Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نمونهای عینی از فرگشت و کاربرد آن
نسلگیری از گربه های خانگی و گربههای وحشی زیبا.
نتیجه؟ بعد از ۴ نسل گربه های ملوس و اهلی کوچک اما با رنگهایی شبیه ببر و پلنگ
@daabeh به دابه بپیوندید
نسلگیری از گربه های خانگی و گربههای وحشی زیبا.
نتیجه؟ بعد از ۴ نسل گربه های ملوس و اهلی کوچک اما با رنگهایی شبیه ببر و پلنگ
@daabeh به دابه بپیوندید
لنفوسیت تی از انواع سلولهای سیستم ایمنی بدن است.
در ایمنی سلولی لنفوسیتهای T (سلولهای T) فعالیت دارند. لنفوسیتهای T پس از اتصال به آنتیژن تکثیر پیدا میکنند و انواعی از سلولهای T از جمله تعدادی T کشنده و تعدادی T خاطره به وجود میآورند. سلولهای T کشنده به طور مستقیم به سلولهای آلوده به ویروس و سلولهای سرطانی حمله میکنند و با تولید پروتیین خاصی به نام پرفورین منافذی در این سلولها به وجود میآورند و موجب مرگ آنها میشوند. به همین علت این نوع از پاسخ ایمنی به ایمنی سلولی معروف است.
نکته جالب اینجاست که در بیماری اِم اِس همین سلولهای مدافع بدن با
استفاده از اختلال ایجاد شده در سد خونی - مغزی وارد مغز شده و به میلین (لایهی چربی اطراف نورونها ) عنوان عامل خارجی حمله میکنند.
@daabeh
در ایمنی سلولی لنفوسیتهای T (سلولهای T) فعالیت دارند. لنفوسیتهای T پس از اتصال به آنتیژن تکثیر پیدا میکنند و انواعی از سلولهای T از جمله تعدادی T کشنده و تعدادی T خاطره به وجود میآورند. سلولهای T کشنده به طور مستقیم به سلولهای آلوده به ویروس و سلولهای سرطانی حمله میکنند و با تولید پروتیین خاصی به نام پرفورین منافذی در این سلولها به وجود میآورند و موجب مرگ آنها میشوند. به همین علت این نوع از پاسخ ایمنی به ایمنی سلولی معروف است.
نکته جالب اینجاست که در بیماری اِم اِس همین سلولهای مدافع بدن با
استفاده از اختلال ایجاد شده در سد خونی - مغزی وارد مغز شده و به میلین (لایهی چربی اطراف نورونها ) عنوان عامل خارجی حمله میکنند.
@daabeh
Forwarded from دانش، آگاهی
فرگشت یک تئوری است، یا حقیقت علمی (فکت)؟
Is Evolution a Theory or a Fact?
https://goo.gl/YRuRIA
پاسخ هر دو است، اما این پاسخ نیازمند بررسی بیشتر و عمیقتر در معانی کلمات تئوری و حقیقت است.در کاربرد روزمره، تئوری اغلب به یک حدس یا یک گمانه زنی اشاره می کند. وقتی که مردم میگویند, "من یک تئوری در مورد اینکه چرا این اتفاق افتاده است دارم" آنها اغلب بر اساس شواهد ناقص یا بی نتیجه، یک نتیجه گیری را در ذهن خود ترسیم می کنند.
اما تعریف رسمی تئوری در علم با آن چیزی که در کاربرد روزمره به شکل لغوی معنی می کنند، کاملا متفاوت است.
کلمه تئوری در علم، به توضیحی جامع در مورد جنبه های از طبیعت اشاره می کند که توسط مقدار بسیار زیادی از شواهد حمایت می شود.
خیلی از تئوری های علمی به شکل بسیار خوبی پایدار شده اند به شکلی که احتمالا هیچ شواهد جدیدی نمی تواند در آنها تغییر قابل توجهی ایجاد کند.
به عنوان مثال, هیچ شواهد جدیدی نشان نخواهد داد که زمین به دور خورشید نمی چرخد (تئوری خورشید مرکز ) یا چیزهای زنده از سلول ساخته نشده اند (تئوری سلولی) یا ماده از اتم تشکیل نشده است یا پوسته کره زمین از صفحات سختی که در دوران های زمین شناسی بر روی هم حرکت کرده اند، تشکیل نشده است ( تئوری صفحات تکتونیکی).
تئوری تکامل (فرگشت) نیز مانند این نمونه های دیگر از تئوری های بنیادی علمی توسط تعداد بسیار زیادی از مشاهدات و تجربیات تایید شده حمایت می شود به صورتی که دانشمندان مطمئن هستند که اجزاء پایه ای تئوری تکامل(فرگشت) توسط هیچ شواهد جدیدی دچار تغییر و ابطال نخواهد شد.
به هر حال مانند تمام تئوری های دیگر علمی، تئوری تکامل (فرگشت) هم موضوعی است که به طور مداوم با ظهور علوم جدید و تکنولوژی های نوین و امکان مشاهدات و تجربیاتی که قبلا امکان پذیر نبوده، تکمیل تر خواهد شد.
یکی از مفیدترین خواص تئوری های علمی این است که می توان از آنها برای پیش بینی درباره رویداد های طبیعی یا پدیده هایی که هنوز مشاهده نشده اند استفاده کرد.
به طور مثال، تئوری جاذبه رفتار اشیاء را بر روی ماه و سایر سیارات، خیلی قبل از اینکه توسط فعالیت فضاپیما ها و فضانواردان تایید شود، پیش بینی کرده بود.
زیست شناسان تکاملی [به رهبری دکتر نیل شوبین] که تیکتالیک را کشف کردند، قبل از کشف، پیش بینی کرده بودند که آنها می بایست فسیل هایی از جانور میانی بین ماهی و حیوانات چهار دست و پای خشک زی در میان رسوبات پیدا کنند، که مربوط به 375 میلیون سال قبل بوده باشند.
کشف آنها، پیشبینی که بر اساس مفاهیم بنیادی تئوری تکامل انجام شده بود را تایید کرد و در لذا تایید هر پیشبینی بر اساس هر تئوری علمی، اعتماد به آن تئوری را افزایش می دهد.
در علم یک حقیقت معمولا به یک مشاهده، اندازه گیری یا اشکال دیگری از شواهد اشاره می کند که بتوان انتظار داشت در همان مسیر و تحت همان شرایط دوباره رخ دهد.
با این حال، داشنمندان همچنین از عبارت حقیقت برای اشاره به توضیح علمی استفاده می کنند که بارها آزمایش شده و مورد تایید قرار گرفته است و دیگر هیچ دلیل قانع کننده ای برای آزمایش و یا جستجوی شواهد جدید برای آن ندارند.
بر این اساس گذشته و تداوم رخدادهای تکاملی (فرگشتی) حقیقت علمی (فکت) هستند.
چون شواهدی که آنها را حمایت می کنند بسیار قوی هستند و برای دانشمندان دیگر این پرسش وجود ندارد که آیا تکامل (فرگشت) در زیست شناسی رخ داده است و آیا هم اکنون هم در حال رخ دادن است یا نه.به جای این پرسش، آنها به دنبال تحقیق درباره مکانیزم های تکامل (فرگشت) و پرسش هایی از این دست که رویدادهای طبیعی چگونه بر نرخ تکامل(فرگشت) اثر می گذارند.
برگرفته از کتاب علم، فرگشت، خلقتگرایی انتشارات آکادمی ملی علوم آمریکا
متن منتشر شده در وب سایت آکادمی ملی علوم، مهندسی و درمان آمریکا
مترجم: سروش سارابی، منتشر شده درسایت دانش آگاهی
http://www.nas.edu/evolution/TheoryOrFact.html
Is Evolution a Theory or a Fact?
https://goo.gl/YRuRIA
پاسخ هر دو است، اما این پاسخ نیازمند بررسی بیشتر و عمیقتر در معانی کلمات تئوری و حقیقت است.در کاربرد روزمره، تئوری اغلب به یک حدس یا یک گمانه زنی اشاره می کند. وقتی که مردم میگویند, "من یک تئوری در مورد اینکه چرا این اتفاق افتاده است دارم" آنها اغلب بر اساس شواهد ناقص یا بی نتیجه، یک نتیجه گیری را در ذهن خود ترسیم می کنند.
اما تعریف رسمی تئوری در علم با آن چیزی که در کاربرد روزمره به شکل لغوی معنی می کنند، کاملا متفاوت است.
کلمه تئوری در علم، به توضیحی جامع در مورد جنبه های از طبیعت اشاره می کند که توسط مقدار بسیار زیادی از شواهد حمایت می شود.
خیلی از تئوری های علمی به شکل بسیار خوبی پایدار شده اند به شکلی که احتمالا هیچ شواهد جدیدی نمی تواند در آنها تغییر قابل توجهی ایجاد کند.
به عنوان مثال, هیچ شواهد جدیدی نشان نخواهد داد که زمین به دور خورشید نمی چرخد (تئوری خورشید مرکز ) یا چیزهای زنده از سلول ساخته نشده اند (تئوری سلولی) یا ماده از اتم تشکیل نشده است یا پوسته کره زمین از صفحات سختی که در دوران های زمین شناسی بر روی هم حرکت کرده اند، تشکیل نشده است ( تئوری صفحات تکتونیکی).
تئوری تکامل (فرگشت) نیز مانند این نمونه های دیگر از تئوری های بنیادی علمی توسط تعداد بسیار زیادی از مشاهدات و تجربیات تایید شده حمایت می شود به صورتی که دانشمندان مطمئن هستند که اجزاء پایه ای تئوری تکامل(فرگشت) توسط هیچ شواهد جدیدی دچار تغییر و ابطال نخواهد شد.
به هر حال مانند تمام تئوری های دیگر علمی، تئوری تکامل (فرگشت) هم موضوعی است که به طور مداوم با ظهور علوم جدید و تکنولوژی های نوین و امکان مشاهدات و تجربیاتی که قبلا امکان پذیر نبوده، تکمیل تر خواهد شد.
یکی از مفیدترین خواص تئوری های علمی این است که می توان از آنها برای پیش بینی درباره رویداد های طبیعی یا پدیده هایی که هنوز مشاهده نشده اند استفاده کرد.
به طور مثال، تئوری جاذبه رفتار اشیاء را بر روی ماه و سایر سیارات، خیلی قبل از اینکه توسط فعالیت فضاپیما ها و فضانواردان تایید شود، پیش بینی کرده بود.
زیست شناسان تکاملی [به رهبری دکتر نیل شوبین] که تیکتالیک را کشف کردند، قبل از کشف، پیش بینی کرده بودند که آنها می بایست فسیل هایی از جانور میانی بین ماهی و حیوانات چهار دست و پای خشک زی در میان رسوبات پیدا کنند، که مربوط به 375 میلیون سال قبل بوده باشند.
کشف آنها، پیشبینی که بر اساس مفاهیم بنیادی تئوری تکامل انجام شده بود را تایید کرد و در لذا تایید هر پیشبینی بر اساس هر تئوری علمی، اعتماد به آن تئوری را افزایش می دهد.
در علم یک حقیقت معمولا به یک مشاهده، اندازه گیری یا اشکال دیگری از شواهد اشاره می کند که بتوان انتظار داشت در همان مسیر و تحت همان شرایط دوباره رخ دهد.
با این حال، داشنمندان همچنین از عبارت حقیقت برای اشاره به توضیح علمی استفاده می کنند که بارها آزمایش شده و مورد تایید قرار گرفته است و دیگر هیچ دلیل قانع کننده ای برای آزمایش و یا جستجوی شواهد جدید برای آن ندارند.
بر این اساس گذشته و تداوم رخدادهای تکاملی (فرگشتی) حقیقت علمی (فکت) هستند.
چون شواهدی که آنها را حمایت می کنند بسیار قوی هستند و برای دانشمندان دیگر این پرسش وجود ندارد که آیا تکامل (فرگشت) در زیست شناسی رخ داده است و آیا هم اکنون هم در حال رخ دادن است یا نه.به جای این پرسش، آنها به دنبال تحقیق درباره مکانیزم های تکامل (فرگشت) و پرسش هایی از این دست که رویدادهای طبیعی چگونه بر نرخ تکامل(فرگشت) اثر می گذارند.
برگرفته از کتاب علم، فرگشت، خلقتگرایی انتشارات آکادمی ملی علوم آمریکا
متن منتشر شده در وب سایت آکادمی ملی علوم، مهندسی و درمان آمریکا
مترجم: سروش سارابی، منتشر شده درسایت دانش آگاهی
http://www.nas.edu/evolution/TheoryOrFact.html
دانشمندان با استفاده از برگهای اسفناج توانستند عضلات تپنده قلب بسازند.
مشکلی که تا کنون با آن مواجه بودهایم آن بود که نمیتوانستیم مویرگها را بسازیم. اما با این روش از مویرگهای برگ اسفناج استفاده میشود بدین ترتیب که برگ اسفناج را از سلولهای برگ تخلیه میکنند و فقط ساختارهای برگ باقی میماند و از آن برای ساختن بافت قلب یا دیگر ارگانها استفاده میکنند.
youtu.be/6iUrxGo9gZs
@daabeh به دابه بپیوندید
مشکلی که تا کنون با آن مواجه بودهایم آن بود که نمیتوانستیم مویرگها را بسازیم. اما با این روش از مویرگهای برگ اسفناج استفاده میشود بدین ترتیب که برگ اسفناج را از سلولهای برگ تخلیه میکنند و فقط ساختارهای برگ باقی میماند و از آن برای ساختن بافت قلب یا دیگر ارگانها استفاده میکنند.
youtu.be/6iUrxGo9gZs
@daabeh به دابه بپیوندید
YouTube
Spinach leaves can carry blood to grow human tissues
Learn more: http://wpi.today/spinach-yt-17 | WPI research team shows spinach leaves stripped of plant cells can become a vascular network to deliver blood, oxygen and nutrients to grow human tissues like cardiac muscle to treat heart attack patients. This…
🎉🎂 تولد بزرگ مرد خردگرایی، که تمام عمر و ثروتش را وقف گسترش دانش و مبارزه با خرافات کرده است خجسته باد.
#ریچارد_داوکینز تولدت مبارک
Happy Birthday #Richard_Dawkins
@daabeh
#ریچارد_داوکینز تولدت مبارک
Happy Birthday #Richard_Dawkins
@daabeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گفتار پنجم تاریخ گونه انسان، تصویری
چه بر سر دیگر گونههای انسانی و برادران ما آمد؟
@daabeh به ما بپیوندید
چه بر سر دیگر گونههای انسانی و برادران ما آمد؟
@daabeh به ما بپیوندید
😳 فقط ۸ ماه تا اولین پیوند سر در جهان. مدیر این پروژه خطیر با حضور ۱۵۰ متخصص یک جراح ایتالیایی به نام سرجیو کاناورو است که برای چنین عملی سالهاست مطالعه و تحقیق کرده است.
در عین حال خانم بهار قلیپور در مقالهای که در braindecoder نوشته است این تصمیم را نابخردانه میداند. او در این مقاله مراحل ارائه شده توسط دکتر کاناورو را بیان میکند و نظر دیگر پزشکان صاحب نظر را نیز در این باره منعکس میکند.
https://braindecoder.com/post/please-dont-take-the-head-transplant-surgeon-seriously-1085090918
@daabeh به دابه بپیوندید
در عین حال خانم بهار قلیپور در مقالهای که در braindecoder نوشته است این تصمیم را نابخردانه میداند. او در این مقاله مراحل ارائه شده توسط دکتر کاناورو را بیان میکند و نظر دیگر پزشکان صاحب نظر را نیز در این باره منعکس میکند.
https://braindecoder.com/post/please-dont-take-the-head-transplant-surgeon-seriously-1085090918
@daabeh به دابه بپیوندید
Braindecoder
Please, Don't Take The Head Transplant Surgeon Seriously
When Italian neurosurgeon Sergio Canavero recently announced his plans to conduct a human head transplant, that is, to put an entire head on a new body, virtually all other neurosurgeons, physicians and bioethicists called the proposal utterly absurd. They…
کوکاکولا خطرناکتر از القاعده و داعش!
مصاحبه با دکتر یوال نواه (نوح) #هراری، نویسنده کتاب تاریخچه گونه انسان با مجله اشپیگل آلمان. بخش نخست
نوا هاراری ، تاریخ دان ۴۱ ساله ی اسرائیلی معتقد است که انسان به دلیل تکنولوژی نوین، در آینده ی نزدیک وارد مرحله ی جدیدی از تکامل خواهد شد. انسان با خصلتهای خداگونه |(Homo Deus)، از مرز انسان خردمند (homo Sapiens)خواهد گذشت.
جایی بهتر از سیلیکون ولی «Silicon Valley»که گفته میشود، در آنجا آینده را بررسی میکنند، برای صحبت با یووال نوا هاراری درباره ی کتاب جدیدش، پیدا نمیشود. هاراری که استاد دانشگاه عبری زبان اورشلیم است در سال ۲۰۱۴ کتابی نوشته به نام «داستان کوتاهی درباره ی انسان» که در آن قصه ی موفق تکامل انسان را از آغاز تا امروز ترسیم میکند. کتابی که زوکر برگ خالق فیس بوک در مانیفست طولانی خود و تصویری که از جهان دارد، اشارات واضحی به آن میکند . به احتمال زیاد هنوز زوکر برگ کتاب جدید هاراری «انسان خدا گونه، داستانی از فردا» را نخوانده . چرا که نویسنده تصویر تاریکی از قرن ۲۱ که در آن رؤیاهای ایدالیستی تبدیل به بهینه سازی تکنیکی جامعه شدهاند، ارائه میدهد. روندی که در نهایت به خلق نوع جدیدی از «ابر انسان » خواهد رسید و شاید به معنای پایان قصه ی «انسان خردمند» باشد.
هاراری در حال حاضر برای سخنرانی درباره ی کتابش به آمریکا سفرکرده. سربزرگ و کم مو و اندام ظریفش آدم را تا حدی به یاد همان انسان تکامل یافته ی آینده می اندازد، از همانها که مغز بیشتری دارند. برای مصاحبه ما را به خانه ی دوستش در پالو آلتو دعوت میکند. همسر و آسیستان جذابش ایتزیک برایمان کاپوچینو و آجیل میآورد و گربه های صاحب خانه در اتاق پذیرایی می چرخند.
اشپیگل: آقای هاراری، کتاب شما «ابرانسان» یک هیولاست.
هاراری: در چه رابطه ای؟
اشپیگل: اول از همه میزانش، پانصد صفحه است و بعد هم طول زمان، داستان انسان را از دوران پارینه سنگی تا آینده بررسی میکند و عاقبت از لحاظ تزهاو مفاهیم عظیم. بعضی از بخشها وحشتانگیز است.
هاراری: منظورم همین بود . اگرهیچ باعث نگرانی تان نمیشدم ،حتما یک جای کار اشکال داشت.
اشپیگل: شما میگویید که انسان در قرن بیست و یک ، به اهداف جدیدی رو خواهد آورد، زیرا سه دشمن بزرگ خود را تحت کنترل گرفته. یعنی جنگ، بیماری و گرسنگی.
هاراری: بله، اینطور میبینم.
اشپیگل: اما با اجازه شما باید بگویم که این تصویربا توجه به اخبار خیلی ساده وغیر دقیق است. پس سوریه چه میشود؟یمن؟ سودان؟مالاریا و سرطان؟با گزارش سازمان ملل که میگوید از هر نه انسان یکی گرفتار گرسنگی ست چه کنیم؟
هاراری:من نمیگویم که ما تمام این مشکلات را صددرصد حل کرده ایم. فقط عقیده دارم که خشونت، بیماری و گرسنگی هزاران سال بزرگترین مشکلات بشریت بودند. تقریباً هیچکس در ۳۰۰ یا ۳۰۰۰ یا ۳۰۰۰۰ سال گذشته به این فکر هم نمیکرد که سالهای آینده زندگی اش بدون جنگ، بیماریهای همه گیر و یا گرسنگی بگذرد. امروزه برای بخش بزرگی از بشریت یک واقعیت است. برای اولین بار در تاریخ مردم بیشتر به دلیل پرخوری و نه گرسنگی میمیرند. در سال ۲۰۱۰ سه میلیون نفر به دلیل عوارض ناشی از اضافه وزن مردند و این بیشتر از آمارکل تلفات به دلیل جنگ، گرسنگی ، خشونت و تروریسم بود. برای یک آمریکایی و یا اروپایی در حال حاضر کوکاکولا تهدید بزرگتری از القاعده است.
https://pi.tedcdn.com/r/pe.tedcdn.com/images/ted/a3683d72e78df0dfd69139688b14900ec498fc8f_254x191.jpg?
@daabeh بخشهای بعدی مصاحبه در
مصاحبه با دکتر یوال نواه (نوح) #هراری، نویسنده کتاب تاریخچه گونه انسان با مجله اشپیگل آلمان. بخش نخست
نوا هاراری ، تاریخ دان ۴۱ ساله ی اسرائیلی معتقد است که انسان به دلیل تکنولوژی نوین، در آینده ی نزدیک وارد مرحله ی جدیدی از تکامل خواهد شد. انسان با خصلتهای خداگونه |(Homo Deus)، از مرز انسان خردمند (homo Sapiens)خواهد گذشت.
جایی بهتر از سیلیکون ولی «Silicon Valley»که گفته میشود، در آنجا آینده را بررسی میکنند، برای صحبت با یووال نوا هاراری درباره ی کتاب جدیدش، پیدا نمیشود. هاراری که استاد دانشگاه عبری زبان اورشلیم است در سال ۲۰۱۴ کتابی نوشته به نام «داستان کوتاهی درباره ی انسان» که در آن قصه ی موفق تکامل انسان را از آغاز تا امروز ترسیم میکند. کتابی که زوکر برگ خالق فیس بوک در مانیفست طولانی خود و تصویری که از جهان دارد، اشارات واضحی به آن میکند . به احتمال زیاد هنوز زوکر برگ کتاب جدید هاراری «انسان خدا گونه، داستانی از فردا» را نخوانده . چرا که نویسنده تصویر تاریکی از قرن ۲۱ که در آن رؤیاهای ایدالیستی تبدیل به بهینه سازی تکنیکی جامعه شدهاند، ارائه میدهد. روندی که در نهایت به خلق نوع جدیدی از «ابر انسان » خواهد رسید و شاید به معنای پایان قصه ی «انسان خردمند» باشد.
هاراری در حال حاضر برای سخنرانی درباره ی کتابش به آمریکا سفرکرده. سربزرگ و کم مو و اندام ظریفش آدم را تا حدی به یاد همان انسان تکامل یافته ی آینده می اندازد، از همانها که مغز بیشتری دارند. برای مصاحبه ما را به خانه ی دوستش در پالو آلتو دعوت میکند. همسر و آسیستان جذابش ایتزیک برایمان کاپوچینو و آجیل میآورد و گربه های صاحب خانه در اتاق پذیرایی می چرخند.
اشپیگل: آقای هاراری، کتاب شما «ابرانسان» یک هیولاست.
هاراری: در چه رابطه ای؟
اشپیگل: اول از همه میزانش، پانصد صفحه است و بعد هم طول زمان، داستان انسان را از دوران پارینه سنگی تا آینده بررسی میکند و عاقبت از لحاظ تزهاو مفاهیم عظیم. بعضی از بخشها وحشتانگیز است.
هاراری: منظورم همین بود . اگرهیچ باعث نگرانی تان نمیشدم ،حتما یک جای کار اشکال داشت.
اشپیگل: شما میگویید که انسان در قرن بیست و یک ، به اهداف جدیدی رو خواهد آورد، زیرا سه دشمن بزرگ خود را تحت کنترل گرفته. یعنی جنگ، بیماری و گرسنگی.
هاراری: بله، اینطور میبینم.
اشپیگل: اما با اجازه شما باید بگویم که این تصویربا توجه به اخبار خیلی ساده وغیر دقیق است. پس سوریه چه میشود؟یمن؟ سودان؟مالاریا و سرطان؟با گزارش سازمان ملل که میگوید از هر نه انسان یکی گرفتار گرسنگی ست چه کنیم؟
هاراری:من نمیگویم که ما تمام این مشکلات را صددرصد حل کرده ایم. فقط عقیده دارم که خشونت، بیماری و گرسنگی هزاران سال بزرگترین مشکلات بشریت بودند. تقریباً هیچکس در ۳۰۰ یا ۳۰۰۰ یا ۳۰۰۰۰ سال گذشته به این فکر هم نمیکرد که سالهای آینده زندگی اش بدون جنگ، بیماریهای همه گیر و یا گرسنگی بگذرد. امروزه برای بخش بزرگی از بشریت یک واقعیت است. برای اولین بار در تاریخ مردم بیشتر به دلیل پرخوری و نه گرسنگی میمیرند. در سال ۲۰۱۰ سه میلیون نفر به دلیل عوارض ناشی از اضافه وزن مردند و این بیشتر از آمارکل تلفات به دلیل جنگ، گرسنگی ، خشونت و تروریسم بود. برای یک آمریکایی و یا اروپایی در حال حاضر کوکاکولا تهدید بزرگتری از القاعده است.
https://pi.tedcdn.com/r/pe.tedcdn.com/images/ted/a3683d72e78df0dfd69139688b14900ec498fc8f_254x191.jpg?
@daabeh بخشهای بعدی مصاحبه در
Forwarded from دانش، آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تئوری علمی فرگشت و ساز و کارهای آن را به زبانی بسیار «سادهوابتدایی» و کاملا «علمیودقیق» در این ویدئوی کوتاه فوق العاده جذاب ببینید
ترجمه و زیرنویس : سپنتا نوروزیان
@daneshagahi
ترجمه و زیرنویس : سپنتا نوروزیان
@daneshagahi
ما نمیدانیم در دهههای آینده تکلیف خانواده و جنسیت و منابع درآمد چه خواهد شد
بخشی از مصاحبه اشپیگل با دکتر هراری نویسنده کتاب تاریخچه گونه انسان
اشپیگل: هلموت اشمیت یکی از صدراعظم های پیشین آلمان عقیده دارد کسی را که دنبال چشم انداز و تصور است باید نشان دکتر داد.
هاراری: انسان به چشم انداز منطقی نیاز دارد. یک تصور عاقلانه از جهانی که در آن زندگی میکند و در آینده زندگی خواهد کرد، به یک داستان بزرگ اجتماعی که احساس کند نقشی از آن به عهده ی او گذاشته شده است. در قرن بیستم کارگران صنایع حالا چه از پینسیلوانیا و چه از منطقه ی رور مرکز گفت و گوی اجتماعی بودند. حالا لیبرال بودند یا کمونیست و فاشیست، فرق زیادی نداشت. کارگران موضوع اصلی بحث بودند. حالا اما این بحث از صحنه ی روزگار حذف شده. اینجا در سیلیکون والی در مورد«هوش مصنوعی» ،«ابر رایانه» و نسبیت بحث میشود ، حرفی از طبقه ی کارگر در میان نیست. تنها چیزی که در حال حاضر برای کارگر مانده، حق رأی اش هست.
اشپیگل: این کمبود نقش عاقلانه در فکر کردن به طرح های جدید برای آینده از کجا میآید ؟ اوضاع مان خیلی خوب است که تصمیم به تغییر نمیگیریم؟
هاراری: این هم البته بی تأثیر نیست. اما دلیل اصلی، به سرعت رو به افزایش تغییرات برمیگردد. سرعت تغییرات تند و تند تر میشود و مردم میبینند که کسی نظر آنها را در مورد اینکه آخر کار به کجا خواهد کشید، نمی پرسد. بزرگترین تغییر بیست سال گذشته اینترنت بود، اما در موردش رأی گیری صورت نگرفت. برای اینکه اینترنت در جامعه جا بیفتد، باید تصمیمات مختلفی که در حوزه های گوناگون از قبیل حریم خصوصی، دنیای حرفهای و استقلال کشورها، گرفته میشد.همه ی اینها جایی خارج از محدوده ی سیاست انجام پذیرفت و این تازه شروع ماجراست. ما مرتب نو آوری های جدید راکه باعث تغییر زندگیمان می شوند، تجربه خواهیم کرد. تغییر در روابط،شغل و حتی بدنمان. اما هیچ کدام این تغییرات به دست دولت های مستقل دمکرات انجام نمی پذیرد. به همین دلیل مردم آدمی مثل ترامپ را انتخاب میکنند تا یکی بزندـ با عرض معذرت ـ در کون سیستم.
اشپیگل: اما اینها که هیچ راه حلی ندارند.
هاراری: طبیعی ست که ندارند. هیچکس راه حل ندارد، چون همه چیز دارد خیلی سریع رخ میدهد. ما در حال حاضر نمیدانیم که باید در مدرسه چه چیزهایی به بچه هامان آموزش داده شودتا برای مقابله با زندگی در دهه ی آینده آماده باشند. ما نمیدانیم که جامعه و شرایط کار در سال ۲۰۵۰ چگونه خواهد بود. ما در جهان مه گرفته گم شدهایم و به زحمت زیرپایمان را می بینیم. این یک تغییر تاریخی ست.
اشپیگل: چرا این را میگویید ؟ در گذشته هم کسی نمیدانست که آینده ، آبستن چه حوادثی ست.
هاراری : اما نسبت به امروز خیلی قابل پیشبینی تر بود. تصور کنید که حالا ما به جای ۲۰۱۷ در سال ۱۰۱۷ زندگی میکردیم و شما یک کشاورز در یکی از روستاهای اروپا بودید و از خود می پرسیدید که دنیا در سال ۱۰۵۰ چگونه خواهد بود.
اشپیگل: اگر من در سال ۱۰۱۷ یک روستایی بالغ میبودم ، طبیعتاً باید در سال ۱۰۵۰ مرده باشم.
هاراری: این مهمترین نکته است. روستایی میتوانست مطمئن باشد که متوسط عمر از تقریباً ۴۰ سال بالاتر نمیرود.
اشپیگل: شاید وایکینگ ها سر برسند و خانوادهام را نابود کنند.
هاراری: و یا شاید مغول ها . طاعون میتواند شایع شود. شما نمیدانید، اما چندین اصل اساسی در ۳۰ تا ۴۰ سال آینده حتماً برایتان تغییر نمیکرد. مطمئن بودید که در سال ۱۰۵۰ هم اغلب مردم از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند و یاد دادن اصول این کار به بچهها حتماً کار منطقی و درستی ست. مطمئن بودید که دنیا باز هم بر اساس پدرسالاری اداره خواهد شد و بدن بچههایتان درست مثل شما خواهد بود.
اشپیگل: و امروز طور دیگری ست؟
هاراری: امروز اطمینانی وجود ندارد. ما نمیدانیم که از کجا در آمدمان تأمین خوهد شد. نمیدانیم تکلیف خانواده و جنسیت چه خواهد شد، نمیدانیم که متوسط عمر چقدر خواهد بود. شاید به ۱۵۰ سال برسد و حتی نمیدانیم که بدن ما به چه شکلی در خواهد آمد.
https://pi.tedcdn.com/r/pe.tedcdn.com/images/ted/a3683d72e78df0dfd69139688b14900ec498fc8f_254x191.jpg?
@daabeh
بخشی از مصاحبه اشپیگل با دکتر هراری نویسنده کتاب تاریخچه گونه انسان
اشپیگل: هلموت اشمیت یکی از صدراعظم های پیشین آلمان عقیده دارد کسی را که دنبال چشم انداز و تصور است باید نشان دکتر داد.
هاراری: انسان به چشم انداز منطقی نیاز دارد. یک تصور عاقلانه از جهانی که در آن زندگی میکند و در آینده زندگی خواهد کرد، به یک داستان بزرگ اجتماعی که احساس کند نقشی از آن به عهده ی او گذاشته شده است. در قرن بیستم کارگران صنایع حالا چه از پینسیلوانیا و چه از منطقه ی رور مرکز گفت و گوی اجتماعی بودند. حالا لیبرال بودند یا کمونیست و فاشیست، فرق زیادی نداشت. کارگران موضوع اصلی بحث بودند. حالا اما این بحث از صحنه ی روزگار حذف شده. اینجا در سیلیکون والی در مورد«هوش مصنوعی» ،«ابر رایانه» و نسبیت بحث میشود ، حرفی از طبقه ی کارگر در میان نیست. تنها چیزی که در حال حاضر برای کارگر مانده، حق رأی اش هست.
اشپیگل: این کمبود نقش عاقلانه در فکر کردن به طرح های جدید برای آینده از کجا میآید ؟ اوضاع مان خیلی خوب است که تصمیم به تغییر نمیگیریم؟
هاراری: این هم البته بی تأثیر نیست. اما دلیل اصلی، به سرعت رو به افزایش تغییرات برمیگردد. سرعت تغییرات تند و تند تر میشود و مردم میبینند که کسی نظر آنها را در مورد اینکه آخر کار به کجا خواهد کشید، نمی پرسد. بزرگترین تغییر بیست سال گذشته اینترنت بود، اما در موردش رأی گیری صورت نگرفت. برای اینکه اینترنت در جامعه جا بیفتد، باید تصمیمات مختلفی که در حوزه های گوناگون از قبیل حریم خصوصی، دنیای حرفهای و استقلال کشورها، گرفته میشد.همه ی اینها جایی خارج از محدوده ی سیاست انجام پذیرفت و این تازه شروع ماجراست. ما مرتب نو آوری های جدید راکه باعث تغییر زندگیمان می شوند، تجربه خواهیم کرد. تغییر در روابط،شغل و حتی بدنمان. اما هیچ کدام این تغییرات به دست دولت های مستقل دمکرات انجام نمی پذیرد. به همین دلیل مردم آدمی مثل ترامپ را انتخاب میکنند تا یکی بزندـ با عرض معذرت ـ در کون سیستم.
اشپیگل: اما اینها که هیچ راه حلی ندارند.
هاراری: طبیعی ست که ندارند. هیچکس راه حل ندارد، چون همه چیز دارد خیلی سریع رخ میدهد. ما در حال حاضر نمیدانیم که باید در مدرسه چه چیزهایی به بچه هامان آموزش داده شودتا برای مقابله با زندگی در دهه ی آینده آماده باشند. ما نمیدانیم که جامعه و شرایط کار در سال ۲۰۵۰ چگونه خواهد بود. ما در جهان مه گرفته گم شدهایم و به زحمت زیرپایمان را می بینیم. این یک تغییر تاریخی ست.
اشپیگل: چرا این را میگویید ؟ در گذشته هم کسی نمیدانست که آینده ، آبستن چه حوادثی ست.
هاراری : اما نسبت به امروز خیلی قابل پیشبینی تر بود. تصور کنید که حالا ما به جای ۲۰۱۷ در سال ۱۰۱۷ زندگی میکردیم و شما یک کشاورز در یکی از روستاهای اروپا بودید و از خود می پرسیدید که دنیا در سال ۱۰۵۰ چگونه خواهد بود.
اشپیگل: اگر من در سال ۱۰۱۷ یک روستایی بالغ میبودم ، طبیعتاً باید در سال ۱۰۵۰ مرده باشم.
هاراری: این مهمترین نکته است. روستایی میتوانست مطمئن باشد که متوسط عمر از تقریباً ۴۰ سال بالاتر نمیرود.
اشپیگل: شاید وایکینگ ها سر برسند و خانوادهام را نابود کنند.
هاراری: و یا شاید مغول ها . طاعون میتواند شایع شود. شما نمیدانید، اما چندین اصل اساسی در ۳۰ تا ۴۰ سال آینده حتماً برایتان تغییر نمیکرد. مطمئن بودید که در سال ۱۰۵۰ هم اغلب مردم از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند و یاد دادن اصول این کار به بچهها حتماً کار منطقی و درستی ست. مطمئن بودید که دنیا باز هم بر اساس پدرسالاری اداره خواهد شد و بدن بچههایتان درست مثل شما خواهد بود.
اشپیگل: و امروز طور دیگری ست؟
هاراری: امروز اطمینانی وجود ندارد. ما نمیدانیم که از کجا در آمدمان تأمین خوهد شد. نمیدانیم تکلیف خانواده و جنسیت چه خواهد شد، نمیدانیم که متوسط عمر چقدر خواهد بود. شاید به ۱۵۰ سال برسد و حتی نمیدانیم که بدن ما به چه شکلی در خواهد آمد.
https://pi.tedcdn.com/r/pe.tedcdn.com/images/ted/a3683d72e78df0dfd69139688b14900ec498fc8f_254x191.jpg?
@daabeh
ما در شرف تولید انسان خداگونه و ابرانسان هستیم.
بخش دیگری از مصاحبه با دکتر هراری، نویسنده کتاب ساپینز: تاریخچه گونه انسان و کتاب هومودئوس: تاریخچهی آینده انسان
اشپیگل: بیایید دربارهی (کتاب اخیرتان به نام) هومودئوس یا همان انسان خداگونه حرف بزنیم. زمان اینگونه از انسان کی فرا خواهد رسید؟
هاراری: به نظرم بهتر است به جای سده ها از دهه ها حرف بزنیم. روندی ست که آغاز شده.
اشپیگل: منظورتان از مفهوم هومو دئوس چیست؟
هاراری: دقیقاً همان که میگوییم : انسانی با تواناییهایی که به طور سنتی برای خدا در نظر گرفته شده است. بعضی از این تواناییها را مدت هاست که به دست آورده ایم. انسان امروزی با در نظر گرفتن اینها به چشم نیاکانش خدایی ست برای خودش. در برهه ی بزرگی از تاریخ ، انسان برای حل مشکلاتش دست به دامان خدا می شد. هنگام بیماری به نیایش می پرداخت، باران نمیآمد و محصول به خطر میافتاد، دعا میکرد . امروز علم و پیشرفتهای تکنولوژیک برای بسیاری از این مشکلات، راه حلهایی به مراتب بهتر از دعا به درگاه خدایان غیرقابل اعتماد پیدا کرده. مفهومی که حالا ما را به مذهب پیوند میزندـ آخر الزمان و یا ارزشهای اخلاقی ـ فقط باقیمانده ای ازالهیات است. مذهب تلاش کرده با توجه به همه ی این عوامل خود را تطبیق بدهد. حالا که میبیند دیگر کسی در بستر بیماری یا سر زمین به کمک او نیاز ندارد، دنیای خیالی دیگری را عرضه می کندیعنی میرود سراغ « زندگی بعد از مرگ»
اشپیگل: اما تمام توانایی انجیلی آفرینش ،دمیدن روح زندگی ست.
هاراری: درست در همین زمینه بشر دارد در حال حاضر کار میکند. من گمان میکنم که بشر قرن بیست و یک نه ماشین و لباس و غذا بلکه اندام و مغز و خودآگاه خواهد ساخت. یعنی زندگی ساخته ی دست انسان و سه مرحله باید پشت سر گذاشته شود تا ما به هومو دئوس برسیم. اول ایجاد مهندسی زیستی، دوم سیبرنتیک یا همان اجزای مکانیکی وارگانیک و سوم ساختن زندگی و هوش مصنوعی. اگر اینها به دست آید، ما تبدیل به خدا خواهیم شد.
اشپیگل: به همین ترتیبی که گفتید؟
هاراری: تکنولوژی زیستی در محدوده ی زندگی ارگانیک وجود دارد. از چهار میلیارد سال پیش طبیعت مشغول ساخت و ساز اشکال جدیدی از زندگی ست. هیچ دلیلی وجود ندارد که انسان خردمند امروزی آخرین پله ی این تکامل باشد. اما مهندسان زیست شناس در آمریکا و یا چین که پیشرفتهای خوبی در این زمینه تغییر ژن داشته است، تحمل انتظارکشیدن ندارند. انسان امروزی به فضا میرود و کامپیوتر می سازد، در حالی که نیاکانش فقط چند ابزار سنگی سرهم می کردند، اما ما و اولین انسانهای راست قامت فقط تفاوتهای بسیار کوچکی در DNA با هم داریم. اگر ما بتوانیم به دست خود چنین جهش هایی ایجاد کنیم، چه تواناییهای عظیمی به دست خواهیم آورد؟ و البته باید گفت، چه فاجعه ی وحشتناکی میتواند به وجود آید؟
اشپیگل : ودومی …
هاراری : راه دوم رادیکال تر است و زندگی ارگانیک را با زندگی غیر ارگانیک پیوند می زند.چشم، گوش و اندامهای بیونیک (مصنوعی) همین حالا هم بیماران افلیج میتوانند به کمک قدرت فکر اعضای مصنوعی خود را حرکت بدهند. امروز میشود کلاهی خرید که علامات مغزی را میخواند و درست مثل کنترل از راه دور در کارهای خانه کمک میکند. فقط باید فکر کنی که چراغ روشن شود و میشود .
اشپیگل: به راستی وجود دارد؟
هاراری: با صد دلار و آن لاین میشود خرید.
اشپیگل: و مرحله ی سوم؟
هاراری: راه سوم تمام بخش ارگانیک را پشت سر میگذارد تا موجودی غیر ارگانیک بسازد. ابزار هوشمند جای سیستمهای عصبی را می گیرد. بعضی از دانشمندان حرفش را میزنند که امکان ذخیره کردن خودآگاه آدمی در کامپیوتر وجود دارد و به این شکل میشود مغز را ساخت. حالا اینکه به راستی امکانپذیر است یا نه هنوز یک پرسش بی پاسخ است. من شک دارم. اما یک چیز روشن است وآن اینکه زندگی میتواند شکلی پیدا کند که ما در افسارگسیخته ترین رویاهامان هم فکرش را نمی کردیم، چون رؤیاهای ما هر چه که باشد، محصول یک مغز ارگانیک است.
http://ow.ly/77QX30atNrv
@daabeh فایل پی دی اف این مصاحبه بزودی در دابه
بخش دیگری از مصاحبه با دکتر هراری، نویسنده کتاب ساپینز: تاریخچه گونه انسان و کتاب هومودئوس: تاریخچهی آینده انسان
اشپیگل: بیایید دربارهی (کتاب اخیرتان به نام) هومودئوس یا همان انسان خداگونه حرف بزنیم. زمان اینگونه از انسان کی فرا خواهد رسید؟
هاراری: به نظرم بهتر است به جای سده ها از دهه ها حرف بزنیم. روندی ست که آغاز شده.
اشپیگل: منظورتان از مفهوم هومو دئوس چیست؟
هاراری: دقیقاً همان که میگوییم : انسانی با تواناییهایی که به طور سنتی برای خدا در نظر گرفته شده است. بعضی از این تواناییها را مدت هاست که به دست آورده ایم. انسان امروزی با در نظر گرفتن اینها به چشم نیاکانش خدایی ست برای خودش. در برهه ی بزرگی از تاریخ ، انسان برای حل مشکلاتش دست به دامان خدا می شد. هنگام بیماری به نیایش می پرداخت، باران نمیآمد و محصول به خطر میافتاد، دعا میکرد . امروز علم و پیشرفتهای تکنولوژیک برای بسیاری از این مشکلات، راه حلهایی به مراتب بهتر از دعا به درگاه خدایان غیرقابل اعتماد پیدا کرده. مفهومی که حالا ما را به مذهب پیوند میزندـ آخر الزمان و یا ارزشهای اخلاقی ـ فقط باقیمانده ای ازالهیات است. مذهب تلاش کرده با توجه به همه ی این عوامل خود را تطبیق بدهد. حالا که میبیند دیگر کسی در بستر بیماری یا سر زمین به کمک او نیاز ندارد، دنیای خیالی دیگری را عرضه می کندیعنی میرود سراغ « زندگی بعد از مرگ»
اشپیگل: اما تمام توانایی انجیلی آفرینش ،دمیدن روح زندگی ست.
هاراری: درست در همین زمینه بشر دارد در حال حاضر کار میکند. من گمان میکنم که بشر قرن بیست و یک نه ماشین و لباس و غذا بلکه اندام و مغز و خودآگاه خواهد ساخت. یعنی زندگی ساخته ی دست انسان و سه مرحله باید پشت سر گذاشته شود تا ما به هومو دئوس برسیم. اول ایجاد مهندسی زیستی، دوم سیبرنتیک یا همان اجزای مکانیکی وارگانیک و سوم ساختن زندگی و هوش مصنوعی. اگر اینها به دست آید، ما تبدیل به خدا خواهیم شد.
اشپیگل: به همین ترتیبی که گفتید؟
هاراری: تکنولوژی زیستی در محدوده ی زندگی ارگانیک وجود دارد. از چهار میلیارد سال پیش طبیعت مشغول ساخت و ساز اشکال جدیدی از زندگی ست. هیچ دلیلی وجود ندارد که انسان خردمند امروزی آخرین پله ی این تکامل باشد. اما مهندسان زیست شناس در آمریکا و یا چین که پیشرفتهای خوبی در این زمینه تغییر ژن داشته است، تحمل انتظارکشیدن ندارند. انسان امروزی به فضا میرود و کامپیوتر می سازد، در حالی که نیاکانش فقط چند ابزار سنگی سرهم می کردند، اما ما و اولین انسانهای راست قامت فقط تفاوتهای بسیار کوچکی در DNA با هم داریم. اگر ما بتوانیم به دست خود چنین جهش هایی ایجاد کنیم، چه تواناییهای عظیمی به دست خواهیم آورد؟ و البته باید گفت، چه فاجعه ی وحشتناکی میتواند به وجود آید؟
اشپیگل : ودومی …
هاراری : راه دوم رادیکال تر است و زندگی ارگانیک را با زندگی غیر ارگانیک پیوند می زند.چشم، گوش و اندامهای بیونیک (مصنوعی) همین حالا هم بیماران افلیج میتوانند به کمک قدرت فکر اعضای مصنوعی خود را حرکت بدهند. امروز میشود کلاهی خرید که علامات مغزی را میخواند و درست مثل کنترل از راه دور در کارهای خانه کمک میکند. فقط باید فکر کنی که چراغ روشن شود و میشود .
اشپیگل: به راستی وجود دارد؟
هاراری: با صد دلار و آن لاین میشود خرید.
اشپیگل: و مرحله ی سوم؟
هاراری: راه سوم تمام بخش ارگانیک را پشت سر میگذارد تا موجودی غیر ارگانیک بسازد. ابزار هوشمند جای سیستمهای عصبی را می گیرد. بعضی از دانشمندان حرفش را میزنند که امکان ذخیره کردن خودآگاه آدمی در کامپیوتر وجود دارد و به این شکل میشود مغز را ساخت. حالا اینکه به راستی امکانپذیر است یا نه هنوز یک پرسش بی پاسخ است. من شک دارم. اما یک چیز روشن است وآن اینکه زندگی میتواند شکلی پیدا کند که ما در افسارگسیخته ترین رویاهامان هم فکرش را نمی کردیم، چون رؤیاهای ما هر چه که باشد، محصول یک مغز ارگانیک است.
http://ow.ly/77QX30atNrv
@daabeh فایل پی دی اف این مصاحبه بزودی در دابه
مصاحبه اشپیگل با دکتر هراری.pdf
813.6 KB
متن کامل مصاحبه اشپیگل با دکتر هراری
بدیهی است اشتراکگذاری این مصاحبه به معنی تایید تمام محتوی آن نیست و صرفا به علت آن است که کتاب اول دکتر هراری الهام بخش گفتارهای تاریخ گونه انسان است
@daabeh
بدیهی است اشتراکگذاری این مصاحبه به معنی تایید تمام محتوی آن نیست و صرفا به علت آن است که کتاب اول دکتر هراری الهام بخش گفتارهای تاریخ گونه انسان است
@daabeh
#تاریخ_گونه_انسان فصل اول
#A_Brief_History_of_Humankind Season 01
http://ow.ly/D8QY309ZGjd
تصویری 🎬
گفتار یکم: شناسنامه زیستی انسان
https://t.me/daabeh/87
گفتار دوم: فرگشت انسانها از آخرین اجداد مشترک با شامپانزه ها طی 6 میلیون سال https://t.me/daabeh/88
گفتار سوم: بزرگ شدن تدریجی مغز https://t.me/daabeh/89
گفتار چهارم: راست قامتی و نتایج آن https://t.me/daabeh/99
گفتار پنجم: چه بر سر دیگر گونه های انسانی (برادران ما ساپینزها) آمد؟
https://t.me/daabeh/183
پادکست 🔊
گفتار چهارونیم: قدم بزرگی برای بزرگتر شدن مغز https://t.me/daabeh/112
گفتار پنجم: چه بر سر دیگر گونه های انسانی (برادران ما ساپینزها) آمد؟ https://t.me/daabeh/125
گفتار ششم: چه می شد اگر ...؟ https://t.me/daabeh/140
گفتار هفتم: 70 هزار سال پیش، سبقت راز آمیز ساپینزها از دیگران https://t.me/daabeh/155
گفتار هشتم: پایان فصل اول - موانع فهم فرگشت https://t.me/daabeh/166
ویدیوهای مربوط 📽
فرگشت چیست و چگونه کار میکند؟
https://t.me/daabeh/189
اولین آدم وجود نداشته است! https://t.me/daabeh/104
دگرگونش و راست قامتی انسانها https://t.me/daabeh/101
#A_Brief_History_of_Humankind Season 01
http://ow.ly/D8QY309ZGjd
تصویری 🎬
گفتار یکم: شناسنامه زیستی انسان
https://t.me/daabeh/87
گفتار دوم: فرگشت انسانها از آخرین اجداد مشترک با شامپانزه ها طی 6 میلیون سال https://t.me/daabeh/88
گفتار سوم: بزرگ شدن تدریجی مغز https://t.me/daabeh/89
گفتار چهارم: راست قامتی و نتایج آن https://t.me/daabeh/99
گفتار پنجم: چه بر سر دیگر گونه های انسانی (برادران ما ساپینزها) آمد؟
https://t.me/daabeh/183
پادکست 🔊
گفتار چهارونیم: قدم بزرگی برای بزرگتر شدن مغز https://t.me/daabeh/112
گفتار پنجم: چه بر سر دیگر گونه های انسانی (برادران ما ساپینزها) آمد؟ https://t.me/daabeh/125
گفتار ششم: چه می شد اگر ...؟ https://t.me/daabeh/140
گفتار هفتم: 70 هزار سال پیش، سبقت راز آمیز ساپینزها از دیگران https://t.me/daabeh/155
گفتار هشتم: پایان فصل اول - موانع فهم فرگشت https://t.me/daabeh/166
ویدیوهای مربوط 📽
فرگشت چیست و چگونه کار میکند؟
https://t.me/daabeh/189
اولین آدم وجود نداشته است! https://t.me/daabeh/104
دگرگونش و راست قامتی انسانها https://t.me/daabeh/101
#نیل_تایسون -وقتی مردم روی ستارهای آرزو میکنند، در واقع دارن روی سیارهها آرزو میکنن، شاید برای همین آرزوهاشون برآورده نمیشه 😂
- گاهی خودت غمین نمیشی که این افسانهها رو میشکنی توی ذهن مردم؟
- نه، افسانهها سزاوار شکستن هستند برای رضای خرد انسان
http://2.1m.yt/HmHfM6l.png
@daabeh
- گاهی خودت غمین نمیشی که این افسانهها رو میشکنی توی ذهن مردم؟
- نه، افسانهها سزاوار شکستن هستند برای رضای خرد انسان
http://2.1m.yt/HmHfM6l.png
@daabeh