معاونت راهبردی ریاست ‌جمهوری
5.08K subscribers
1.43K photos
246 videos
27 files
889 links
‌ ﷽
کانال اطلاع‌رسانیِ «معاونت راهبردی ریاست‌ جمهوری» و «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری»

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
Download Telegram
🔻گزارش تصویری بازدید چهارساعته دکتر ظریف از نمایشگاه «پیشگامان پیشرفت»

🔹دکتر محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رئیس جمهور، پیش از ظهر امروز شنبه (۶ بهمن ۱۴۰۳) با حضور در حسینیه امام خمینی(ره)، به مدت چهار ساعت از نمایشگاه «پیشگامان پیشرفت» که به معرفی برخی از دستاوردها و توانمندی‌های بخش خصوصی اختصاص دارد، بازدید کرد.

عکسها از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری


@css_govir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹برش‌هایی از کند و کاو دربارهٔ وفاق ملی، در حاشیهٔ «گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی»

@css_govir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ احمد میدری: راهی جز وفاق نداریم ولی خود مساله‌شناسی هم باید به شکلی باشد که ضد وفاق عمل نکند.

@css_govir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ پرویز امینی: وفاق در سطح کلان و حاکمیتی و نهادهای اجماعی ممکن و معنادار است و نه دولت
@css_govir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ حسین سلیمی: وفاق به معنای سازگاری و هم‌افزایی است و نه اجماع و انکار تفاوت ارزش‌ها و منافع
@css_govir
⭕️ تأمل در معنای وفاق: تحلیل گفتمان تا پدیدارشناسی

سخنان دکتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و عضو هیئات علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، در پنل جریان‌های اجتماعی و وفاق در همایش «گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی»:

نیاز به آن هست که از وفاق آشنایی‌زدایی بشود.

نخست. گفتمان وفاق و فورماسیون قدرت
می‌توانیم به تحلیل تبارشناسی وفاق بپردازیم. وفاق از کجای این جامعه برخاسته است؟ وفاق نه از ارادۀ این یا آن مقام و از قیام وقعودهای درون حکومت بلکه از تحرک اجتماعی و از پویایی‌شناسی درون جامعه ایران برخاسته است. در مناسبات میان جامعه و دولت، طی روندی اجتناب‌ناپذیر در چند دهه اخیر قدرت جامعه بیشتر شده است و صفات جمعیتی‌اش تغییر یافته است. موتاسیون‌های جمعیتی سبب شده است که دیگر قابل تصور نیست الگوهای چند دهه پیش حکمرانی در ایران یتواند در همان صورت تداوم داشته باشد. وفاق پاسخی به این بحران بود. با نشانه‌شناسی آخرین انتخابات مجلس و میزان مشارکت‌های بسیار پایین در آن و در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در چرخش سال ۱۴۰۲ به ۱۴۰۳، گفتمان وفاق تولید شد که حاصل بحران در فورماسیون قدرت است.

دو. معناداری وفاق برای جامعه
یک پرسش دیگر هست. این فضای سخن(ژانر) تازه‌ای که به او وفاق می‌گویند و دولت آن را نمایندگی اجرایی می‌کند، تا چه حدی حاوی معناست؟ چگونه می‌تواند برای شهروندان معنادار بشود؟ کمترین لوازمی که می‌تواند شرایط امکان معناداری نسبی وفاق و اثرگذاری و پایایی وفاق را فراهم بیاورد این است که وفاق به معنای توافق شرکای قدرت در یک شرایط چندسالار الیگارشیک نباشد. به جای وفاق چندسالار، وفاق باید مردم‌سالار باشد یعنی وفاق بخشی از حاکمیت با مرکز آن و بخش‌های دیگر برای وفاق اصولی کل حاکمیت با جامعه از طریق پاسخگویی مؤثر به مطالبات فروخورده آنها باشد. تعارف‌آمیز نباشد و به شعور عمومی حرمت بنهد و مردم واقعا ببینند که در الگوی حکمرانی تغییراتی رضایتبخش در جریان است.

زندگی عمومی در شرایط کنونی کشورمان سرشت جدلی پیدا کرده است و دیگر وفاق تعارف‌آمیز اصلا جوابگو نیست. مردم برای یک زندگی معمولی حاضرند اگر از طریق وفاق نتوانستند از در دیگر وارد شوند. ولی ما مطمئنا نیاز به وفاق صلح‌آمیز داریم چون شرایط کشورمان در منطقه و جهان بگونه‌ای‌است که اگر هوشمندی به خرج ندهیم مکانی برای بازی بازیگران جهانی و منطقه‌ای خواهیم شد. اما این وفاق صلح‌آمیز به هیچ وجه دیگر نمی‌تواند تعارف‌آمیز و تناقض‌آلود باشد. تنها یک برنامه قوی و مؤثری از وفاق است که می‌تواند مردم و دولت و سرزمین‌مان را از این گذرگاه پرمخاطره بسلامت عبور بدهد.

سه. پدیدارشناسی وفاق
وفاق از کدام تجربه زندگی در اینجا برخاسته است؟ پشت تجربه وفاق نوعی حس استیصال و اضطرار اجتماعی و آرزوهای فروخورده‌ و آلام اجتماعی نهفته است که نیاز به تفهم دارد. وفاق نشانه‌ای از خواست زندگی صلح‌آمیز و نبوغ بقا در این سرزمین است. در وفاق نوعی جستجوی امید در نومیدی است. ذخیره پنهانی از دانش ضمنی تاریخی در پشت این وفاق هست و باید به آشکارگی آن کمک کرد. مردم ناراضی‌اند ولی می‌خواهند به نحو صلح‌آمیز برای کاهش محنت‌هایشان راهی کم‌هزینه پیدا بکنند. نوعی حس بی‌درکجایی می‌کنند. به هر مکانی برای ادامه زندکی متوسل می‌شوند و دولت را نیز در این میان بخشی از مکان ملی تلقی می‌کنند. در اینجا یک روایت اجتماعی از وفاق پنهان شده است و اسیر و در‌به‌در است. روایتی که صلح را مهم‌تر از حقیقت می‌داند برای ادامه زندگی در این سرزمین. و به جای جنگ بی‌پایان بر سر حقایق، صلح برای حقوق و برای خیر عمومی و پایداری یک سرزمین را ترجیح می‌دهد.

در مقالهٔ تفصیلی راه‌های اصلاح فورماسیون قدرت در میان جامعه و حکومت برای تولید یک وفاق پایدار، ساز و کارهای معنابخشی عمومی به وفاق صلح‌آمیز و در عین حال جدی، و احیای اجتماعی برنامه وفاق، مورد بحث قرار می‌گیرد.
@css_govir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ نورالدین آهی: دولت در همین پنج ماه نشان داده است که تکثر را می‌پذیرد و به رسمیت می‌شناسد.
@css_govir
⭕️ دولت وفاق: امید آخر یا مسیری برای آینده؟

سخنان حسین نورانی‌نژاد، قائم‌مقام حزب اتحاد ملت، در پنل «جریان‌های سیاسی و وفاق ملی» در همایش «گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی»:
 
🔹مساله اکثریت بزرگ جامعه «وفاق» نیست. وفاق یک ضرورت حاکمیتی و سیاسی در شرایط امروز هست اما مساله جامعه، یک زندگی عادی، امن، آزاد، باثبات، به دور از گرانی و مداخله در مسائل شخصی و داشتن آموزش و بهداشت خوب و ... است.
 
🔹در واقع وفاق روشی است (و نه هدف) برای حل مسائل کشور از طریق میانجی‌گری سیاسی بین جامعه و حاکمیت و نیز بین گروه‌های سیاسی مختلف در شرایطی که نزاع بین آنها اوج گرفته بود (دعوا نکنیم). وفاق طبعا نباید به نفی تکثر و اختلاف و رقابت برسد، بلکه اولا برای تفاهم تلاش کند و در گام بعد، قاعده رقابت منصفانه را بنا سازد.
 
🔹البته تلاش‌های مشابهی در گذشته انجام شده بود. گفتمان آقای خاتمی و دولتش قرابت زیادی با این رویکرد داشت هرچند دولت تقریبا اصلاح‌طلب شکل گرفت و در مواردی نزاع هم رخ داد. اما درباره خود آقای خاتمی که تردیدی در شیوه تعاملی او نیست هم وفاق پایدار شکل نگرفت.
 
🔹موج دوم، با کاندیداتوری مهندس موسوی شکل گرفت. زمانی که شکاف بین حاکمیت و اصلاح‌طلبان شدت گرفته بود، میرحسین موسوی در میانه اصلاح‌طلبی و اصولگرایی ایستاد و رویکرد اجماعی و وفاق‌گونه را دنبال می‌کرد. تلاشی که نهایتش را همه می‌دانیم.
 
🔹موج سوم، در گفتمان اعتدال و «نه به افراط» آقای روحانی بود با دولتی شبیه دولت آقای پزشکیان از جهت حضور افرادی از هر دو طیف. آن هم جواب نداد.
 
🔹اما به موج چهارم با تکیه بر تجارب پیشین می‌توان امید بیشتری داشت چون این بار حاکمیت برخلاف گذشته همسویی دارد. اگرچه توازن قوا در داخل و خارج، انبوه مسائل تلنبار شده، کاهش مشارکت معنادار مردم و ... باعث این رویکرد شده، اما سلوک و گفتار آقای پزشکیان هم به این مساله کمک ویژه‌ای کرده است. ضمن این که همه فهمیده‌اند «دیگری» قابل حذف نیست. در این شرایط بود که «دعوا نکنیم» پزشکیان گرفت.
 
جریان های سیاسی و دولت وفاق
🔹امروز به جز براندازان و خودبراندازان، بخش قابل توجهی از سایر جریان‌ها با همه اختلافات و موافقت یا مخالفت‌هایی که با روش وفاق دارند، بر سر اصل «ضرورت توفیق دولت پزشکیان» برای فرار از وضعیت بی‌دولتی و فروپاشی توافق دارند. این جبهه بخشی از گذارطلبان تا افرادی چون تاجزاده و همه اصلاح‌طلبان و بخش قابل توجهی از اصولگرایان را در بر می‌گیرد. چه، شاید دولت پزشکیان با یک مشارکت پایین و رای لرزان و نارضایتی‌های گسترده و ناترازی‌های فراوان و بحران‌های داخلی و بین‌المللی، آخرین شانس از جنس اصلاح امن و از بالا، یا پیش‌گیری از فروپاشی باشد که راه بر هر تغییر مثبتی را تا مدتها ببندد.
 
شرط توفیق وفاق
🔹شرط توفیق و استمرار وفاق، دستاورد است. دعوا نکردن به خودی خود هدف نیست، بلکه این روش باید به تامین حقوق و مطالبات مردم و تاثیر ملموس در زندگی و میزان رضایت آنها و توسعه همه جانبه بینجامد.
 
چگونه؟
🔹این به تصمیمی حاکمیتی و فرادولتی وابسته است. پیش از آنکه جامعه در معرض تصمیمات سخت قرار گیرد، خود حاکمیت باید تجدیدنظرهای سخت در برخی سیاست‌های خود داشته باشد.
 
🔹مهم‌ترین و ریشه‌ای‌ترین این تصمیمات، پذیرش دولت – ملت با همه تبعات آن و عبور از امت‌گرایی است. به تبع چنین رویکردی، هم مفهوم شهروند معنا پیدا می‌کند و هم مساله دولت مدرن حل خواهد شد، ضرورتی که فاقد آن هستیم. یک مملکت یک دولت، شعار ساده اما بسیار هوشمندانه و مهم مردم در زمان اصلاحات بود که امروزه موضوعیت بیشتری هم دارد. اگر این طور نبود، دولت برای رفع فیلترینگ از چند پلتفرم نباید معطل رای شورایی بماند که نه شانیت آن روشن است و نه مکانیسم شکل‌گیری آن، شفاف.
 
🔹بعلاوه، این رویکرد می‌تواند کلید حل سایر مسائل حتی در سطح سیاست خارجی و تحریم‌ها باشد، چون حق حاکمیت ملی از جانب اراده ملت را تقویت می‌کند و تجربه نشان داده که در مجموع میانگین نظرات ملت، از صلاحیت و مصلحت‌سنجی و تدبیر بالاتری برخوردار است.
 
🔹حتا اجتماع نظرات متناقض بخش‌های مختلف ملت، نهایتا تصویر زیبا و قابل اتکا و اعتنایی می‌سازد، مانند مجموع آراء داده شده و داده نشده در آخرین انتخابات که همچون یک سمفونی، در کنار هم دقیق‌ترین و شیواترین پیام ممکن را همنوایی کردند.
 
🔹این فرایند، نه فقط تصمیمات ملی را دقیق‌تر و ملی‌تر می‌کند، که به قدرت ملی می‌انجامد که در تعامل با دیگر کشورها کارت برنده ایران خواهد بود. مانند تجربه‌ای که در دوم خرداد 76 رقم خورد.
 
سرریز وفاق از حاکمیت به جامعه
🔹به گمان من، جامعه رنجیده، شاکی، نجیب، باتجربه و عملگرای ایران همچنان اگر نشانه‌ای ببیند، به اصلاح شانس دوباره‌ای می‌دهد. و حاکمیت اگرچه نمی‌تواند اعتقاد مردم را عوض کند اما می‌تواند اعتماد آنها را برگرداند.
@css_govir
⭕️ وفاق در کشاکش ایده‌آلیسم و رئالیسم

سخنان دکتر میلاد دخانچی، فعال رسانه‌ای و سیاسی عدالت‌خواه، در پنل «جریان‌های سیاسی و وفاق ملی» در همایش «گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی»:

🔴 فقط جریان‌های سیاسی نیستند که باید با هم وفاق کنند، حکومت و مردم نیز؛ اما وفاق یک سطح دیگر نیز دارد و آن وفاق الهیاتی است. اگر وفاق سیاسی را رسیدن به یک اشتراک عملیاتی در سطح رئالیسم قدرت بدانیم آن وقت آنچه اینجا مد نظر است وفاق در سطح ایده آلیسم است.

🔻 به رسمیت شناختن از دو الگوی آلترناتیو پیروی می‌کند: الگوی جنگ و الگوی دوستی. در الگوی جنگ یکی بر دیگری پیروز می‌شود و آنکه پیروز شده، می‌شود ارباب و بازنده می‌شود برده و حالا این میل ارباب است که باید توسط برده بازشناسی و اطاعت شود. در این الگو برده اراده‌ای ندارد. اما در الگوی دوستی، به رسمیت شناختن اراده نه عمودی، بلکه افقی است، هر دو بازیگر جایگاه و اراده همدیگر را به‌رسمیت می‌شناسند. ظاهراً وفاق به الگوی دوم بازشناسی نظر دارد، اما نکته این جاست که الگوی دوستی همواره الگوی جنگ را «رفع» شده فرض می‌کند. این یعنی لازمه صلح، جنگ است و مادامی که جنگ اجتماعی که در الگوی رقابت، در سه سطح اقتصاد و سیاست و فرهنگ برون‌ریزی می‌شود محقق نشود اساسا وفاق غیر ممکن است.

🔻الهیات معرفتی مسلط ما، الهیات انحصار است. دوگانه وجود و ماهیت را که تمام دغدغه‌های فلسفی جهان اسلام را از ابن سینا تا ملاصدرا اشغال کرده، به سلطه یکی بر دیگری و نه رابطه دو طرفه این دو اشاره می‌کند و این صراحتا یعنی مادامی که انحصار قرار است نظم اجتماعی را به طور خاص در دو حوزه فرهنگ و سیاست سامان‌دهی کند، نه رقابت ممکن می‌شود و نه وفاق. پس وفاق بر اساس الگوی الهیات فعلا غیر ممکن است.

🔻و اما خود الهیات: آنچه دولت مرکزی را در ایران ممکن می‌کند، وفاق سه ضلع یک مثلث است، مثلث: شریعت، عرف، قانون؛ عرفان، نقل و فلسفه و البته ایران، اسلام و غرب.

انقلاب مشروطه رخ داد چون نظم حاکمیتی نتوانسته بود با غرب به وفاق برسد، انقلاب اسلامی رخ داد، چون همین نظم نتوانسته بود با اسلام به وفاق برسد و حکمرانی کنونی با چالش مواجه است چون با مفهوم ایران، عرف و فلسفه (بخوانید علوم انسانی) هنوز نتوانسته جایابی مشخصی داشته باشد. و این دغدغه ما را به موضوع جانشینی نیز پیوند می‌زند: چگونه آینده سیاسی ایران می‌تواند و باید بین سه عنصر عرف، شریعت و قانون به وفاق برسد؟ این کلیدی‌ترین پرسش پیش روی ما در موضوع وفاق است.

🔻گفتمان اسلام سیاسی در فاصله دهه ۳۰ تا ۶۰ توانست بین اضلاع مختلف این مثلث وفاق نسبی ایجاد کرده، گفتمانی را برساخت کند که تحت عنوان اسلامیسم شناخته می‌شود که نماد آن را می‌توان شریعتی دانست. در سیمای اندیشه شریعتی، هم اسلام را می‌توان دید، هم غرب را و هم ایران را.‌ و این یعنی تنها گفتمانی که امکان وفاق در بین اضلاع مختلف مثلث‌ ذکر شده بالا را دارد، همچنان اسلامیسم (نه گفتمان حکومت‌گرایان مسلمان) است که با آموختن از تجربه اسلام سیاسی در قدرت و نقد وجوه جهان شمول اسلامیسم باید بار دیگر در قامت پسااسلامیسم به ظهور برسد و پسااسلامیسم تنها راه حفظ دولت مرکزی در ایران است و این البته پارادوکس دارد.

🔻امروز عدالت‌خواهان ایرانی که نتیجه سنتز تجربه اصلاح‌طلبی و اصولگرایی هستند تنها جریانی هستند که در عین عنایت به مقوله همراه شدن با سیاست در سطح ماتریال قدرت، مسأله فقدان ایده را پررنگ می‌کنند. آنان عملگرایانی هستند در جستجوی ایده‌.

🔻این جاست که وفاق بر علی شریعتی بلکه یک ضرورت تلقی می‌شود، علی شریعتی که پایگاه معرفتی کلاسیک او نه ابن سینا و ملاصدرا بلکه عین القضات همدانی است، متفکر اهل همدان که توانست درباره مهمترین دیگری هستی انسانی، یعنی ابلیس به صورت‌بندی تئوریک دست یابد.
@css_govir
⭕️ توسعه و وفاق ملی

سخنان دکتر زهرا کاویانی، متخصص اقتصاد فقر، در پنل «توسعه و وفاق ملی» در همایش «گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی»:

اقتصاد ایران در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب رشد قابل توجهی در شاخص‌های اولیهٔ‌ توسعه و همچنین محرومیت‌زدایی به خصوص در دو بخش بهداشت و آموزش داشت. نرخ باسوادی به عنوان ابتدایی‌ترین شاخص دستیابی به امکانات آموزشی بسیار رشد داشته است. از ابتدای انقلاب نرخ با سوادی از حدود ۳۶ درصد که در حدود ۳۰ واحد درصد کمتر از متوسط جهانی بود به بیش از ۸۸ درصد که بالاتر از میانگین جهانی است رسیده است. در آن زمان یک توافق جمعی برای افزایش نرخ بی سوادی وجود داشت.

همچنین در بخش بهداشت و سلامت، پوشش سراسری واکسیناسیون یکی از اولین و مهمترین مراقبت‌های بهداشتی بود که در ایران با جدیت پیگیری شد و در حال حاضر نرخ پوشش واکسیناسیون کودکان بالاتر از متوسط جهانی است. اگر قرار بود بهبود در این شاخص‌ها، نیازمند حل و فصل مناقشات سیاسی بین گروه‌های مختلف باشد، دستاوردهای فعلی هرگز به دست نمی‌آمد.

سوال این است که چطور امروز نرخ بازماندگی از تحصیل که شاخصی بسیار مهمتر از نرخ باسوادی است، افزایش می‌یابد اما یک توافق جمعی برای حل آن وجود ندارد؟ چطور است که وفاقی حول آنکه منابع اختصاص یافته به فلان اندیشکدهٔ غیر ضرور کاهش یافته و در مقابل صرف تلاش برای کاهش نرخ بازماندگی از تحصیل شود، شکل نمی‌گیرد؟ چطور امروز منابعی که با عنوان محرومیت‌زدایی و بهبود وضعیت معیشت توزیع می‌شود، تقریبا همگی به صورت ناکارا توزیع می‌شوند؟ چرا حذف اختصاص بیش از ۱۸ میلیارد دلار ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی که اصابت بسیار اندکی به گروه‌های پایین درآمدی دارد و توزیع آن به نحوی که تنها به مصرف‌کننده نهایی اصابت کند، مخالفان جدی دارد؟

یارانه کالاهای اساسی در برخی موارد به دهک دهم ۲۱ برابر بیشتر از دهک اول اصابت می‌کند. این در حالی است که نرخ سوء تغذیه در بین کودکان ۰ تا ۶ سال در برخی از شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان به بیش از ۵۰ درصد رسیده است. چه شده که در ابتدای انقلاب وفاق ملی وجود داشت که باید برای همه بهداشت و سلامت عمومی فراهم کرد، اما امروز برای سوء تغذیه‌ی کودکان وفاق ملی شکل نمی‌گیرد و منابع یارانه‌ای به این گروه تخصیص نمی‌یابد؟

واقعیت این است که به مرور زمان، سیاست‌های اجرا شده، گروه‌های ذینفعی را ساخته که مانع از اصلاحات و روندهای توسعه‌یافتگی هستند. در ابتدای انقلاب، هنوز گروه‌های ذی‌نفع جدید ساخته نشده بودند، حاکمیت سیاست‌هایی را که تصور می‌کرد می‌تواند منجر به بهبود وضعیت معیشت مردم شود، بدون زورآزمایی گروه‌های ذی‌نفع به اجرا می‌گذاشت. وفاق و همدلی بین مردم و حاکمیت منجر به این می‌شد که شاخص‌های توسعه‌یافتگی در سطوح اولیه بهداشت و سلامت، به شدت بهبود یابند، اما همین وفاق و همدلی بین مردم و حاکمیت، منجر به سیاست‌هایی از قبیل کنترل‌های قیمتی، ورود دولت به تمام شئون اقتصادی و... نیز شد که به مرور زمان گروه‌های ذی‌نفعی را ایجاد کرد که دیگر نفع‌شان در تخصیص بهینه‌ی منابع برای کاهش محرومیت و یا بهبود شاخص‌های توسعه نبوده است.

چه باید کرد؟ پاسخ این است که توسعه از مسیر وفاق ملی عبور می‌کند. اگر چهارگانه‌ی حاکمیت، مردم، بروکرات‌ها و گروه‌های ذی‌نفع را در نظر بگیریم، ما برای دستیابی به وفاق ملی برای انجام اصلاحات و قرار گرفتن در مسیر توسعه نیازمند آن هستیم که در هر یک از این چهار بخش، همراهان توسعه داشته باشیم.

در بخش مردم، به طور معمول طبقه‌ی متوسط است که می‌تواند خواستگاه رشد و توسعه اقتصادی باشد. از سال ۱۳۹۷ به بعد ۱۰ میلیون نفر از طبقه‌ی متوسط کاسته شده و به جمعیت فقرا اضافه شده است. در طبقه‌ی فقرا مشکلات معیشت آنقدر بالاست که مطالبه معمولا به شکل درخواست‌های مدنی برای توسعه شکل نمی‌گیرد بلکه کنش‌ها اگر شکل بگیرد، بیشتر از نوع اعتراضات خیابانی است که خود مخل فرایندهای توسعه است. در بخش بروکرات‌های دولتی نیز، مجموع سیاست‌هایی که امکان توزیع رانت به بروکرات‌ها می‌دهد، تداوم وضع موجود را محتمل‌تر میکند. در گروه ذی‌نفعان نیز که قطعا سیاست‌های ضد توسعه پایدار خواهد بود.

اما، سوال اینجاست که چه می‌شود و چه باید کرد؟ خبر بد این است که همانطور که اشاره شد، دستیابی به وفاق ملی برای قرار گرفتن در مسیر توسعه بسیار سخت است. اما خبر خوب این است که باید به این سوال اساسی پاسخ داد که تا کجا منافع گروه‌های ذی‌نفع می‌تواند در مغایرت با توسعه باشد؟ گروه‌‎های ذی‌نفع تا زمانی حضوری دارند که منابعی برای توزیع باشد و البته منافع آنها نیز در گرو حفظ وضعیت سیاسی موجود است. بنابراین به نظر می‌رسد زمانی که اساسا منابع قابل توجهی برای توزیع باقی نمانده باشد، آن زمان منافع گروه‌های ذی‌نفع نیز در بهبود وضعیت اقتصادی و توسعه است.
@css_govir
محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رییس جمهور، همزمان با چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به تماشای فیلم سینمایی "صیاد" نشست.

فیلم سینمایی صیاد، به کارگردانی جواد افشار به بررسی زندگی و رشادت‌های شهید سپهبد صیاد شیرازی در دورهٔ ماه‌های منتهی به جنگ تحمیلی تا فتح خرمشهر می‌پردازد.

@css_govir
📸 گزارش تصویری حضور محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رییس جمهور در مراسم تجدید میثاق دولت با امام راحل(ره) در حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی /جماران

@css_govir
🔹دکتر سید رضا صالحی امیری وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با حضور در معاونت راهبردی ریاست جمهوری، با دکتر محمدجواد ظریف معاون راهبردی رییس جمهور دیدار و در خصوص موضوعات راهبردی در حوزه گردشگری و میراث‌فرهنگی گفتگو و رایزنی کردند.

@css_govir