دابه - دانش برای همه
1.45K subscribers
170 photos
73 videos
33 files
189 links
مقالات، ویدیوها و پادکستهای علمی برای آوردن علم در
زندگی روزمره ما

Http://Instagram.com/hannes.daabeh

https://daabeh.wordpress.com/
Download Telegram
یافته‌های جدید که پس از انتشار کتاب انسان خردمند بدست آمده‌اند نشان می‌دهند که فقط مغز هوموساپینس‌ها به توانایی خیالپردازی دست نیافته بود، بلکه برادران نئاندرتال منقرض شده ما هم به این توانایی رسیده بودند. یافته‌هایی در فرانسه که نشان از مراسم خاکسپاری در یک قبیله نئاندرتال بود، همچنین یافته‌های جدید از غارنگاره‌های نئاندرتال مؤیّد این نظریه است که توانایی‌های مغزی آنها متفاوت از چیزیست که تا کنون تصور می‌شد.

https://www.sciencenews.org/article/cave-art-suggests-neandertals-were-ancient-humans-mental-equals

سه فصل از این کتاب فوق العاده به شکل مخلوطی از انیمیشن و پادکست و با عنوان #تاریخ_گونه_انسان از کانال دابه منتشر شده است.

@daabeh
بیگیر جهودو + پرسش و پاسخ
دابه
🗣 پادکست هفتگی دابه شامل #بیگیر_جهودو قسمت چهارم و پرسش و پاسخ در مورد نزاع فلسطینی-اسرائیلی
تشکر ویژه از مترجم عزیز م. بشارتی برای در اختیار گذاشتن ترجمه کتاب بیگیر جهودو

@daabeh
پادکست در مورد توهم خوشه ای که خطای ذهنی دیگریست که گریبانگیر ما انسانها می‌شود تا ساعتی دیگر از دابه

@Daabeh
توهم خوشه ای
هانس
چرا ما براحتی طراحی هوشمند را منطقی میابیم بدون هیچ شواهدی؟ آیا شما هم در ابرها اشکال آشنا می بینید؟

@daabeh
صورت روی مریخ که در پادکست ↑ به آن اشاره شد

https://t.me/daabeh/394

@DAABEH
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استرس مثل هر مکانیزم دیگری در بدن ما برای بقای ما فرگشته است و دوست ماست، به جای مبارزه با آن، استفاده و نگاه درست به آن را بیاموزیم.

@DAABEH
Forwarded from دانش، آگاهی
📕📗نگاهی کوتاه به رابطه فرگشت و استرس

https://goo.gl/SKfnvA

فعل و انفعالات یا پاسخهای استرسی فرگشت یافته تا بقا و بدنبالش تكثیر ژنی را حفظ كند البته نه تمامی انواع استرس ها.

استرسهای كوتاه مدت یا حاد برای حفظ هموستاز بدن فرگشت یافته اند و دوست ما هستند این با استرسهای طولانی مدت یا مزمن كه دشمن ما هستند متفاوت است
هموستاز یعنی داشتن دمای بدنی، نرخ ضربان قلب، سطح گلوکز و سایر شرایط ایده ال. عامل استرس زا هر چیزی است که تعادل هومستاز را مختل کند یعنی مبارزه کردن با یک شیر در حالیکه شما یک گورخر هستید یا دویدن به دنبال یک گورخر هنگامی‌که یک شیر گرسنه هستید. پاسخ استرس آرایه ای است از تغییرات عصبی و اندوکرینی که در آن شیر یا گورخر طراحی شده تا آنها را آماده مقابله با بحران کرده و هومستاز را دوباره برقرار کند.

در مغز حوادث بحرانی شروع پاسخ دهی به استرس را واسطه گری می‌کند. بینایی شیر سبب فعالسازی آمیگدال می‌شود؛ نورون‌های آمیگدالوئید نورون‌های ساقه مغز را تحریک و سپس سیستم اعصاب پاراسمپاتیک را مهار کرده و سیستم اعصاب سمپاتیک را به حرکت در می‌آورد، و سبب رهایش اپی نفرین و نوراپی نفرین در سرتاسر بدن می‌شود.
امیگدال همچنین سایر انشعابات مهم پاسخ به استرس را واسطه گری می‌کند، هسته های پاراونتریکولار (PVN) در هیپوتالاموس را فعال می‌کند. و PVN رشته هایی را به پایه هیپوتالاموس، جایی که هورمون های آزاد کننده کورتیکوتروپین(ACTH) را ترشح می‌کند ارسال کرده، که آن هم ترشح گلوکوکورتیکوئید ها را از آدرنال تحریک می‌کند.

گلوکوکورتیکویید ها به اضافه سیستم اعصاب سمپاتیک یک موجود را توسط فعال سازی پاسخ های کلاسیک مبارزه یا پرواز به مقابله در برابر یک استرس زای فیزیکی قادر می‌سازد. چه شما آن شیر باید یا آن گورخر، برای ماهیچه هایتان به انرژی نیاز دارید و پاسخ استرس سریعا گردش انرژی را از ذخایر آن در بدن شما به حرکت در می‌آورد. به علاوه طی استرس، پروژه های رشد ساختاری بلند مدت، ترمیم بافت و تولید مثل- تا پس از عبور بحران به تعویق می‌افتند، یعنی اگر یک شیر در حال مبارزه با شماست، بهتر است با انرژی تان کارهای بهتری بکنید تا اینکه دیواره رحمتان را ضخیم کنید. بتا اندورفین ترشح می‌شود، سیستم ایمنی تحریک شده، و لخته سازی خون تقویت می‌شود، که همگی پس از جراحت و خونریزی به درد شما می‌خورند. به علاوه گلوکوکورتیکوئید ها به مغز می‌رسند، سریعا جنبه های شناختی و صحت حسی را تقویت می‌کنند... ادامه دارد...

ادامه مطلب در 👇👇👇
http://daneshagahi.com/scientists-posts/106

نویسنده: دکتر منوچهری
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
@daneshagahi
دابه از وین زیبا برای شما

اینستاگرام دابه هم فعال شد
Http://Instagram.com/daaabeh
در متنی کوتاه به یکی از مبانی علمی #فرگشت/#تکامل می پردازیم.

پس از فروپاشی امپراتوری روم در قرن پنجم، اندیشه های یونانی-رومی دربارهٔ آفرینش جهان و انسان جای خود را به روایت مطرح در کتاب پیدایش (Genesis) داد و تفسیرهای ایمان بنیاد به جای توضیحات استدلال محور نشست. بخش های عمدهٔ این روایت مشهورند. خدا انسانها را به شکل یک مرد، یعنی آدم، و سپس یک زن، یعنی حوا، آفرید. از آنجا که آنها دست ساز خدا بودند، می بایست به زبان و نیز ذهن منطقی و فرهنگی مجهز می بودند. مطابق این داستان از ریشه انسان، نخستین انسانها قادر به زندگی هماهنگ با یکدیگر و نیز طبق روایت کتاب مقدس برخوردار از تمام استعدادهای ذهنی و اخلاقی بودند و این ظرفیت‌ها بشر را در رأس دیگر جانوران و جدایی از آنها قرار می داد.

دور شدن از تکیه بر تلقی کتاب مقدس بسیار مهم بود، به ویژه برای آنانی که علاقه‌مند به چیزی بودند که اکنون آن را علوم طبیعی - از قبیل زیستشناسی و علوم زمین - میخوانیم. فرانسیس بیکن انگلیسی تأثیر بزرگی بر مسیر توسعهٔ تحقیقات علمی بر جا گذاشت. ملایان ادیان مختلف از روش قیاسی بهره میگیرند؛ آنها با یک اعتقاد شروع می کنند و سپس به قیاس نتایج آن اعتقاد می پردازند. بیکن پیشنهاد کرد که دانشمندان باید به روشی متفاوت عمل کنند؛ روشی که او آن را «استقرایی» نامید. استقرا با مشاهداتی آغاز می شود که به آنها شواهد یا «داده» نیز میگویند. دانشمندان تفسیری برای تشریح این مشاهدات طراحی می کنند که «فرضیه» خوانده می شود. آنها سپس با مشاهدهٔ بیشتر و یا با آزمایش های جهتدار، در علومی همچون شیمی، فیزیک و زیستشناسی، به آزمودن فرضیهٔ موردنظر میپردازند. این روش استقرایی همان روشی است که علوم و از جمله تحقیق دربارهٔ تکامل انسان از آن بهره می گیرند. بیکن پیشنهادات خود در خصوص چگونگی تحقیق دربارهٔ جهان را در قالب گزین گویه های کوتاهی خلاصه کرد که در کتابش با عنوان منطق بیکن یا پیشنهادات درستی برای تفسیر طبیعت در ۱۹۶۰ منتشر شد. پیام او ساده بود: «به خواندن یک تفسیردریک کتاب اکتفا نکن. بیرون برو، مشاهده کن، پدیده را خودت تحقیق و بررسی کن، سپس فرضیهٔ خودت را طراحی و آزمایش کن». پس بشر خط ممیزه ای میان روش علمی و ایمان کشید و به این نکته توجه کرد که گزارهایی که به آنها باور دارد از دو راه آنها را بدست آورده است که در شکل دیده می شود.

دابه-دانش برای همه

@daabeh

https://daabeh.files.wordpress.com/2017/02/science-vs-faith.png
Forwarded from دانش، آگاهی
الگوهای طبیعی، توهم یا واقعیت؟
برگرفته از کتاب جهان در تسخیر اهریمن
نوشته‌ی کارل سیگن

بخش دوم

گاهی اوقات این طرح‌ها ناهمواری‌های جغرافیایی هستند، برای نمونه پیرمردِ کوهستان واقع در دره فرانکونیا ناچ در نیو‌همشایر ... گاهی اوقات به شکل زنی آرمیده در مکزیک، گاهی به شکل اعضای بدن است؛ مانند گرند تتونز در وایومینگ... گاهی اوقات نیز به صورت تغییر شکل ابر‌هاست. در دوران رنسانس و قرون وسطی در اسپانیا مردم تصاویری از مریم مقدس را به شکل ابر‌ها مشاهده می‌کردند...
گاهی، یک نوع گیاه یا یک طرح روی یک تکه چوب یا چرم گاو، شبیه به چهره‌ی یک انسان به نظر می‌رسد. بادمجان معروفی وجود دارد که بسیار شبیه ریچارد ام.نیکسون است. از این واقعیت‌ها به چه نتیجه‌ای باید برسیم؟ مداخله ماورایی یا فرازمینی؟ نفوذ جمهوری‌خوا‌هان در ژن بادمجان؟ خیر! می‌دانیم که آنقدر بادمجان در این دنیا وجود دارد که نهایتا دیر یا زود به نمونه‌ای از آن‌ها بر‌خواهیم خورد که بسیار شبیه صورت انسان و حتی صورت یک فرد خاص است.
هرگاه آن چهره شبیه به یک شخصیت مذهبی باشد،-بعنوان مثال، نان ذرت مکزیکی ترتیلا که مبین صورت مسیح است-معتقدین سریعا استنباط می‌کنند که دست خدا در میان است. در عصری که شک گرایی بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته است، آن‌ها با اشتیاق فراوان می‌خواهند به یقین برسند. با این حال، به نظر بعید می‌رسد که معجزه‌ای توسط یک میانجی نامرئی رخ داده باشد. با در نظر گرفتن این همه نان ترتیلا که از ابتدای جهان تاکنون درست شده است، بسیار عجیب بود اگر حداقل تعداد اندکی از آن‌ها به افراد برجسته و آشنا شباهت نمی‌یافت...
خواص جادویی که به ریشه گیاه جین سنگ و مَنْدرِیک نسبت داده شده، تا حدی بدلیل شباهت مبهم آن‌‌‌ها به پیکر انسان است. برخی از میوه‌‌‌‌های شاه‌بلوط شبیه چهره خندان انسان است. برخی از مرجان‌‌‌‌های دریایی شبیه دست هستند… و چیز‌‌‌هایی شبیه چشم‌‌‌‌های بسیار بزرگ بر بال‌‌های پروانه دیده می‌شود. برخی از این‌‌‌ها ممکن است تصادف محض نباشند. گیا‌‌هان و حیواناتی که چهره‌ای را تداعی می‌کنند، با احتمال اندکی ممکن است توسط موجودات دیگری که چهره دارند (و یا موجوداتی که از شکارچیان داری چهره می‌ترسند)، خورده شوند. راست بال امریکایی، یک حشره است که آشکارا، شبیه شاخه درختان شکل گرفته است. همگون‌سازی و استتار در قالب گیا‌‌هان است که او را از دید پرندگان و دیگر شکارچیان محفوظ می‌دارد و مطمئنا دلیل اصلی ایجاد تدریجی این شکل فوق‌العاده بر مبنای انتخاب طبیعی داروینی است...
نمونه‌‌‌های بسیاری از این دست در کتابی به نام شباهت طبیعی، نوشته‌ی جان میشل بریتانیایی، طرفدار علوم غیبی، شرح و توصیف شده‌اند. او ادعا‌‌های ریچارد شِیوِر را که در شکل گیری هیجان یوفو‌‌ها در آمریکا نقش داشته است، جدی می‌گیرد. شیور در مزرعه‌اش در ویسکانسین، از درون سنگ‌‌ها، داستانی مفهومی از تاریخ دنیا را کشف می‌کند که با زبانی تصویری، به طوری که فقط خود او می‌تواند ببیند، نوشته شده است. میشل همچنین ادعای آنتونین آرتاد-نمایشنامه‌نویس و نظریه‌پرداز سوررئالیست-را می‌پذیرد که تحت تاثیر پایوتی (نوعی گیاه توهم زا)، در اطراف تصاویر شهوانی و عاشقانه‌ی تخته سنگ، مردی را در حال شکنجه شدن، حیوانات وحشی و چیز‌‌های مشابهی را می‌بیند. میشل می‌گوید «چشم انداز در تمامیت آن خودش را به یکباره آشکار کرد، به مانند خلق یک ایده ی ساده» اما سوال اساسی اینجاست: آن ایده درون ذهن آرتاد بود یا خارج از آن؟ آرتاد نتیجه‌گیری کرد که آن طرح‌‌‌های آشکار روی سنگ‌ها، توسط یک تمدن باستانی به وجود آمده‌اند نه بر مبنای توهم ذهنش و میشل نیز این استنتاج او را پذیرفت. زمانی که آرتاد از مکزیک به اروپا بازگشت، نشانه‌‌های جنون در او دیده می‌شد. میشل چشم‌انداز «مادی گرا» را که با نگاه شک‌آمیز به طرح‌‌های آرتاد می‌نگرد نکوهش می‌کند.
میشل عکسی از خورشید را به ما نشان می‌دهد که با پرتو ایکس تصویربرداری شده است و شبیه یک چهره است. او به ما می‌گوید که طرفداران گوردیف چهره‌ی ارباب خود را در ‌هاله دور خورشید می‌بینند. بنا‌بر تصاویر بی‌شماری که در درختان، کوه‌‌ها و تخته‌سنگ‌‌ها در سرتاسر دنیا دیده می‌شوند، استنباط می‌شود که محصولی از خرد باستانی‌اند...
میشل این نگرش را، که اغلب این اشکال طرح‌‌هایی طبیعی از مراحل شکل گیری سنگ‌ها و تقارن دوجانبه‌ای از گیا‌هان و جانوران به علاوه‌ی اندکی انتخاب طبیعی هستند، به عنوان «مادی‌گرایی» و «توهم قرن نوزدهمی» توضیح می‌دهد. [او ادامه می‌دهد] «مقید شدن به باور فلاسفه عقل گرا، نگرش ما به جهان را از آنچه مقصد طبیعت بوده، محدودتر و مبهم‌تر کرده است». اما اینکه او با چه فرایندی، «مقاصد طبیعت» را درمی‌یابد، آشکار نیست.
ادامه‌دارد...

ترجمه و تنظیم: رضا شعبانی
انتشار کانال دانش و اگاهی
@daneshagahi
https://goo.gl/G4Tz8u
بیگیر جهودو قسمت پنجم
هانّس
#بیگیر_جهودو قسمت پنجم
پلیس اسرائیل ازم پرسید قران بلدی!؟

@Daabeh
اینستاگرام دابه را دنبال کنید.
Instagram.com/daaabeh
مبارزه با خرافات
هانّس
چرا دانشمندان باهوش و باخرد درباره چیزهایی که در حیطه علم نیست اینقدر سرمایه گذاری می کنند، سخنرانی می کنند، و مناظره بر پا می کنند؟

@daabeh
https://www.instagram.com/daaabeh/
https://linktr.ee/daaab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همانطور که در live اینستاگرام قول دادم تصاویر اردوگاه آدمکشی نازی‌ها را برای شما قرار میدهم. تصاویر ابتدایی از دابه و از ثانیه 23 آرشیوی هستند.

❗️هشدار: تصاویر دلخراش


@daabeh
📖🤩بالاخره این کتاب را شروع کردم. کتابی مهم برای آنها که دغدغه خرد و خردگرایی دارند.
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکی از میوه‌های انقلاب علمی و قدرت گرفتن گفتمان روشنفکری: رشد امید به زندگی در همه نقاط دنیا
#استیون_پینکر #بزرگ_بیاندیش

@daabeh
مصاحبه با نیک گرگین
نیک گرگین
گفتگوی نخست با نیک گرگین، مترجم آثار یوال هراری به فارسی
@daabeh
t.me/FarazCanal/2468

⭕️ چرا شایعات فراگیر می شوند؟

1⃣ نداشتن روحیه تحقیق و پرسشگری:
سیستم آموزشی ما مبتنی بر تحقیق نیست؛ لذا ما ایرانیان هیچ‌گاه روش تحقیق و شناخت درست از غلط را یاد نگرفته‌ایم. همیشه چیزی برای یاد گرفتن به ما داده‌ شده و ما عادت کرده‌ایم که اطلاعات ورودی درست هستند.
گویا سند و منبع برایمان مهم نیست. به راحتی می‌پذیریم و به راحتی انتقال می‌دهیم. در قریب به اتقاق شایعات به هیچ منبعی اشاره نشده، ولی آن را قبول می‌کنیم.

2⃣ بیگانگی با مطالعه
حتی نوشته‌های معروف از نویسندگان و شاعران شهیر کشورمان را نمی‌شناسیم! این است که به راحتی می‌شود جملات و عباراتی را به یک کتاب یا نویسنده یا شاعر بزرگ نسبت داد.

3⃣ سنت گرایی و خرافه گرایی:
باورهای دینی و سنتی ، معمولا ما از «تحقیق» بر حذر داشته و به «تقلید» فرا می‌خواند. بخشی از شایعات نیز با استفاده از همین اصل با عنوان عقاید ماوراءالطبیعه پذیرفته می شود و عادت به بررسی و ارجحیت به پژوهش را کاهش نی دهد.

4⃣ عدم آشنایی با منابع مورد اعتماد .
به علت عدم شناخت صحیح از روش تحقیق، به منابع ضعیف اکتفا می‌کنیم. این نوع دیگری از زودباوری ماست. به عنوان مثال لینک مربوط به یک وبلاگ فارسی یا یک سایت گمنام خبر فارسی برای عده‌ای به عنوان منبع قابل قبول است. هیچ‌گاه از خودمان نمی‌پرسیم که اگر این خبر صحت داشت، منابع معتبر کجا هستند؟! همچنین منابعی به عنوان دانشنامه‌ی آزاد (از جمله ویکی‌پدیا) وجود دارند که «لزوماً» قابل اعتماد نیستند!

5⃣ عدم وجود رسانه‌های مستقل و مورد اعتماد:
بخصوص از نظر سیاسی بیطرف
به نظر می‌رسد در ایران افکار عمومی اعتماد چندانی به رسانه‌های داخل کشور ندارند و آنها را جانبدارانه می‌انگارند. این مشکل حتی در مورد اندک روزنامه‌ های منتقد یا شبه مستقل نیز به صورت دیگری خود را نشان می‌دهد. تجربه‌ی توقیف و تعطیل شدن رسانه‌های مخالف، پنداره‌ی وجود سانسور و تحت فشار بودن رسانه ها را در ذهن ایرانیان تثبیت کرده است. همین عدم اعتماد عمومی باعث شده است گاهی خبرها و داستان‌های شنیده شده در تاکسی و… از اخبار رسانه‌های موجود جدی‌تر گرفته شود و البته شایعات که راه خود را آسان‌تر پیدا می‌کنند!

در تقابل با صدها سایت و نشریه‌ی منتشر کننده‌ی شایعات وجود ندارد و اقبال عمومی به شایعات بیشتر از روشن‌گری درباره‌ی آنهاست. خبر روشنگرانه حتی یک دهم خود شایعه تکثیر نمی‌شود!

6⃣ تحلیل احساسی یا ناشی از حب و بغض:
شایعاتی که برایمان خوشایند است باور می کنیم و چیزهایی که دوست داریم واقعی باشند بدون تحقیق می پذیریم. علاقه ما به داستان‌های محیرالعقول عامه پسند.

7⃣ قرار گرفتن در مرکز توجه:
کسی که شایعه‌ای را بازنشر می‌کند به سرعت مورد توجه عوام قرار می‌گیرد.

8⃣ اسطوره سازی:
دوست داریم همیشه یک انسان را فرابشری و بسیار خاص معرفی کنیم و در مقابل این ابرقهرمانان همیشه ضدقهرمان‌هایی می‌سازیم!

@FarazTed