم و در عين حال، شريان حياتى دين است.
~ سم هريس
@ShakZi
~ سم هريس
@ShakZi
Forwarded from دانش، آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Why There Is No God.pdf
3.1 MB
کتاب چرا خدا وجود ندارد کار آرمین نوابی، جوان پر انرژی ایرانی است. آرمین بنیانگزار موسسه جمهوری بیخدایان(Atheist Republic) است و اخیرا در یوتیوب ویدیوهایی به زبان فارسی هم منتشر می کند. لذت ببرید.
Forwarded from دانش، آگاهی
چرا همانطور که اورتلیوسایسم نداریم، داروینیسم هم نباید داشته باشیم؟
اورتلیوس تئوری رانش قاره های زمین را برای اولین بار مطرح کرد و تبدیل به چهارچوبی برای بررسی تغییرات علوم زمین شناسی در طول زمان شد. جدایش قاره از یکدیگر و تبدیل شدن آن به چیزی که امروزه در سطح کره زمین شاهد آن هستیم وبرخی از رخدادهای علوم زمین شناسی تنها بر اساس این تئوری علمی قابل توضیح هستند. زمانی که آبراهام اورتلیوس فنلاندی این تئوری را مطرح کرد از یافته های فراوانی که زمین شناسان امروز درباره فرایند جدایش قاره ها میدادند، مطلع نبود. در طول زمان دانشمندان دستاوردهای جدید در مورد جدایش قاره ها به دست آورده اند و همه این دستاوردها بر اساس چهارچوب تئوری اولیه بوده و آن را کاملتر کرده است. با تمام اهمیتی که این تئوری در مباحث زمین شناسی دارد اما در میان عموم چرا هیچ کلمه ای با عنوان اورتلیوسایسم نداریم؟ دلیل آن واضح است. تئوری جدایش قاره ها توضیحی است که فقط برای دانشمندان قابل فهم و استفاده است و از آن به عنوان یک راه حل برای پاسخ به مباحث مربوط به زمین شناسی استفاده می کنند. در میان دانشمندان کسی پیرو تفکرات اورتلیوس نیست یا او را به عنوان رهبر مکتب فکری رانش قاره ها نمی شناسند که برای آن یک ایسم تعریف کنند. بر همین اساس چیزی با عنوان داروینیسم هم نداریم. داروین یک تئوری علمی را مطرح کرد و که برای دانشمندان و متخصصین حوزه زیستشناسی قابل درک است و کاربرد دارد. هیچ زیستشناسی پیرو عقاید داروین نیست، حال آنکه تئوری ابتدایی او در طول زمان دستخوش تکامل فراوانی شده و دانشمندان تنها از جدیدترین نتایج به دست آمده استفاده می کنند.
پس دوستانی که هیچدانشی در حوزه زیستشناسی و حتی علم ندارید در مورد رد داروینیسم مطلب ننویسید چون شما نمیتوانید ایسمی که خودتان آن را ساختهاید و هیچ وجود خارجی و معنایی ندارد را رد کنید. اگر دانش زیستشناسی و سواد علمی لازم را دارید میتوانید برای سوالاتی که توسط تئوری علمی فرگشت(که اولین بار داروین آن را مطرح کرد)پاسخ ارائه شده، پاسخ علمی جدید در حوزه زیستشناسی ارائه کرده و به دست متخصصین بسپارید تا آن را ارزیابی کنند.
https://bit.ly/2AJrNgo
@daneshagahi
اورتلیوس تئوری رانش قاره های زمین را برای اولین بار مطرح کرد و تبدیل به چهارچوبی برای بررسی تغییرات علوم زمین شناسی در طول زمان شد. جدایش قاره از یکدیگر و تبدیل شدن آن به چیزی که امروزه در سطح کره زمین شاهد آن هستیم وبرخی از رخدادهای علوم زمین شناسی تنها بر اساس این تئوری علمی قابل توضیح هستند. زمانی که آبراهام اورتلیوس فنلاندی این تئوری را مطرح کرد از یافته های فراوانی که زمین شناسان امروز درباره فرایند جدایش قاره ها میدادند، مطلع نبود. در طول زمان دانشمندان دستاوردهای جدید در مورد جدایش قاره ها به دست آورده اند و همه این دستاوردها بر اساس چهارچوب تئوری اولیه بوده و آن را کاملتر کرده است. با تمام اهمیتی که این تئوری در مباحث زمین شناسی دارد اما در میان عموم چرا هیچ کلمه ای با عنوان اورتلیوسایسم نداریم؟ دلیل آن واضح است. تئوری جدایش قاره ها توضیحی است که فقط برای دانشمندان قابل فهم و استفاده است و از آن به عنوان یک راه حل برای پاسخ به مباحث مربوط به زمین شناسی استفاده می کنند. در میان دانشمندان کسی پیرو تفکرات اورتلیوس نیست یا او را به عنوان رهبر مکتب فکری رانش قاره ها نمی شناسند که برای آن یک ایسم تعریف کنند. بر همین اساس چیزی با عنوان داروینیسم هم نداریم. داروین یک تئوری علمی را مطرح کرد و که برای دانشمندان و متخصصین حوزه زیستشناسی قابل درک است و کاربرد دارد. هیچ زیستشناسی پیرو عقاید داروین نیست، حال آنکه تئوری ابتدایی او در طول زمان دستخوش تکامل فراوانی شده و دانشمندان تنها از جدیدترین نتایج به دست آمده استفاده می کنند.
پس دوستانی که هیچدانشی در حوزه زیستشناسی و حتی علم ندارید در مورد رد داروینیسم مطلب ننویسید چون شما نمیتوانید ایسمی که خودتان آن را ساختهاید و هیچ وجود خارجی و معنایی ندارد را رد کنید. اگر دانش زیستشناسی و سواد علمی لازم را دارید میتوانید برای سوالاتی که توسط تئوری علمی فرگشت(که اولین بار داروین آن را مطرح کرد)پاسخ ارائه شده، پاسخ علمی جدید در حوزه زیستشناسی ارائه کرده و به دست متخصصین بسپارید تا آن را ارزیابی کنند.
https://bit.ly/2AJrNgo
@daneshagahi
Forwarded from ShakZi | شکزی (Student)
❃ میمها چیستند؟
میمها عبارتند از عادات، مهارتها، رفتارها و یا داستانهایی که با تقلید شدن از شخصی به شخص دیگر انتقال مییابند. میمها نیز همانند ژنها برای انتقال یافتن رقابت میکنند؛ اما پیوندهای شیمیایی نیست که آنها را در درون سلول قفل میکند، بلکه اطلاعاتی هستند که از مغزی به مغز دیگر و یا از مغزها به کامپیوترها، کتابها و کارهای هنری میجهند.
میمهای موفق در پهنه جهان گسترش مییابند و در مسیر خود، ذهنها و فرهنگها را شکل میدهند. آنها که ناموفقاند، میمیرند.
میمها غالبا گرد هم میآیند تا میمستانی عظیم بسازند. بسیاری از آنها زندگی ما را بهبود میبخشند، نظیر سیستم مالی یا قضایی، تئوریهای علمی، ورزش و هنر. اما برخی میمها همانند عفونت و یا انگل، از میزبانی به میزبان دیگر میجهند. نظیر طب دروغین، فرقه، تئوری توطئه، ویروس کامپیوتری و یا بدافزار. آنها با استفاده از ابزارهای تهدید و تطمیع، میزبان را وادار به نسخه برداری از خود میکنند.
ادامه مطلب ↓
http://telegra.ph/میمها-چیستند-07-30
@ShakZi
میمها عبارتند از عادات، مهارتها، رفتارها و یا داستانهایی که با تقلید شدن از شخصی به شخص دیگر انتقال مییابند. میمها نیز همانند ژنها برای انتقال یافتن رقابت میکنند؛ اما پیوندهای شیمیایی نیست که آنها را در درون سلول قفل میکند، بلکه اطلاعاتی هستند که از مغزی به مغز دیگر و یا از مغزها به کامپیوترها، کتابها و کارهای هنری میجهند.
میمهای موفق در پهنه جهان گسترش مییابند و در مسیر خود، ذهنها و فرهنگها را شکل میدهند. آنها که ناموفقاند، میمیرند.
میمها غالبا گرد هم میآیند تا میمستانی عظیم بسازند. بسیاری از آنها زندگی ما را بهبود میبخشند، نظیر سیستم مالی یا قضایی، تئوریهای علمی، ورزش و هنر. اما برخی میمها همانند عفونت و یا انگل، از میزبانی به میزبان دیگر میجهند. نظیر طب دروغین، فرقه، تئوری توطئه، ویروس کامپیوتری و یا بدافزار. آنها با استفاده از ابزارهای تهدید و تطمیع، میزبان را وادار به نسخه برداری از خود میکنند.
ادامه مطلب ↓
http://telegra.ph/میمها-چیستند-07-30
@ShakZi
Telegraph
میمها چیستند؟
میمها عبارتند از عادات، مهارتها، رفتارها و یا داستانهایی که با تقلید شدن از شخصی به شخص دیگر انتقال مییابند. میمها نیز همانند ژنها برای انتقال یافتن رقابت میکنند؛ اما پیوندهای شیمیایی نیست که آنها را در درون سلول قفل میکند، بلکه اطلاعاتی هستند که…
توضيح:
امروز کميتهٔ حقوق آثار آقای هراری
Yahav-Harari Group LTD
YN Harari International Office
[3. We request that you refrain from uploading / publishing / sharing any of the translations from this moment. Also, could you please delete any content uploaded so far?]
خواستند تا نسخههای ديجيتال کتابهای آقای هراری را از روی نت بردارم. چون خودشان قرار است در خارج کشور به چاپ برسانند
به سهم خودم متأسفم برای حذف اين آثار
ازدوستان خواهش میکنم تا درکانالها و گروهها به اشتراک نگذارند
نیک گرگین
متشکرم
امروز کميتهٔ حقوق آثار آقای هراری
Yahav-Harari Group LTD
YN Harari International Office
[3. We request that you refrain from uploading / publishing / sharing any of the translations from this moment. Also, could you please delete any content uploaded so far?]
خواستند تا نسخههای ديجيتال کتابهای آقای هراری را از روی نت بردارم. چون خودشان قرار است در خارج کشور به چاپ برسانند
به سهم خودم متأسفم برای حذف اين آثار
ازدوستان خواهش میکنم تا درکانالها و گروهها به اشتراک نگذارند
نیک گرگین
متشکرم