کاکولد هاتوایف بیغیرتی
40.6K subscribers
292 photos
63 videos
2.35K links
بزرگترین مجموعه کاکولدیسم در ایران با گپVIP
Download Telegram
#سوال_چالشی
خیلی از ما یه روزی متوجه شدیم گرایش‌مون با چیزی که فکر می‌کردیم فرق داره.
نه با تصمیم، نه با برنامه؛
بلکه با یه حس، یه فکر تکرارشونده، یا یه تجربه‌ای که دیگه نمی‌شد نادیده گرفت.
بعضی‌ها اولش انکار کردن، بعضی‌ها ترسیدن، بعضی‌ها هم فکر کردن فقط یه فانتزی گذراست…
سؤال من اینه:
🔹 شما چطوری برای اولین بار به گرایش کاکولدی / هاتوایف خودتون پی بردید؟
یه اتفاق خاص بود؟ یه رابطه؟ یه گفت‌وگو؟
یا کم‌کم فهمیدید این فقط کنجکاوی نیست؟
🆔: @cuck_fa
58👍4
Forwarded from بی دی اس ام (M👹NSTER̢)
لینک گروه های ما
https://t.me/addlist/g8bSog4X1IhlNmVk

🆔 : @persian_3x
4👍1
Forwarded from بی دی اس ام (M👹NSTER̢)
لینک کانال های ما
https://t.me/addlist/6waMYGajVsI1MjRk

🆔 : @persian_3x
7👍1
🔥 حس بول‌ها؛ فقط هیجان یا نیاز به معنا؟
در نگاه بحث‌برانگیزتر، احساسات بول‌ها همیشه آن‌قدر ساده که به نظر می‌رسد نیست.
بعضی تحلیل‌ها می‌گویند که بول بودن فقط درباره هیجان نیست؛
بلکه گاهی ترکیبی از اعتمادبه‌نفس، نیاز به دیده‌شدن و تجربه‌ی نقش قدرت است.
منتقدان این فضا معتقدند که در بعضی موارد، این نقش می‌تواند بیشتر از آن‌که صرفاً یک انتخاب آزاد باشد، به دنبال تأیید یا معنا در روابط باشد.
یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات، مسئله احساس کنترل و مرزهای احساسی است.
بعضی‌ها می‌گویند بول‌ها باید بتوانند کاملاً احساسی درگیر نشوند.
در مقابل، برخی معتقدند که انسان نمی‌تواند کاملاً احساسات خود را از رابطه جدا کند و این انتظار می‌تواند غیرواقعی باشد.
موضوع دیگر، بحث رقابت احساسی است.
در بعضی تحلیل‌ها گفته می‌شود که اگر مرزها شفاف نباشد، بول ممکن است ناخواسته وارد فضای رقابت با رابطه اصلی شود — حتی اگر هدفش این نباشد.
از زاویه‌ای دیگر، بعضی افراد این نقش را نوعی پویایی متفاوت در روابط مدرن می‌دانند؛
جایی که قدرت، اعتماد و هیجان به شکل متفاوتی تعریف می‌شوند.

🆔 : @cuck_fa
42👍13
به بزرگترین گروه کاکولد هاتوایف ایران خوش آمدید🥰

بعضی سؤال‌ها رو نمی‌شه هر جایی پرسید.
بعضی تجربه‌ها رو نمی‌شه با هر کسی در میون گذاشت.🤨
اینجا قراره چیزهایی گفته بشه که معمولاً فقط توی ذهن می‌مونه.
نه برای هیجان سطحی،
برای فهمیدن.
اگر حس می‌کنی وقتشه بی‌پرده‌تر فکر کنی،
به (گروه کاکولد و هاتوایف) بیا.
شاید جواب بعضی سؤال‌هات همین‌جاست🤤

https://t.me/+IJ_axtsG47NlYzAx

🆔 : @cuck_fa
235🔥2
تایم فراخوان تمام شد



⭕️⭕️لطفا با دقت بخونید کل متن رو تا بن نشید ⭕️⭕️


  🔱 از الان تا 12 شب امروز چهارشنبه
فقط طبق این فرم فراخوان بدید زیر همین پست🔱
( از چنل کپی و پرکنید )

🔴لطفا فراخوان مربوط به گرایشات این کانال و گپ باشه وگرنه بن میشید

گرایشات مرتبط به این گپ : هاتوایف، هاتگرل، کاکولد، بول، استگ ویکسن، یونیکورن

هر چیزی غیر از این فرم و گرایشات این گپ بن زده میشه مثل دنبال میس و اسلیو غیره بودن 

⚠️توجه کنید حداقل هر ۱ ساعت
۱ فراخوان بدید⚠️


اسم :
سن :
شهر :
گرایش خودت :
گرایش مقابل درخواستی :
رنج سنی رول مقابل :
توضیحات :


🆔 : @cuck_fa
28
🔥 بچه‌ها بیاید حرف بزنیم…

اگه تجربه‌ای تو فضای کاکولد داشتین و دلتون می‌خواد بدون قضاوت تعریفش کنین، اینجا قراره جای امنمون باشه 🤝

دوست داریم بدونیم:
💬 چطور اصلاً با این فضا آشنا شدین؟
💬 اولین بار کی و چطوری بین خودتون مطرح شد؟
💬 چجوری با یه بول امن و ایده‌آل آشنا شدین؟
💬 چه معیارهایی براتون مهم بود؟
💬 چه قوانینی گذاشتین که همه چی سالم و با رضایت پیش بره؟
💬 تجربه‌تون چه حسی به رابطه‌تون اضافه کرد؟

اینجا دنبال داستان‌های واقعی‌ایم، نه قضاوت.

اگه دوست داشتی، می‌تونی تجربه‌تو ناشناس بفرستی تا تو کانال منتشر بشه ❤️

لینک ناشناس:
https://t.me/Annymous_robot?start=12821


بیاید از تجربه‌هامون بگیم، آگاهانه و با فکر

🆔 : @cuck_fa
17
Forwarded from ناشناس 👤
#a2305
----------------
سلام تجربه ی ما اول از شبی شروع شد رفتیم خونه دوست من ، خونه خیلی گرم بود ، وقتی پی اس میزدیم دوست دخترم فقط با یه تیشرت اومد پیشمون نشست ، تیشرت هم کوتاه بود چون خیلی گرم بود در آورد شلوارشو ، اون شب چیزی نشد ، ولی نگاه های دوستم به رون های دوست دخترم متوجه شدم ، شب بعدی یخورده عرق هم خوردیم ، دیگه سه تایی نشستیم صحبت و اینا ، شب سوم تصمیم گرفتیم بخوابیم ، سه تایی دراز کشیدیم تو حال ، دوست دخترم گفت میخوای برات ساک بزنم؟ گفتم اره ، داگی شد برام ساک بزنه کص و کونش سمت دوستم بود ، دیدم لخته حتی شورت پاش نیست ، فکرکنم زیر پتو بودیم شورتشو در آورده بود ، بعد دیدم دوستم نشست ، کص دوست دخترمو داره میخوره ، خیلی حس عجیبی بود برام ، برای اولین بار حس جالبی داشت پر از شهوت و هیجان بود ، وقتی میدیدم کص و کونش داره خورده میشه ، بعد من کردمش فقط بهش اجازه دادم برا دوستم بماله کیرشو ، ما تا همینجا رفتیم جلوتر نرفتیم و تجربه مون تا همینجاست ، زوجیم از شمال ۲۵ سالمونه
🔥6419
Forwarded from ناشناس 👤
#a2308
----------------
کوروشم۲۹مشهد🌹
تابستون بود.
یه زوج از اهواز که ساکن مشهد بودند باهام صحبت کردند و عکساشونو فرستادند.
قرار گزاشتیم همو دیدیم.
خانومش خجالتی بود.لباساشو درنمی‌آورد.تا این‌که خودم مانتوشو درآوردم.
چون هوا گرم بود۳تایی رفتیم دوش گرفتیم ولی داخل حموم هم یخش بازنشده بود تا این‌که بوسیدمش گفتم:"راحت باش باهام💋❤️"
یه خرده بهترشد...
دونفری شستیم‌ش🧼🚿
بعدش که اومدیم بیرون نشست لبه‌ی تخت.
رفتم کنارش نشستم شروع کردم بوسیدنش و نوازش بدنش ولی هنوز خجالتی بود!
کم‌کم شل شد و اونم می‌بوسید💋
خوابوندمش روی تخت و نوازش کردمش و رفتم رو بدنش خوابیدم❤️
از خجالت نگاه نمی‌کرد بهم ولی من کارمو آروم و آهسته انجام می‌دادم❤️💋جو رمانتیکی بود تا این‌که پاهاشو بازکرد و داد بالا برام...
🔥4219
Forwarded from ناشناس 👤
#a2310
----------------
اوم سلام ارش محیاییم از مشهد
من اول از طریق مجازی با حسم کاکولد بودن اشنا شدم دیدم دوسش دارم کم کم با خانمم در میون گذاشتم مقاومت ک میکرد ولی میفهمیدم دوس داره
کارمون ب جایی رسید همیشه حرفشو میزدیم بعد خودمم بهش اجازع داده بودم راحت باشه ینی اگر جلوی من موذبه یجور دیگ شروع کنیم هواشو داشته باشم خودش دیت بره تا کم کم ریلکس شه از ی همکارش خوشش میومد خب راجبش حرف میزد گفتم توله برو تو کارش 😁دوس داشتم خودش انتخاب کنه ن لزوما من انتخاب کرده باشم
هیچی دیگ یسالع الان باهمن هم خونه ما میان من میزنم بیرون هم گاهی میره خونه بکنش
هنو ک نذاشته از نزدیک ببینم میک میخام تشنه بمونی ی چند وقتی ولی حسابی مدیاهاشو میبینم
مراقب خودت باشین
61😈21👍3
Forwarded from ناشناس 👤
#a2315
----------------
من خودم بولم، ۳۰ سالمه، ولی داستان آشناییم با این مسیر و میگم.
من یه پسر خاله دارم حدود ۱۰ سال بزرگتره ازم و مجردی‌ زندگی می‌کنه.
یه دوست دختر داشت چند سال پیش، من شبا زیاد می‌رفتم پیششون، مشروب می‌خوردیم دور هم و حرف میزدیم. اکثرا شبا آخراش قبل اینکه بیام اینا داغ میشدن و دوست دخترش جلوی من میرفت رو پای پسر خاله‌م و جوری لب بازی می‌کردن انگار من نیستم. کم کم دور این کاراشون تو شبای بعد بالا تر رفت، جوری که کم کم میشست رو پای پسر خاله‌م دامنش و میداد بالا من کون و
شورتش و راحت میدیدم.
یه جوری بود که حس کرده بودم این کارشون یه منظوری داره. چند ماهی گذشت و من صحنه های اینطوری ازشون زیاد دیدم. تا یه شب پسر خاله‌م گفت لپتاپ بیار بشینیم فیلم ببینیم با هم. منم بردم و شروع کردیم به دیدن. تقریبا نزدیک هم دراز کشیده بودیم. پسر خاله‌م وسطای فیلم گفت مشروبه حالم و بد کرده شما ببینین من میرم یکم دراز بکشم رو تخت. چند دقیقه بعد دیدم بهم پیام داده که می‌خوام فلانی رو تست کنم، کم کم شورع کن باهاش ور برو ببین واکنشی نشون میده؟
من اول خشکم زد و طپش قلب گرفتم که الان دارن من و تست می‌کنن، دوربین مخفیه، چیه…
دیدم خودش اون ته تو اتاق لای در بهم علامت میداد که یعنی برو جلو دیگه. با استرس شروع کردم نزدیک دوست دخترش شدن. تا قبل اون باهاش خیلی راحت بودم ولی لمس خاصی نداشتیم در حد دست دادن. با استرس دستم و بردم سمت دستاش، دیدم واکنش خاصی نشون نداد. جرأت پیدا کردم، دستم و رو دستاش حرکت دادم و کم کم رفتم سمت سینه هاش. وقتی دیدم بازم واکنش بدی نداد و حتی یهو چشماش بسته شد فهمیدم که یه دوره جدید تو زندگیم شورع شده. اون شب در حد همین مالیدن و ور رفتن گذشت. ولی فردا صبحش بهم پیام داد پسر خاله‌م که دیشب فلانی حس خوبی داشت، با هم هماهنگ بودیم، ولی رومون نمیشد بگیم و مطمئن نبودیم خیلی. بیا امروز بیشتر پیش هم باشیم. همین شد که رفتم و اون روز برای اولین بار بول بودن و سکس سه نفره رو تجربه کردم.
49🔥6👍5😈3