معاونت راهبردی ریاست ‌جمهوری
5.17K subscribers
1.37K photos
239 videos
27 files
871 links
‌ ﷽
کانال اطلاع‌رسانیِ «معاونت راهبردی ریاست‌ جمهوری» و «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری»

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
Download Telegram
📸گزارش تصویری از پنلهای همایش "گفتگوی ملی برای وفاق ملی"(۶)

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔹سخنان دکتر محمد فاضلی، جامعه‌شناس، در پنل وفاق و توسعه در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی:

🔻تحولات توسعه‌ای کشورها در بستر:
🔗یک. ترکیبی از ساختارها و میراث بازمانده از گذشته؛
🔗دو. اقتضائات تاریخی که لحظه به لحظه در محیط درونی و پیرامونی رخ می‌دهند؛ و
🔗سه. کنشگری‌های آدم‌هایی که در لحظات تاریخی مشخصی قصد داشته‌اند کشور را در مسیری خاص هدایت کنند؛
شکل می‌گیرد.

🔸کره جنوبی میراثی از بازمانده گذشته استعماری ژاپن در این کشور داشت؛ اقتضائات تاریخی ناشی از همسایه‌ای کمونیست و مهاجم در شمال، و در میانه تقابل آمریکا و شوروی؛ و در میانه اقتضائات امنیتی و اقتصادی رقابت‌ها در شرق و شمال شرق آسیا بر این کشور تحمیل می‌شد؛ و شاهد کنشگری ترکیبی از نظامیان و بوروکرات‌هایی بود که فرایند توسعه را صورت‌بندی و اجرا کردند.
میراث گذشته و اقتضائات تاریخی، تا اندازه بسیار زیادی در اختیار توسعه‌خواهان نیستند؛ اما داشتن روایتی از میراث گذشته، و اقتضائات تاریخی که بر سر آن بین نخبگان فرادست، و اکثریت فرودستان اجماع نسبی باشد، ضروری است تا بتوان بر مبنای آن کنشگری برای صورت‌بندی سیاست و برنامه‌های توسعه را سامان داد.

🔸وفاق تابع منطق قدرت هم هست؛ تابع ساختار توزیع منافع هم هست؛ توافق بر سر حل مسأله و بسط دادن ظرفیت حل مسأله هم هست؛ اما وفاق، رسیدن به روایتی اجماعی از میراث گذشته، اقتضائات تاریخی، وضع موجود، بایسته‌های وضع مطلوب، و ابزارهای دست یافتن به آن هم هست. این روایتی است که کنشگران به دنبال افزایش ظرفیت حل مسأله، یا شکل دادن به توافقات مولد سازمان‌دهی تولید بزرگ‌مقیاس، یا بازار شومپیتری می‌سازند.

🔻گام اول وفاق، داشتن روایتی اجماعی است که:
🔗چشم‌اندازهای مشترک ایجاد کند. نمی‌شود جامعه‌ای خود را در حضیض ببیند و حاکمان همان جامعه را بر فراز بدانند.
🔗مشوق همبستگی اجتماعی باشد. جامعه‌ای می‌تواند بستر وفاق باشد که روایتی انسجام‌بخش و مولد همبستگی اجتماعی از خود داشته باشد.
🔗سیاست‌ها را مشروعیت ببخشد. سیاست‌های فاقد مشروعیت که جامعه از آن‌ها پشتیبانی نکند، باعث توسعه نمی‌شوند. سیاست‌ها در بستر جامعه‌ای انباشته از ناکارآمد و نابرابری، حتماً هزینه دارند و بدون روایتی اجماعی، اجرای آن‌ها ممکن نیست.
🔗جامعه بین‌المللی را متأثر سازد. توسعه بر بستر همکاری بین‌المللی امکان‌پذیر است و روایت هر کشور از خودش باید ادراک دیگر کشورها را تحت تأثیر مثبت قرار دهد.

🔸ایران امروز بی‌تردید فاقد چنین روایتی است. فاصله روایت اکثریت مردم و صاحبان قدرت مؤثر از ایران و وضعیتش، زمین تا آسمان است. همین فاصله، ظرفیت خلق همبستگی اجتماعی را کاهش داده و سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای هر گونه سیاست دارای هزینه را تضعیف یا نابود می‌کند. ذهن، برنامه، عمل و واکنش‌های سیاست‌گذاران هم‌چون قایقی بر دریایی طوفانی که در از هر سوی آن باد روایتی می‌وزد، در تلاطم است.
ایران امروز، سیاست‌های سیاست‌مدارانش، و زندگی مردمانش، بر عرشه کشتی‌ای حاضرند که باد هیچ روایت و قصه انسجام‌بخش و قانع‌کننده‌ای در بادبان آن نمی‌وزد.

🔸وفاق از جنس اقتصاد سیاسی است، از جنس نوع سازمان‌دهی است، از جنس خط‌مشی است، از جنس توافق بر سر به‌کارگماری آدم‌هاست؛ اما رسیدن به همه وفاق‌هایی از این جنس، مستلزم داشتن قصه و روایتی است که فرادستان و فرودستان، باور کنند و بر سر آن اجماع نمایند. وفاق نهادی است، حتی می‌تواند سخت‌افزاری هم باشد، اما بر فراز همه این‌ها قصه‌ای است که ذهن‌ها را قانع می‌کند، سیاست‌ها را مشروعیت می‌بخشد، همبستگی اجتماعی را قوام می‌دهد و هم‌راستایی در مسیر خیر جمعی را محقق می‌کند. وظیفه کنشگران توسعه‌خواه، ساختن این روایت و قصه است.

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔹سخنان دکتر محسن یزدان پناه اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه در پنل وفاق و توسعه در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی:

🔻مقدماتی در معنای توافق و توسعه


🔸اگر بخواهیم یک مبنای نظری برای «توافق و توسعه» را مورد ارجاع قرار دهیم، یک خط نظری مطرح خواهد شد که از مفاهیمی چون استقرار سیاسی (political settlement) و تا توافق و توسعه (deals and development) را مورد بحث قرار داده‌اند. این خط نظری در مقابل خط نظری «نهادگرایی لیبرال» یا «حکمرانی خوب» قرار می‌گیرد که وجود قواعد غیرشخصی شده را (impersonal rules) را زیرساخت علی تحول، تغییر و توسعه می‌بیند. به بیان دیگر، از نگاه خط اول (رویکرد استقرار سیاسی و توافق) تثبیت و شکل گیری و شمول تام قواعد غیرشخصی شده عمدتاً محصول فرآیند توسعه است تا علت آن. در اینجاست که توافق و بازتنظیم استقرار سیاسی با عاملیت مؤثر اشخاص یا گروه‌ها معطوف به یک بسته‌ اقدام سیاسی-سیاستی موضوعیت می‌یابد. از نظر پریجت و همکاران فضای توافق (deal space) فضایی است که متغیرهای اصلی تعیین کننده یعنی (۱) استقرار سیاسی و (۲) فضای رانت را به خروجی‌ رشد اقتصادی متصل می‌کند. فضای توافق با دو خصیصه شناخته می‌شود: بسته/باز (open/closed) یا پایدار/ناپایدار (ordered/disorder). مسیر بهبود زمانی رخ می‌دهد که حرکت به سمت توافقات باز و یا پایدار باشد. حتی توافقات بسته و پایدار می‌تواند یک گام رو به جلو باشد بخصوص اگر این امکان را فراهم کند که در کنار آن توافقات باز و پایدار شکل گیرد.

🔸در ادبیات توافق و توسعه یک مؤلفه پایه‌ای مناسبات قدرت است (استقرار سیاسی)، ‌ توافقات حاصل منطق قدرت است. قدرت هم ناظر به تمنای شخصی، ایده، آرمان و ایدئولوژی و توانایی بسیج کردن نیروهاست و هم ناظر به ابزارهای مختلف از ابزار سخت نظامی، اعتراض و شورش جمعی و تسلط بر منابع مالی و اقتصادی. وقتی توافق تابع مولفه‌های قدرت است به این معنای است که قرارست چشم اندازی جدید در نتیجه توافق محقق شود که در آن طرفینی در همگرایی قرارگیرند چرا که از تحقق این چشم انداز جدید بهره برده یا نقش و کارکردی نوظهور برای آنها تعریف می‌شود. از این منظر توافق‌گرایی شبیه به کارسازی کاتالیزورهایی است که یک بازی شبیه به معمای زندانی را تبدیل به یک بازی همکارانه می‌کند.

🔸در واکاوی سوال «توافق بر چه؟»، توجه به یک خط نظری دیگر راهگشاست. خط نظری که هر نوع توانمندی تولیدی را وابسته به نوعی خاص از آرایش/سازماندهی کنش‌گران اقتصادی از کارآفرینان تا نیروی ماهر می‌داند. آن آرایش یا سازماندهی چیست؟ رقابت و ساختار بازار شومپیتری. تکمیل این توضیح از سازماندهی با توضیح وبر از بروکراسی سرمایه‌داری به این نتیجه ختم می‌شود که مهم‌ترین کارکرد طبقه متوسط ماهر، وجود چنین آرایشی از سازماندهی شرکتی با مقیاس بزرگ شونده و منطق رقابت شومپیتری است. این توضیح به ما یک فضای جدید از چرایی و چگونگی یک توافق معطوف به رشد می‌دهد: اگر توافق شکل گیرد که در نتیجه آن تعهدات پایدار (در ترکیب با نوعی خاص از سیاست صنعتی) شکل‌گیرد به نحوی که منظق رقابت شومپیتری در آن حاصل شود، دو عامل ذی‌نفع نوظهور در اقتصاد ایران در فضای نوظهور ناشی از توافق نقش آفرینی خواهند کرد: (۱) کارآفرینان یا آنترپرنرها، (۲) طبقه متوسط ماهر و تحصیل کرده.

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
📸گزارش تصویری همایش " گفتگوی ملی درباره وفاق ملی"(۷)

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔰 وفاق ملی و حکمرانی مشارکتی

🔺‏دیروز بنا بود در پنل اول همایش ‎#وفاق_ملی حضور داشته باشم که متأسفانه بخاطر مشغله‌ی دیگه‌ای نتونستم شرکت کنم. ضمن تشکر و عذرخواهی از دعوت‌کنندگان محترم، نکاتی که مدنظرم بود که در موردش صحبت کنیم رو همینجا به اختصار می‌نویسم:

🔺اول. وفاق با مردم؛
- وفاق رو میشه «اجماع همدلانه» تعریف کرد که اگه لفظ «ملی» رو هم بهش اضافه کنیم قاعدتاً باید بدنبال اجماع همدلانه دولت و ملت باشیم. با این نگاه، اجماع (Consensus) همدلانه‌ی ملی، بالاترین سطح مشارکت در ادبیات «‎#حکمرانی_مشارکتی»ست. چیزی بسیار فراتر از شعارهایی مثل آشتی با مردم و...

- حکمرانی مشارکتی، به مثابه الگوی مشارکت حاکمیت و جامعه در اداره‌ی کشور، در دو گستره‌ی «نخبگان»/«عموم شهروندان» و در سه سطح «شفافیت حاکمیت»/ «مشاوره‌ی جامعه به حاکمیت» و «حضور اجماع‌محور جامعه در تصمیم‌گیری‌های حاکمیتی» قابل تعریفه. با این تعریف، بنظر من وفاق واقعی یعنی مشارکت دادن جامعه در تصمیم‌گیری (در برخی موضوعات مشارکت عموم شهروندان، با سازوکارهایی مثل رفراندوم، پتیشن مؤثر و... و در برخی موضوعات مشارکت نخبگان جامعه و تشکل‌های مردمی).

- مثلاً وفاق واقعی دولت با جامعه رو باید همین روزها در جلسات شورایعالی کار و میزان تأثیرگذاری نمایندگان کارگران در تصمیم‌گیری حول حداقل مزد جستجو کرد. وفاق یعنی در خصوصی‌سازی و به هنگام واگذاری بنگاه‌ها، نگاه دولت به کارگران کارخونه، چیزی فراتر از سوله و زمین و تجهیزات کارخونه باشه که قراره قیمت‌گذاری و فروخته بشن و برای اونا هویت و شأن حضور در تصمیم‌گیری در خصوص واگذاری کارخونه قائل باشه.

- بنظرم تنها و آخرین راه مواجهه با بی‌اعتمادی گسترده‌ی بخش‌هایی از جامعه به حاکمیت، اعتماد حاکمیت به جامعه‌ست. اعتماد به جامعه بمعنای اعطای حق تصمیم‌گیری و نظارت در مسائل عمومی به آنها. شاید تنها درمان برای بی‌تفاوتی و بعضاً از خودبیگانگی بخش‌هایی از مردم نسبت به مسائل عمومی.

🔺دوم. وفاق مقامات؛
- وفاقی که در چندماه عمر دولت چهاردهم از اون شنیده‌ایم اما بیشتر بمعنی نوعی همگرایی و هم‌افزایی میان سران قوا و مقامات کشور بوده که این وفاق اگه درخدمت وفاق ملی واقعی (به شرح بالا) باشه اتفاقی مثبت و پایداره در غیر اینصورت از چند جنبه قابل نقد و حتی می‌تونه خطرناک باشه. وفاق به مثابه نقض «تفکیک قوا» و منطق check and balance و شأن نظارتی قوا بر همدیگه، اتفاق مبارکی نیست. این حس عمومی که «هروقت مسئولین ارشد یکدست و همد‌ست بشن می‌خوان سر ما مردم رو ببُرن!» ادراک مهم و قابل تأملیه که بعضاً خودش رو در انتخابات‌ها هم نشون میده. فاجعه‌ی آبان۹۸ خروجی وفاق و هماهنگی سران قوا بود و الّا قاعدتاً یک نفر و یک قوه حداقل باید مخالفت، نظارت و حساب‌کشی میکرد از دیگری.

- با این نگاه بیش از اون‌که اتفاقات رأی اعتماد و تعامل دولت و مجلس در تأیید همه‌ی کابینه، وفاق باشه، سازوکار قبل از اون و انتخاب وزرای پیشنهادی با حضور تشکل‌های مردمی و و بخش خصوصی (با همه‌ی نقائصش) وفاق بود. اینکه مجلسی‌ها تلاش میکنن که وزیر کشور چهره‌ای نزدیک به مجلس و رئیس اون باشه که نماینده‌ها در انتصابات استانها و در انتخابات‌ها دست‌شون باز باشه، اتفاق جدیدی نیست و در دوره‌های قبل هم سابقه داره اما اینکه این تعامل رییس‌جمهور در تعیین چند وزیر با نظر و نزدیک به رییس مجلس رو بنام «وفاق» برای مردم فاکتور کنیم، ظلم بزرگی به مفهوم وفاق اون هم با پسوند «ملی»ست.

- در شرایطی که سران قوا و دیگر مقامات، ممکنه که بعضاً در اصل مسائل و بعضاً در تعریف راه‌حل‌ها اختلاف‌نظرهای اساسی داشته باشن، وفاق و اجماع محتوایی و فنی بر روی مسائل کشور خیلی معنی‌دار نیست و قابل پیش‌بینیه که تصمیم‌گیری اونا از الگوهای سیاسی و چانه‌زنی و تن دادن به راه‌حل‌های رضایت‌بخش میگذره. در این شرایط، تلاش برای وفاق محتوایی بر روی مسائل کشور در میان مقامات بی‌فایده‌ست و شاید بشه گفت که تنها و بهترین راه، مراجعه‌ی نظام‌مند به نظر مردم و مشارکت دادن اونا در تصمیم‌گیری‌ها و اداره کشوره. اگر آقای پزشکیان بتونه روی همین یک دستورکار نظر سایر مقامات رو جلب کنه، بزرگترین خدمت رو به مفهوم وفاق کرده: اجماع مقامات کشور بر فراهم کردن بستر حکمرانی مشارکتی؛ در غیر اینصورت ماه‌عسل وفاق میان مقامات کشور، بزودی و شاید بی‌دستاورد، به پایان خواهد رسید.

🔲 @ArmanGram
t.me/ArmanGram_archive/299?single
🔹تحلیل راهبردی وفاق ملی

سخنان دکتر محمدمهدی مجاهدی، پژوهشگر علوم سیاسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در پنلِ مفهوم‌سنجیِ وفاق ملی در همایش گفتگوی ملی دربارهٔ وفاق ملی

🔻وفاق ملی به‌مثابه‌ی برنامه‌ای سیاسی-اجتماعی، راه‌حل چه شبکه‌ای از مسائل راهبردی است؟

🔸صورت وضعیت مسائل راهبردی ما مجموعه‌ای از مسأله‌های انباشته و به‌تعویق‌افتاده را در بر می‌گیرد.

🔸از منظر تحلیل نیروها و پیکرشناسی قدرت، سه گسل واگرا یک‌دیگر را تشدید می‌کنند. از یک سو، تشکل‌نیافتگی جامعه را ناتوان و گرفتار انواع واگرایی‌ها کرده است. از دیگر سو، پیوندهای درونی ائتلاف حاکم نیز ضعیف شده و حکومت را به عرصه‌ی کشمکش میان منافع متعارض و تعارض منافع تبدیل کرده است. همگرایی میان جامعه و ائتلاف حاکم نیز به سبب کاهش بازنمایی و فقدان نمایندگی جامعه درون حکومت سست شده است.

🔸از منظر تحلیل ساخت دولت، چهار پایه‌ی برسازنده‌ی دولت به‌تدریج فرسوده شده‌اند. به تعبیر دیگر، وجه عمومی دولت، وجه خصوصی دولت، وجه اجبار دولت، و وجه مشروعیت دولت کم‌کارکرد یا کژکارکرد شده‌اند.

🔸از منظر تحلیل راهبرد امنیت ملی، برخی از چهار رکن این راهبرد کمابیش آسیب دیده‌اند؛ محور مقاومت، نگاه به شرق، صنایع موشکی، و بالاخره، پافشاری بر صنعت صلح‌آمیز هسته و دانش فنی آن (دست‌کم به عنوان ابزار مذاکراتی) شاخص‌های امنیت ملی را تا آینده‌ی رؤیت‌پذیر دیگر مانند گذشته افزایش نمی‌دهند.

🔸در نتیجه، پیچیدگی و درشتی و درهم‌تنیدگی مسائل راهبردی کشور از قدرت هاضمه‌ی حل‌مسأله‌ای کشور فراتر رفته است.

🔸ناظر بر چنین تصویری از شبکه‌ی ‌مسأله‌های راهبردی کشور، تنها راه حل راهبردی ما اقدام گریزناپذیر، فوری و ضرور برای افزایش ظرفیت و توان و توانش حل‌مسأله‌ای کشور در ترازهای گوناگون است.

🔸وفاق ملی در این صورت‌بندی تنها راه باقی‌مانده برای ایجاد شرایط امکان حل‌مسأله‌های راهبردی کشور است.

🔸وفاق ملی همان برنامه‌ سیاسی-اجتماعی راهبردی‌ای است که با هم‌افزا کردن تعارضات هم‌فرسا میان نیروهای واگرا و با هم‌گرا کردن نیروهای درون جامعه و درون حکومت و با پیوند زدن میان حکومت و جامعه شرط امکان حل مسأله‌های ایران را در تراز راهبردی فراهم می‌آورد.

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔹در پنل تجربه های داخلی وفاق در همایش گفتگوهای ملی درباره وفاق ملی مطرح شد:

🔻اهمیت وفاق اجتماعی و همکاری میان ذی‌نفعان مختلف برای حل مسائل بزرگ


🔸خانم فیروزه صابر کارآفرین برتر در سخنان خود تأکید کرد که برای تاثیرگذاری بر گروه‌های کم‌برخوردار، ایجاد هویت اجتماعی ضروری است و برای حل مسائل اجتماعی، قدرت اجتماعی باید تقویت شود. او افزود که پژوهش و کار مشارکتی در حل مشکلات نقش مهمی دارد و صاحبان مسئله باید در اولویت قرار گیرند. در این راستا، همسوسازی منافع ذی‌نفعان برای حل مسئله اهمیت زیادی دارد و گروه‌های محلی نباید حس برتری از گروه‌های توانمندساز را تجربه کنند. همچنین در ساختار ملی، برابری و مشارکت برای حل مسائل اجتماعی به‌طور کامل وجود ندارد و باید چتر امنیتی از سر نهادهای مدنی برداشته شود.

🔸محمد درویش فعال محیط زیست نیز بر این نکته تأکید کرد تجربه حدود ۳۷ سال حضور من در طبیعت نشان می‌دهد که ما هرجا که توانستیم منافع مشترک ایجاد کنیم، هرجا که توانستیم با جامعه محلی هم‌سطح گفتگو کنیم و در واقع نگاه از بالا به پایین نبوده، توانسته‌ایم موفق باشیم. هرجایی که مشکلات آنها را به رسمیت شناختیم و از منظر آنها هم به ماجرای طرح‌های خودمان نگاه کردیم، موفق بودیم.او همچنین افزود که همسوسازی منافع میان ذی‌نفعان جوامع محلی ابزار مؤثری برای حل مسائل به‌شمار می‌رود.

🔸شهاب جوانمردی فعال حوزه فناوری در سخنان خود به سه عامل اساسی در موفقیت همکاری‌ها میان کارآفرینان و دولت اشاره کرد: به رسمیت شناختن طرفین، احترام متقابل و روشن‌سازی نقش‌ها. او خاطرنشان کرد که بحران‌ها می‌توانند به فرصتی برای گردهم آوردن افراد برای همکاری تبدیل شوند و شفاف‌سازی پیامدهای حل مسئله نیز می‌تواند در موفقیت آن تاثیرگذار باشد.

🔸محسن دوباشی پژوهشگر در علوم ارتباطات در صحبت‌های خود بر اهمیت نوآوری اجتماعی تأکید کرد و گفت که این نوآوری به معنای یافتن راه‌حل‌های کوچک برای مسائل بزرگ است. او افزود که پیش از رسیدن به وفاق باید به یک فهم مشترک در میان طرف‌ها رسید و در مناطق دور از مرکز، دست‌یابی به وفاق راحت‌تر صورت می‌گیرد.

🔸حامد بیدی متخصص حوزه دیجیتال و استارتاپ نیز در سخنان خود گفت که گفت‌وگوی غیرستیزه‌جو، عامل اصلی تداوم کارزارها و تلاش‌ها است و شروع از موضوعات کوچک و ممکن می‌تواند کلید موفقیت در حل مسائل باشد. او در نهایت به این نکته اشاره کرد که برای پایدار ماندن وفاق، قدرت طرف‌های مختلف باید همگن و هم‌راستا باشد.

🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident