Forwarded from ناشناس 👤
#a2315
----------------
من خودم بولم، ۳۰ سالمه، ولی داستان آشناییم با این مسیر و میگم.
من یه پسر خاله دارم حدود ۱۰ سال بزرگتره ازم و مجردی زندگی میکنه.
یه دوست دختر داشت چند سال پیش، من شبا زیاد میرفتم پیششون، مشروب میخوردیم دور هم و حرف میزدیم. اکثرا شبا آخراش قبل اینکه بیام اینا داغ میشدن و دوست دخترش جلوی من میرفت رو پای پسر خالهم و جوری لب بازی میکردن انگار من نیستم. کم کم دور این کاراشون تو شبای بعد بالا تر رفت، جوری که کم کم میشست رو پای پسر خالهم دامنش و میداد بالا من کون و
شورتش و راحت میدیدم.
یه جوری بود که حس کرده بودم این کارشون یه منظوری داره. چند ماهی گذشت و من صحنه های اینطوری ازشون زیاد دیدم. تا یه شب پسر خالهم گفت لپتاپ بیار بشینیم فیلم ببینیم با هم. منم بردم و شروع کردیم به دیدن. تقریبا نزدیک هم دراز کشیده بودیم. پسر خالهم وسطای فیلم گفت مشروبه حالم و بد کرده شما ببینین من میرم یکم دراز بکشم رو تخت. چند دقیقه بعد دیدم بهم پیام داده که میخوام فلانی رو تست کنم، کم کم شورع کن باهاش ور برو ببین واکنشی نشون میده؟
من اول خشکم زد و طپش قلب گرفتم که الان دارن من و تست میکنن، دوربین مخفیه، چیه…
دیدم خودش اون ته تو اتاق لای در بهم علامت میداد که یعنی برو جلو دیگه. با استرس شروع کردم نزدیک دوست دخترش شدن. تا قبل اون باهاش خیلی راحت بودم ولی لمس خاصی نداشتیم در حد دست دادن. با استرس دستم و بردم سمت دستاش، دیدم واکنش خاصی نشون نداد. جرأت پیدا کردم، دستم و رو دستاش حرکت دادم و کم کم رفتم سمت سینه هاش. وقتی دیدم بازم واکنش بدی نداد و حتی یهو چشماش بسته شد فهمیدم که یه دوره جدید تو زندگیم شورع شده. اون شب در حد همین مالیدن و ور رفتن گذشت. ولی فردا صبحش بهم پیام داد پسر خالهم که دیشب فلانی حس خوبی داشت، با هم هماهنگ بودیم، ولی رومون نمیشد بگیم و مطمئن نبودیم خیلی. بیا امروز بیشتر پیش هم باشیم. همین شد که رفتم و اون روز برای اولین بار بول بودن و سکس سه نفره رو تجربه کردم.
----------------
من خودم بولم، ۳۰ سالمه، ولی داستان آشناییم با این مسیر و میگم.
من یه پسر خاله دارم حدود ۱۰ سال بزرگتره ازم و مجردی زندگی میکنه.
یه دوست دختر داشت چند سال پیش، من شبا زیاد میرفتم پیششون، مشروب میخوردیم دور هم و حرف میزدیم. اکثرا شبا آخراش قبل اینکه بیام اینا داغ میشدن و دوست دخترش جلوی من میرفت رو پای پسر خالهم و جوری لب بازی میکردن انگار من نیستم. کم کم دور این کاراشون تو شبای بعد بالا تر رفت، جوری که کم کم میشست رو پای پسر خالهم دامنش و میداد بالا من کون و
شورتش و راحت میدیدم.
یه جوری بود که حس کرده بودم این کارشون یه منظوری داره. چند ماهی گذشت و من صحنه های اینطوری ازشون زیاد دیدم. تا یه شب پسر خالهم گفت لپتاپ بیار بشینیم فیلم ببینیم با هم. منم بردم و شروع کردیم به دیدن. تقریبا نزدیک هم دراز کشیده بودیم. پسر خالهم وسطای فیلم گفت مشروبه حالم و بد کرده شما ببینین من میرم یکم دراز بکشم رو تخت. چند دقیقه بعد دیدم بهم پیام داده که میخوام فلانی رو تست کنم، کم کم شورع کن باهاش ور برو ببین واکنشی نشون میده؟
من اول خشکم زد و طپش قلب گرفتم که الان دارن من و تست میکنن، دوربین مخفیه، چیه…
دیدم خودش اون ته تو اتاق لای در بهم علامت میداد که یعنی برو جلو دیگه. با استرس شروع کردم نزدیک دوست دخترش شدن. تا قبل اون باهاش خیلی راحت بودم ولی لمس خاصی نداشتیم در حد دست دادن. با استرس دستم و بردم سمت دستاش، دیدم واکنش خاصی نشون نداد. جرأت پیدا کردم، دستم و رو دستاش حرکت دادم و کم کم رفتم سمت سینه هاش. وقتی دیدم بازم واکنش بدی نداد و حتی یهو چشماش بسته شد فهمیدم که یه دوره جدید تو زندگیم شورع شده. اون شب در حد همین مالیدن و ور رفتن گذشت. ولی فردا صبحش بهم پیام داد پسر خالهم که دیشب فلانی حس خوبی داشت، با هم هماهنگ بودیم، ولی رومون نمیشد بگیم و مطمئن نبودیم خیلی. بیا امروز بیشتر پیش هم باشیم. همین شد که رفتم و اون روز برای اولین بار بول بودن و سکس سه نفره رو تجربه کردم.
❤49🔥6👍5😈3
❗️ امنیت شما اولویت ماس❗️
نسخه2:
5-اطلاعات شخصی رو محدود نگه دارین
شماره تماس، آدرس، محل تحصیل یا کار و حتی لوکیشن لحظهای رو برای هر کسی ارسال نکنین.
6-حریم خصوصی شبکههای اجتماعی رو تنظیم کنین
اکانت رو خصوصی کنین، دسترسی افراد ناشناس به استوری و آرشیو رو ببندین و احراز هویت دو مرحلهای رو فعال کنین.
7-قبل از ارسال، به بدترین حالت فکر کنین
از خودتون بپرسین: «اگر این عکس عمومی بشه، آمادگی روبهرو شدن باهاش رو دارم؟»
8-نه گفتن حق شماست
هیچکس حق نداره شما رو مجبور به ارسال عکس یا مدیا کنه؛ حتی اگر ناراحت بشه یا رابطه رو تهدید کنه.
9-اگر تهدید شدین، سکوت نکنین
موضوع رو با خانواده یا فرد مورد اعتماد مطرح کنین و در صورت نیاز از پلیس فتا کمک بگیرین.
10-امنیت رو جدیتر از احساسات بدونین
هیچ رابطه آنلاین ارزش به خطر افتادن آبرو، آرامش و آیندهتون رو نداره.
چند ثانیه فکر کردن قبل از ارسال هر محتوا، میتونه جلوی ماهها استرس و آسیب رو بگیره. امنیت شما همیشه اولویته.
ازینکه ما را در حفظ امنیت خودتون همراهی و کمک میکنید سپاسگزاریم
🆔 : @cuck_fa
نسخه2:
5-اطلاعات شخصی رو محدود نگه دارین
شماره تماس، آدرس، محل تحصیل یا کار و حتی لوکیشن لحظهای رو برای هر کسی ارسال نکنین.
6-حریم خصوصی شبکههای اجتماعی رو تنظیم کنین
اکانت رو خصوصی کنین، دسترسی افراد ناشناس به استوری و آرشیو رو ببندین و احراز هویت دو مرحلهای رو فعال کنین.
7-قبل از ارسال، به بدترین حالت فکر کنین
از خودتون بپرسین: «اگر این عکس عمومی بشه، آمادگی روبهرو شدن باهاش رو دارم؟»
8-نه گفتن حق شماست
هیچکس حق نداره شما رو مجبور به ارسال عکس یا مدیا کنه؛ حتی اگر ناراحت بشه یا رابطه رو تهدید کنه.
9-اگر تهدید شدین، سکوت نکنین
موضوع رو با خانواده یا فرد مورد اعتماد مطرح کنین و در صورت نیاز از پلیس فتا کمک بگیرین.
10-امنیت رو جدیتر از احساسات بدونین
هیچ رابطه آنلاین ارزش به خطر افتادن آبرو، آرامش و آیندهتون رو نداره.
چند ثانیه فکر کردن قبل از ارسال هر محتوا، میتونه جلوی ماهها استرس و آسیب رو بگیره. امنیت شما همیشه اولویته.
ازینکه ما را در حفظ امنیت خودتون همراهی و کمک میکنید سپاسگزاریم
🆔 : @cuck_fa
❤29👍15
❗️امنیت شما اولویت ماس❗️
⚠️این پست در دو نسخه تنظیم شده.هر دو نسخه را با دقت مطالعه کنید⚠️
نسخه1:
تو فضا آنلاین سوءاستفاده وناامنی وجود داره وخیلی وقتها چیزی که با اعتماد و احساس فرستاده میشه، بعداً میتونه تبدیل به ابزار فشار، تهدید یا اخاذی بشه. برای اینکه گرفتار چنین موقعیتهایی نشین، این نکتهها رو جدی بگیرین:
نکته:ادمین ها با گرفتن اثبات تصویری سعی در امنیت سازی بیشتری دارن.
اما اثبات ها صد در صد مطمئن نیستند
1-هیچوقت عکس و ویدیوی خصوصی را
با چهره ،تتو خاص،زیور آلات خاص ارسال نکنین
حتی اگر رابطهتون صمیمی، طولانی یا به ظاهر جدی باشه.
2-هر محتوایی قابلیت ذخیره شدن داره
اسکرینشات، ضبط صفحه یا حتی عکاسی از روی صفحه نمایش همیشه ممکنه؛ پیام «یکبار مصرف» هم تضمین امنیت نیست.
3-اعتماد آنلاین با شناخت واقعی فرق داره
ممکنه ماهها با کسی حرف بزنین، اما هنوز هویت واقعی یا نیتش رو ندونین.
اصرار برای دریافت عکس، زنگ خطره
تهدید، التماس، تحریک احساسات یا ایجاد حس گناه، روشهای رایج سوءاستفادهگرهاست.
4-روی احساسات لحظهای تصمیم نگیرین
عصبانیت، دلتنگی یا هیجان میتونه باعث تصمیمی بشه که بعداً پشیمونی بیاره.
⚠️این پست در دو نسخه تنظیم شده.هر دو نسخه را با دقت مطالعه کنید⚠️
نسخه1:
تو فضا آنلاین سوءاستفاده وناامنی وجود داره وخیلی وقتها چیزی که با اعتماد و احساس فرستاده میشه، بعداً میتونه تبدیل به ابزار فشار، تهدید یا اخاذی بشه. برای اینکه گرفتار چنین موقعیتهایی نشین، این نکتهها رو جدی بگیرین:
نکته:ادمین ها با گرفتن اثبات تصویری سعی در امنیت سازی بیشتری دارن.
اما اثبات ها صد در صد مطمئن نیستند
1-هیچوقت عکس و ویدیوی خصوصی را
با چهره ،تتو خاص،زیور آلات خاص ارسال نکنین
حتی اگر رابطهتون صمیمی، طولانی یا به ظاهر جدی باشه.
2-هر محتوایی قابلیت ذخیره شدن داره
اسکرینشات، ضبط صفحه یا حتی عکاسی از روی صفحه نمایش همیشه ممکنه؛ پیام «یکبار مصرف» هم تضمین امنیت نیست.
3-اعتماد آنلاین با شناخت واقعی فرق داره
ممکنه ماهها با کسی حرف بزنین، اما هنوز هویت واقعی یا نیتش رو ندونین.
اصرار برای دریافت عکس، زنگ خطره
تهدید، التماس، تحریک احساسات یا ایجاد حس گناه، روشهای رایج سوءاستفادهگرهاست.
4-روی احساسات لحظهای تصمیم نگیرین
عصبانیت، دلتنگی یا هیجان میتونه باعث تصمیمی بشه که بعداً پشیمونی بیاره.
❤31👍14
کاکولد هاتوایف بیغیرتی
💣 تا حالا شده مدیای خودتو نشون بدی و ببینی چطوری میتونه چشمای بقیه رو جذب کنه؟😉 شما میتونید مدیای خودتون با استفاده از ایده های جذاب و خلاق برامون بفرستید (از زیبایی هاتون,از خیس بودنتون,از سکس های هاتتون، چالش های ترند' ...)🔥💦💦 ⭕ دختر و پسرشم فرقی نداره😉😁…
رضا و همسرش ثمین از آذربایجان غربی🔥
زوج هورنی گپمون🔥
بدن نمایی ثمین خانم😍
📥 photo 1
📥 photo 2
📥 photo 3
📥 photo 4
send all media
🆔 : @cuck_fa
زوج هورنی گپمون🔥
بدن نمایی ثمین خانم😍
📥 photo 1
📥 photo 2
📥 photo 3
📥 photo 4
send all media
🆔 : @cuck_fa
❤65🔥25👍7😈6
Forwarded from ناشناس 👤
#a2354
----------------
من و خانومم هردو مذهبی بودیم.ولی مذهبی روشنفکر.خانومم همیشه تیپ میزد،حجاب استایل بود،جوراب شلواری میپوشید و.... .چون خیلی هات و داغ بود تو سکسس و از چشاش حشریت میبارید منم کم کم کاکولد شدم.اونم از یکی از دوستای مذهبیم که خوشتیپم بود خوشش اومد.با کنایه به دوستم رسوندم.اونم حیاش نمیذاشت.ولی بالاخره یه روز با هم ویلاگرفتیم.سه تایی تو استخر و خانومم هم با چادر تو آب بود.جرات حقیت بازی کردیم تو آب.وقتی که همو بقل کردن از شدت هیجان داشتن غش میکردن.توری ازش لب میگرفت و باسن و سینه هاشو از زیر آب فشار میداد که نگو.بعد از آب اومدیم بیرون و در حالی که من داگی میزدم وسرشو فشار میدادم به کیر دوستم اونم ناله میزد.
اون تجربه سه چهار بار دیگم اتفاق افتاد....
----------------
من و خانومم هردو مذهبی بودیم.ولی مذهبی روشنفکر.خانومم همیشه تیپ میزد،حجاب استایل بود،جوراب شلواری میپوشید و.... .چون خیلی هات و داغ بود تو سکسس و از چشاش حشریت میبارید منم کم کم کاکولد شدم.اونم از یکی از دوستای مذهبیم که خوشتیپم بود خوشش اومد.با کنایه به دوستم رسوندم.اونم حیاش نمیذاشت.ولی بالاخره یه روز با هم ویلاگرفتیم.سه تایی تو استخر و خانومم هم با چادر تو آب بود.جرات حقیت بازی کردیم تو آب.وقتی که همو بقل کردن از شدت هیجان داشتن غش میکردن.توری ازش لب میگرفت و باسن و سینه هاشو از زیر آب فشار میداد که نگو.بعد از آب اومدیم بیرون و در حالی که من داگی میزدم وسرشو فشار میدادم به کیر دوستم اونم ناله میزد.
اون تجربه سه چهار بار دیگم اتفاق افتاد....
🔥57❤22
Forwarded from ناشناس 👤
#a2346
----------------
سلام
۴۰مشهدم خانومم ۲۹ خوش اندام و جذاب اصلیتش شمالیه
پارسال بود که باشگاه میرفت تو اینستا پیج یک مربی بدنسازی رو اد کرده بود و ازش برنامه میگرفت و این چیزا برای برنامه دادن از خانومم عکس اندامی میخواست که من میگرفتم و براش میفرستادیم چند وقتی گذشت و حرف ماساژ بعد تمرین پیش اومد و چند باری به شوخی و جدی اوکی دادیم تا اینکه یه شب که خیلی مست بودیم حدود ساعت ۱ شب بود مربیش گفت بیاید الان برا ماساژ ما هم خیلی یهویی قبول کردیم رفتیم خونش پسره خیلی خوش تیپ و باکلاسی بود بدنش عالی بود یخورده حرف زدیم گفت اگه مایلید شروع کنیم خانومم رو کاناپه رفت و لخت شد و اونم شروع کرد به ماساژ دادنش من برام مثل فیلم شده بود کلا منگ شده بودم یخورده که ماساژ داد از من پرسید میخواید ماساژ بادی تو بادی هم بدم منم گفتم اره اونجا بود که خودشم لخت شد و خوابید رو خانوممممم....
----------------
سلام
۴۰مشهدم خانومم ۲۹ خوش اندام و جذاب اصلیتش شمالیه
پارسال بود که باشگاه میرفت تو اینستا پیج یک مربی بدنسازی رو اد کرده بود و ازش برنامه میگرفت و این چیزا برای برنامه دادن از خانومم عکس اندامی میخواست که من میگرفتم و براش میفرستادیم چند وقتی گذشت و حرف ماساژ بعد تمرین پیش اومد و چند باری به شوخی و جدی اوکی دادیم تا اینکه یه شب که خیلی مست بودیم حدود ساعت ۱ شب بود مربیش گفت بیاید الان برا ماساژ ما هم خیلی یهویی قبول کردیم رفتیم خونش پسره خیلی خوش تیپ و باکلاسی بود بدنش عالی بود یخورده حرف زدیم گفت اگه مایلید شروع کنیم خانومم رو کاناپه رفت و لخت شد و اونم شروع کرد به ماساژ دادنش من برام مثل فیلم شده بود کلا منگ شده بودم یخورده که ماساژ داد از من پرسید میخواید ماساژ بادی تو بادی هم بدم منم گفتم اره اونجا بود که خودشم لخت شد و خوابید رو خانوممممم....
❤57🔥23👍2
Forwarded from ناشناس 👤
#a2335
----------------
کاوه ۲۱
اولین بار بول بودنو اوایل همین سال تجربه کردم
تو همین گروه که تازه جوین شده بودم
یه خانمی بود که شروع کرد با من لاس زدن تا چند روز بعدش حرف زدیم گاهی تو گروه
یه شب دیدم که اومده پیویم و احوال پرسی میکنه و اینا و اونجا بهم گفت که خودشو و همسرش از من خوششون اومده و میخوان بولشون باشم و من درست حتی نمیدونستم معنی بول چیه
خلاصه که همون شب اصرار کرد که برم پیششون و اونا یه شهر دیگه بودن و منم آخر شب همه خواب بودن راه افتادم و با استرس اینکه کسی نفهمه تو خونه که من رفتم .
وقتی رسیدم صورتم گچ شده بود و استرس داشتم . خیلی مهربون بودن باهام و ارومم کردن بعد خانومه دست منو گرفت و رفتیم تو اتاق و شوهرشون از لای در مارو نگاه میکرد .
خلاصه که چند بار بعدش رابطه داشتیم و من جدا شدم ازشون
----------------
کاوه ۲۱
اولین بار بول بودنو اوایل همین سال تجربه کردم
تو همین گروه که تازه جوین شده بودم
یه خانمی بود که شروع کرد با من لاس زدن تا چند روز بعدش حرف زدیم گاهی تو گروه
یه شب دیدم که اومده پیویم و احوال پرسی میکنه و اینا و اونجا بهم گفت که خودشو و همسرش از من خوششون اومده و میخوان بولشون باشم و من درست حتی نمیدونستم معنی بول چیه
خلاصه که همون شب اصرار کرد که برم پیششون و اونا یه شهر دیگه بودن و منم آخر شب همه خواب بودن راه افتادم و با استرس اینکه کسی نفهمه تو خونه که من رفتم .
وقتی رسیدم صورتم گچ شده بود و استرس داشتم . خیلی مهربون بودن باهام و ارومم کردن بعد خانومه دست منو گرفت و رفتیم تو اتاق و شوهرشون از لای در مارو نگاه میکرد .
خلاصه که چند بار بعدش رابطه داشتیم و من جدا شدم ازشون
❤51👍4😈4
اینکه حضورم نادیده میگیری دچار جنگ میشم
جنگ بین حسادت و حشریت
جنگ بین حشری و خودخواه دیدن تو و حس مالکیتم رو تو
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
send all media
🆔 : @cuck_fa
جنگ بین حسادت و حشریت
جنگ بین حشری و خودخواه دیدن تو و حس مالکیتم رو تو
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
send all media
🆔 : @cuck_fa
❤55🔥5👍3
گاها توجهم به تو وسط سکس از رو ظاهره ماجراس
چون اینقدر غرق لذت با بولم هستم که گاها متوجه نمیشم تو هم هستی
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
📥 animation 9
📥 animation 10
send all media
🆔 : @cuck_fa
چون اینقدر غرق لذت با بولم هستم که گاها متوجه نمیشم تو هم هستی
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
📥 animation 9
📥 animation 10
send all media
🆔 : @cuck_fa
❤49🔥14👍2
از سرکار اومدم و سورپرایز شدم که با یکی دیگه هستی
تا حالا راجب حد و مرزش باهام حرف نزده بودی
ولی نمیدونم چرا به جای عصبانیت دارم حشری میشم
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
📥 animation 9
📥 animation 10
send all media
🆔 : @cuck_fa
تا حالا راجب حد و مرزش باهام حرف نزده بودی
ولی نمیدونم چرا به جای عصبانیت دارم حشری میشم
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
📥 animation 9
📥 animation 10
send all media
🆔 : @cuck_fa
🔥26❤20👍6
من هاتوایف بودنم واسه دیدن کیر شق شدت از سکسم میخوام.ببینم شق نکردی روحم ارضا نمیشه و منو بدتر عصبی میکنه
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
📥 animation 9
📥 animation 10
send all media
🆔 : @cuck_fa
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
📥 animation 8
📥 animation 9
📥 animation 10
send all media
🆔 : @cuck_fa
🔥34❤21👍3
چشیدن طعم کصت از رو زبونت
که بخاطر ساک زدنت واسه بولت که از کردنت این طعم رو گرفته
برام لذت بخش ترین طعم دنیاس
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
send all media
🆔 : @cuck_fa
که بخاطر ساک زدنت واسه بولت که از کردنت این طعم رو گرفته
برام لذت بخش ترین طعم دنیاس
📥 animation 1
📥 animation 2
📥 animation 3
📥 animation 4
📥 animation 5
📥 animation 6
📥 animation 7
send all media
🆔 : @cuck_fa
🔥30❤19👍5
#چالش_پیراهن
دختراااا 😍
چالش جدیدمون شروع شددد 🔥
این بار موضوع: عکس نود با پیراهن 🤍
یه پیراهن بپوش (اگه مردونه و اورسایز باشه که دیگه عالیه 😉)، و مثل نمونه های گذاشته شده یا با خلاقیتت خودت برامون عکس بگیر
⭕️ حتما با دستتون علامت 👍🏻 رو توی عکس بگیرین که بدونیم برای چالش ما گرفتین
❌غیر ازاین شرایط بفرستین گذاشته نمیشه
لینک ناشناس جهت ارسال👇👇
https://t.me/Annymous_robot?start=98751
نمونه های درخواستیه ما 👇👇👇
📥 photo 1
📥 photo 2
📥 photo 3
📥 photo 4
send all media
🆔 : @cuck_fa
دختراااا 😍
چالش جدیدمون شروع شددد 🔥
این بار موضوع: عکس نود با پیراهن 🤍
یه پیراهن بپوش (اگه مردونه و اورسایز باشه که دیگه عالیه 😉)، و مثل نمونه های گذاشته شده یا با خلاقیتت خودت برامون عکس بگیر
⭕️ حتما با دستتون علامت 👍🏻 رو توی عکس بگیرین که بدونیم برای چالش ما گرفتین
❌غیر ازاین شرایط بفرستین گذاشته نمیشه
لینک ناشناس جهت ارسال👇👇
https://t.me/Annymous_robot?start=98751
نمونه های درخواستیه ما 👇👇👇
📥 photo 1
📥 photo 2
📥 photo 3
📥 photo 4
send all media
🆔 : @cuck_fa
❤30👍11🔥4
Forwarded from ناشناس 👤
#a2380
----------------
سلام
امیرم ۲۸ مشهد استگ و خانومم ۲۶
توی فضای مجازی با این حس اشنا شدم و کم کم خوشم اومد
از راهنمایی های توی کانال خودتون استفاده کردم واسه اینکه بتونم با خانومم درمیون بذارم این حسو
ابن مراحل یک سال زمان برد و الان چند ماهه که وارد یه رابطه سه نفره با یه بول ۱۹ ساله از توی همین گروه شدیم
و واقعا داریم لذت میبریم
اینم بگم که عشق بینمون قوی تر هم شده
----------------
سلام
امیرم ۲۸ مشهد استگ و خانومم ۲۶
توی فضای مجازی با این حس اشنا شدم و کم کم خوشم اومد
از راهنمایی های توی کانال خودتون استفاده کردم واسه اینکه بتونم با خانومم درمیون بذارم این حسو
ابن مراحل یک سال زمان برد و الان چند ماهه که وارد یه رابطه سه نفره با یه بول ۱۹ ساله از توی همین گروه شدیم
و واقعا داریم لذت میبریم
اینم بگم که عشق بینمون قوی تر هم شده
❤47
Forwarded from ناشناس 👤
#a2395
----------------
سلام وقتتون بخیر من مریمم ۲۳سالمه و همسرم مرتضی۲۸سالشه
ما ازدواجمون سنتی بود و تغریبا هیچیازهم نمیدونستیم و هیچ علاقه ای هم بهم نداشتیم و صرفا بخاطر بزرگترا قبول کردیم این وصلتو.
خلاصه که اوایل زندکی ما خیلی سرد بود مثل زنو شوهرای دیگه هفته ای سه بار سکس داشتیم و اخراش تغریبا به هر دو هفته یه بارمیکشید
اکثر وقتا سرکار بود منم تو خونه تنها و نیاز روحی و روانیمم داشتم به عنوان یه زن..
توی تلگرام با یکی اشنا شدم یه پسر همشهری بود که۳۰سالش بود و خیلیخوشتیب و خوش هیکل و مودب بود
من بهش نگفته بودم که یک ساله متاهلم
خلاصه وقتایی که شوهرم نبود باهاش حرف میزدم و انقد باهم راحت شده بودیم که من براش نود میفرستادم و باهاش حرفای سکسی میزدم و اونقد داغ بودنشو حس میکردم که به ارضا میرسیدم
خیلی اصرار داشت همو ببینیم ولی من هنوزجرئتشو نداشتم و میترسیدم
ولی بخاطر اصرار های متعددش قبول کردم که یه دیت ساده تو کافه داشته باشیم
بعد چنروز ما همو تویکافه دیدیم و اصرار داشت که منو خونه برسونه
تو راه که رفتیم خیلی صمیمی تر برخورد کرد و تا جایی پیش رفت که دستشو روی رون من گزاشته بود و میمالید م
بعد یکم شروع کرد به مالیدن کصم و بوسیدنم و انقد کصمو خوب میمالید که ارضا شدم و میتونم به جرئت بگم بهتتتترررررین ارضااایی عمرممم بود جوری که حتی با شوهرم یک درصدم تجربش نمیکردمم
اون روز به خوبی گذشت و من هرچی به اون مرد نزدیک ترمیشدم ازشوهر خودم دور تر و دور تر مبشدم
تا جایی که به فکر طلاق بودم و دعواهای زیادی با مرتضی داشتم شک زیادی بهم داشت حرمتای بینمون درحال شکستن بود و من از این میترسیدم..
یروز که من از حموم اومدم بیرون دیدم گوشیم دست مرتضیس سرشو با دستش گرفته و به گوشی خیره شدم و مشخص بود داشت یچیزیو میخوند
اب دهنم خشک شد که حتی نمیتونستم بگم چیشده..تا منو دید گوشیو داد دستم خیلی خونسرد رفت اب خورد بعدش شروع کرد به عربده کشی و فوش دادن انقد وحشتناک شده بود من صدام در نمیومد
مدام داد میزد زن من جندس زنم دوست پسر داره زنم هرزس
همونجا اومد سمتم محکم کشیدتم سمت اتاق و داد میزد گاییدن من بدردت نخورد دنبال کیرای کلفتی
اون شب یه رابطه خیلییییی خشن و وحشی داشتیم و حتی اجازه حرف زدن به من نمیداد و انقد منو زد که کل بدنم کبود و زخمی شد
فرداش که بیدار شدم از این رو به اون رو شد نشسته بود سر تخت و باهام میخاست صحبت کنه
خیلی اروم باهم گفت من با این رابطتت مشکل ندارم ولی باید بهم میگفتی .. بعد اون خیلی براش عادی بود مدام میپرسید از اون یارو چخبر یروز دعوتش کن خونمون باهاش رفیق شم و احمقانه میخندید میگفت چه جالب با دوست پسر زنم رفیق شم
من شک کردم که نکنه حس کاکولدی داره
بعد اون هرجور شده به اون پسر فهموندم که شوهر دارم وشوهرم فهمیده میخام امتحانش کنم حسمیکنم کاکولده و با رابطه ما مشکلی نداره
چنروز بعدش تایمو اوکی کردم و برنامه رو چیدم وقتی که شوهرم خونه نبود اومد خونم نشستیم خیلی عادی صحبت کردیم چایی خوردیم
وقتی حسکردم شوهرم داره میاد سریع رفتم بغلش و بهش فهموندم که وقتشه
شروع کردیم به بوسیدن هم و میک لاو کردن .
صدای درو که شنیدم برگشتم سمت در با دیدن شوهرم خندیدم و گفتم عزیزم دوست پسرمه
به وضوح دیدم هل شدنشو اومد سمتش بهم دست دادن رفت تو اتاق خندید گفت راحت باشید( ازاون خنده های عصبی)
ما دوباره شروع کردیم به میک لاو کردن و من حس میکردم از لای در داره مارو نگا میکنه
خلاصه ما اونشب رو همون مبل سکس کردیم
بعد چنروز شوهرم اعتراف کرد که با سکس ما اونشب جق زده و عاشق اون حس بوده .همبشه میدونسته از همچین حسی خوشش میاد ولی نیتونست قبول کنه تجربه کردنشو یا گفتنشو
خلاصه که مااا چنساله رابطمون هست و رابطه منو مرتضی عاللللیییییی شده و بهتر همبشه همو دوست داریم ..
(خیلی شرمندم طولانی شد)
----------------
سلام وقتتون بخیر من مریمم ۲۳سالمه و همسرم مرتضی۲۸سالشه
ما ازدواجمون سنتی بود و تغریبا هیچیازهم نمیدونستیم و هیچ علاقه ای هم بهم نداشتیم و صرفا بخاطر بزرگترا قبول کردیم این وصلتو.
خلاصه که اوایل زندکی ما خیلی سرد بود مثل زنو شوهرای دیگه هفته ای سه بار سکس داشتیم و اخراش تغریبا به هر دو هفته یه بارمیکشید
اکثر وقتا سرکار بود منم تو خونه تنها و نیاز روحی و روانیمم داشتم به عنوان یه زن..
توی تلگرام با یکی اشنا شدم یه پسر همشهری بود که۳۰سالش بود و خیلیخوشتیب و خوش هیکل و مودب بود
من بهش نگفته بودم که یک ساله متاهلم
خلاصه وقتایی که شوهرم نبود باهاش حرف میزدم و انقد باهم راحت شده بودیم که من براش نود میفرستادم و باهاش حرفای سکسی میزدم و اونقد داغ بودنشو حس میکردم که به ارضا میرسیدم
خیلی اصرار داشت همو ببینیم ولی من هنوزجرئتشو نداشتم و میترسیدم
ولی بخاطر اصرار های متعددش قبول کردم که یه دیت ساده تو کافه داشته باشیم
بعد چنروز ما همو تویکافه دیدیم و اصرار داشت که منو خونه برسونه
تو راه که رفتیم خیلی صمیمی تر برخورد کرد و تا جایی پیش رفت که دستشو روی رون من گزاشته بود و میمالید م
بعد یکم شروع کرد به مالیدن کصم و بوسیدنم و انقد کصمو خوب میمالید که ارضا شدم و میتونم به جرئت بگم بهتتتترررررین ارضااایی عمرممم بود جوری که حتی با شوهرم یک درصدم تجربش نمیکردمم
اون روز به خوبی گذشت و من هرچی به اون مرد نزدیک ترمیشدم ازشوهر خودم دور تر و دور تر مبشدم
تا جایی که به فکر طلاق بودم و دعواهای زیادی با مرتضی داشتم شک زیادی بهم داشت حرمتای بینمون درحال شکستن بود و من از این میترسیدم..
یروز که من از حموم اومدم بیرون دیدم گوشیم دست مرتضیس سرشو با دستش گرفته و به گوشی خیره شدم و مشخص بود داشت یچیزیو میخوند
اب دهنم خشک شد که حتی نمیتونستم بگم چیشده..تا منو دید گوشیو داد دستم خیلی خونسرد رفت اب خورد بعدش شروع کرد به عربده کشی و فوش دادن انقد وحشتناک شده بود من صدام در نمیومد
مدام داد میزد زن من جندس زنم دوست پسر داره زنم هرزس
همونجا اومد سمتم محکم کشیدتم سمت اتاق و داد میزد گاییدن من بدردت نخورد دنبال کیرای کلفتی
اون شب یه رابطه خیلییییی خشن و وحشی داشتیم و حتی اجازه حرف زدن به من نمیداد و انقد منو زد که کل بدنم کبود و زخمی شد
فرداش که بیدار شدم از این رو به اون رو شد نشسته بود سر تخت و باهام میخاست صحبت کنه
خیلی اروم باهم گفت من با این رابطتت مشکل ندارم ولی باید بهم میگفتی .. بعد اون خیلی براش عادی بود مدام میپرسید از اون یارو چخبر یروز دعوتش کن خونمون باهاش رفیق شم و احمقانه میخندید میگفت چه جالب با دوست پسر زنم رفیق شم
من شک کردم که نکنه حس کاکولدی داره
بعد اون هرجور شده به اون پسر فهموندم که شوهر دارم وشوهرم فهمیده میخام امتحانش کنم حسمیکنم کاکولده و با رابطه ما مشکلی نداره
چنروز بعدش تایمو اوکی کردم و برنامه رو چیدم وقتی که شوهرم خونه نبود اومد خونم نشستیم خیلی عادی صحبت کردیم چایی خوردیم
وقتی حسکردم شوهرم داره میاد سریع رفتم بغلش و بهش فهموندم که وقتشه
شروع کردیم به بوسیدن هم و میک لاو کردن .
صدای درو که شنیدم برگشتم سمت در با دیدن شوهرم خندیدم و گفتم عزیزم دوست پسرمه
به وضوح دیدم هل شدنشو اومد سمتش بهم دست دادن رفت تو اتاق خندید گفت راحت باشید( ازاون خنده های عصبی)
ما دوباره شروع کردیم به میک لاو کردن و من حس میکردم از لای در داره مارو نگا میکنه
خلاصه ما اونشب رو همون مبل سکس کردیم
بعد چنروز شوهرم اعتراف کرد که با سکس ما اونشب جق زده و عاشق اون حس بوده .همبشه میدونسته از همچین حسی خوشش میاد ولی نیتونست قبول کنه تجربه کردنشو یا گفتنشو
خلاصه که مااا چنساله رابطمون هست و رابطه منو مرتضی عاللللیییییی شده و بهتر همبشه همو دوست داریم ..
(خیلی شرمندم طولانی شد)
❤74😈9👍7🔥2