کاکولد هاتوایف بیغیرتی
40.6K subscribers
292 photos
63 videos
2.35K links
بزرگترین مجموعه کاکولدیسم در ایران با گپVIP
Download Telegram
اینکه حضورم نادیده میگیری دچار جنگ میشم
جنگ بین حسادت و حشریت
جنگ بین حشری و خودخواه دیدن تو و حس مالکیتم رو تو


📥 animation 1


📥 animation 2


📥 animation 3


📥 animation 4


📥 animation 5


📥 animation 6


📥 animation 7


📥 animation 8

send all media

🆔 : @cuck_fa
54🔥5👍3
گاها توجهم به تو وسط سکس از رو ظاهره ماجراس
چون این‌قدر غرق لذت با بولم هستم که گاها متوجه نمیشم تو هم هستی


📥 animation 1


📥 animation 2


📥 animation 3


📥 animation 4


📥 animation 5


📥 animation 6


📥 animation 7


📥 animation 8


📥 animation 9


📥 animation 10

send all media

🆔 : @cuck_fa
48🔥14👍2
از سرکار اومدم و سورپرایز شدم که با یکی دیگه هستی
تا حالا راجب حد و مرزش باهام حرف نزده بودی
ولی نمیدونم چرا به جای عصبانیت دارم حشری میشم


📥 animation 1


📥 animation 2


📥 animation 3


📥 animation 4


📥 animation 5


📥 animation 6


📥 animation 7


📥 animation 8


📥 animation 9


📥 animation 10

send all media

🆔 : @cuck_fa
🔥2520👍6
من هاتوایف بودنم واسه دیدن کیر شق شدت از سکسم می‌خوام.ببینم شق نکردی روحم ارضا نمیشه و منو بدتر عصبی میکنه



📥 animation 1


📥 animation 2


📥 animation 3


📥 animation 4


📥 animation 5


📥 animation 6


📥 animation 7


📥 animation 8


📥 animation 9


📥 animation 10

send all media

🆔 : @cuck_fa
🔥3321👍3
مونده ام بین عشقم به تو و احساسم به نفر سوم
دچار عشقی شدم بی پایان
و دوست داشتی خطرناک


📥 photo 1


📥 photo 2


📥 photo 3


📥 photo 4


📥 photo 5


📥 photo 6


📥 photo 7


📥 photo 8


📥 photo 9

send all media

🆔 : @cuck_fa
52👍3
چشیدن طعم کصت از رو زبونت
که بخاطر ساک زدنت واسه بولت که از کردنت این طعم رو گرفته
برام لذت بخش ترین طعم دنیاس


📥 animation 1


📥 animation 2


📥 animation 3


📥 animation 4


📥 animation 5


📥 animation 6


📥 animation 7

send all media

🆔 : @cuck_fa
🔥2919👍5
#چالش_پیراهن

دختراااا 😍
چالش جدیدمون شروع شددد 🔥
این بار موضوع: عکس نود با پیراهن 🤍

یه پیراهن بپوش (اگه مردونه و اورسایز باشه که دیگه عالیه 😉)، و مثل نمونه های گذاشته شده یا با خلاقیتت خودت برامون عکس بگیر

⭕️ حتما با دستتون علامت 👍🏻 رو توی عکس بگیرین که بدونیم برای چالش ما گرفتین

غیر ازاین شرایط بفرستین گذاشته نمیشه

لینک ناشناس جهت ارسال👇👇

https://t.me/Annymous_robot?start=98751

نمونه های درخواستیه ما  👇👇👇



📥 photo 1


📥 photo 2


📥 photo 3


📥 photo 4

send all media

🆔 : @cuck_fa
29👍11🔥4
Forwarded from ناشناس 👤
#a2380
----------------
سلام
امیرم ۲۸ مشهد استگ و خانومم ۲۶
توی فضای مجازی با این حس اشنا شدم و کم کم خوشم اومد
از راهنمایی های توی کانال خودتون استفاده کردم واسه اینکه بتونم با خانومم درمیون بذارم این حسو
ابن مراحل یک سال زمان برد و الان چند ماهه که وارد یه رابطه سه نفره با یه بول ۱۹ ساله از توی همین گروه شدیم
و واقعا داریم لذت میبریم
اینم بگم که عشق بینمون قوی تر هم شده
46
Forwarded from ناشناس 👤
#a2395
----------------
سلام وقتتون بخیر من مریمم ۲۳سالمه و همسرم مرتضی۲۸سالشه
ما ازدواجمون سنتی بود و تغریبا هیچی‌از‌هم نمیدونستیم و هیچ علاقه ای هم بهم نداشتیم و صرفا بخاطر بزرگترا قبول کردیم این وصلتو.
خلاصه که اوایل زندکی ما خیلی سرد بود مثل زنو شوهرای دیگه هفته ای سه بار سکس داشتیم و اخراش تغریبا به هر دو هفته یه بار‌میکشید
اکثر وقتا سرکار بود منم تو خونه تنها و نیاز روحی و روانیمم داشتم به عنوان یه زن..
توی تلگرام با یکی اشنا شدم یه پسر همشهری بود که۳۰سالش بود و خیلی‌خوشتیب و خوش هیکل و مودب بود
من بهش نگفته بودم که یک ساله متاهلم
خلاصه وقتایی که شوهرم نبود باهاش حرف میزدم و انقد باهم راحت شده بودیم که من براش نود میفرستادم و باهاش حرفای سکسی میزدم و اونقد داغ بودنشو حس میکردم که به ارضا میرسیدم
خیلی اصرار داشت همو ببینیم ولی من هنوز‌جرئتشو نداشتم و میترسیدم
ولی بخاطر اصرار های متعددش قبول کردم که یه دیت ساده تو کافه داشته باشیم
بعد چنروز ما همو توی‌کافه دیدیم و اصرار داشت که منو خونه برسونه
تو راه که رفتیم خیلی صمیمی تر برخورد کرد و تا جایی پیش رفت که دستشو روی رون من گزاشته بود و میمالید م
بعد یکم شروع کرد به مالیدن کصم و بوسیدنم و انقد کصمو خوب میمالید که ارضا شدم و میتونم به جرئت بگم بهتتتترررررین ارضااایی عمرممم بود جوری که حتی با شوهرم یک درصدم تجربش نمیکردمم
اون روز به خوبی گذشت و من هرچی به اون مرد نزدیک تر‌میشدم از‌شوهر خودم دور تر و دور تر مبشدم
تا جایی که به فکر طلاق بودم و دعواهای زیادی با مرتضی داشتم شک زیادی بهم داشت حرمتای بینمون درحال شکستن بود و من از این میترسیدم..
یروز که من از حموم اومدم بیرون دیدم گوشیم دست مرتضیس سرشو با دستش گرفته و به گوشی خیره شدم و مشخص بود داشت یچیزیو میخوند
اب دهنم خشک شد که حتی نمیتونستم بگم چیشده..تا منو دید گوشیو داد دستم خیلی خونسرد رفت اب خورد بعدش شروع کرد به عربده کشی و فوش دادن انقد وحشتناک شده بود من صدام در نمیومد
مدام داد میزد زن من جندس زنم دوست پسر داره زنم هرزس
همونجا اومد سمتم محکم کشیدتم سمت اتاق و داد میزد گاییدن من بدردت نخورد دنبال کیرای کلفتی
اون شب یه رابطه خیلییییی خشن و وحشی داشتیم و حتی اجازه حرف زدن به من نمیداد و انقد منو زد که کل بدنم کبود و زخمی شد
فرداش که بیدار شدم از این رو به اون رو شد نشسته بود سر تخت و باهام میخاست صحبت کنه
خیلی اروم باهم گفت من با این رابطتت مشکل ندارم ولی باید بهم میگفتی .. بعد اون خیلی براش عادی بود مدام میپرسید از اون یارو چخبر یروز دعوتش کن خونمون باهاش رفیق شم و احمقانه میخندید میگفت چه جالب با دوست پسر زنم رفیق شم
من شک کردم که نکنه حس کاکولدی داره
بعد اون هرجور شده به اون پسر فهموندم که شوهر دارم وشوهرم فهمیده میخام امتحانش کنم حس‌میکنم کاکولده و با رابطه ما مشکلی نداره
چنروز بعدش تایمو اوکی کردم و برنامه رو چیدم وقتی که شوهرم خونه نبود اومد خونم نشستیم خیلی عادی صحبت کردیم چایی خوردیم
وقتی حس‌کردم شوهرم داره میاد سریع رفتم بغلش و بهش فهموندم که وقتشه
شروع کردیم به بوسیدن هم و میک لاو کردن .
صدای درو که شنیدم برگشتم سمت در با دیدن شوهرم خندیدم و گفتم عزیزم دوست پسرمه
به وضوح دیدم هل شدنشو اومد سمتش بهم دست دادن رفت تو اتاق خندید گفت راحت باشید( از‌اون خنده های عصبی)
ما دوباره شروع کردیم به میک لاو کردن و من حس میکردم از لای در داره مارو نگا میکنه
خلاصه ما اونشب رو همون مبل سکس کردیم
بعد چنروز شوهرم اعتراف کرد که با سکس ما اونشب جق زده و عاشق اون حس بوده .همبشه میدونسته از همچین حسی خوشش میاد ولی نیتونست قبول کنه تجربه کردنشو یا گفتنشو
خلاصه که مااا چنساله رابطمون هست و رابطه منو مرتضی عاللللیییییی شده و بهتر همبشه همو دوست داریم ..
(خیلی شرمندم طولانی شد)
73😈9👍7🔥2
Forwarded from ناشناس 👤
#a2389
----------------
سال ۹۳ بود
منو خانومم دعوت شدیم به عروسی
سمت شهریار بود داخل باغ
رسیدیم و پارک کردیم
واقعا باغ خیلی زیبایی بود
خانومم اهل مشروبه
کمی مشروب خوردیمو
شروع به رقصیدن کردیم
نگاه های یه اقاییو روی خانومم حس میکردم ولی اهمیتی نمیدادم
تا اینکه بنده رفتم به ماشین یه سر بزنم
اومدم دیدم همون. اقا با همسرم دارن میرقصن
منم به روی خودم نیاوردم
تا اینکه موقع برگشت تو ماشین
پرسیدم شماره هم داد
خانومم جواب داد مگه بی عرضه بود که شماره نده
امید یه حرفایی میزنیا
پرسیدم با اینکه میدونست متاهلی
گفت اصلا چون دستم حلقه بودو شوهر داشتم شمارشو داد
دیگه هیچ حرفی بینمون ردو بدل نشد
انگار همین ۲ تا جمله
انگار همین سکوت
مرز زندگیمونو تغیر دادو از اون روز تا به الان زندگی پراز چالشی رو سپری کردیم و خواهیم کرد
شاید زندگی بنده از نگاه خیلی از همجنسام قابل درک نباشه
ولی بنده افتخار میکنم به عرضه و جسارت همجنس هام
33🔥13
حتما این دو پست مطالعه شود

https://t.me/cuck_fa/6745
https://t.me/cuck_fa/6744
3👍3
میگن که خامنه ای مادرجنده به درک فاصل شده ....

تو جشن آزادی ایران قرار بترکونیم 🤤🤤🤤🤤

🆔 : @cuck_fa
🔥95👍7😈54
Forwarded from ناشناس 👤
#a2409
----------------
سلام من یه مدتی میشه که میدونم حس استگ و گاهی کاکولدی دارم رو رلم. اول با خارجیا یه سری چت کردم راجع بهش و با عکس های دوست دخترم ابشونو میاوردن خیلی برام حشری کننده بود و حتی اولین بار آبم بدون دست زدن اومد. بعد یه مدت با یکی از دوست های وقعی و صمیمیم این حسمو اروم اروم گفتم و بهش گفتم که خواب دیدم با رضایت من تو با دوست دخترم سکس داشتی و ویدیو هاشو برام میفرستادی و .... تا الان میتونم بگم حدود دو ماهه که با فانتزی دوست دخترم با رفیقم جق میزنیم، اون همیشه احترام میذاره و میدونه تو واقعیت این اتفاق ها نمیوفته و با ابن فانتزی جفتمون خیلی لذت میبریم
🔥115
Forwarded from ناشناس 👤
#a2338
----------------
سلام ما زوجیم و اولیت تجربمون روزه عروسیمون بود
لباس عروس پشتش بند داشت و کلا لختی بود
عکاس داخل آتلیه گفت بندا محکم نیست میتونم محکمشون کنم؟
رفت پشت زنم اونارو محکم کرد
وقتی گره زد قشنگ دستشو مالید به کونش
بعد دیگه شروع کرد از پاهاش عکس گرفتن و یسری ژست سکسی داد بهش
این اولین تجربمون بود
21🔥8
Forwarded from ناشناس 👤
#a2339
----------------
ما زوجیم و هر دو ۳۰ سال از تهران
ما تو پیدا کردن کیس سخت گیر بودیم و سخت معمولا اوکی میشیم یه دورهمی تو‌مهراباد دعوت شدیم که زیاد شلوغ نبود یه استخر داشت بقلش یه جکوزی رو بسته کوچیک ما شبش مشروب خوردیم ۵ تایی (۲ تا دختر و ۳ تا پسر تو جکوزی بودیم)شیشه های دورمون بخار زیاد دوست دختر رفیقم رفت تو دوش بگیره و بعد غذا ما ۳ تا پسر موندیم و سانی
کرم ریزی هم برامون خیلی جذابه سانی پاش یه شلوارک کوتاه بود و بالا تنه فقط ۲ تیکه مایو تنش بود
یه اشاره کردم و به بهانه دکمه که اذیت میکنه شلوارک و‌در اورد و انداخت او‌نور
و شورت لامبادا بود ما سینه به پایین تو جکوزی بودیم
که سانی اومد وسط و دیگه نشست وایساده‌ بود کونش کامل معلوم بود و فقط خط شرت بینش بود بچه ها اولش ریدن مخصوصا دوستم‌ ک‌با‌دوس‌دخترش‌ بود دیگه شروع کردیم‌مسخره بازی و بعدش یکم اب ریخت رو هم من اب ریختم رو سانی اونم از من دور‌ میشد و خودشو مینداخت‌ بغل‌اونا
یجا من رفتم و‌میشد‌گفت بغل رفیقم بودم و سانی اومد‌به بغل منو گرفت و لب و اینا جوری بود‌که کونش بغل شیکمه دوستم بود که یهو پاهاشو گذاشت رو کیرش و اروم تکون میداد جوری ک من حواسم نیست یهو با پاهاش متوجه شق شدن کیر رفیقم شد
یه نگاه کرد بهشو بد با دست کیر من و میمالید و با پاش کیر اونو
اون یکی رفیقه رفیقمم داشت مارو میدید و میمالید کیرشو
کیرش دقیق بین پاهاش بود و تکونش میداد
که یهو‌ ادم بهمون‌اضافه‌شد و‌همه به حالت‌اول‌برگشتیم اون‌شب‌ چندتا کرم ریزی دیگه هم شد ولی در کل ادامه دار نبود
و خیلی جذاب بود
27🔥4