🔍 نوشته فارسی در لوگو آکادمی دیپلماسی وین توجهام را جلب کرد.
این آکادمی در زمان حکومت ماریا ترزیا پایهگذاری شد و در آن زمان، فارسی یکی از زبانهای اجباری برای دانشجویان این آکادمی بوده است.
@daabeh
این آکادمی در زمان حکومت ماریا ترزیا پایهگذاری شد و در آن زمان، فارسی یکی از زبانهای اجباری برای دانشجویان این آکادمی بوده است.
@daabeh
⛔️ در فلسطین و اسرائیل امروزی چه میگذرد؟ زندگی روزانه مردم چگونه است؟ دغدغههاشان چیست؟
کتاب صوتی از یک سفرنامه جذاب و منحصربفرد بزودی از دابه.
@Daabeh
کتاب صوتی از یک سفرنامه جذاب و منحصربفرد بزودی از دابه.
@Daabeh
پیش از سفر
دابه
📖🔉 #بیگیر_جهودو - پیشگفتار
سفر توویا، کارگردان باهوش و بامزه به اسرائیل و فلسطین چطور پیش آمد؟
@daabeh
سفر توویا، کارگردان باهوش و بامزه به اسرائیل و فلسطین چطور پیش آمد؟
@daabeh
بدرود و خوش آمد گویی
دابه
📖🔉 #بیگیر_جهودو - بدرود اروپا و خوش آمد گویی در خاورمیانه
قدم نهادن توویا در زادگاهش پس از دهه ها
@daabeh
قدم نهادن توویا در زادگاهش پس از دهه ها
@daabeh
Forwarded from دابه - دانش برای همه
عقل سلیم و انسان غارنشین.
ما انسانها چند میلیون سال پیش در ساوانای آفریقا فرگشت یافتیم که از شیرها، ببرها و شکارچیان فرار کنیم.
چیزی که برای ما منطقی است، این است که جهانی در ابعاد خودمان داشته باشیم.
مثلا چطور یک سنگ یا نیزه را پرتاب کنیم یا به دنبال غار بگردیم.
ما فرگشت پیدا نکردیم که مکانیک کوانتوم را درک کنیم و برای همین خیلی عجیب نیست که چنین مقیاسهای متفاوتی از آن نوع تجربهای که ما به عنوان یک گونه زنده با آن تطابق یافتیم، سبب شود این بخش از طبیعت برای ما عجیب و غیر قابل درک به نظر برسد، و مطمئنا عقل سلیم ما را به مبارزه میطلبد.
یعنی درک ما از چیزی که بر اساس عقل سلیم و چیزی که بر اساس شهود است.
اما من میخواهم بگویم جهان به عقل سلیم ما اهمیتی نمیدهد.
ما باید اندیشه خود را وادار کنیم تا به جای هر چیز دیگری، شواهد واقعی را بپذیرد و اگر واقعیت عجیب به نظر برسد مهم نیست.
در حقیقت این چیزی است که علم را شگفت انگیز میکند.
این ذهن ما را گسترش میدهد چون ما را وادار میکند احتمالاتی را بپذیریم که هرگز فکر نمیکردیم ممکن باشند.
من قبلا هم گفتم که دانشمندان اسرار را دوست دارند و واقعا هم اینطور است.
به همین دلیل من یک دانشمند هستم.
چون این معماهای کیهان است که آن را شگفت انگیز میکند.
این درست است که ما میخواهیم آن معماها را حل کنیم.
اساسا قسمت جالب کار علمی، حل کردن معماهاست.
اما هر بار که این کار را میکنیم پرسشهای جدیدی نمایان میشوند و من فکر میکنم برای خیلی از ما در زندگیمان، جستجو کردن اغلب بسیار ژرفتر از یافتن است.
به نوعی این برای یافتن پاسخهاست که به زندگی ارزش میدهد.
اگر تمام پاسخها را داشته باشیم فقط میتوانیم بیکار بنشینیم و من فکر میکنم چیزی که پرسشها را خیلی هیجان انگیز میکند این است که پاسخها خیلی شگفت انگیز هستند.
جهان به شگفتزده کردن ما ادامه میدهد.
از راههایی که هیچ وقت تصور نمیکردیم.
کاملا فراتر از تصور ما و این تمام چیزیست که برای ادامه دادن اکتشاف جهان داریم.
ما نمیتوانیم فقط در یک اتاق بنشینیم و به آن فکر کنیم چون هر بار که پنجره جدیدی را به جهان گشودیم متعجب شدیم.
و این کل فرایند را به طرز باورنکردنی هیجانانگیز میکند.
#بزرگ_بیاندیش
Lawrence M. Krauss
#لاورنس_کراوس
@daabeh
ما انسانها چند میلیون سال پیش در ساوانای آفریقا فرگشت یافتیم که از شیرها، ببرها و شکارچیان فرار کنیم.
چیزی که برای ما منطقی است، این است که جهانی در ابعاد خودمان داشته باشیم.
مثلا چطور یک سنگ یا نیزه را پرتاب کنیم یا به دنبال غار بگردیم.
ما فرگشت پیدا نکردیم که مکانیک کوانتوم را درک کنیم و برای همین خیلی عجیب نیست که چنین مقیاسهای متفاوتی از آن نوع تجربهای که ما به عنوان یک گونه زنده با آن تطابق یافتیم، سبب شود این بخش از طبیعت برای ما عجیب و غیر قابل درک به نظر برسد، و مطمئنا عقل سلیم ما را به مبارزه میطلبد.
یعنی درک ما از چیزی که بر اساس عقل سلیم و چیزی که بر اساس شهود است.
اما من میخواهم بگویم جهان به عقل سلیم ما اهمیتی نمیدهد.
ما باید اندیشه خود را وادار کنیم تا به جای هر چیز دیگری، شواهد واقعی را بپذیرد و اگر واقعیت عجیب به نظر برسد مهم نیست.
در حقیقت این چیزی است که علم را شگفت انگیز میکند.
این ذهن ما را گسترش میدهد چون ما را وادار میکند احتمالاتی را بپذیریم که هرگز فکر نمیکردیم ممکن باشند.
من قبلا هم گفتم که دانشمندان اسرار را دوست دارند و واقعا هم اینطور است.
به همین دلیل من یک دانشمند هستم.
چون این معماهای کیهان است که آن را شگفت انگیز میکند.
این درست است که ما میخواهیم آن معماها را حل کنیم.
اساسا قسمت جالب کار علمی، حل کردن معماهاست.
اما هر بار که این کار را میکنیم پرسشهای جدیدی نمایان میشوند و من فکر میکنم برای خیلی از ما در زندگیمان، جستجو کردن اغلب بسیار ژرفتر از یافتن است.
به نوعی این برای یافتن پاسخهاست که به زندگی ارزش میدهد.
اگر تمام پاسخها را داشته باشیم فقط میتوانیم بیکار بنشینیم و من فکر میکنم چیزی که پرسشها را خیلی هیجان انگیز میکند این است که پاسخها خیلی شگفت انگیز هستند.
جهان به شگفتزده کردن ما ادامه میدهد.
از راههایی که هیچ وقت تصور نمیکردیم.
کاملا فراتر از تصور ما و این تمام چیزیست که برای ادامه دادن اکتشاف جهان داریم.
ما نمیتوانیم فقط در یک اتاق بنشینیم و به آن فکر کنیم چون هر بار که پنجره جدیدی را به جهان گشودیم متعجب شدیم.
و این کل فرایند را به طرز باورنکردنی هیجانانگیز میکند.
#بزرگ_بیاندیش
Lawrence M. Krauss
#لاورنس_کراوس
@daabeh
یافتههای جدید که پس از انتشار کتاب انسان خردمند بدست آمدهاند نشان میدهند که فقط مغز هوموساپینسها به توانایی خیالپردازی دست نیافته بود، بلکه برادران نئاندرتال منقرض شده ما هم به این توانایی رسیده بودند. یافتههایی در فرانسه که نشان از مراسم خاکسپاری در یک قبیله نئاندرتال بود، همچنین یافتههای جدید از غارنگارههای نئاندرتال مؤیّد این نظریه است که تواناییهای مغزی آنها متفاوت از چیزیست که تا کنون تصور میشد.
https://www.sciencenews.org/article/cave-art-suggests-neandertals-were-ancient-humans-mental-equals
سه فصل از این کتاب فوق العاده به شکل مخلوطی از انیمیشن و پادکست و با عنوان #تاریخ_گونه_انسان از کانال دابه منتشر شده است.
@daabeh
https://www.sciencenews.org/article/cave-art-suggests-neandertals-were-ancient-humans-mental-equals
سه فصل از این کتاب فوق العاده به شکل مخلوطی از انیمیشن و پادکست و با عنوان #تاریخ_گونه_انسان از کانال دابه منتشر شده است.
@daabeh
Science News
Cave art suggests Neandertals were ancient humans’ mental equals
Ancient humans’ close relatives also created rock art and shell ornaments, studies assert.
بیگیر جهودو + پرسش و پاسخ
دابه
🗣 پادکست هفتگی دابه شامل #بیگیر_جهودو قسمت چهارم و پرسش و پاسخ در مورد نزاع فلسطینی-اسرائیلی
تشکر ویژه از مترجم عزیز م. بشارتی برای در اختیار گذاشتن ترجمه کتاب بیگیر جهودو
@daabeh
تشکر ویژه از مترجم عزیز م. بشارتی برای در اختیار گذاشتن ترجمه کتاب بیگیر جهودو
@daabeh
پادکست در مورد توهم خوشه ای که خطای ذهنی دیگریست که گریبانگیر ما انسانها میشود تا ساعتی دیگر از دابه
@Daabeh
@Daabeh
توهم خوشه ای
هانس
چرا ما براحتی طراحی هوشمند را منطقی میابیم بدون هیچ شواهدی؟ آیا شما هم در ابرها اشکال آشنا می بینید؟
@daabeh
@daabeh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استرس مثل هر مکانیزم دیگری در بدن ما برای بقای ما فرگشته است و دوست ماست، به جای مبارزه با آن، استفاده و نگاه درست به آن را بیاموزیم.
@DAABEH
@DAABEH
Forwarded from دانش، آگاهی
📕📗نگاهی کوتاه به رابطه فرگشت و استرس
https://goo.gl/SKfnvA
فعل و انفعالات یا پاسخهای استرسی فرگشت یافته تا بقا و بدنبالش تكثیر ژنی را حفظ كند البته نه تمامی انواع استرس ها.
استرسهای كوتاه مدت یا حاد برای حفظ هموستاز بدن فرگشت یافته اند و دوست ما هستند این با استرسهای طولانی مدت یا مزمن كه دشمن ما هستند متفاوت است
هموستاز یعنی داشتن دمای بدنی، نرخ ضربان قلب، سطح گلوکز و سایر شرایط ایده ال. عامل استرس زا هر چیزی است که تعادل هومستاز را مختل کند یعنی مبارزه کردن با یک شیر در حالیکه شما یک گورخر هستید یا دویدن به دنبال یک گورخر هنگامیکه یک شیر گرسنه هستید. پاسخ استرس آرایه ای است از تغییرات عصبی و اندوکرینی که در آن شیر یا گورخر طراحی شده تا آنها را آماده مقابله با بحران کرده و هومستاز را دوباره برقرار کند.
در مغز حوادث بحرانی شروع پاسخ دهی به استرس را واسطه گری میکند. بینایی شیر سبب فعالسازی آمیگدال میشود؛ نورونهای آمیگدالوئید نورونهای ساقه مغز را تحریک و سپس سیستم اعصاب پاراسمپاتیک را مهار کرده و سیستم اعصاب سمپاتیک را به حرکت در میآورد، و سبب رهایش اپی نفرین و نوراپی نفرین در سرتاسر بدن میشود.
امیگدال همچنین سایر انشعابات مهم پاسخ به استرس را واسطه گری میکند، هسته های پاراونتریکولار (PVN) در هیپوتالاموس را فعال میکند. و PVN رشته هایی را به پایه هیپوتالاموس، جایی که هورمون های آزاد کننده کورتیکوتروپین(ACTH) را ترشح میکند ارسال کرده، که آن هم ترشح گلوکوکورتیکوئید ها را از آدرنال تحریک میکند.
گلوکوکورتیکویید ها به اضافه سیستم اعصاب سمپاتیک یک موجود را توسط فعال سازی پاسخ های کلاسیک مبارزه یا پرواز به مقابله در برابر یک استرس زای فیزیکی قادر میسازد. چه شما آن شیر باید یا آن گورخر، برای ماهیچه هایتان به انرژی نیاز دارید و پاسخ استرس سریعا گردش انرژی را از ذخایر آن در بدن شما به حرکت در میآورد. به علاوه طی استرس، پروژه های رشد ساختاری بلند مدت، ترمیم بافت و تولید مثل- تا پس از عبور بحران به تعویق میافتند، یعنی اگر یک شیر در حال مبارزه با شماست، بهتر است با انرژی تان کارهای بهتری بکنید تا اینکه دیواره رحمتان را ضخیم کنید. بتا اندورفین ترشح میشود، سیستم ایمنی تحریک شده، و لخته سازی خون تقویت میشود، که همگی پس از جراحت و خونریزی به درد شما میخورند. به علاوه گلوکوکورتیکوئید ها به مغز میرسند، سریعا جنبه های شناختی و صحت حسی را تقویت میکنند... ادامه دارد...
ادامه مطلب در 👇👇👇
http://daneshagahi.com/scientists-posts/106
نویسنده: دکتر منوچهری
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
@daneshagahi
https://goo.gl/SKfnvA
فعل و انفعالات یا پاسخهای استرسی فرگشت یافته تا بقا و بدنبالش تكثیر ژنی را حفظ كند البته نه تمامی انواع استرس ها.
استرسهای كوتاه مدت یا حاد برای حفظ هموستاز بدن فرگشت یافته اند و دوست ما هستند این با استرسهای طولانی مدت یا مزمن كه دشمن ما هستند متفاوت است
هموستاز یعنی داشتن دمای بدنی، نرخ ضربان قلب، سطح گلوکز و سایر شرایط ایده ال. عامل استرس زا هر چیزی است که تعادل هومستاز را مختل کند یعنی مبارزه کردن با یک شیر در حالیکه شما یک گورخر هستید یا دویدن به دنبال یک گورخر هنگامیکه یک شیر گرسنه هستید. پاسخ استرس آرایه ای است از تغییرات عصبی و اندوکرینی که در آن شیر یا گورخر طراحی شده تا آنها را آماده مقابله با بحران کرده و هومستاز را دوباره برقرار کند.
در مغز حوادث بحرانی شروع پاسخ دهی به استرس را واسطه گری میکند. بینایی شیر سبب فعالسازی آمیگدال میشود؛ نورونهای آمیگدالوئید نورونهای ساقه مغز را تحریک و سپس سیستم اعصاب پاراسمپاتیک را مهار کرده و سیستم اعصاب سمپاتیک را به حرکت در میآورد، و سبب رهایش اپی نفرین و نوراپی نفرین در سرتاسر بدن میشود.
امیگدال همچنین سایر انشعابات مهم پاسخ به استرس را واسطه گری میکند، هسته های پاراونتریکولار (PVN) در هیپوتالاموس را فعال میکند. و PVN رشته هایی را به پایه هیپوتالاموس، جایی که هورمون های آزاد کننده کورتیکوتروپین(ACTH) را ترشح میکند ارسال کرده، که آن هم ترشح گلوکوکورتیکوئید ها را از آدرنال تحریک میکند.
گلوکوکورتیکویید ها به اضافه سیستم اعصاب سمپاتیک یک موجود را توسط فعال سازی پاسخ های کلاسیک مبارزه یا پرواز به مقابله در برابر یک استرس زای فیزیکی قادر میسازد. چه شما آن شیر باید یا آن گورخر، برای ماهیچه هایتان به انرژی نیاز دارید و پاسخ استرس سریعا گردش انرژی را از ذخایر آن در بدن شما به حرکت در میآورد. به علاوه طی استرس، پروژه های رشد ساختاری بلند مدت، ترمیم بافت و تولید مثل- تا پس از عبور بحران به تعویق میافتند، یعنی اگر یک شیر در حال مبارزه با شماست، بهتر است با انرژی تان کارهای بهتری بکنید تا اینکه دیواره رحمتان را ضخیم کنید. بتا اندورفین ترشح میشود، سیستم ایمنی تحریک شده، و لخته سازی خون تقویت میشود، که همگی پس از جراحت و خونریزی به درد شما میخورند. به علاوه گلوکوکورتیکوئید ها به مغز میرسند، سریعا جنبه های شناختی و صحت حسی را تقویت میکنند... ادامه دارد...
ادامه مطلب در 👇👇👇
http://daneshagahi.com/scientists-posts/106
نویسنده: دکتر منوچهری
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
@daneshagahi
در متنی کوتاه به یکی از مبانی علمی #فرگشت/#تکامل می پردازیم.
پس از فروپاشی امپراتوری روم در قرن پنجم، اندیشه های یونانی-رومی دربارهٔ آفرینش جهان و انسان جای خود را به روایت مطرح در کتاب پیدایش (Genesis) داد و تفسیرهای ایمان بنیاد به جای توضیحات استدلال محور نشست. بخش های عمدهٔ این روایت مشهورند. خدا انسانها را به شکل یک مرد، یعنی آدم، و سپس یک زن، یعنی حوا، آفرید. از آنجا که آنها دست ساز خدا بودند، می بایست به زبان و نیز ذهن منطقی و فرهنگی مجهز می بودند. مطابق این داستان از ریشه انسان، نخستین انسانها قادر به زندگی هماهنگ با یکدیگر و نیز طبق روایت کتاب مقدس برخوردار از تمام استعدادهای ذهنی و اخلاقی بودند و این ظرفیتها بشر را در رأس دیگر جانوران و جدایی از آنها قرار می داد.
دور شدن از تکیه بر تلقی کتاب مقدس بسیار مهم بود، به ویژه برای آنانی که علاقهمند به چیزی بودند که اکنون آن را علوم طبیعی - از قبیل زیستشناسی و علوم زمین - میخوانیم. فرانسیس بیکن انگلیسی تأثیر بزرگی بر مسیر توسعهٔ تحقیقات علمی بر جا گذاشت. ملایان ادیان مختلف از روش قیاسی بهره میگیرند؛ آنها با یک اعتقاد شروع می کنند و سپس به قیاس نتایج آن اعتقاد می پردازند. بیکن پیشنهاد کرد که دانشمندان باید به روشی متفاوت عمل کنند؛ روشی که او آن را «استقرایی» نامید. استقرا با مشاهداتی آغاز می شود که به آنها شواهد یا «داده» نیز میگویند. دانشمندان تفسیری برای تشریح این مشاهدات طراحی می کنند که «فرضیه» خوانده می شود. آنها سپس با مشاهدهٔ بیشتر و یا با آزمایش های جهتدار، در علومی همچون شیمی، فیزیک و زیستشناسی، به آزمودن فرضیهٔ موردنظر میپردازند. این روش استقرایی همان روشی است که علوم و از جمله تحقیق دربارهٔ تکامل انسان از آن بهره می گیرند. بیکن پیشنهادات خود در خصوص چگونگی تحقیق دربارهٔ جهان را در قالب گزین گویه های کوتاهی خلاصه کرد که در کتابش با عنوان منطق بیکن یا پیشنهادات درستی برای تفسیر طبیعت در ۱۹۶۰ منتشر شد. پیام او ساده بود: «به خواندن یک تفسیردریک کتاب اکتفا نکن. بیرون برو، مشاهده کن، پدیده را خودت تحقیق و بررسی کن، سپس فرضیهٔ خودت را طراحی و آزمایش کن». پس بشر خط ممیزه ای میان روش علمی و ایمان کشید و به این نکته توجه کرد که گزارهایی که به آنها باور دارد از دو راه آنها را بدست آورده است که در شکل دیده می شود.
دابه-دانش برای همه
@daabeh
https://daabeh.files.wordpress.com/2017/02/science-vs-faith.png
پس از فروپاشی امپراتوری روم در قرن پنجم، اندیشه های یونانی-رومی دربارهٔ آفرینش جهان و انسان جای خود را به روایت مطرح در کتاب پیدایش (Genesis) داد و تفسیرهای ایمان بنیاد به جای توضیحات استدلال محور نشست. بخش های عمدهٔ این روایت مشهورند. خدا انسانها را به شکل یک مرد، یعنی آدم، و سپس یک زن، یعنی حوا، آفرید. از آنجا که آنها دست ساز خدا بودند، می بایست به زبان و نیز ذهن منطقی و فرهنگی مجهز می بودند. مطابق این داستان از ریشه انسان، نخستین انسانها قادر به زندگی هماهنگ با یکدیگر و نیز طبق روایت کتاب مقدس برخوردار از تمام استعدادهای ذهنی و اخلاقی بودند و این ظرفیتها بشر را در رأس دیگر جانوران و جدایی از آنها قرار می داد.
دور شدن از تکیه بر تلقی کتاب مقدس بسیار مهم بود، به ویژه برای آنانی که علاقهمند به چیزی بودند که اکنون آن را علوم طبیعی - از قبیل زیستشناسی و علوم زمین - میخوانیم. فرانسیس بیکن انگلیسی تأثیر بزرگی بر مسیر توسعهٔ تحقیقات علمی بر جا گذاشت. ملایان ادیان مختلف از روش قیاسی بهره میگیرند؛ آنها با یک اعتقاد شروع می کنند و سپس به قیاس نتایج آن اعتقاد می پردازند. بیکن پیشنهاد کرد که دانشمندان باید به روشی متفاوت عمل کنند؛ روشی که او آن را «استقرایی» نامید. استقرا با مشاهداتی آغاز می شود که به آنها شواهد یا «داده» نیز میگویند. دانشمندان تفسیری برای تشریح این مشاهدات طراحی می کنند که «فرضیه» خوانده می شود. آنها سپس با مشاهدهٔ بیشتر و یا با آزمایش های جهتدار، در علومی همچون شیمی، فیزیک و زیستشناسی، به آزمودن فرضیهٔ موردنظر میپردازند. این روش استقرایی همان روشی است که علوم و از جمله تحقیق دربارهٔ تکامل انسان از آن بهره می گیرند. بیکن پیشنهادات خود در خصوص چگونگی تحقیق دربارهٔ جهان را در قالب گزین گویه های کوتاهی خلاصه کرد که در کتابش با عنوان منطق بیکن یا پیشنهادات درستی برای تفسیر طبیعت در ۱۹۶۰ منتشر شد. پیام او ساده بود: «به خواندن یک تفسیردریک کتاب اکتفا نکن. بیرون برو، مشاهده کن، پدیده را خودت تحقیق و بررسی کن، سپس فرضیهٔ خودت را طراحی و آزمایش کن». پس بشر خط ممیزه ای میان روش علمی و ایمان کشید و به این نکته توجه کرد که گزارهایی که به آنها باور دارد از دو راه آنها را بدست آورده است که در شکل دیده می شود.
دابه-دانش برای همه
@daabeh
https://daabeh.files.wordpress.com/2017/02/science-vs-faith.png
Forwarded from دانش، آگاهی
الگوهای طبیعی، توهم یا واقعیت؟
برگرفته از کتاب جهان در تسخیر اهریمن
نوشتهی کارل سیگن
بخش دوم
گاهی اوقات این طرحها ناهمواریهای جغرافیایی هستند، برای نمونه پیرمردِ کوهستان واقع در دره فرانکونیا ناچ در نیوهمشایر ... گاهی اوقات به شکل زنی آرمیده در مکزیک، گاهی به شکل اعضای بدن است؛ مانند گرند تتونز در وایومینگ... گاهی اوقات نیز به صورت تغییر شکل ابرهاست. در دوران رنسانس و قرون وسطی در اسپانیا مردم تصاویری از مریم مقدس را به شکل ابرها مشاهده میکردند...
گاهی، یک نوع گیاه یا یک طرح روی یک تکه چوب یا چرم گاو، شبیه به چهرهی یک انسان به نظر میرسد. بادمجان معروفی وجود دارد که بسیار شبیه ریچارد ام.نیکسون است. از این واقعیتها به چه نتیجهای باید برسیم؟ مداخله ماورایی یا فرازمینی؟ نفوذ جمهوریخواهان در ژن بادمجان؟ خیر! میدانیم که آنقدر بادمجان در این دنیا وجود دارد که نهایتا دیر یا زود به نمونهای از آنها برخواهیم خورد که بسیار شبیه صورت انسان و حتی صورت یک فرد خاص است.
هرگاه آن چهره شبیه به یک شخصیت مذهبی باشد،-بعنوان مثال، نان ذرت مکزیکی ترتیلا که مبین صورت مسیح است-معتقدین سریعا استنباط میکنند که دست خدا در میان است. در عصری که شک گرایی بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته است، آنها با اشتیاق فراوان میخواهند به یقین برسند. با این حال، به نظر بعید میرسد که معجزهای توسط یک میانجی نامرئی رخ داده باشد. با در نظر گرفتن این همه نان ترتیلا که از ابتدای جهان تاکنون درست شده است، بسیار عجیب بود اگر حداقل تعداد اندکی از آنها به افراد برجسته و آشنا شباهت نمییافت...
خواص جادویی که به ریشه گیاه جین سنگ و مَنْدرِیک نسبت داده شده، تا حدی بدلیل شباهت مبهم آنها به پیکر انسان است. برخی از میوههای شاهبلوط شبیه چهره خندان انسان است. برخی از مرجانهای دریایی شبیه دست هستند… و چیزهایی شبیه چشمهای بسیار بزرگ بر بالهای پروانه دیده میشود. برخی از اینها ممکن است تصادف محض نباشند. گیاهان و حیواناتی که چهرهای را تداعی میکنند، با احتمال اندکی ممکن است توسط موجودات دیگری که چهره دارند (و یا موجوداتی که از شکارچیان داری چهره میترسند)، خورده شوند. راست بال امریکایی، یک حشره است که آشکارا، شبیه شاخه درختان شکل گرفته است. همگونسازی و استتار در قالب گیاهان است که او را از دید پرندگان و دیگر شکارچیان محفوظ میدارد و مطمئنا دلیل اصلی ایجاد تدریجی این شکل فوقالعاده بر مبنای انتخاب طبیعی داروینی است...
نمونههای بسیاری از این دست در کتابی به نام شباهت طبیعی، نوشتهی جان میشل بریتانیایی، طرفدار علوم غیبی، شرح و توصیف شدهاند. او ادعاهای ریچارد شِیوِر را که در شکل گیری هیجان یوفوها در آمریکا نقش داشته است، جدی میگیرد. شیور در مزرعهاش در ویسکانسین، از درون سنگها، داستانی مفهومی از تاریخ دنیا را کشف میکند که با زبانی تصویری، به طوری که فقط خود او میتواند ببیند، نوشته شده است. میشل همچنین ادعای آنتونین آرتاد-نمایشنامهنویس و نظریهپرداز سوررئالیست-را میپذیرد که تحت تاثیر پایوتی (نوعی گیاه توهم زا)، در اطراف تصاویر شهوانی و عاشقانهی تخته سنگ، مردی را در حال شکنجه شدن، حیوانات وحشی و چیزهای مشابهی را میبیند. میشل میگوید «چشم انداز در تمامیت آن خودش را به یکباره آشکار کرد، به مانند خلق یک ایده ی ساده» اما سوال اساسی اینجاست: آن ایده درون ذهن آرتاد بود یا خارج از آن؟ آرتاد نتیجهگیری کرد که آن طرحهای آشکار روی سنگها، توسط یک تمدن باستانی به وجود آمدهاند نه بر مبنای توهم ذهنش و میشل نیز این استنتاج او را پذیرفت. زمانی که آرتاد از مکزیک به اروپا بازگشت، نشانههای جنون در او دیده میشد. میشل چشمانداز «مادی گرا» را که با نگاه شکآمیز به طرحهای آرتاد مینگرد نکوهش میکند.
میشل عکسی از خورشید را به ما نشان میدهد که با پرتو ایکس تصویربرداری شده است و شبیه یک چهره است. او به ما میگوید که طرفداران گوردیف چهرهی ارباب خود را در هاله دور خورشید میبینند. بنابر تصاویر بیشماری که در درختان، کوهها و تختهسنگها در سرتاسر دنیا دیده میشوند، استنباط میشود که محصولی از خرد باستانیاند...
میشل این نگرش را، که اغلب این اشکال طرحهایی طبیعی از مراحل شکل گیری سنگها و تقارن دوجانبهای از گیاهان و جانوران به علاوهی اندکی انتخاب طبیعی هستند، به عنوان «مادیگرایی» و «توهم قرن نوزدهمی» توضیح میدهد. [او ادامه میدهد] «مقید شدن به باور فلاسفه عقل گرا، نگرش ما به جهان را از آنچه مقصد طبیعت بوده، محدودتر و مبهمتر کرده است». اما اینکه او با چه فرایندی، «مقاصد طبیعت» را درمییابد، آشکار نیست.
ادامهدارد...
ترجمه و تنظیم: رضا شعبانی
انتشار کانال دانش و اگاهی
@daneshagahi
https://goo.gl/G4Tz8u
برگرفته از کتاب جهان در تسخیر اهریمن
نوشتهی کارل سیگن
بخش دوم
گاهی اوقات این طرحها ناهمواریهای جغرافیایی هستند، برای نمونه پیرمردِ کوهستان واقع در دره فرانکونیا ناچ در نیوهمشایر ... گاهی اوقات به شکل زنی آرمیده در مکزیک، گاهی به شکل اعضای بدن است؛ مانند گرند تتونز در وایومینگ... گاهی اوقات نیز به صورت تغییر شکل ابرهاست. در دوران رنسانس و قرون وسطی در اسپانیا مردم تصاویری از مریم مقدس را به شکل ابرها مشاهده میکردند...
گاهی، یک نوع گیاه یا یک طرح روی یک تکه چوب یا چرم گاو، شبیه به چهرهی یک انسان به نظر میرسد. بادمجان معروفی وجود دارد که بسیار شبیه ریچارد ام.نیکسون است. از این واقعیتها به چه نتیجهای باید برسیم؟ مداخله ماورایی یا فرازمینی؟ نفوذ جمهوریخواهان در ژن بادمجان؟ خیر! میدانیم که آنقدر بادمجان در این دنیا وجود دارد که نهایتا دیر یا زود به نمونهای از آنها برخواهیم خورد که بسیار شبیه صورت انسان و حتی صورت یک فرد خاص است.
هرگاه آن چهره شبیه به یک شخصیت مذهبی باشد،-بعنوان مثال، نان ذرت مکزیکی ترتیلا که مبین صورت مسیح است-معتقدین سریعا استنباط میکنند که دست خدا در میان است. در عصری که شک گرایی بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته است، آنها با اشتیاق فراوان میخواهند به یقین برسند. با این حال، به نظر بعید میرسد که معجزهای توسط یک میانجی نامرئی رخ داده باشد. با در نظر گرفتن این همه نان ترتیلا که از ابتدای جهان تاکنون درست شده است، بسیار عجیب بود اگر حداقل تعداد اندکی از آنها به افراد برجسته و آشنا شباهت نمییافت...
خواص جادویی که به ریشه گیاه جین سنگ و مَنْدرِیک نسبت داده شده، تا حدی بدلیل شباهت مبهم آنها به پیکر انسان است. برخی از میوههای شاهبلوط شبیه چهره خندان انسان است. برخی از مرجانهای دریایی شبیه دست هستند… و چیزهایی شبیه چشمهای بسیار بزرگ بر بالهای پروانه دیده میشود. برخی از اینها ممکن است تصادف محض نباشند. گیاهان و حیواناتی که چهرهای را تداعی میکنند، با احتمال اندکی ممکن است توسط موجودات دیگری که چهره دارند (و یا موجوداتی که از شکارچیان داری چهره میترسند)، خورده شوند. راست بال امریکایی، یک حشره است که آشکارا، شبیه شاخه درختان شکل گرفته است. همگونسازی و استتار در قالب گیاهان است که او را از دید پرندگان و دیگر شکارچیان محفوظ میدارد و مطمئنا دلیل اصلی ایجاد تدریجی این شکل فوقالعاده بر مبنای انتخاب طبیعی داروینی است...
نمونههای بسیاری از این دست در کتابی به نام شباهت طبیعی، نوشتهی جان میشل بریتانیایی، طرفدار علوم غیبی، شرح و توصیف شدهاند. او ادعاهای ریچارد شِیوِر را که در شکل گیری هیجان یوفوها در آمریکا نقش داشته است، جدی میگیرد. شیور در مزرعهاش در ویسکانسین، از درون سنگها، داستانی مفهومی از تاریخ دنیا را کشف میکند که با زبانی تصویری، به طوری که فقط خود او میتواند ببیند، نوشته شده است. میشل همچنین ادعای آنتونین آرتاد-نمایشنامهنویس و نظریهپرداز سوررئالیست-را میپذیرد که تحت تاثیر پایوتی (نوعی گیاه توهم زا)، در اطراف تصاویر شهوانی و عاشقانهی تخته سنگ، مردی را در حال شکنجه شدن، حیوانات وحشی و چیزهای مشابهی را میبیند. میشل میگوید «چشم انداز در تمامیت آن خودش را به یکباره آشکار کرد، به مانند خلق یک ایده ی ساده» اما سوال اساسی اینجاست: آن ایده درون ذهن آرتاد بود یا خارج از آن؟ آرتاد نتیجهگیری کرد که آن طرحهای آشکار روی سنگها، توسط یک تمدن باستانی به وجود آمدهاند نه بر مبنای توهم ذهنش و میشل نیز این استنتاج او را پذیرفت. زمانی که آرتاد از مکزیک به اروپا بازگشت، نشانههای جنون در او دیده میشد. میشل چشمانداز «مادی گرا» را که با نگاه شکآمیز به طرحهای آرتاد مینگرد نکوهش میکند.
میشل عکسی از خورشید را به ما نشان میدهد که با پرتو ایکس تصویربرداری شده است و شبیه یک چهره است. او به ما میگوید که طرفداران گوردیف چهرهی ارباب خود را در هاله دور خورشید میبینند. بنابر تصاویر بیشماری که در درختان، کوهها و تختهسنگها در سرتاسر دنیا دیده میشوند، استنباط میشود که محصولی از خرد باستانیاند...
میشل این نگرش را، که اغلب این اشکال طرحهایی طبیعی از مراحل شکل گیری سنگها و تقارن دوجانبهای از گیاهان و جانوران به علاوهی اندکی انتخاب طبیعی هستند، به عنوان «مادیگرایی» و «توهم قرن نوزدهمی» توضیح میدهد. [او ادامه میدهد] «مقید شدن به باور فلاسفه عقل گرا، نگرش ما به جهان را از آنچه مقصد طبیعت بوده، محدودتر و مبهمتر کرده است». اما اینکه او با چه فرایندی، «مقاصد طبیعت» را درمییابد، آشکار نیست.
ادامهدارد...
ترجمه و تنظیم: رضا شعبانی
انتشار کانال دانش و اگاهی
@daneshagahi
https://goo.gl/G4Tz8u