📸 بازتاب همایش "گفتگوی ملی برای وفاق ملی" در صفحه اول روزنامههای ۲۲دیماه
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔹در پنل «جریانهای اجتماعی و وفاق» در همایش گفتگوی ملی برای وفاق ملی مطرح شد:
🔻لزوم وفاق با افراد و گروههای غیرهمسو
🔸دكتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه، با تاکید بر اينکه وفاق ملی نباید به یک شعار صرف تقلیل یابد، بلکه باید به عنوان یک اقدام عملی و راهبردی برای بهبود وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور مورد توجه قرار گیرد اظهارداشت: وفاق يعني التيام بخشي به زخمهاي جامعه؛ دكتر پزشکیان باید به دیدار خانواده مهسا امینی میرفت، باید با کردها صحبت میکرد و خواستههایشان را میشنید، اگر من مصداق وفاق را اجتماعی بخواهم ببینم، به بازماندگان پرواز اوکرايني پيام همدردی میدادم، به ديدار ميرحسين موسوی و كروبی ميرفتم و براي شروع وفاق ملي از زندان اوين بازديد ميكردم. نرگس محمدي، تاج زاده و زندانیهای سياسی را مي ديدم. وی با بیان اینکه بدون وفاق بینالمللی تلاش در وفاق داخلی ممکن نیست، افزود: اساسا امكان طرح وفاق در حالی كه برخی معتقداند بعضیها اصلا حق نيستند و متهم و زندانی امنيتی هستند امكانپذير نيست و در اين شرايط وفاق اصولا امكان وجودی ندارد.
زیباکلام همچنین با مرور تجربه تاریخی ایران، اظهار داشت: وفاق ملی در تاریخ معاصر کشور تنها در دو مقطع زمانی قابل مشاهده بوده است: نخست در جریان انقلاباسلامی سال 57 و دوم در سالهای اولیه جنگ ایران و عراق. به گفته وی، این دورهها با وجود تهدیدهای خارجی و بحرانهای داخلی، شاهد همبستگی و اتحاد نسبی میان گروههای مختلف جامعه بودند.
🔸دکتر فراستخواه استاد دانشگاه نیز با بررسی شرايط امکان وفاق، گفت: وفاق از اراده مسئولین برنمیخیزد، بلکه از تحرک اجتماعی و قدرتیابی جامعه ناشی میشود. او وفاق را نه تقسیم منافع و سهمخواهی، بلکه مکالمه جدی، جدلی و صلحآمیز با جامعه دانست.
وی در مخالفت با نظر زیباکلام، التیام بخشیدن را معنای وفاق ندانست و گفت:«وفاق توافق شركاي دولت يا وضعيت چند سالار يا تقسيم منافع در بالا و باز تقسيم سهمخواهیها نيست. بلكه وفاق، وفاق مردم سالار است.
فراستخواه وفاق را مکالمهبنیان، جدی، جدلی و صلحآمیز تعریف کرد و افزود: اگر وفاق را توهم بدانيم و توجه نداشته باشيم پشت وفاق چه استيصال ملی نهفته است هيچگاه وفاق به معني واقعي ان را نخواهيم فهميد. وفاق اجتماعی الان در حال ويرايش است و دارد توليد میشود و بايد اجازه بدهيم در بستر زمان جامعه ايران مسير خود را ادامه دهد. مردم در مسير همدلي مشغول جدالي هستند كه صلح محور است.
🔸دکتر رحمانی دیگر عضو این پنل به چالشهای اساسی برای وفاق اشاره کرد و گفت: نابرابری و بیاعتمادی در جامعه، امکان وفاق را تضعیف کرده است. وی افزود: با این حال جامعه پتانسیل بالایی برای وفاق دارد اما نهادهای حکمرانی این امکان را محدود کردهاند.
رحمانی تاکید کرد: جامعه پتانسيل بالایی دارد و وفاق اجتماعي ممكن است ولی در عرصه سياست شاهد وفاق گريزی هستيم زيرا منش آن وفاقگريز و تبار و گروهگرا است.
🔸دکتر رهبری پژوهشگر اجتماعی نیز در ابتدا با اشاره به اینکه وقتي در جامعه ايران از وفاق صحبت میكنيم زمينههای مختلفی وجود دارد كه سبب فهمهای متفاوت از مفهوم وفاق است. از اين رو فهم خود وفاق تبديل به مسئله شده است. وي در ادامه به تعریف آکادمیک وفاق پرداخت و گفت: وفاق از هممسئلهگی و توافق بر مسائل مشترک شکل میگیرد. او به فرسایش سرمایه اجتماعی و تغییرات ناشی از تکنولوژیهای ارتباطی اشاره کرد که نوع کنشهای اجتماعی را دگرگون کرده و براین اساس برای رسیدن به وفاق باید از قالبهای حاکم فراتر رفت و به پیچیدگیهای موجود در جامعه چندپاره ایران توجه کرد.
رهبری تاکیدکرد: برای رسیدن به وفاق با جامعه باید فراتر از پروتکلهای فرمی و محتوایی رفت و از قالبهای حاکم خارج شد.
🔸متین رمضانخواه نیز وفاق را ابزاری برای حل مسائل ایران دانست و گفت: وفاق مسیر و ابزاري برای رسیدن به حس سعادت و همزیستی است. او افزود: شکاف جدی بین خواستههای مردم و عملکرد حاکمیت وجود دارد و دکتر پزشکیان در تلاش است تا روی این شکافها پل بزند. به گفته او، با توجه به عدم يكدستي جامعه ايران حصول به وفاق اجتماعی نیازمند پیگیری همزمان مسائل اقتصادی، آزادیهای اجتماعی و حقوق شهروندی است.رمصانخواه تأکید کرد: رشد تشکلهای مستقل مردمنهاد یکی از عوامل اساسی برای رسیدن به وفاق است.
🔸دکتر بهاره آروین مدیر پنل در جمعبندی اظهارداشت: از حيث سياسي ريسك پروژه وفاق را بالا ميدانم، سياست عرصه جدال بر سر قدرت است، اما در امر اجتماعی، وفاق درون جامعه معني دارد و اصولا بايد با كسانی كه شايد خيلی همسو نباشيم وفاق داشته باشيم. وی همچنین بر تمایز بین وفاق سیاسی، وفاق اجتماعی و وفاق سیاستگذاری اجتماعی تاکید کرد.
🔻لزوم وفاق با افراد و گروههای غیرهمسو
🔸دكتر صادق زیباکلام استاد دانشگاه، با تاکید بر اينکه وفاق ملی نباید به یک شعار صرف تقلیل یابد، بلکه باید به عنوان یک اقدام عملی و راهبردی برای بهبود وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور مورد توجه قرار گیرد اظهارداشت: وفاق يعني التيام بخشي به زخمهاي جامعه؛ دكتر پزشکیان باید به دیدار خانواده مهسا امینی میرفت، باید با کردها صحبت میکرد و خواستههایشان را میشنید، اگر من مصداق وفاق را اجتماعی بخواهم ببینم، به بازماندگان پرواز اوکرايني پيام همدردی میدادم، به ديدار ميرحسين موسوی و كروبی ميرفتم و براي شروع وفاق ملي از زندان اوين بازديد ميكردم. نرگس محمدي، تاج زاده و زندانیهای سياسی را مي ديدم. وی با بیان اینکه بدون وفاق بینالمللی تلاش در وفاق داخلی ممکن نیست، افزود: اساسا امكان طرح وفاق در حالی كه برخی معتقداند بعضیها اصلا حق نيستند و متهم و زندانی امنيتی هستند امكانپذير نيست و در اين شرايط وفاق اصولا امكان وجودی ندارد.
زیباکلام همچنین با مرور تجربه تاریخی ایران، اظهار داشت: وفاق ملی در تاریخ معاصر کشور تنها در دو مقطع زمانی قابل مشاهده بوده است: نخست در جریان انقلاباسلامی سال 57 و دوم در سالهای اولیه جنگ ایران و عراق. به گفته وی، این دورهها با وجود تهدیدهای خارجی و بحرانهای داخلی، شاهد همبستگی و اتحاد نسبی میان گروههای مختلف جامعه بودند.
🔸دکتر فراستخواه استاد دانشگاه نیز با بررسی شرايط امکان وفاق، گفت: وفاق از اراده مسئولین برنمیخیزد، بلکه از تحرک اجتماعی و قدرتیابی جامعه ناشی میشود. او وفاق را نه تقسیم منافع و سهمخواهی، بلکه مکالمه جدی، جدلی و صلحآمیز با جامعه دانست.
وی در مخالفت با نظر زیباکلام، التیام بخشیدن را معنای وفاق ندانست و گفت:«وفاق توافق شركاي دولت يا وضعيت چند سالار يا تقسيم منافع در بالا و باز تقسيم سهمخواهیها نيست. بلكه وفاق، وفاق مردم سالار است.
فراستخواه وفاق را مکالمهبنیان، جدی، جدلی و صلحآمیز تعریف کرد و افزود: اگر وفاق را توهم بدانيم و توجه نداشته باشيم پشت وفاق چه استيصال ملی نهفته است هيچگاه وفاق به معني واقعي ان را نخواهيم فهميد. وفاق اجتماعی الان در حال ويرايش است و دارد توليد میشود و بايد اجازه بدهيم در بستر زمان جامعه ايران مسير خود را ادامه دهد. مردم در مسير همدلي مشغول جدالي هستند كه صلح محور است.
🔸دکتر رحمانی دیگر عضو این پنل به چالشهای اساسی برای وفاق اشاره کرد و گفت: نابرابری و بیاعتمادی در جامعه، امکان وفاق را تضعیف کرده است. وی افزود: با این حال جامعه پتانسیل بالایی برای وفاق دارد اما نهادهای حکمرانی این امکان را محدود کردهاند.
رحمانی تاکید کرد: جامعه پتانسيل بالایی دارد و وفاق اجتماعي ممكن است ولی در عرصه سياست شاهد وفاق گريزی هستيم زيرا منش آن وفاقگريز و تبار و گروهگرا است.
🔸دکتر رهبری پژوهشگر اجتماعی نیز در ابتدا با اشاره به اینکه وقتي در جامعه ايران از وفاق صحبت میكنيم زمينههای مختلفی وجود دارد كه سبب فهمهای متفاوت از مفهوم وفاق است. از اين رو فهم خود وفاق تبديل به مسئله شده است. وي در ادامه به تعریف آکادمیک وفاق پرداخت و گفت: وفاق از هممسئلهگی و توافق بر مسائل مشترک شکل میگیرد. او به فرسایش سرمایه اجتماعی و تغییرات ناشی از تکنولوژیهای ارتباطی اشاره کرد که نوع کنشهای اجتماعی را دگرگون کرده و براین اساس برای رسیدن به وفاق باید از قالبهای حاکم فراتر رفت و به پیچیدگیهای موجود در جامعه چندپاره ایران توجه کرد.
رهبری تاکیدکرد: برای رسیدن به وفاق با جامعه باید فراتر از پروتکلهای فرمی و محتوایی رفت و از قالبهای حاکم خارج شد.
🔸متین رمضانخواه نیز وفاق را ابزاری برای حل مسائل ایران دانست و گفت: وفاق مسیر و ابزاري برای رسیدن به حس سعادت و همزیستی است. او افزود: شکاف جدی بین خواستههای مردم و عملکرد حاکمیت وجود دارد و دکتر پزشکیان در تلاش است تا روی این شکافها پل بزند. به گفته او، با توجه به عدم يكدستي جامعه ايران حصول به وفاق اجتماعی نیازمند پیگیری همزمان مسائل اقتصادی، آزادیهای اجتماعی و حقوق شهروندی است.رمصانخواه تأکید کرد: رشد تشکلهای مستقل مردمنهاد یکی از عوامل اساسی برای رسیدن به وفاق است.
🔸دکتر بهاره آروین مدیر پنل در جمعبندی اظهارداشت: از حيث سياسي ريسك پروژه وفاق را بالا ميدانم، سياست عرصه جدال بر سر قدرت است، اما در امر اجتماعی، وفاق درون جامعه معني دارد و اصولا بايد با كسانی كه شايد خيلی همسو نباشيم وفاق داشته باشيم. وی همچنین بر تمایز بین وفاق سیاسی، وفاق اجتماعی و وفاق سیاستگذاری اجتماعی تاکید کرد.
Telegram
معاونت راهبردی ریاست جمهوری
﷽
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
🔹دلاوری در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی مطرح کرد:
🔻وفاق در مقابل رویکرد تنازعی و تخاصمی حاکم بر عرصه سیاست ایران
🔸دکتر ابوالفضل دلوری استاد دانشگاه علامه طباطبایی در پنل مفهوم شناسی وفاق در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی، با اشاره به بیهودگی مباحث انتزاعی لغوی و مفهومی برای فهم مفهوم وفاق، بر ضرورت توجه به بستر، فضا و مسالهای که این مفهوم در آن مطرح شده، تاکیدکرد و افزود: وفاق را به عنوان رویکرد و الگویی از سیاست و سیاست ورزی باید دید که در مقابل رویکرد و الگوی تنازعی و تخاصمی حاکم بر عرصه سیاست ایران در دهههای اخیر مطرح شده است.
🔸وی ادامه داد: بر این اساس، سیاست وفاق را باید به عنوان یک استراتژی مرتبط با حل منازعه مفهومسازی کرد. آنچه در چند ماه اخیر عملا رخ داده هنوز در ابتداییترین مراحل حل منازعه یعنی "مدیریت منازعه" و تلاش برای "کاهش سطح منازعه" آن هم فقط در سطح بخشی از هیات حاکمه و بلوک قدرت و تا حدود اندکی هم در سطح سیاست منطقهای محدود مانده که بسیار هم شکننده است.
🔸دلاوری خاطرنشان کرد: برای تعمیق و تحکیم این الگوی سیاست، لازم است نظام سیاسی مستقر اولا همین مرحله کاهش سطح منازعه را به دیگر سطوح و عرصهها و به روابطش با همه نیروهای سیاسی و اجتماعی داخلی و همچنین کلیت روابط خارجی تسری دهد، ثانیا به علت انباشت خطرناک بحرانهای داخلی و خارجی، هر چه سریعتر از مرحله مدیریت منازعه به مراحل بعدی یعنی تحول منازعه و سپس حل منازعه گذر کند.
🔸وی در پایان تصریحکرد: راهبردی برای گذر از وضع موجود، میتواند راهبرد "گذارهای همزمان" (رفرمهای بنیادی موازی) باشد.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔻وفاق در مقابل رویکرد تنازعی و تخاصمی حاکم بر عرصه سیاست ایران
🔸دکتر ابوالفضل دلوری استاد دانشگاه علامه طباطبایی در پنل مفهوم شناسی وفاق در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی، با اشاره به بیهودگی مباحث انتزاعی لغوی و مفهومی برای فهم مفهوم وفاق، بر ضرورت توجه به بستر، فضا و مسالهای که این مفهوم در آن مطرح شده، تاکیدکرد و افزود: وفاق را به عنوان رویکرد و الگویی از سیاست و سیاست ورزی باید دید که در مقابل رویکرد و الگوی تنازعی و تخاصمی حاکم بر عرصه سیاست ایران در دهههای اخیر مطرح شده است.
🔸وی ادامه داد: بر این اساس، سیاست وفاق را باید به عنوان یک استراتژی مرتبط با حل منازعه مفهومسازی کرد. آنچه در چند ماه اخیر عملا رخ داده هنوز در ابتداییترین مراحل حل منازعه یعنی "مدیریت منازعه" و تلاش برای "کاهش سطح منازعه" آن هم فقط در سطح بخشی از هیات حاکمه و بلوک قدرت و تا حدود اندکی هم در سطح سیاست منطقهای محدود مانده که بسیار هم شکننده است.
🔸دلاوری خاطرنشان کرد: برای تعمیق و تحکیم این الگوی سیاست، لازم است نظام سیاسی مستقر اولا همین مرحله کاهش سطح منازعه را به دیگر سطوح و عرصهها و به روابطش با همه نیروهای سیاسی و اجتماعی داخلی و همچنین کلیت روابط خارجی تسری دهد، ثانیا به علت انباشت خطرناک بحرانهای داخلی و خارجی، هر چه سریعتر از مرحله مدیریت منازعه به مراحل بعدی یعنی تحول منازعه و سپس حل منازعه گذر کند.
🔸وی در پایان تصریحکرد: راهبردی برای گذر از وضع موجود، میتواند راهبرد "گذارهای همزمان" (رفرمهای بنیادی موازی) باشد.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
Telegram
معاونت راهبردی ریاست جمهوری
﷽
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
🔹بررسی نسبت وفاق و عدالت در نشست گفتگوی ملی درباره وفاق ملی
🔸دکتر حیدری در ابتدای پنل وفاق ملی و عدالت در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی، بحث را با طرح این سوال آغاز کرد که «سوال اصلی این است که چطور باید با هم زندگی خوبی داشته باشیم؟»، وی در ادامه گفت: هابز معتقد بود که حکومت با ایجاد امنیت، آشوب را از بین میبرد و امنیت، سعادتآفرین است. لاک علاوه بر امنیت، حفظ مال و زندگی و لذا آزادی را مطرح کرد. در گام سوم، بیشترین رفاه برای همه به عنوان هدف سیاست مطرح شد و در گام چهارم، رالز مقوله عدالت را به این موارد اضافه کرد. حیدری تاکید کرد: هر چهار گام از مسیر وفاق حاصل شده، هابز میگفت بر سر امنیت وفاق میکنیم لاک علاوه بر امنیت آزادی را هم در مدار وفاق قرار داد و رالز هم ضمن توجه به امنیت و ازادی و رفاه این مقولات را بدون عدالت و توزیع عادلانه غیر قابل وفاق تعریف کرده بود.
🔸دکتر سمیه توحیدلو دیگر صاحبنظر حاضر در این پنل در سخنان خود، وفاق ملی را از دو منظر مفهومی و روشی تحلیل کرد و گفت: برخی وفاق ملی را همپیوند با سرمایه اجتماعی میدانند، اما سرمایه اجتماعی خودش معلول است و نمیتواند علت وفاق باشد.
🔸وی با بیان اینکه وفاق از حیث مفهومی با عدالت و از حیث روشی با حل مسئله اجتماعی ارتباط دارد، در توضیح هفت موضوع کلیدی برای دستیابی به وفاق، گفت:
📍ایجاد آسیبشناسی دقیق: اینکه آیا افراد درگیر در یک مسئله خودشان مسئول آن هستند؟
- اتکا به بازار: گره زدن سیاست به بازار مشکلات زیادی ایجاد کرده است.
توجه به پیوستگی مسائل اجتماعی: نمیتوان بخشی از حکومت به وفاق بپردازد و بخش دیگر اقدامات متضاد انجام دهد.
📍دخالت مداخلهگر: گاهي تلاش براي حل مشكل بواسطه فرايندهاي اشتباه مداخله، در جامعه مشكل ساز ميشود، در برخي موضوعات بايد دخالت نكنيم و آن را به جامعه واگذار كنيم.
📍توجه به عدالت، آزادی و انصاف: وفاق صرفا با فهم زير بناي مسئله اجتماعي و ملزومات حل مسئله اجتماعي ميسر ميشود و اين با عدالت، آزادي، توجه به شايستگان و انصاف گره خورده است.
📍همچنین وی تاکیدکرد: بدون حذف نابرابریها، وفاق عملا مبدل به یک شرکت سهامی برای ذینفعان خواهد شد. براین اساس وفاق صرفا وفاق در حاکمیت و بین ارکان مختلف آن نیست، بلکه وفاق یعنی مداخله در جایی که عموم مردم منافعشان دچار خدشه میشود.
📍وی در ادامه به چگونگی اتصال دغدغه نظری عدالت، به پاسخ به مسئله اجتماعی پرداخت و در توضیح سه راهکار خود
۱- توجه به تکثر ذینفعان قدرت و توزیع واقعی آنها
۲- تکثر مسیرهای گفتوگو و امکان تبادل نظر همه افراد با ارزش هاي متفاوت
۳- توجه به میانهها و گروه هایی که امکان همراه کردن دیگران را با خود را دارند در عرصه سیاستگذاری را اظهارداشت.
پنل وفاق و عدالت
🔸دکتر حیدری در ابتدای پنل وفاق ملی و عدالت در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی، بحث را با طرح این سوال آغاز کرد که «سوال اصلی این است که چطور باید با هم زندگی خوبی داشته باشیم؟»، وی در ادامه گفت: هابز معتقد بود که حکومت با ایجاد امنیت، آشوب را از بین میبرد و امنیت، سعادتآفرین است. لاک علاوه بر امنیت، حفظ مال و زندگی و لذا آزادی را مطرح کرد. در گام سوم، بیشترین رفاه برای همه به عنوان هدف سیاست مطرح شد و در گام چهارم، رالز مقوله عدالت را به این موارد اضافه کرد. حیدری تاکید کرد: هر چهار گام از مسیر وفاق حاصل شده، هابز میگفت بر سر امنیت وفاق میکنیم لاک علاوه بر امنیت آزادی را هم در مدار وفاق قرار داد و رالز هم ضمن توجه به امنیت و ازادی و رفاه این مقولات را بدون عدالت و توزیع عادلانه غیر قابل وفاق تعریف کرده بود.
🔸دکتر سمیه توحیدلو دیگر صاحبنظر حاضر در این پنل در سخنان خود، وفاق ملی را از دو منظر مفهومی و روشی تحلیل کرد و گفت: برخی وفاق ملی را همپیوند با سرمایه اجتماعی میدانند، اما سرمایه اجتماعی خودش معلول است و نمیتواند علت وفاق باشد.
🔸وی با بیان اینکه وفاق از حیث مفهومی با عدالت و از حیث روشی با حل مسئله اجتماعی ارتباط دارد، در توضیح هفت موضوع کلیدی برای دستیابی به وفاق، گفت:
📍ایجاد آسیبشناسی دقیق: اینکه آیا افراد درگیر در یک مسئله خودشان مسئول آن هستند؟
- اتکا به بازار: گره زدن سیاست به بازار مشکلات زیادی ایجاد کرده است.
توجه به پیوستگی مسائل اجتماعی: نمیتوان بخشی از حکومت به وفاق بپردازد و بخش دیگر اقدامات متضاد انجام دهد.
📍دخالت مداخلهگر: گاهي تلاش براي حل مشكل بواسطه فرايندهاي اشتباه مداخله، در جامعه مشكل ساز ميشود، در برخي موضوعات بايد دخالت نكنيم و آن را به جامعه واگذار كنيم.
📍توجه به عدالت، آزادی و انصاف: وفاق صرفا با فهم زير بناي مسئله اجتماعي و ملزومات حل مسئله اجتماعي ميسر ميشود و اين با عدالت، آزادي، توجه به شايستگان و انصاف گره خورده است.
📍همچنین وی تاکیدکرد: بدون حذف نابرابریها، وفاق عملا مبدل به یک شرکت سهامی برای ذینفعان خواهد شد. براین اساس وفاق صرفا وفاق در حاکمیت و بین ارکان مختلف آن نیست، بلکه وفاق یعنی مداخله در جایی که عموم مردم منافعشان دچار خدشه میشود.
📍وی در ادامه به چگونگی اتصال دغدغه نظری عدالت، به پاسخ به مسئله اجتماعی پرداخت و در توضیح سه راهکار خود
۱- توجه به تکثر ذینفعان قدرت و توزیع واقعی آنها
۲- تکثر مسیرهای گفتوگو و امکان تبادل نظر همه افراد با ارزش هاي متفاوت
۳- توجه به میانهها و گروه هایی که امکان همراه کردن دیگران را با خود را دارند در عرصه سیاستگذاری را اظهارداشت.
پنل وفاق و عدالت
Telegraph
بررسی نسبت وفاق و عدالت در نشست گفتگوی ملی درباره وفاق ملی
دکتر حیدری در ابتدای پنل وفاق ملی و عدالت در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی، بحث را با طرح این سوال آغاز کرد که «سوال اصلی این است که چطور باید با هم زندگی خوبی داشته باشیم؟»، وی در ادامه گفت: هابز معتقد بود که حکومت با ایجاد امنیت، آشوب را از بین میبرد…
🔹انتصاب مشاور راهبردی استانداران در دستورکار معاونت راهبردی رئیس جمهور است
🔻معاون استانها و سرمایه اجتماعی معاونت راهبردی رئیس جمهور گفت: در همه استانها، مشاور راهبردی استاندار انتخاب میشود.
به گزارش اداره کل رسانه معاونت راهبردی ریاستجمهوری، متین رمضانخواه روز یکشنبه در دیدار با نماینده ولیفقیه در استان فارس با اشاره به سابقه فعالیت معاونت استانهای معاونت راهبردی رئیس جمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم، گفت: در این دوره با مسئولیت دکتر محمدجواد ظریف، الگوی سیاستگذاری مشارکتی در دستور کار معاونت راهبردی قرار دارد که از چهار رکن اساسی مدیران استان، فعالان حوزه اقتصادی، تشکلهای مدنی و دانشگاهیان تشکیل میشود.
متن کامل خبر
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔻معاون استانها و سرمایه اجتماعی معاونت راهبردی رئیس جمهور گفت: در همه استانها، مشاور راهبردی استاندار انتخاب میشود.
به گزارش اداره کل رسانه معاونت راهبردی ریاستجمهوری، متین رمضانخواه روز یکشنبه در دیدار با نماینده ولیفقیه در استان فارس با اشاره به سابقه فعالیت معاونت استانهای معاونت راهبردی رئیس جمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم، گفت: در این دوره با مسئولیت دکتر محمدجواد ظریف، الگوی سیاستگذاری مشارکتی در دستور کار معاونت راهبردی قرار دارد که از چهار رکن اساسی مدیران استان، فعالان حوزه اقتصادی، تشکلهای مدنی و دانشگاهیان تشکیل میشود.
متن کامل خبر
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔹رمضانخواه: معاونت راهبردی رئیس جمهور سه تا پنج مساله اساسی هر استان را هدفگذاری میکند
🔻به گزارش ادارهکل رسانه معاونت راهبردی ریاستجمهوری، معاون راهبردهای استانی و سرمایه اجتماعی معاونت راهبردی رئیس جمهور با اشاره به تفاهم این معاونت و وزارت کشور برای انتصاب مشاور راهبردی استانداران، گفت: در هر استان سه تا پنج مساله اساسی هدف گرفته میشود تا با همیاری تشکلهای مدنی، جامعه دانشگاهی و بخش خصوصی بررسی و حل شود.
متن کامل خبر
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔻به گزارش ادارهکل رسانه معاونت راهبردی ریاستجمهوری، معاون راهبردهای استانی و سرمایه اجتماعی معاونت راهبردی رئیس جمهور با اشاره به تفاهم این معاونت و وزارت کشور برای انتصاب مشاور راهبردی استانداران، گفت: در هر استان سه تا پنج مساله اساسی هدف گرفته میشود تا با همیاری تشکلهای مدنی، جامعه دانشگاهی و بخش خصوصی بررسی و حل شود.
متن کامل خبر
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
معاونت راهبردی ریاست جمهوری
🔹ظریف: امروز آغاز گفتگو است 🔻به گزارش معاونت راهبردی ریاست جمهوری، محمدجواد ظریف در همایش گفتوگوی ملی درباره وفاق ملی با تشکر از رییسجمهور بابت تغییر برنامه سفر جهت حضور در این همایش، گفت:اهمیتی که ریاست محترم جمهور به بحث وفاق میدهند از همین حضور معنادار…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻ظریف: امروز آغاز گفتگو است...
سخنان محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رئیس جمهور، در افتتاحیهٔ «گفتوگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident?si=5q7sTiQTyJWSeSsp
سخنان محمدجواد ظریف، معاون راهبردی رئیس جمهور، در افتتاحیهٔ «گفتوگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident?si=5q7sTiQTyJWSeSsp
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹تبیین سیاستگذاری مشارکتی و برنامهریزی محلی مورد نظر دولت چهاردهم
🔻متین رمضانخواه، معاون راهبردهای استانی و سرمایه اجتماعی معاونت راهبردی رئیس جمهور در گفتوگو با ایرنا در شیراز؛ سیاستگذاری مشارکتی و برنامهریزی محلی و همچنین روند تغییر الگوی تصمیمسازی از مرکز محور، به الگوی محلیمحور را تبیین کرد.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident?si=5q7sTiQTyJWSeSsp
🔻متین رمضانخواه، معاون راهبردهای استانی و سرمایه اجتماعی معاونت راهبردی رئیس جمهور در گفتوگو با ایرنا در شیراز؛ سیاستگذاری مشارکتی و برنامهریزی محلی و همچنین روند تغییر الگوی تصمیمسازی از مرکز محور، به الگوی محلیمحور را تبیین کرد.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident?si=5q7sTiQTyJWSeSsp
⭕️ سیاست وفاق برای میدان کارآمدی
سخنان سعید آجورلو، مدرس دانشگاه و فعال سیاسی، در پنل جریانهای سیاسی و وفاق (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
به این پنل آمدم تا در میانه دو گرایش چپ جنبشی و راست جنبشی تعریف "کارآمدیمحور" از وفاق ارائه دهم. البته بهتر این بود که نمایندهای از راست تودهگرا هم در جلسه حاضر میشد. گروهی وفاق را زمینهگذار یا اصلاحطلبی دوم خردادی میبینند، گروهی دیگر وفاق را نفاق میپندارند و گروهی هم وفاق بر سر کارآمدی را ممکن میدانند.
در حضور دکتر پزشکیان به صراحت میگویم که نمیخواهیم دولت چهاردهم تبدیل به دولت اول خاتمی، دولت دوم روحانی و دولت نیمهتمام بنیصدر شود. و به همین دلیل باید وفاق را در کارآمدی و حل مسائل اقتصادی مردم سامان داد چرا که هم اجماع دولت و بخش میانه نیروهای سیاسی و حاکمیت را با خود دارد و هم امتداد اجتماعی دارد و مساله وفاق با مردم را هم حل میکند. تجربه و تاریخ سیاست داخلی پشتوانه چنین تعریفی از وفاق است. در این میان چند رقیب جدی مقابل این تعریف از تفاهمگرایی وجود دارد که عبارتند از راست تودهگرا، چپ جنبشی و ساختارگرا و البته ناکارآمدی دولت. بخش اصلاحطلب مخالف این تعریف در پنل حاضر است و به صراحت این تعریف را ناکافی و حداقلی میداند. این تعریف از سوی آقایان قوچانی و نورانینژاد، تقلیل گرایانه توصیف میشود. اگر محور تفاهم به جای کارآمدی بر ادبیات گذار و نقد امتگرایی و اصلاحات ساختاری قرار بگیرد، هیچ وفاقی صورت نمیگیرد و طیف اصولگرای میانه یا نهادی در مقابل این پروژهها قرار میگیرد و من هیچ توافقی با این تعریف ندارم. آقای محمدرضا جلائیپور به عنوان مدیر پنل سعی دارد جانب میانه را نگاه دارد که امتداد نگرش روزنهگشایانه است. با نکاتی که دکتر پزشکیان در میانهٔ پنل آمدند و گفتند همنظرم. ایشان انصافا تا کنون تلاش بر اجماع حاکمیتی داشته اند که حتما با توقع برخی طیفهای اصلاحطلب از ایشان مغایر است.
وفاق به معنای ادامه پروژه دوم خرداد، در نهایت به دوقطبی ویرانگری ختم میشود که بازندهاش دولت و مردم هستند، پس به راهی که رفتید دوباره برنگردید. زمینههایی از نگاه ابزاری و تاکتیکی برخی اصلاحطلبان به دولت پزشکیان وجود دارد. ایده "اصلاحطلبان، رقیب نظام" بازگشت به عقب است، همان گونه که تبدیل سیاست به عرصه بقا- نابودی علیه سیاست کار میکند. برای ملموس شدن آزانس شیشهای مربوط به زمانه دوقطبیهای دوم خرداد بود و اگر قرار به ساخت اش در زمانه جدید باشد دوگانه سلحشور/ حاج کاظم باید با هم به توافق برسند تا مردم در آژانس گرفتار نمانند و عباس هم معالجه شود. به بهانه وفاق نمیتوان از عباس گذشت. ضمن اینکه همچنان موتوریها اضافه هستند و نباید وارد معرکه شوند. در این تعریف مبنا نوعی از جامعهشناسی تفهمی است که پایه را بر همدلی به جای تضاد میگذارد که البته در بیان راست و چپ جنبشی راهی ندارد.
از مدتها پیش درباره خطر کمفروغ شدن سیاست نوشتهام. این خطر بالای سر سیاست و جامعه ایران است و روند مشارکت زیر ۵۰ درصدی بزرگترین مصداق این خطر است. تفام برای کارآمدی یک پاسخ خیلی روشن و صریح به این خطر است و میتواند این گزاره که "نهاد انتخابات و سیاست کار میکند" را رونق دهد. این گزاره در سیاست داخلی در منطقه تفاهم که شامل راست میانه یا نهادی و چپ میانه یا نهادی است امکان عمل دارد. از همین جا اتفاقا میتوان یک تقسیمبندی و صورت بندی جدید سیاسی را هم تعریف کرد که شامل نهادگرایان و جنبشیها یا تودهگرایان است.
یعنی ما چپ و راست نهادی داریم که امکان اصلاحات و حل کردن مسائل درون نهادها را ممکن و مطلوب میدانند و راست و چپ جنبشی داریم که به دنبال تغییر ساختارها یا دور زدن نهادها هستند، با رادیکالیسم و دوقطبی کار خود را پیش میبرند و با تعریف کارآمدیمحور از تفاهمگرایی میانهای ندارند. به عنوان نمونه رای اعتماد به وزرا، رفع فیلتر دو پلتفرم، وعده صادق ۲ و توقف اجرای لایحه عفاف و حجاب نمونههای توافقاند و میتوان اصولگرا بود اما برای موفقیت دولت تلاش کرد و میتوان اصلاحطلب بود و با اجماع حاکمیتی جلو رفت. این یک اصولگرایی و اصلاحطلبی جدید است. البته به شرط آنکه این جناحها در هم حل و هضم نشوند و در جای خود بایستند. و در منطقه الفراغ با هم همکاری کنند. با این تعریف حتما وفاق به معنای استحاله جمهوری اسلامی نیست بلکه به معنای کار کردن در ساختارها با رویکرد همدلانه است. با این روحیه پیشرفتخواهی منطقه میانه سیاست میتواند در مساله انرژی، شرکتهای دولتی، اصلاح نظام بانکی و مسائلی از این دست دستاورد بسازد. بدون دستاورد منطقه میانهٔ سیاست شکست میخورد و دو سمت جنبشی و تودهای میداندار میشوند.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
سخنان سعید آجورلو، مدرس دانشگاه و فعال سیاسی، در پنل جریانهای سیاسی و وفاق (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
به این پنل آمدم تا در میانه دو گرایش چپ جنبشی و راست جنبشی تعریف "کارآمدیمحور" از وفاق ارائه دهم. البته بهتر این بود که نمایندهای از راست تودهگرا هم در جلسه حاضر میشد. گروهی وفاق را زمینهگذار یا اصلاحطلبی دوم خردادی میبینند، گروهی دیگر وفاق را نفاق میپندارند و گروهی هم وفاق بر سر کارآمدی را ممکن میدانند.
در حضور دکتر پزشکیان به صراحت میگویم که نمیخواهیم دولت چهاردهم تبدیل به دولت اول خاتمی، دولت دوم روحانی و دولت نیمهتمام بنیصدر شود. و به همین دلیل باید وفاق را در کارآمدی و حل مسائل اقتصادی مردم سامان داد چرا که هم اجماع دولت و بخش میانه نیروهای سیاسی و حاکمیت را با خود دارد و هم امتداد اجتماعی دارد و مساله وفاق با مردم را هم حل میکند. تجربه و تاریخ سیاست داخلی پشتوانه چنین تعریفی از وفاق است. در این میان چند رقیب جدی مقابل این تعریف از تفاهمگرایی وجود دارد که عبارتند از راست تودهگرا، چپ جنبشی و ساختارگرا و البته ناکارآمدی دولت. بخش اصلاحطلب مخالف این تعریف در پنل حاضر است و به صراحت این تعریف را ناکافی و حداقلی میداند. این تعریف از سوی آقایان قوچانی و نورانینژاد، تقلیل گرایانه توصیف میشود. اگر محور تفاهم به جای کارآمدی بر ادبیات گذار و نقد امتگرایی و اصلاحات ساختاری قرار بگیرد، هیچ وفاقی صورت نمیگیرد و طیف اصولگرای میانه یا نهادی در مقابل این پروژهها قرار میگیرد و من هیچ توافقی با این تعریف ندارم. آقای محمدرضا جلائیپور به عنوان مدیر پنل سعی دارد جانب میانه را نگاه دارد که امتداد نگرش روزنهگشایانه است. با نکاتی که دکتر پزشکیان در میانهٔ پنل آمدند و گفتند همنظرم. ایشان انصافا تا کنون تلاش بر اجماع حاکمیتی داشته اند که حتما با توقع برخی طیفهای اصلاحطلب از ایشان مغایر است.
وفاق به معنای ادامه پروژه دوم خرداد، در نهایت به دوقطبی ویرانگری ختم میشود که بازندهاش دولت و مردم هستند، پس به راهی که رفتید دوباره برنگردید. زمینههایی از نگاه ابزاری و تاکتیکی برخی اصلاحطلبان به دولت پزشکیان وجود دارد. ایده "اصلاحطلبان، رقیب نظام" بازگشت به عقب است، همان گونه که تبدیل سیاست به عرصه بقا- نابودی علیه سیاست کار میکند. برای ملموس شدن آزانس شیشهای مربوط به زمانه دوقطبیهای دوم خرداد بود و اگر قرار به ساخت اش در زمانه جدید باشد دوگانه سلحشور/ حاج کاظم باید با هم به توافق برسند تا مردم در آژانس گرفتار نمانند و عباس هم معالجه شود. به بهانه وفاق نمیتوان از عباس گذشت. ضمن اینکه همچنان موتوریها اضافه هستند و نباید وارد معرکه شوند. در این تعریف مبنا نوعی از جامعهشناسی تفهمی است که پایه را بر همدلی به جای تضاد میگذارد که البته در بیان راست و چپ جنبشی راهی ندارد.
از مدتها پیش درباره خطر کمفروغ شدن سیاست نوشتهام. این خطر بالای سر سیاست و جامعه ایران است و روند مشارکت زیر ۵۰ درصدی بزرگترین مصداق این خطر است. تفام برای کارآمدی یک پاسخ خیلی روشن و صریح به این خطر است و میتواند این گزاره که "نهاد انتخابات و سیاست کار میکند" را رونق دهد. این گزاره در سیاست داخلی در منطقه تفاهم که شامل راست میانه یا نهادی و چپ میانه یا نهادی است امکان عمل دارد. از همین جا اتفاقا میتوان یک تقسیمبندی و صورت بندی جدید سیاسی را هم تعریف کرد که شامل نهادگرایان و جنبشیها یا تودهگرایان است.
یعنی ما چپ و راست نهادی داریم که امکان اصلاحات و حل کردن مسائل درون نهادها را ممکن و مطلوب میدانند و راست و چپ جنبشی داریم که به دنبال تغییر ساختارها یا دور زدن نهادها هستند، با رادیکالیسم و دوقطبی کار خود را پیش میبرند و با تعریف کارآمدیمحور از تفاهمگرایی میانهای ندارند. به عنوان نمونه رای اعتماد به وزرا، رفع فیلتر دو پلتفرم، وعده صادق ۲ و توقف اجرای لایحه عفاف و حجاب نمونههای توافقاند و میتوان اصولگرا بود اما برای موفقیت دولت تلاش کرد و میتوان اصلاحطلب بود و با اجماع حاکمیتی جلو رفت. این یک اصولگرایی و اصلاحطلبی جدید است. البته به شرط آنکه این جناحها در هم حل و هضم نشوند و در جای خود بایستند. و در منطقه الفراغ با هم همکاری کنند. با این تعریف حتما وفاق به معنای استحاله جمهوری اسلامی نیست بلکه به معنای کار کردن در ساختارها با رویکرد همدلانه است. با این روحیه پیشرفتخواهی منطقه میانه سیاست میتواند در مساله انرژی، شرکتهای دولتی، اصلاح نظام بانکی و مسائلی از این دست دستاورد بسازد. بدون دستاورد منطقه میانهٔ سیاست شکست میخورد و دو سمت جنبشی و تودهای میداندار میشوند.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
⭕️ ناترازیهای ملی، موضوع وفاق ملی
سخنان محمد قوچانی، روزنامهنگار و عضو ارشد حزب کارگزاران، در پنل جریانهای سیاسی و وفاق (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
یکم.
جای سه کرسی در این گفتگوی ملی خالی است:
۱. اپوزیسون بیرون نظام یا همان تحریمیها که به هر دلیل رای ندادند.
۲. اپوزیسون درون حاکمیت یا جبهه پایداری که به سعید جلیلی رای دادند.
۳.نمایندگان جنبش زن که از سال ۱۴۰۱ به یکی از ارکان جنبش اجتماعی در ایران بدل شدند و پیروزی امروز مدیون زنان این سرزمین است. نباید این پنل مردانه میشد و نیز فقط شامل رایدهندگان. به هر حال همه ما رای دادهایم و جای آن ۵۰ درصد که رای ندادند، در اینجا خالی است.
دوم.
ما اینجا درباره وفاق "ملی " حرف میزنیم و نه فقط وفاق. معیار وفاق باید “ایران" باشد و نه هیچ چیز دیگر. وفاق میان "حاکمیت و دولت" در انتخابات به پیروزی دکتر مسعود پزشکیان منتهی شد و وفاق میان "دولت و مجلس" به رای اعتماد کابینه انجامید. اما وفاق ملی حتی به معنای وفاق میان "اصلاحطلبان و اصولگرایان" نیست؛ به معنای وفاق میان "ملت و دولت” است که متاسفانه از سال ۱۴۰۰ به شکافی عمیق دچار شده است. بدون دولت، ملت وجود دارد مثل ۹۰۰ سال از سقوط ساسانیان تا ظهور صفویان که دولت متمرکز در ایران وجود نداشت، اما ملت ایران وجود داشت حتی در قالب یک سند ادبی چون شاهنامه فردوسی که ورقه هویت ملی ایران است. اما بدون ملت، دولتی در کار نیست.
سوم.
امروز وحدت ملی ایران در خطر است و هیچ جریانی در اکثریت نیست. ما حداقل به چهار اقلیت اصلاحطلب، اصولگرا، بنیادگرا و انحلالطلب تقسیم شدهایم که هیچ یک قدرت اداره کشور بدون دیگری را نداریم و این تنها نقطه وفاق ماست. وفاق ملی اینجا نوعی توفیق اجباری است. چون ما قدرت حذف یکدیگر را نداریم. هم اصلاحطلبان گاهی با عباراتی نادرست میل به حذف رقیب داشتند و هم اصولگرایان تقریبا عمدتا چنین ارادهای داشتند. بنیادگرایان و انحلالطلبان که اساسشان بر حذف است. این مساله در مورد زن و مرد، مرز و مرکز، فقیر و مرفه، چپ و راست و ... وجود دارد . و باید حل شود. ریاست جمهوری یک آذربایجانی برای ما یک فرصت است . آذربایجان همواره خاستگاه وحدت ملی ایران بوده است.
چهارم.
وفاق ملی، ملت شدن دوباره ملت است. نه ایدئولوژی که استراتژی حل منازعه است. اینجاست که باید با رئیس جمهور محترم که از مثالهای علوم پزشکی استفاده میکنند درباب علوم انسانی حرف بزنیم. در باب اخلاق انسان و تمایزات او با بدن. تفاوت روح و جسم. منافع و ارزشها با رگ و خون. همانطور که رئیس جمهور گفت وفاق برای پایان دادن به دعواست. ما دعوا نداریم. ما باید کاری کنیم که حوادث سال ۱۳۸۸ چه در حاکمیت چه در مخالفان و منتقدان تکرار نشود. به جای طرح اندیشههای ناپختهای مانند فدرالیسم باید همه اقوام و احزاب و افکار و افراد به شهروند بدل شوند. باید به جای امت به ملت - دولت بازگردیم. همه راه حلها را باید در احیای دو نهاد ملیت و انتخابات بجوییم. آنچه ایران را از سوریهای شدن نجات داد دوم خرداد بود، نه به عنوان یک روز که به عنوان یک روزگار؛ یک عصر که روزی خاتمی، روزی روحانی و روزی پزشکیان با وجود پیشبینیناپذیری و در کمال غافلگیری برنده انتخابات شدند. با رای ملت و پذیرش رای ملت توسط حاکمیت. ما در محتوا وفاق نمیکنیم، در روش وفاق میکنیم. و این یعنی دموکراسی. و به همین علت ما به دوم خرداد افتخار میکنیم.
پنجم.
ملت و دولت ما به همین ترتیب از ۹ ناترازی رنج میبرد : ۱. تورم ۲. بحران انرژی ۳. کار و اشتغال و گزینش اداری ۴. تحریم ۵. حجاب و سبک زندگي ۶.حکومت روحانیت ۷. محور مقاومت و مذاکره ۸. دسترسی به اطلاعات و فیلترینگ ۹. انتخابات. برای حل این ۹ بحران ما به وفاق ملی نیاز داریم. دولت پزشکیان تاکنون در مهار جنگ، تاسیس دولت فراگیر، گام اول رفع فیلترینگ و مدیریت منازعه بر حجاب گامهای بلندی برداشته است. اما تا تحریمها حل نشود و ناترازیهای انرژی بر طرف نشود بحران حل نمیشود.
ششم.
وظیفه ما به عنوان جریانهای سیاسی این است که برای حل این منازعات اول از همه برای اصلاح قانون احزاب تلاش کنیم تا حداکثر چهار حزب ملی اصلاحطلب و اصولگرا و ... در کشور ایجاد شود و نه بیشتر که آنارشیسم است و نه یک حزب که دیکتاتوری است، دوم برای تاسیس و اصلاح نظام حزبی قانون انتخابات را تغییر دهیم و انتخابات را حزبی و تناسبی و برنامهمحور کنیم و سرانجام در پایان با یک وفاق ملی با اصلاح قانون اساسی بر اساس خود قانون اساسی با حفط اصول جمهوریت و اسلامیت و ملیت، یک "جمهوری اسلامی نو" یا همان جمهوری سوم تاسیس کنیم که بر اساس توازن قوا، نسل گها و جنسیتها و ... بنا شده باشد. این کار فقط با طی ۹ مرحلهای که گفتیم و بر اساس وفاق ملی ممکن است.
🆔 https://t.me/css_govir
سخنان محمد قوچانی، روزنامهنگار و عضو ارشد حزب کارگزاران، در پنل جریانهای سیاسی و وفاق (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
یکم.
جای سه کرسی در این گفتگوی ملی خالی است:
۱. اپوزیسون بیرون نظام یا همان تحریمیها که به هر دلیل رای ندادند.
۲. اپوزیسون درون حاکمیت یا جبهه پایداری که به سعید جلیلی رای دادند.
۳.نمایندگان جنبش زن که از سال ۱۴۰۱ به یکی از ارکان جنبش اجتماعی در ایران بدل شدند و پیروزی امروز مدیون زنان این سرزمین است. نباید این پنل مردانه میشد و نیز فقط شامل رایدهندگان. به هر حال همه ما رای دادهایم و جای آن ۵۰ درصد که رای ندادند، در اینجا خالی است.
دوم.
ما اینجا درباره وفاق "ملی " حرف میزنیم و نه فقط وفاق. معیار وفاق باید “ایران" باشد و نه هیچ چیز دیگر. وفاق میان "حاکمیت و دولت" در انتخابات به پیروزی دکتر مسعود پزشکیان منتهی شد و وفاق میان "دولت و مجلس" به رای اعتماد کابینه انجامید. اما وفاق ملی حتی به معنای وفاق میان "اصلاحطلبان و اصولگرایان" نیست؛ به معنای وفاق میان "ملت و دولت” است که متاسفانه از سال ۱۴۰۰ به شکافی عمیق دچار شده است. بدون دولت، ملت وجود دارد مثل ۹۰۰ سال از سقوط ساسانیان تا ظهور صفویان که دولت متمرکز در ایران وجود نداشت، اما ملت ایران وجود داشت حتی در قالب یک سند ادبی چون شاهنامه فردوسی که ورقه هویت ملی ایران است. اما بدون ملت، دولتی در کار نیست.
سوم.
امروز وحدت ملی ایران در خطر است و هیچ جریانی در اکثریت نیست. ما حداقل به چهار اقلیت اصلاحطلب، اصولگرا، بنیادگرا و انحلالطلب تقسیم شدهایم که هیچ یک قدرت اداره کشور بدون دیگری را نداریم و این تنها نقطه وفاق ماست. وفاق ملی اینجا نوعی توفیق اجباری است. چون ما قدرت حذف یکدیگر را نداریم. هم اصلاحطلبان گاهی با عباراتی نادرست میل به حذف رقیب داشتند و هم اصولگرایان تقریبا عمدتا چنین ارادهای داشتند. بنیادگرایان و انحلالطلبان که اساسشان بر حذف است. این مساله در مورد زن و مرد، مرز و مرکز، فقیر و مرفه، چپ و راست و ... وجود دارد . و باید حل شود. ریاست جمهوری یک آذربایجانی برای ما یک فرصت است . آذربایجان همواره خاستگاه وحدت ملی ایران بوده است.
چهارم.
وفاق ملی، ملت شدن دوباره ملت است. نه ایدئولوژی که استراتژی حل منازعه است. اینجاست که باید با رئیس جمهور محترم که از مثالهای علوم پزشکی استفاده میکنند درباب علوم انسانی حرف بزنیم. در باب اخلاق انسان و تمایزات او با بدن. تفاوت روح و جسم. منافع و ارزشها با رگ و خون. همانطور که رئیس جمهور گفت وفاق برای پایان دادن به دعواست. ما دعوا نداریم. ما باید کاری کنیم که حوادث سال ۱۳۸۸ چه در حاکمیت چه در مخالفان و منتقدان تکرار نشود. به جای طرح اندیشههای ناپختهای مانند فدرالیسم باید همه اقوام و احزاب و افکار و افراد به شهروند بدل شوند. باید به جای امت به ملت - دولت بازگردیم. همه راه حلها را باید در احیای دو نهاد ملیت و انتخابات بجوییم. آنچه ایران را از سوریهای شدن نجات داد دوم خرداد بود، نه به عنوان یک روز که به عنوان یک روزگار؛ یک عصر که روزی خاتمی، روزی روحانی و روزی پزشکیان با وجود پیشبینیناپذیری و در کمال غافلگیری برنده انتخابات شدند. با رای ملت و پذیرش رای ملت توسط حاکمیت. ما در محتوا وفاق نمیکنیم، در روش وفاق میکنیم. و این یعنی دموکراسی. و به همین علت ما به دوم خرداد افتخار میکنیم.
پنجم.
ملت و دولت ما به همین ترتیب از ۹ ناترازی رنج میبرد : ۱. تورم ۲. بحران انرژی ۳. کار و اشتغال و گزینش اداری ۴. تحریم ۵. حجاب و سبک زندگي ۶.حکومت روحانیت ۷. محور مقاومت و مذاکره ۸. دسترسی به اطلاعات و فیلترینگ ۹. انتخابات. برای حل این ۹ بحران ما به وفاق ملی نیاز داریم. دولت پزشکیان تاکنون در مهار جنگ، تاسیس دولت فراگیر، گام اول رفع فیلترینگ و مدیریت منازعه بر حجاب گامهای بلندی برداشته است. اما تا تحریمها حل نشود و ناترازیهای انرژی بر طرف نشود بحران حل نمیشود.
ششم.
وظیفه ما به عنوان جریانهای سیاسی این است که برای حل این منازعات اول از همه برای اصلاح قانون احزاب تلاش کنیم تا حداکثر چهار حزب ملی اصلاحطلب و اصولگرا و ... در کشور ایجاد شود و نه بیشتر که آنارشیسم است و نه یک حزب که دیکتاتوری است، دوم برای تاسیس و اصلاح نظام حزبی قانون انتخابات را تغییر دهیم و انتخابات را حزبی و تناسبی و برنامهمحور کنیم و سرانجام در پایان با یک وفاق ملی با اصلاح قانون اساسی بر اساس خود قانون اساسی با حفط اصول جمهوریت و اسلامیت و ملیت، یک "جمهوری اسلامی نو" یا همان جمهوری سوم تاسیس کنیم که بر اساس توازن قوا، نسل گها و جنسیتها و ... بنا شده باشد. این کار فقط با طی ۹ مرحلهای که گفتیم و بر اساس وفاق ملی ممکن است.
🆔 https://t.me/css_govir
وفاق ملی و توسعه پایدار: راهی بهسوی پیشرفت و رفاه اجتماعی
| اشکان اشعریون |
🔺پنجشنبه، ۲۰ دیماه، همایشی توسط معاونت راهبردی ریاستجمهوری برگزار شد که هدف آن توضیح وفاق ملی بهمثابه گفتمان دولت چهاردهم بود. بر مبنای آنچه در نشست پایانی این همایش بیان شد، میتوان گفت ایده وفاق دولت پزشکیان ایدهای است که بر اهمیت همکاری و همبستگی میان دولت، گروههای سیاسی و اقشار مختلف مردم تأکید دارد و بهدنبال ایجاد فضای همکاری و تفاهم میان دولت و مردم است تا بتوان از این طریق با حل مسائل کشور به توسعه و رفاه اجتماعی دست یافت.
👈🏻 متن کامل یادداشت
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident?si=5q7sTiQTyJWSeSsp
| اشکان اشعریون |
🔺پنجشنبه، ۲۰ دیماه، همایشی توسط معاونت راهبردی ریاستجمهوری برگزار شد که هدف آن توضیح وفاق ملی بهمثابه گفتمان دولت چهاردهم بود. بر مبنای آنچه در نشست پایانی این همایش بیان شد، میتوان گفت ایده وفاق دولت پزشکیان ایدهای است که بر اهمیت همکاری و همبستگی میان دولت، گروههای سیاسی و اقشار مختلف مردم تأکید دارد و بهدنبال ایجاد فضای همکاری و تفاهم میان دولت و مردم است تا بتوان از این طریق با حل مسائل کشور به توسعه و رفاه اجتماعی دست یافت.
👈🏻 متن کامل یادداشت
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident?si=5q7sTiQTyJWSeSsp
⭕️ چه نیازی به وفاق؟
در ضرورت گفتوگوی اجتماعی بر سر “وفاق ملی”
سخنان دکتر هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، در پنل «مفهومشناسی وفاق» (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
"وفاق" مثل ”گفتوگو" یک برساخته اجتماعی و سیاسی است که نمیتوان آن را امری از پیش دادهشده، انتزاعی و ذاتپندارانه دانست. مقوله "وفاق" زمینهها و کارکردهایی دارد که بهوسیله کنشگران اجتماعی و سیاسی به آن اسناد دادهشده و یا بر آن تحمیل میگردد و به همین سبب دستخوش بدفهمی و ابهام مفهومی نیز میشود. واژه وفاق در ایران امروز از عرصه سیاست و انتخابات ریاستجمهوری به میان جامعه آمده، اما نه در آن سطح ماند و نه میتواند در همان سطح حکمرانی باقی بماند. پس پرسش نخست این است که اکنون مفهوم وفاق در چه زمینه و زمانه و در برابر چه ابرامها و نیازهای اجتماعی و سیاسی قرار دارد؟
به نظر من ضرورت غلبه بر پنج تهدید پردامنه و پرشتاب نیاز به وفاق را در سطح ملی محسوس و معنادارکردهاست:
۱- مواجهه با مسائل، چالشها و بحرانهایی که همه سطوح توسعه ملی و منابع مادی و معنوی آن را دربرگرفتهاست.
۲- رشد فزایندهٔ گسیختگی اجتماعی و کاهش مخاطرهآمیز سرمایه اجتماعی که در همه طرحها و پیمایشهای معتبر علمی خود را نشان میدهد. از مطالعه تطبیقی آنها چنین نتیجه گرفته میشود که تغییرات جامعه ایران امروز با رشد دو سویهٔ "فردیت" و "غلبه ارزشهای مادی" همراه است، درحالی که پنج نهاد انسجامبخش دین، آموزش، سیاست، خانواده و رسانه در برابر این فرایند در معرض ناکارآییها و حتی کژکارکردیهایی هستند.
۳- در چگونگی پرداختن به مسائل ایران و اولویت دادن به آنها در دایره حاکمیت و مدیریت کشور و نیز در سطح جامعه و نهادهای مدنی اجماعی وجود ندارد، لذا توافق بر سر مساله ایران و ترجمه این هممسألگی به زبان سیاسی و مدنی خود ضرورتی است که جلب نظر و مشارکت حداکثری نهادهای حاکمیتی، نیروها و جریانهای سیاسی و مدنی، نخبگان، اصناف و قشرهای بزرگپایه و عموم مردم را در فرایند فهم و حل آن طلب میکند.
۴- تهدیدهای خارجی و منطقهای که سرزمین، ملت و نظام سیاسی را در ایران هدف قرار داده، به مرحلهٔ نگرانکنندهای رسیدهاست. ۵- گفتمانی که مبتنی بر فهم و کنش همدلانه، گفتوگویی و همافزایانه برای عبور از بحرانها و کاهش سطح اختلافها و منازعهها باشد، هنوز به صورت اثربخشی در جامعه سیاسی و جامعه مدنی شکل نگرفته است. بنا بر این ضرورتها و نیازهای پنجگانه و البته ضرورتهای دیگر اخلاقی، فرهنگی، علمی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، تلاش برای شکلگیری، تقویت و تاثیرگذاری گفتمان وفاق امری ضروری و افقگشاست. شکلگیری اثربخشی گفتمان اجتماعی وفاق ملی فرایندی است که باید فراتر از توافق بر سر مفهوم وفاق یعنی "تبیین زبانی" به چهار پیشنیاز دیگر بپردازد. یکم، روایت وفاق را به عنوان مقولهای اجتماعی و ارتباطی با مشارکت صداهای ناشنیده و کنشگران نادیده جامعه بسازد و از سطح ائتلاف نیروهای سیاسی به گفتوگوی اجتماعی برسد. دوم، "میدان گفتمانی" را به سطح ایران برای همه ایرانیان برساند. سوم، دایرهٔ کنشگران گفتمان وفاق را وسیعتر از حاکمیت و حتی آکادمی، همهٔ کنشگران نسلی، جنسیتی، فرهنگی، صنفی، مدنی ببیند. چهارم، به "گفتمان وفاق" به عنوان زمینهساز و پیشران سیاستها و برنامههای توافقی در کشور اعتنا کند.
https://t.me/css_govir
در ضرورت گفتوگوی اجتماعی بر سر “وفاق ملی”
سخنان دکتر هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، در پنل «مفهومشناسی وفاق» (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
"وفاق" مثل ”گفتوگو" یک برساخته اجتماعی و سیاسی است که نمیتوان آن را امری از پیش دادهشده، انتزاعی و ذاتپندارانه دانست. مقوله "وفاق" زمینهها و کارکردهایی دارد که بهوسیله کنشگران اجتماعی و سیاسی به آن اسناد دادهشده و یا بر آن تحمیل میگردد و به همین سبب دستخوش بدفهمی و ابهام مفهومی نیز میشود. واژه وفاق در ایران امروز از عرصه سیاست و انتخابات ریاستجمهوری به میان جامعه آمده، اما نه در آن سطح ماند و نه میتواند در همان سطح حکمرانی باقی بماند. پس پرسش نخست این است که اکنون مفهوم وفاق در چه زمینه و زمانه و در برابر چه ابرامها و نیازهای اجتماعی و سیاسی قرار دارد؟
به نظر من ضرورت غلبه بر پنج تهدید پردامنه و پرشتاب نیاز به وفاق را در سطح ملی محسوس و معنادارکردهاست:
۱- مواجهه با مسائل، چالشها و بحرانهایی که همه سطوح توسعه ملی و منابع مادی و معنوی آن را دربرگرفتهاست.
۲- رشد فزایندهٔ گسیختگی اجتماعی و کاهش مخاطرهآمیز سرمایه اجتماعی که در همه طرحها و پیمایشهای معتبر علمی خود را نشان میدهد. از مطالعه تطبیقی آنها چنین نتیجه گرفته میشود که تغییرات جامعه ایران امروز با رشد دو سویهٔ "فردیت" و "غلبه ارزشهای مادی" همراه است، درحالی که پنج نهاد انسجامبخش دین، آموزش، سیاست، خانواده و رسانه در برابر این فرایند در معرض ناکارآییها و حتی کژکارکردیهایی هستند.
۳- در چگونگی پرداختن به مسائل ایران و اولویت دادن به آنها در دایره حاکمیت و مدیریت کشور و نیز در سطح جامعه و نهادهای مدنی اجماعی وجود ندارد، لذا توافق بر سر مساله ایران و ترجمه این هممسألگی به زبان سیاسی و مدنی خود ضرورتی است که جلب نظر و مشارکت حداکثری نهادهای حاکمیتی، نیروها و جریانهای سیاسی و مدنی، نخبگان، اصناف و قشرهای بزرگپایه و عموم مردم را در فرایند فهم و حل آن طلب میکند.
۴- تهدیدهای خارجی و منطقهای که سرزمین، ملت و نظام سیاسی را در ایران هدف قرار داده، به مرحلهٔ نگرانکنندهای رسیدهاست. ۵- گفتمانی که مبتنی بر فهم و کنش همدلانه، گفتوگویی و همافزایانه برای عبور از بحرانها و کاهش سطح اختلافها و منازعهها باشد، هنوز به صورت اثربخشی در جامعه سیاسی و جامعه مدنی شکل نگرفته است. بنا بر این ضرورتها و نیازهای پنجگانه و البته ضرورتهای دیگر اخلاقی، فرهنگی، علمی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، تلاش برای شکلگیری، تقویت و تاثیرگذاری گفتمان وفاق امری ضروری و افقگشاست. شکلگیری اثربخشی گفتمان اجتماعی وفاق ملی فرایندی است که باید فراتر از توافق بر سر مفهوم وفاق یعنی "تبیین زبانی" به چهار پیشنیاز دیگر بپردازد. یکم، روایت وفاق را به عنوان مقولهای اجتماعی و ارتباطی با مشارکت صداهای ناشنیده و کنشگران نادیده جامعه بسازد و از سطح ائتلاف نیروهای سیاسی به گفتوگوی اجتماعی برسد. دوم، "میدان گفتمانی" را به سطح ایران برای همه ایرانیان برساند. سوم، دایرهٔ کنشگران گفتمان وفاق را وسیعتر از حاکمیت و حتی آکادمی، همهٔ کنشگران نسلی، جنسیتی، فرهنگی، صنفی، مدنی ببیند. چهارم، به "گفتمان وفاق" به عنوان زمینهساز و پیشران سیاستها و برنامههای توافقی در کشور اعتنا کند.
https://t.me/css_govir
⭕️ راهبرد وفاق ملی و غلبه بر بحران تصمیمسازی
سخنان عماد بهاور، تحلیلگر سیاسی و عضو نهضت آزادی، در پنل «جریانهای سیاسی و وفاق» (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
بدون آنکه بخواهیم به بحثهای قدیمی و تکراری درباره اولویت توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی بازگردیم، باید بر سر این موضوع به توافق رسید که آیا جلب مشارکت مردم برای عبور از بحرانهای فزاینده کشور، ضروری است یا مردم در این معادله (یا معامله!) جایی ندارند. آیا قرار است وفاق ملی تنها یک توافق تاکتیکی میان گروههای درون حاکمیت برای تقسیم منافع، رانتها یا پستها باشد، یا توافقی راهبردی و ملی باشد در تمام ابعاد آن: چه در درون حاکمیت، چه میان مردم و حاکمیت و چه میان ذینفعان درون جامعه.
به باور من، مهمترین بحرانی که کشور و حاکمیت با آن روبروست، «بحران تصمیمسازی» است و اگر موضوع وفاق ملی طرح میشود، در وهله اول برای آن است که مکانیسم و روشی برای حل بحران تصمیمسازی پیشبینی شود. واقعیت آن است که راه حلها یا روشهای قدیمی برای حل مسائل و منازعات – با هر ترتیب و کیفیتی که بود – دیگر به کار نمیآیند؛ راه حلهای حذفی و سلبی و اعمال کنترل و فشار اجتماعی و سیاسی، نه تنها منجر به حل هیچ مشکلی از مشکلات عدیده کشور نشد که حتی موجب تعمیق آنها نیز شد. وجود مراجع متعدد تصمیمساز در کشور از دولت و مجلس گرفته تا انواع شوراهای عالی و مجمعها و نهادهای ابداعی، همه تنها به یک نتیجه منجر شده است: هیچ مرجع نهایی تصمیمگیرنده که مشروع، مقبول و جامع باشد وجود ندارد. مساله آنجا بغرنجتر میشود که بدانیم هر کدام از مراجع تصمیمگیرنده، ساز خود را میزنند و راه حلهای کاملا متضاد یکدیگر ارائه میدهند: چه در موضوع مذاکرات و روابط خارجی و مسائل بینالملل، چه در موضوع سیاست داخلی، آزادیهای سیاسی و انتخابات و چه در موضوعات اجتماعی و فرهنگی، آزادیهای اجتماعی و موضوعاتی چون حق پوشش اختیاری و فیلترینگ.
از طرفی حاکمیت قانون مخدوش و نقش مراجع فراقانونی در تصمیمسازیها بسیار بیشتر شده است و از طرفی دیگر، مردم عملا از فرآیند تصمیمگیریها حذف شدهاند و نهادهای انتخابی مانند دولت و مجلس و شوراهای شهر نمیتوانند مدعی نمایندگی اکثریت مردم باشند. وفاق ملی یعنی تعریف مکانیسمهایی برای تصمیمسازی در راستای نظر و رای اکثریت مردم. اسماش را توسعه سیاسی، مردمسالاری یا هر چیز دیگری بگذاریم، فرقی نمیکند؛ بدون جلب اعتماد و مشارکت مردم به هیچ وجه نمیتوان سرمایهها و منابع مالی و انسانی کشور را در جهت حل بحرانها و مسائل کشور تامین کرد و در نتیجه نمیتوان انتظار داشت که کارایی حکومت در ساماندهی اقتصاد و تامین معیشت مردم نیز افزایش یابد.
برای جلب مشارکت مردم در تمام حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مردم باید در جریان تصمیمگیری و تصمیمسازی برای سرنوشتشان قرار گیرند. باید دید چگونه میتوان یک قاعده بازی برای این کار تعریف کرد. قواعد اصلی در قانون اساسی تعریف شدهاند؛ شاید لازم باشد یک سند مکمل در کنار قانون اساسی با عنوان «سند وفاق ملی» از سوی دولت و با توافق همه مراجع تصمیمگیرنده نگاشته شود که تضمینکننده شفافترین و دقیقترین روشها برای رسیدن به تصمیماتی در راستای منافع ملی و منافع ملت باشد. این یک تغییر نهادی به نفع ملت خواهد بود.
نکته مهم و آخر بر مشارکت و همراهی مردم با پروژه وفاق ملی از زاویهای دیگر تاکید دارد؛ گروههای ضد وفاق را در هیچ شرایطی نمیتوان با پروژه وفاق همراه کرد. براندازان وابسته به نیروهای خارجی از یک سو و جریانهای تندرو درون حکومت از سوی دیگر، منافعشان در عدم شکلگیری وفاق ملی است. تنها یک راه برای مهار این نیروها وجود دارد و آن این است که وفاق ملی تبدیل به یک گفتمان عمومی در جامعه شود و نیروها و جریانهای اجتماعی حامی آن، اقدامات ضد وفاق و ضد ملی تندروها را بیاثر سازند. در چنین شرایطی و در صورت حضور پر رنگ مردم، میتوان امیدوار بود که مسیری که کشور برای رسیدن به وفاق ملی و تامین منافع ملت طی میکند، برگشتناپذیر باشد.
https://t.me/css_govir
سخنان عماد بهاور، تحلیلگر سیاسی و عضو نهضت آزادی، در پنل «جریانهای سیاسی و وفاق» (در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی، ۲۰ دی ۱۴۰۳)
بدون آنکه بخواهیم به بحثهای قدیمی و تکراری درباره اولویت توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی بازگردیم، باید بر سر این موضوع به توافق رسید که آیا جلب مشارکت مردم برای عبور از بحرانهای فزاینده کشور، ضروری است یا مردم در این معادله (یا معامله!) جایی ندارند. آیا قرار است وفاق ملی تنها یک توافق تاکتیکی میان گروههای درون حاکمیت برای تقسیم منافع، رانتها یا پستها باشد، یا توافقی راهبردی و ملی باشد در تمام ابعاد آن: چه در درون حاکمیت، چه میان مردم و حاکمیت و چه میان ذینفعان درون جامعه.
به باور من، مهمترین بحرانی که کشور و حاکمیت با آن روبروست، «بحران تصمیمسازی» است و اگر موضوع وفاق ملی طرح میشود، در وهله اول برای آن است که مکانیسم و روشی برای حل بحران تصمیمسازی پیشبینی شود. واقعیت آن است که راه حلها یا روشهای قدیمی برای حل مسائل و منازعات – با هر ترتیب و کیفیتی که بود – دیگر به کار نمیآیند؛ راه حلهای حذفی و سلبی و اعمال کنترل و فشار اجتماعی و سیاسی، نه تنها منجر به حل هیچ مشکلی از مشکلات عدیده کشور نشد که حتی موجب تعمیق آنها نیز شد. وجود مراجع متعدد تصمیمساز در کشور از دولت و مجلس گرفته تا انواع شوراهای عالی و مجمعها و نهادهای ابداعی، همه تنها به یک نتیجه منجر شده است: هیچ مرجع نهایی تصمیمگیرنده که مشروع، مقبول و جامع باشد وجود ندارد. مساله آنجا بغرنجتر میشود که بدانیم هر کدام از مراجع تصمیمگیرنده، ساز خود را میزنند و راه حلهای کاملا متضاد یکدیگر ارائه میدهند: چه در موضوع مذاکرات و روابط خارجی و مسائل بینالملل، چه در موضوع سیاست داخلی، آزادیهای سیاسی و انتخابات و چه در موضوعات اجتماعی و فرهنگی، آزادیهای اجتماعی و موضوعاتی چون حق پوشش اختیاری و فیلترینگ.
از طرفی حاکمیت قانون مخدوش و نقش مراجع فراقانونی در تصمیمسازیها بسیار بیشتر شده است و از طرفی دیگر، مردم عملا از فرآیند تصمیمگیریها حذف شدهاند و نهادهای انتخابی مانند دولت و مجلس و شوراهای شهر نمیتوانند مدعی نمایندگی اکثریت مردم باشند. وفاق ملی یعنی تعریف مکانیسمهایی برای تصمیمسازی در راستای نظر و رای اکثریت مردم. اسماش را توسعه سیاسی، مردمسالاری یا هر چیز دیگری بگذاریم، فرقی نمیکند؛ بدون جلب اعتماد و مشارکت مردم به هیچ وجه نمیتوان سرمایهها و منابع مالی و انسانی کشور را در جهت حل بحرانها و مسائل کشور تامین کرد و در نتیجه نمیتوان انتظار داشت که کارایی حکومت در ساماندهی اقتصاد و تامین معیشت مردم نیز افزایش یابد.
برای جلب مشارکت مردم در تمام حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مردم باید در جریان تصمیمگیری و تصمیمسازی برای سرنوشتشان قرار گیرند. باید دید چگونه میتوان یک قاعده بازی برای این کار تعریف کرد. قواعد اصلی در قانون اساسی تعریف شدهاند؛ شاید لازم باشد یک سند مکمل در کنار قانون اساسی با عنوان «سند وفاق ملی» از سوی دولت و با توافق همه مراجع تصمیمگیرنده نگاشته شود که تضمینکننده شفافترین و دقیقترین روشها برای رسیدن به تصمیماتی در راستای منافع ملی و منافع ملت باشد. این یک تغییر نهادی به نفع ملت خواهد بود.
نکته مهم و آخر بر مشارکت و همراهی مردم با پروژه وفاق ملی از زاویهای دیگر تاکید دارد؛ گروههای ضد وفاق را در هیچ شرایطی نمیتوان با پروژه وفاق همراه کرد. براندازان وابسته به نیروهای خارجی از یک سو و جریانهای تندرو درون حکومت از سوی دیگر، منافعشان در عدم شکلگیری وفاق ملی است. تنها یک راه برای مهار این نیروها وجود دارد و آن این است که وفاق ملی تبدیل به یک گفتمان عمومی در جامعه شود و نیروها و جریانهای اجتماعی حامی آن، اقدامات ضد وفاق و ضد ملی تندروها را بیاثر سازند. در چنین شرایطی و در صورت حضور پر رنگ مردم، میتوان امیدوار بود که مسیری که کشور برای رسیدن به وفاق ملی و تامین منافع ملت طی میکند، برگشتناپذیر باشد.
https://t.me/css_govir